کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب

داستایفسکی جدال شک و ایمان

کانال تلگرام کافه بوک

بدون‌شک اگر کتاب‌های داستایفسکی را خوانده باشید می‌دانید که در مقدمه کتاب‌هایش، مترجمان همیشه به گوشه‌ای از زندگی پر فراز و نشیب او اشاره می‌کنند. از افتخاراتی که به واسه انتشار اولین کتابش کسب کرد تا محکومیتش به اعدام و زندانی شدن در سیبری. از اعتیادی که به قمار پیدا کرد تا نوشتن بزرگ‌ترین رمان‌های جهان. از ادواج‌هایش تا تحمل فقر و بی‌پولی و بسیاری از موضوعات دیگر. کتاب داستایفسکی جدال شک و ایمان شامل زندگی‌نامه و بررسی رمان‌های این نویسنده بزرگ روسی است.

این کتاب اثر ادوارد هلت‌کار، مورخ، دیپلمات، روزنامه‌نگار و نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل انگلیسی است که بیشتر به‌خاطر نوشتن یک مجموعه چهارده جلدی درباره تاریخ شوروی شناخته می‌شود.

داستایفسکی جدال شک و ایمان در ۴ بخش اصلی نوشته شده است:

  • کتاب اول: سالهای رشد
  • کتاب دوم: سالهای هیجان و جوشش
  • کتاب سوم: سالهای آفرینش
  • کتاب چهارم: سالهای کامروایی

فصل‌های کتاب اول عبارتند از: کودکی / سالهای نخست در پطرزبورگ / ثمره‌های نخستین / فاجعه / خانه مردگان. فصل‌های کتاب دوم عبارتند از: تبعید و ازدواج نخست / تجربه زورنامه‌نگاری / زندگی خصوصی / سالهای اندوه / میان‌پرده‌های احساساتی. فصل‌های کتاب دوم عبارتند از: سال شگفتیها / ماههای نخست اقامت در خارجه / ادامه اقامت در خارجه / مشکلات اخلاقی – جنایت و مکافات / آرمان اخلاقی – ابله / اخلاق و سیاست – جن‌زدگان. فصل‌های کتاب دوم عبارتند از: بازگشت به روسیه / داستایفسکی روانشناس – جوان خام / داستایفسکی روزنامه‌نگار – یادداشتهای روزانه یک نویسنده / داستایفسکی پیامبر – برادران کارامازوف / اوج افتخار / پایان سخن

خواننده کتاب، در همان ابتدا، هنگامی که کودکی داستایفسکی را می‌خواند متوجه می‌شود که خود داستایفسکی هم مانند شخصیت کتاب‎هایش فردی عادیی نبوده است. در صفحه ۱۴ کتاب آمده است:

نداشتن همبازی در کودکی نیز تاثیراتی مشهود بر زندگی و آثار داستایفسکی گذاشت. صحبت از تنهاییِ دوران کودکی در مورد کسی که با شش خواهر و برادر در آپارتمانی سه‌اتاقه پرورش یافته است به‌ظاهر نامعقول می‌نماید. اما حقیقت این است که خانواده داستایفسکی منزوی و تنها بود، معاشرتی نداشت و تمامی فعل‌وانفعالات در محدوده خانه صورت می‌گرفت نه در خارج.

کتاب‌های معرفی شده از داستایفسکی در کافه‌بوک:

  1. کتاب ابله
  2. کتاب جنایت و مکافات
  3. کتاب همزاد
  4. کتاب قمارباز
  5. کتاب شب‌های روشن
  6. کتاب یک اتفاق مسخره

پشت جلد کتاب داستایفسکی جدال شک و ایمان قسمتی از متن کتاب آمده است که چنین است:

نیچه می‌گوید: «آن کس که با هیولاها پنجه در می‌افکند، باید به‌هوش باشد که مبادا خود هیولا شود، و آنگاه که زمانی دراز چشم به مغاک می‌دوزی، مَغاک نیز چشم به روی روحت می‌گشاید.»

در زندان اومسک، داستایفسکی چهار سال با رانده‌شدگانی زیست که از قراردادها و رسوم اجتماعی عادی معاف بودند -موجوداتی که به هستی حیوانی بازگشته بودند. او به مغاکی چشم دوخته بود که در آن عنصر خام شهوت مجرد بشری می‌جوشید و مغاک داخل در روح او می‌شد. او شاید خود هنگامی که پا به زندان گذاشت انسانی غیرعادی بود. در آنجا او آموخت که خود را با جهانی غیرعادی وفق دهد، و هنگامی که سر برآورد نگاه کج و معوجش نمی‌توانست به کانونی دیگر دوخته شود.

انسان‌های عادی در رمان‌های داستایفسکی همان‌قدر نادرند که در محوطۀ زندان. جهان او جهان جنایتکاران و قدیسان، هیولاهای رذیلت یا فضیلت بود. داستایفسکی سی و سه ساله بود که آهنگر زندان غل و زنجیر از پایش گشود تا بار دیگر قدم به جهان انسان‌های آزاد بگذارد، اما این جهانی بود که به‌واسطۀ دوره‌ای که او از سر گذرانده بود برای همیشه چهره عوض کرده بود. سال‌های رشد به پایان رسیده بود، اما هنوز سال‌های طولانی تب و هیجان باید طی می‌شد تا سرانجام نبوغ وی بیان هنری‌اش را دربارۀ مسائل خیر و شر که روحش را در سایۀ تاریک زندان می‌خوردند پیدا کند.

تصویر زیر اثر آلسیا باگالی است که روی جلد کتاب حک شده است.

داستایفسکی جدال شک و ایمان

درباره کتاب داستایفسکی جدال شک و ایمان

زندگی‌نامه داستایفسکی به‌حدی تراژدیک است که در هنگام خواندن کتاب مدام به خاطر اینکه چنین رمان‌هایی خلق کرده است او را ستایش می‌کردم و از او سپاسگزار بودم. قطعا کسی در شاهکار بودن رمان‌های بزرگ داستایفسکی تردید ندارد، اما اگر این کتاب را بخوانید و از جزء‌جزء اتفاقات زندگی داستایفسکی و شرایطی که در آن این آثار را خلق کرده است آگاه شوید، دوچندان دچار شگفتی می‌شوید. به نظر من تنها بعد از خواندن زندگی‌نامه داستایفسکی است که شما می‌توانید رفتارهای راسکلنیکف را در جنایت و مکافات عمیقا درک کنید. و یا توصیف‌های پرنس میشکین را در ابله در مورد مرگ و زندگی بفهمید. و این موضوع در مورد دیگر آثار داستایفسکی هم صدق می‌کند.

به اعتقاد من، این کتاب که با دیدی نقادانه و کاوشگرانه در مورد زندگی داستایفسکی نوشته شده است، یک کتاب مهم و ضروری برای شناخت داستایفسکی و آثار اوست. ادوارد هلت‌کار با نگاهی دقیق اتفاقات و شرایطی که در آن داستایفسکی آثارش را خلق کرده است بررسی کرده است و درنهایت نقد خوبی از رمان‌های بزرگ او یعنی جنایت و مکافات – ابله – جن‌زدگان – جوان خام و برادران کارامازوف ارائه می‌نماید. بعد از خواندن این کتاب است که متوجه می‌شوید زندگی پرفراز و نشیب داستایفسکی چطور وارد رمان‌های او شده است.

به شکل‌های مختلف می‌توان با این کتاب خوب روبه‌رو شد. حالت اول این است که شما آثار داستایفسکی را خوانده باشید و بعد سراغ این کتاب بروید. حالت دوم نیز این است که شما این کتاب را بخوانید و بعد به سراغ رمان‌های داستایفسکی بروید.

اما پیشنهاد ما حالت سوم است.

همان‌طور که اشاره کردیم، این کتاب شامل زندگی‌نامه و بررسی رمان‌های بزرگ داستایفسکی است. رمان‌هایی که بعد از محکومیتش نوشته است و در واقع رمان‌های پخته او محسوب می‌شود.

ما پیشنهاد می‌کنیم این کتاب را در کنار خواندن آثار داستایفسکی مطالعه کنید. به این صورت که: ابتدا قسمت‌های زندگی‌نامه کتاب را بخوانید و بعد از خواندن هر کدام از رمان‌های داستایفسکی دوباره سراغ این کتاب بیاید و علاوه بر مرور دوره‌ای که در آن کتاب موردنظر نوشته شده است، نقد کتاب را نیز مطالعه کنید.

(البته این صرفا یک پیشنهاد است. لطفا اگر شما هم در این مورد نظری دارید، حتما در زیر این مطلب برای ما کامنت بگذارید.)

در هر صورت پیشنهاد می‌کنم اگر به داستایفسکی علاقه دارید و قصد دارید آثار او را بهتر درک کنید، این کتاب را حتما مطالعه کنید.

[ مطلب مرتبط: رمان همه می‌میرند – نشر نو ]

کتاب داستایفسکی جدال شک و ایمان

جملاتی از متن داستایفسکی جدال شک و ایمان

داستایفسکی نمی‌تواند گذری کند و تنها نظری بیفکند. تعداد شخصیتهای داستانی او، یا دست‌کم آنهایی که به یاد ما می‌مانند، به نسبت حجم آثارش بسیار اندک است. اما در عوض هریک از این شخصیتها آنچنان در تصور پرورش یافته است که گویی نویسنده، عمری در انزوا، صرف تامل در روح و روان او کرده است. عمق شگفت‌انگیز دید او تنگی میدان بیناییش را به کمال، و بل بیش از آن، جبران می‌کند. (داستایفسکی جدال شک و ایمان – صفحه ۱۵)

پنج سال آزگار تحت نظر نگهبانها و در میان انبوه آدمها زیسته‌ام، و هرگز حتی ساعتی تنها نبوده‌ام. تنهایی از صرورتهای زندگی عادی است، مثل نوشیدن و خوردن؛ وگرنه در این زندگی اشتراکی اجباری آدم از بشر بیزار می‌شود. جمع آدمها چون سم یا عفونت است، و از این عذاب غیرقابل تحمل من در طی این چهار سال بیش از هرچیز دیگر رنج برده‌ام. لحظاتی بوده است که از هرکسی که از کنار گذشته است، مقصر یا بی‌تقصیر، احساس انزجار کرده‌ام، و به آنها چون دزدانی نگاه کرده‌ام که زندگی‌ام را بی آنکه جزایی ببینند از من می‌ربایند. (داستایفسکی جدال شک و ایمان – صفحه ۷۱)

زندان همه معیارهای اخلاقی را که داستایفسکی شناخته بود درهم کوبید. (داستایفسکی جدال شک و ایمان – صفحه ۸۲)

داستایفسکی سی‌وسه‌ساله بود که آهنگر زندان غل و زنجیر از پایش گشود تا بار دیگر قدم به جهان انسانهای آزاد بگذارد؛ اما این جهانی بود که به‌واسطه دوره‌ای که او از سر گذرانده بود برای همیشه چهره عوض کرده بود. (داستایفسکی جدال شک و ایمان – صفحه ۸۳)

بعدها در نامه‌ای نوشت، اندیشه نوشتن جنایت و مکافات زمانی به خاطرش خطور کرد که همه‌چیز خود را در پای میز رولت باخته بود. (داستایفسکی جدال شک و ایمان – صفحه ۱۷۲)

در اوت ۱۸۷۵، زمانی که داستایفسکی هنوز مشغول نوشتن جوان خام بود، آنا آخرین فرزندش را که پسر بود به دنیا آورد. این پسر را آلیوشا نام نهادند. در میان فرزندان آنها، آلیوشا یگانه فرزندی بود که بیماری پدر را به ارث برد، و در سن سه‌سالگی بر اثر حمله صرع درگذشت. (داستایفسکی جدال شک و ایمان – صفحه ۳۲۲)

شهرتی که داستایفسکی در سالهای پایانی عمرش پیدا کرده بود دردسرها و مسئولیتهای تازه‌ای برایش به‌وجود آورده بود. مرتبا دعوتش می‌کردند که برای کمک به موسسات خیریه مختلف آثارش را روخوانی کند، و علی‌رغم خلق و خوی عصبی‌اش همه گواهیها، که تعدادشان هم کم نیست، دال بر این است که داستایفسکی در روخوانی مهارت زیادی داشته است. یکی از شنوندگان صدای او را به «جریان گدازه مذاب» تشبیه کرده است. ستایشگران او نیز، که اکثرا زنان و دانشجویان بودند، دائما خلوت خانه او را با مراجعات مکرر به‌هم می‌زدند، برخی درخواستهایی داشتند، برخی راهنمایی می‌خواستند، و برخی دیگر می‌آمدند تا بتشان را ببینند و از آنچه او کرده بود و برایشان اهمیت بسیار داشت اظهار سپاس و قدردانی کنند. (داستایفسکی جدال شک و ایمان – صفحه ۳۶۶)

در روسیه سابقه نداشت که مرگ نویسنده‌ای بدل به واقعه‌ای مهم برای همگان شود. هیچ نویسنده روسی از زمان پوشکین چنان محبوب همگان درنگذشته بود، و در زمان مرگ پوشکین نیز مقامات اجازه عزاداری آشکار نداده بودند و به‌زور موافقت گرفته بودند که تشییع جنازه پنهان انجام گیرد. اما اکنون اوضاعِ دیگر بود. نوشته‌های پوشکین آغازگر دوره عظمت ادبیات قرن نوزدهم روسیه و مرگ داستایفسکی نقطه پایان آن بود. شاعران هم‌نسل او، تیوتچف و نکراسوف، پیش از او درگذشته بودند، تورگنیف دیگر پیر و فرسوده بود و چیز ارزشمندی نمی‌نوشت و ننوشت؛ تالستوی روی از هنرش گردانده بود و رساله‌های اخلاقی و زیبایی‌شناختی می‌نوشت. روسیه در آستانه عصری جدید با انسانهای کوتوله و اعتقادات متزلزل بود. عصر جدید آشکارا عصر گذار بود. (داستایفسکی جدال شک و ایمان – صفحه ۳۸۱)

مشخصات کتاب

  • عنوان اصلی: داستایفسکی
  • عنوان فرعی: جدال شک و ایمان
  • نویسنده: ادوارد هلت‌کار
  • ترجمه: خشایار دیهیمی
  • انتشارات: نو
  • تعداد صفحات: ۴۰۸
  • قیمت چاپ اول – ۱۳۹۶: ۴۰۰۰۰ تومان
  • جلد گالینگور

👤 نویسنده مطلب: سروش فتحی

نظر شما در مورد این کتاب و آثار داستایفسکی چیست؟ لطفا اگر این کتاب را خوانده‌اید، حتما نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید.


» معرفی چند کتاب دیگر از نشر نو:

  1. کتاب انسان خردمند
  2. کتاب انسان خداگونه
  3. رمان درک یک پایان