کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب

خلاصه رمان عامه پسند

رمان عامه پسند

کانال تلگرام کافه بوک

رمان عامه پسند آخرین کتاب چارلز بوکفسکی است. بوکفسکی چند ماه بعد از انتشار کتاب از دنیا رفت. ۱۹۹۴ – ۱۹۲۰

حجم نوشته های ادبی بوکفسکی بسیاز زیاد است. بوکفسکی بیشتر از آنکه یک رمان نویس باشد، یک شاعر است. او هزارن شعر سرود و صدها داستان کوتاه و چندین رمان نوشته است. سردبیر مجله تایمز به چارلز بوکفسکی «ملک الشعرای فرودستان آمریکا» لقب داده است. ولی در واقع بزرگ ترین تحسین کنندگان بوکفسکی اروپایی هستند. مثلا ژان پل سارتر و ژان ژنه به او لقب بزرگ ترین شاعر آمریکا را داده اند.


پشت جلد رمان عامه پسند قسمتی از متن کتاب آمده است:

روز بعد باز دوباره برگشته بودم دفتر. احساس بیهودگی می کردم و اگر بخواهم رک حرف بزنم حالم از همه چیز به هم می خورد. نه من قرار بود به جایی برسم و نه کل دنیا. همه ی ما فقط ول می گشتیم و منتظر مرگ بودیم. در این فاصله هم کارهای کوچکی می کردیم تا فضاهای خالی را پر کنیم. بعضی از ما حتا این کارهای کوچک را هم نمی کردیم. ما جزء نباتات بودیم. من هم همین طور. فقط نمی دانم چه جور گیاهی بودم. احساس می کردم که یک شلغمم.

مروری کوتاه بر زندگی بوکفسکی

هاینریش چارلز بوکفسکی، در شهر آندرناخ آلمان به دنیا آمد و بعد از فروپاشی اقتصاد آلمان در پی جنگ جهانی اول، خانواده او در سال ۱۹۲۳ به بالتیمور – ایالت مریلند در کشور آمریکا – مهاجرت کردند.

می توان گفت بوکفسکی در سرتاسر حیاتش زندگی سختی داشته است و گوشه ای از این زندگی سخت را در کتاب ساندویچ ژامبون که به نحوی اتوبیوگرافی خودش است، آورده است.

بوکفسکی در ۳۵ سالگی در اثر خون‌ ریزی حاد معده، در شرف مرگ بوده است، در ۴۱ سالگی اقدام به خودکشی کرده است، در ۶۸ سالگی گرفتار بیماری مرگ‌ بار سل شده است، در ۷۳ سالگی به سرطان خون مبتلا شده است، و نهایتاً بر اثر ابتلا به بیماری ذات‌ الریه به دنبال ضعف جسمانی ناشی از سرطان درگذشته است.

کتاب های چارلز بوکفسکی

رمان عامه پسند

این کتاب را بهترین رمان چارلز بوکفسکی نامیده اند.

رمان عامه پسند درباره یک کارآگاه پیر به نام “نیکی بلان” است که برخلاف انتظار چندان زیرک و باهوش نیست. کارآگاهی که اگر این ویژگی ها را نداشت، بعید بود در نوشته های بوکفسکی جایگاهی داشته باشد.


نیکی بلان چندین مشتری دارد که باید به کار همه آن ها رسیدگی کند چرا که مهلت اجاره دفترش تمام شده است و به پول احتیاج دارد. نخستین مشتری او، زنی زیبا و افسونگر به نام “بانوی مرگ” است که مورد عجیبی است. او به دنبال شخصی به نام “سلین” است. “سلین” نویسنده ی فرانسوی است که چند سال پیش مرده است اما بانوی مرگ اصرار دارد که بلان او را پیدا کند.


در ادامه رمان عامه پسند نیکی بلان با مشتری های عجیب تری هم برخورد می کند. مثلا مردی از او می خواهد که از خیانت همسرش پرده بردارد و یا مرد دیگری که قصد دارد از شرّ یک زن، که به ادعای خودش یک فضایی در پوشش انسان است، رهایی یابد.

اما آخرین و اصلی ترین معمای کارآگاه بلان در رمان عامه پسند حل مسئله “گنجشک قرمز” است.

رمان عامه پسند از چارلز بوکفسکی

رمان عامه پسند تم طنز مانندی دارد که در آن رگه هایی از نوشته های علمی تخیلی، فوق طبیعی و فلسفی وجود دارد. نویسنده این کتاب را به “بد نوشتن” تقدیم کرده است.

چرا مترجم اسم کتاب را عامه پسند ترجمه کرده است؟

پیمان خاکسار، مترجم کتاب، در مورد اسم کتاب چنین توضیح می دهد:

نام اصلی این کتاب پالپ – pulp – است. پالپ به مجلات بی ارزشی گفته می شود که معمولا روی کاغذ کاهی چاپ می شوند. همچنین به معنای مبتذل یا بازاری هم هست. مثلا ترجمه درست پالپ فیکشن – فیلم کوئنتین تارانتینو – داستان های مبتذل است که سلیقه ایرانی داستان عامه پسندش کرده. من هم به پیروی از همین سلیقه با ملاحظه پالپ را عامه پسند ترجمه کردم.

[ کتاب های مرتبط: کتاب هالیوودساندویچ ژامبون – سوختن در آب غرق شدن در آتش ]

نگاهی به رمان عامه پسند

بوکفسکی در زندگی و در نوشته هایش زشت است، بددهن است، عاشق نوشیدن است، کارهای بیهوده زیادی انجام می دهد و خیلی از موارد بیخود دیگری را هم در خود دارد. اما با همه این موارد، بوکفسکی خود واقعی اش را نشان می دهد. نگران قضاوت های دیگران نیست و تحت هیچ شرایطی به دنبال ظاهر سازی نیست. همین آشکار بودن حقیقی است که او را تا این اندازه جذاب می کند. به طور کلی می توان گفت، آدم ها در برخورد با نوشته های بوکفسکی دو دسته اند:

  1. افرادی که عاشق نوشته های او هستند.
  2. افرادی که به هیچ عنوان با نوشته های او ارتباط برقرار نمی کنند.

کتاب های بوکفسکی - رمان عامه پسند و هالیوود و ساندویچ ژامبون

رمان عامه پسند یک کتاب فوق العاده به سبک زیبای بوکفسکی است. رمانی که سرتاسر آن نوشته های پوچ و بیهوده دیده می شود. رمانی که بوی مرگ می دهد.

در رمان عامه پسند با کارآگاهی طرف هستیم که هم از دنیای اطراف خود ناراضی است و هم از دنیای درون خود. با کارآگاهی طرف هستیم که خود را شلغم می داند و آدم های این دنیا را غمگین و افسرده تلقی می کند.

تصویر روی جلد رمان عامه پسند یک هفت تیر است که در رمان بارها به آن اشاره می شود. این هفت تیر در واقع قدرت کارآگاه بلان است که هرجا و در هر موقعیتی وقتی احساس خطر می کند یا می خواهد برتری خود را ثابت کند به آن روی می آورد. هفت تیری که بعضی مواقع به کار می آید و بعضی مواقع جان قربانی های فضایی او را نمی گیرد!

اگر به کتاب هایی که طنز فلسفی دارند – مثل کتاب جز از کل – علاقه دارید، پیشنهاد می کنم خواندن رمان عامه پسند را از دست ندهید.

قسمتی از متن رمان عامه پسند

قسمت هایی از متن رمان عامه پسند

خوبی مستی این است که آدم هیچ‌ وقت یِبس نمی‌شود. بعضی وقت‌ ها یاد کبدم می‌ افتم. ولی کبدم هیچ‌ وقت حرف نمی‌ زد. نمی‌ گفت: بس کن، داری منو می‌کشی. من هم دارم تو رو می‌کشم!

قدیما زندگی شخصی نویسنده‌ ها از نوشته‌ هاشون جالب‌ تر بود. امروزه روز نه زندگی‌ هاشون جذابه نه نوشته‌ هاشون.

بعضی وقت‌ ها فکر می‌کنم که اصلا نمی‌ دانم کی هستم. خیله خب، من نیکی بلان هستم. ولی خیلی هم مطمئن نباش. ممکن است یک نفری تویِ خیابان داد بزند: هی هری! هری مارتل!  من هم احتمالا جواب می‌دهم: چیه؟ چی شده؟ منظورم این است که می‌ توانم هر کسی باشم.

پدرم به من گفته بود که احتمالاً همیشه شکست خواهم خورد. خودش هم یک بازندهٔ مادرزاد بود. کار از بیخ ایراد داشت.

اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای. منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست، بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد. چون تو می دانی بی معناست و همین آگاهی تو از بی معنا بودن، تقریبن معنایی به آن می دهد.می دانی منظورم چیست؟ بدبینی خوش بینانه.

رفتم دستشویی. بدم می‌ آمد خودم را آینه تماشا کنم، ولی نگاه کردم. افسردگی دیدم و شکست. دوتا کیسه‌ سیاه گود گرفته زیر چشم‌ هایم بود. دو چشم ریز و وحشت زده، چشم‌ های موشی که گربه‌ ای عوضی به دامش انداخته. گوشت تنم انگار زنده نبود. به نظر می‌ رسید از اینکه جزئی از من است حالش به‌هم می‌ خورد. ابروهایم به سمت پائین تاب برداشته بودند. پیچ خورده بودند. به نظر می‌ رسید مجنون شده‌اند. موهای ابروی مجنون. افتضاح بود. قیافه‌ام وحشتناک بود… دندان‌ ها. عجب چیزهای وحشتناکی بودند. مجبور بودیم که بخوریم ، بخوریم و بازهم بخوریم. همه‌مان نفرت انگیز بودیم. سرنوشت همه ما همین بود. بخوریم و بگوزیم و بخارانیم و لبخند بزنیم و در روزهای تعطیل مهمان دعوت کنیم.

یکی از چیزهایی که آدم‌ ها را دیوانه می‌کند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار می‌ کشیدند. انتظار می‌ کشیدند که زندگی کنند، انتظار می‌ کشیدند که بمیرند. توی صف انتظار می‌ کشیدند تا کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر می‌ ماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صف‌ های درازتر می‌ رفتند. صبر می‌ کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می‌ کردی تا بیدار شوی. انتظار می‌ کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن می‌شدی. منتظر باران می‌ شدی و بعد هم صبر می‌ کردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن می‌ شدی و وقتی سیر می‌ شدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روان‌ پزشک با بقیهٔ روانی‌ ها انتظار می‌ کشیدی و نمی‌ دانستی آیا تو هم جزء آن‌ ها هستی یا نه.

متن رمان عامه پسند

مشخصات کتاب

  • رمان عامه‌ پسند
  • نویسنده: چارلز بوکفسکی
  • ترجمه: پیمان خاکسار
  • انتشارات: چشمه
  • تعداد صفحات: ۱۹۸
  • قیمت چاپ دهم: ۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما در مورد رمان عامه پسند چیست؟

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

نقد و بررسی کتاب

قلم نویسنده

8

ترجمه

7

تاثیرگذاری و جذابیت کتاب

6

مشخصات ظاهری و قیمت

6

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 296
دوست نداشتم: 40
میانگین امتیازات: 7.4

مقالات معرفی کتاب کافه بوک

16 دیدگاه در “رمان عامه پسند

گاهی با چند تا میخو چکشکاری میشه یکاری کرد اگر چه تیرو تخته ها محکم نباشه

جزوه کتابهایی که نتوتنستم تا انتها بخونم….

نمیدونم چی بگم که منصفانه باشه.
قلم بوکوفسکی رو دوست داشتم خیلی و این که تو جملات کوتاه منظورشو خوب میرسونه.
نویسنده ی باهوشیه.
اما این طنز عجیب و غریب امریکایی و در کنارش پوچی ک ی جور بستر متن بود برام ملموس نبود زیاد.
قطعا ارزش خوندن داره فقط سعی کردم زیاد غرقش نشم.
(این قدرتو داره که کاملا غرق کنه ادمو)
ی جورایی کتمان حقیقت تلخ زندگی.
ناامیدی و استیصال رو میشه خوب توصیف کرد با کلمات و ابراز عقاید اما کاراگاه این قصه خود خود ناامیدیه. هر کاری که میکنه داره داد میزنه ک وقتی که قرار نیست چیزی درست بشه پس مهم نیس ، به درک!
نوسانات روحی رو هم خوب بیان میکنه.
فک میکنی اوضاع رو به راهه اما چند ثانیه یا دقیقه یا ساعت بعد زندگی صدات میزنه و میگه هی! زیادم شکمتو صابون نزن.
چقدرم زود خوندمش. چند ساعت فقط.
ی بار دیگه هم دوست دارم بخونمش.
خوب بود

سلام.
من سوالی داشتم در مورد این کتاب که آیا این اثر شببه باشگاه مشت زنی هست؟

شبیه از چه لحاظ؟
در کافه بوک کتاب باشگاه مشت زنی را هم معرفی کرده ایم. لطفا برای پیدا کردن سوالتون قسمت هایی از متن دو کتاب را با هم مقایسه کنید.

کتاب پایان باز داره ؟ چون واقعا از داستان و فیلم های پایان باز متفرم تصمیم به خرید کتاب دارم به شزطی که داستانش سرانجام داشته باشه

سلام.ببخشید من این کتاب رو خواستم سفارش بدم تو بقیه سایت ها رمان عامه پسند ۱۹۸ صفحه است اما تو خود سایت نشر چشمه هستش ولی تعداد صفحاتش ۳۰۲ هست….کدومشون بهتره ؟؟؟

سلام.
بعید می دونم کتاب عامه پسند ۳۰۲ صفحه باشه، احتمالا با کتاب دیگه ای اشتباه گرفتید.
عامه پسند با ترجمه خاکسار بهترین ترجمه هستش که فقط هم نشر چشمه ارائه می کنه.

یه سردرگمی خوبی تو عامه پسند هست که نمیدونم آیا این کتاب انقدر عمیقه که شاید من متوجه نوشته هاش نشدم یا اینکه به همین سادگی و مزخرفی بود که خوندم . داستانش پر نبود ولی خیلی از حرفاش قابل تامل بود .

قلم بوکفسکی فوق العادس و یکی از نویسنده های محبوب منه چون هرچی به ذهنش میاد رو می نویسه و اصلا سعی نمیکنه دنبال کلمات قلمبه سلمبه بگرده…و اینکه با سانسور های که در ایران رو این کتاب انجام میشه زیاد نمیشه متوجه شخصیت واقعی هنک شد. به نظرم پیمان خاکسار بهتر میتونه منظور بوکفسکی رو برسونه و میتونم بگم یکی از بهترین مترجم های آثار بوکفسکیه…این کتابم واقعا فوق العاده و خیلی خوبه پیشنهادش میکنم😍

پیشنهاد نمیکنم که خونده بشه چون تو همین زمان میشه کتابهای خیلی خوبی رو مطالعه کرد ولی من که دیگه خوندمش و تقریباً همونی بود که انتظار داشتم . بوکفسکی یه ادم دیوونه مزخرف که نمیشه دوسی نداشت 😅خب از این که خوندم پشیمان نیستم ولی واقعاً بد نوشته شده بود و بدون انسجام و …
خود بوکفسکی هم در ابتدای کتاب نوشته : تقدیم به بد نوشتن.

من رمان عامه پسندوتوگوگل سرچ کردم وازاون روخوندم قسمتهای خیلی کمی.اما واقعا عالیه.حیلی بالاتره بهترین رمانیه ک میخوام توقفسه کتابام بین رمانای دیگه م داشته باشمش.

سلام؛ خیلی جالب بود ممنونم؛ یک سریالی با داستان کارآگاه بلان سال ۲۰۱۶ ساخته شده بود که پیمان معادی هم توش بازی میکرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.