کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب

بهترین ترجمه رمان ابله

رایا

قبلا در معرفی رمان خارجی، کتاب ابله از داستایفسکی را معرفی کرده‌ایم. این رمان یکی از مشهورترین کتاب‌های داستایفسکی و همچنین یکی از بزرگ‌ترین رمان‌های دنیا محسوب می‌شود. در ایران هم استقبال از این اثر برجسته داستایفسکی بسیار زیاد است و تاکنون چندین ترجمه از آن وارد بازار شده است. در این مطلب قصد داریم به شما در انتخاب بهترین ترجمه رمان ابله کمک کنیم.

ترجمه‌هایی که تاکنون از رمان ابله وارد بازار شده است عبارتند از:

  • ترجمه سروش حبیبی – نشر چشمه
  • ترجمه مهری آهی – نشر خوارزمی
  • ترجمه مشفق همدانی – نشر امیرکبیر
  • ترجمه نسرین مجیدی – نشر روزگار
  • ترجمه آرا جواهری – نشر پارمیس
  • ترجمه پرویز شهدی – نشر مجید
  • ترجمه اصغر اندرودی – نشر ناژ
  • ترجمه زهره کدخدا زاده – نشر نوید ظهور
  • ترجمه منوچهر بیگدلی خمسه – نشر نگارستان کتاب
  • ترجمه کیومرث پارسای – نشر سمیر

فهرستی که مشاهده کردید، ۱۰ ترجمه مختلف از رمان ابله بود. ترجمه‌های دیگری هم از این کتاب وجود دارد که ما به ذکر همین ۱۰ مورد بسنده می‌کنیم. برای انتخاب بهترین ترجمه رمان ابله لازم است که این ترجمه‌ها با هم مقایسه شود. اما کافه‌بوک منابع کافی برای مقایسه همه این موارد را ندارد و نهایتا دو ترجمه خوب و شناخته شده سروش حبیبی و مهری آهی را در این مطلب مقایسه می‌کند. این ترجمه‌ها را بنا به دلایل مختلف انتخاب کرده‌ایم که مهم‌ترین این دلایل این بود که این بزرگان کتاب را از زبان روسی ترجمه کرده‌اند. توجه داشته باشید که این به معنای ناخوب بودن دیگر ترجمه‌ها نیست.

[ لینک مرتبط: کتاب جنایت و مکافات – همراه با اینفوگرافیک ]

بهترین ترجمه رمان ابله

بهترین ترجمه رمان ابله کدام است؟

قبل از مقایسه دو ترجمه سروش حبیبی و مهری آهی، در نظر داشته باشید که ما متن فارسی دو ترجمه را مقایسه می‌کنیم و دقیقا متن کتاب را با رعایت تمام نکات نگارشی در اینجا نقل می‌کنیم. طبیعتا از آوردن متن روسی کتاب خودداری می‌کنیم. همچنین ما بخش‌های مختلفی از اول تا آخر کتاب را برای مقایسه انتخاب کرده‌ایم. در نهایت امیدواریم در انتخاب بهترین ترجمه رمان ابله به شما کمک کنیم.

ترجمه سروش حبیبی – نشر چشمه:

در یکی از واگن‌های درجه سه، کنار پنجره، دو نفر از سحر روبه‌روی هم نشسته بودند. هر دو جوان بودند و هیچ‌یک باری همراه نداشت و چندان خوش‌سروپُز نبودند و هیات هر دو بسیار چشم‌گیر بود و هر دو می‌خواستند عاقبت سرِ صحبت را با هم باز کنند. اگر از حال هم خبر می‌داشتند و می‌دانستند که در آن لحظه از چه حیث جلب توجه می‌کنند، حیران می‌ماندند که دست بوالعجب قضا آن‌ها را در این واگن درجه سه قطار ورشو – پترزبورگ روبه‌روی هم نشانده است.

ترجمه مهری آهی – نشر خوارزمی:

در یکی از واگن‌های درجه سه، از سحرگاه، دو مسافر کنار پنجره در مقابل هم قرار گرفته‌بودند. هر دو جوان بودند، بار کمی همراه داشتند، لباس هیچ‌یک از آنان فاخر نبود، قیافه‌هایشان کاملا جالب توجه می‌نمود و هر دو می‌خواستند که سرانجام با یکدیگر صحبت کنند. اگر اکنون هر یک از آنان می‌دانست که زندگی دیگری تا چه اندازه با زندگی او پیوند دارد، حتما در شگفت می‌شد که چگونه سرنوشت، این گونه عجیب، آنان را در واگن درجه سه قطار ورشو – پترزبورگ مقابل یکدیگر نشانیده‌است.

ترجمه سروش حبیبی – نشر چشمه:

حال آنکه چه بسا درد بزرگ، رنجی که به راستی تحمل‌ناپذیر است از زخم نیست بلکه در اینست که می‌دانی و به یقین می‌دانی که یک ساعت دیگر، بعد ده دقیقه دیگر، بعد نیم دقیقه دیگر، بعد همین حالا، در همین آن روحت از تنت جدا می‌شود و دیگر انسان نیستی و ابدا چون و چرایی هم ندارد. بزرگ‌ترین درد همین است که چون و چرایی ندارد. در اینست که سرت را می‌گذاری درست زیر تیغ و صدای غژغژ فرود آمدن آن را می‌شنوی و همین ربع ثانیه از همه وحشتناک‌تر است.

ترجمه مهری آهی – نشر خوارزمی:

حال آنکه دردناک‌تر از آن، این است که بیقین بدانی که پس از یک ساعت یا ده دقیقه یا نیم دقیقه و شاید هم‌اکنون، دیگر روح از بدنت جدا خواهدشد و برای همیشه زندگی‌ات به‌پایان خواهدرسید. از همه وحشتناک‌تر، همین یقین است. وقتی سر را گذاشتی زیر تیغه ساطور و می‌شنوی ساطور بالای سرت به‌حرکت درمی‌آید، همین یک ربع ثانیه از همه دهشتناک‌تر است.

ترجمه سروش حبیبی – نشر چشمه:

مجازات اعدام به گناه آدم‌کشی، به مراتب وحشتناک‌تر از خود آدم‌کشی است.

ترجمه مهری آهی – نشر خوارزمی:

اعدام به‌خاطر جنایت، مجازاتی است بمراتب بزرگ‌تر و وحشتناک‌تر از خود جنایت.

ترجمه سروش حبیبی – نشر چشمه:

خانم ژنرال از بابت نام و تبار خود بسیار غیرتمند بود. می‌توانید تصور کنید که وقتی یکباره و بی‌آمادگی شنید که این پرنس میشکین، یعنی آخرین بازمانده تبارش که پیش از آن هم چیزکی درباره‌اش شنیده بود ابلهی بینوا بیش نیست و می‌شود گفت که تهی‌دستِ بیچاره‌ای است که صدقه می‌پذیر، چه حالی شد.

ترجمه مهری آهی – نشر خوارزمی:

خانم یپانچین نسبت به‌اصل و نسب خود بسیار حساس بود و از این رو هنگامی که دانست آخرین بازمانده خاندانش _ یعنی شاهزاده میشکین _ که تا آن وقت مختصری درباره‌اش شنیده‌بود، کسی جز ابلهی بیچاره و بینوا نیست که به‌دلیل فقر حتی کمک مالی هم می‌پذیرد، بسیار ناراحت و مایوس گردید.

ترجمه سروش حبیبی – نشر چشمه:

من خوب می‌دانم که جنایت در گذشته هم کم نبوده است و حتی همین جور جنایات فجیع! من همین چندی پیش از زندان‌ها بازدید می‌کردم و فرصت پیدا کردم با جنایتکاران و متهمان زیادی آشنا شوم. جانی‌هایی بسیار سنگدل‌تر از این‌ها هستند که ده‌ها نفر آدم را کشته‌اند و پشیمان هم نیستند ولی من به یک نکته پی‌بردم و آن اینکه کهنه‌کارترین جانی که دیگر اصلاح‌شدنی نیست، هرچه باشد می‌داند که ‘جانی’ است، و گرچه از کاری که کرده پشیمان نیست، پیش وجدان خود می‌داند که کار زشتی کرده است، و همه آن‌ها هیمن‌طورند.

ترجمه مهری آهی – نشر خوارزمی:

من خودم می‌دانم که پیش‌تر جنایات زیاد بود و حتی به‌همین وحشتناکی. همین چندی پیش از بازداشتگاه‌ها دیدن کردم و با عده‌ای از جنایتکاران و محکومین توانستم آشنا شوم و مشاهده کردم که حتی جنایتکاران وحشتناک‌تر از اینها هم هستند و، با آنکه هر کدام ده قتل کرده‌بودند، هیچ پشیمان نمی‌نمودند. اما با این همه ملتفت شدم که خون‌خوارترین قاتلان، که حتی احساس ندامت نمی‌کنند با وجود این، می‌دانند که «جنایتکار» هستند. یعنی وجداناً می‌داند که کار بدی کرده است، هرچند پشیمان نباشد؛ و تقریبا همه آنان این‌چنین‌اند!

ترجمه سروش حبیبی – نشر چشمه:

لیبدف که احساس الهامی راستین می‌کرد، گفت: «خاطرتان آسوده باشد، پرنس بزرگوار، پرنس صمیمی و نیک‌نهاد! اطمینان داشته باشید که این حرف‌ها همه در این قلب پاک و نجیب من به گور خواهد رفت. قدم‌های ما با هم به قدری نرم خواهد بود که صدایی نخواهد داشت. بله قربان، قدم‌های نرم و متفق! من حاضرم حتی تمام خونم را… حضرت اقدس، پرنس بزرگوار، روح و جان من حقیر است. ولی من هیچ، از هر آدم رذلی می‌خواهید بپرسید، ترجیح می‌دهد با رذلی مثل خودش سر و کار داشته باشد یا با آدم بزرگوار و پاک‌نهادی مثل شما، جواب خواهد داد با آدم بزرگوار و پاک‌نهاد، و پیروزی فضیلت در همین است. خداحافظ حضرت اقدس! نرم‌نرمک و به اتفاق!»

ترجمه مهری آهی – نشر خوارزمی:

لبدف با شوق فراوان فریاد زد:
_ اطمینان داشته‌باشید، شاهزاده خوش‌قلب و نیکوکار! مطمئن باشید که همه اینها در قلب پاک و نجیب من برای همیشه مدفون خواهدماند! با قدم‌های آهسته و همراه با هم! من حتی خونم را!… حضرت والا! من قلب و روحم حقیر است؛ اما از هر آدم پست‌فطرتی که می‌خواهید بپرسید که ترجیح می‌دهد با چه کسی سروکار داشته‌باشد؟ آیا با شخصی رذل مانند خودش یا با انسانی بی‌نهایت شریف چون شما شاهزاده پاکدل؟ بدون شک او پاسخ خواهدداد که شخص بسیار شریف را ترجیح می‌دهد؛ زیرا همیشه پیروزی از آن شرافت و شخصیت است! به‌امید دیدار، شاهزاده والامقام! با گام‌های آهسته… آهسته و… به‌اتفاق!

ترجمه سروش حبیبی – نشر چشمه:

دیگر بسم است. به‌قدر کافی به ندای دلم گوش کردم. حالا دیگر باید به حکم عقل زندگی کرد.

ترجمه مهری آهی – نشر خوارزمی:

سبک‌سری دیگر بس است! باید به‌ندای عقل هم گوش داد.

در نهایت بهترین ترجمه رمان ابله کدام است؟

تا به اینجا که دو ترجمه سروش حبیبی و مهری آهی را خوانده و مقایسه کردید، حتما متوجه شده‌اید که هر دو ترجمه خوب و روان هستند اما ترجمه سروش حبیبی جدیدتر و به اصطلاح امروزی‌تر است. و حتما متوجه دیگر اخلافات این دو ترجمه نیز شده‌اید. با در نظر گرفتن همه این موارد، در نهایت ما انتخاب ترجمه بهتر را به عهده خود مخاطب واگذار می‌کنیم. اما ترحیج ما ترجمه سروش حبیبی است و در سایت هم، معرفی کتاب ابله را بر اساس ترجمه سروش حبیبی نوشته‌ایم. در نهایت امیدواریم در انتخاب بهترین ترجمه رمان ابله به شما کمک کرده باشیم. لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب با ما به اشتراک بگذارید.

مشخصات دو کتاب عبارت است از:

  • ترجمه: سروش حبیبی
  • انتشارات: چشمه
  • تعداد صفحات: ۱۰۱۹
  • قیمت کتاب – زمستان ۹۶: ۷۰۰۰۰ تومان
  • تک جلدی – جلد گالینگور

  • ترجمه: مهری آهی
  • انتشارات: خوارزمی
  • تعداد صفحات: ۱۰۶۶
  • قیمت کتاب – سال ۹۵: ۶۹۰۰۰ تومان
  • تک جلدی – جلد گالینگور

👤 نویسنده مطلب: سروش فتحی – نسیم قدرتی

کتاب‌های معرفی شده از داستایفسکی در کافه‌بوک:

  1. کتاب ابله
  2. کتاب جنایت و مکافات
  3. کتاب همزاد
  4. کتاب قمارباز
  5. کتاب شب‌های روشن
  6. کتاب یک اتفاق مسخره
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 28
دوست نداشتم: 4
میانگین امتیازات: 7

5 دیدگاه در “بهترین ترجمه رمان ابله

فقط مهری آهی.جنایت و مکافات رو هم با همون ترجمه بخونین.بازم مهری آهی

ترجمه هر دو خوب است ، اما ترجمه مهری آهی روان تر است . در ترجمه آقای حبیبی جملات بسیار پیچیده تر شده اند ،

و این به معنای عمیق تر بودن کلام نیست ….!!!! هدف رساندن پیام اصلی کتاب است .

به عناوان مثال : آن مرد به آن زن گفت زیر سیگاری را بیاور . مفهوم مشخص و روان بیان شده . هیچگونه تفسیر فلسفی هم ندارد.

اما همین جمله رو میتوان به این شکل هم بیان کرد : آن مرد به آن زن که عمری ضعیفه خطاب شده بود گفت ، آن زیر سیگاری را

که نتیجه ظلم توده هاست را بیاور . میبینیم که چقدر مسخره میشه . اصولا لازم نیست هر جمله ای رو با تم و مضموم فلسفی بیان کنیم .

متاسفانه آقای حبیبی به جملات بدون اینکه اصلا نیازی داشته باشند ، شاخ و برگ میدن .

ترجمه سروش حبیبی به طور چشمگیری روان تر هست، اما باید دید کدوم به متن اصلی بیشتر وفادار بودند؟ بعضی جاها جملات کاملا باهم تفاوت دارن. مترجم فقط مترجمه قرار نیس تو کتاب دست ببره.

این مقایسه های ترجمه ها هم بخش بسیار خوبی هست. متشکر
بنظرم هردو خوب هستن
اما در اغلب موارد سروش حبیبی مقداری عمیق تر و روان تر هست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.