کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب کتاب | معرفی کتاب | پیشنهاد کتاب

کتاب سفر به انتهای شب

کتاب سفر به انتهای شب اولین رمان نابغه فرانسوی لویی فردینان سلین می باشد که آن را در ۳۸ سالگی نوشت و بلافاصله با انتشارش تمام جامعه ی ادبی رو انگشت به دهان کرد.

از زندگینامه نامه سلین اینطور برمیاد که سفر به انتهای شب یه رمان خودنگاشته است، یعنی سلین بیشتر اتفاقات رمان رو به شخصه تجربه کرده.

من وقتی با سوال همیشگی اطرافیانم با این مضمون که «تو که کتابخونی بگو چه کتابی بخونم ؟» رو برو میشم، اول ازشون میپرسم «تو که میخوای کتاب بخونی، بگو ببینم، دوس داری چه حسی رو تجربه کنی؟»

اگر بهت زدگی بخوان، حتما باید سفر به انتهای شب رو بخونن.

اولین حسی که بعد از خوندن چند فصل اول کتاب به سراغتون میاد بهت زدگیه. تعجب میکنید از اینکه یه نویسنده چطور میتونه تا این حد شجاع باشه که اوضاع جامعه رو اینطور شفاف و بی پرده به تصویر بکشه و حتی با جرات تمام، افعال مردم اون جامعه رو نقد کنه.

انگار که سلین موقع نوشتن این رمان یه کاربن گذاشته زیر دستش و از روی خط به خط جامعه، چهره جامعه رو ترسیم کرده.

من تابه حال نویسنده ای با این درجه از صداقت و شجاعت ندیده بودم و احتمالا هم نخواهم دید.

کتاب سفر به انتهای شب - معرفی کتاب سفر به انتهای شب در کافه بوک

داستان کتاب سفر به انتهای شب

فردینان باردامو، ضد قهرمان رمان سلین، رو راسته.

مثل خیلی از ماها دچار خودسانسوری نیست که هیچ، حتی تمام مکنونات ذهنی و قلبیش رو بی ترس و واهمه فریاد میزنه. ترسش رو، نفرتش رو، بیزاریش رو. باردامو ترسی از ابراز وجود نداره.

بخش اول ماجراهای کتاب سفر به انتهای شب در زمان جنگ جهانی اول اتفاق میفته.

در نگاه اول حس میکنید با یه منظومه ضدجنگ طرفید. قهرمان کتابهای جنگی همیشه یه شخصیه که واقعا از جان گذشته و عاشق وطنشه. ولی سوپرهیروی ما تو سفر به انتهای شب یه آدم معمولیه، با همه ی ترس هاش از مرگ و امیدهاش برای زندگی.

یکی از بین خودمون که سعی نمیکنه ترسها و شکست هاش رو مخفی کنه، یکی که کشتن آدم ها رو ارزش نمیدونه و معتقده دنیا بدون جنگ قشنگ تره. آدم ها تو این وضعیتشون حتی از حیوون ها هم پست تر و کثیف ترن، حتی این آدم هان که حیوونها رو وادار به جنگ میکنند و برای مقاصد خودشون اونها رو به جون هم میندازن!

تو کتاب ها و فیلم های جنگ، مرسوم اینه که شجاعت مدال میگیره و کمین و استتار و پیدا کردن نقاط استراتژیک جزو رشادت های قهرمان های این جور کتاب هاست. اما قهرمان ما تو این کتاب، به شکل ساده لوحانه ای سعی داره خودش رو اسیر دشمن کنه تا از شرایط سخت و امرشنوی شونه خالی کنه. این یه کمدی اندر تراژدیه. بهش میخندی ولی نمیتونی صددرصد بگی اگه جای اون بودی اینکارو نمیکردی!

خلاصه کتاب سفر به انتهای شب - معرفی کتاب سفر به انتهای شب در کافه بوک

درباره کتاب سفر به انتهای شب

«در مورد سرهنگ باید بگویم که ازش بدم نمی آمد. با وجود این او هم مرده بود. اول دیگر نمی دیدمش. از روی پشته پایین افتاده بود، انفجار او را به پهلو انداخته و بغل سوارکار پرت کرده بود. حالا برای همیشه بغل هم افتاده بودند، اما سوارکار دیگر سر نداشت، فقط یک سوراخ بالای گردنش بود و خون غلغل زنان از وسط سوراخ می جوشید ،درست مثل مربای توی دیگ. شکم سرهنگ باز شده بود و قیافه اش بدجوری تو هم رفته بود. حتما وقتی گلوله بهش خورده بود، دردش گرفته بود .به درک ! اگر با همان گلوله های اول از اینجا (میدان جنگ) رفته بود، این بلا سرش نمی آمد.»

باردامو میگه:

«مرضم این است که از همه جا فرار کنم !»

او مرد بی وطن است، بی ریشه و پابند، بی قید. جنگ را ترک میکند و به آفریقا میرود تا بختش رو بیازماید. وقتی از گرمای جانکاه و امراض آفریقا به تنگ میاد، راهی سرزمین تجدد و تمدن، آمریکا میشه و در نهایت به وطنش ینی فرانسه برمیگرده.

شاید چارچوب نگارش و پیکربندی این رمان، باردامو رو خیلی شبیه به شخصیت های آشنا و محبوب کتاب هایی چون ناتور دشت، تهوع، عقاید یک دلقک و یا بیگانه کامو کنه. اما این فقط در نگاه اوله. شیوه ابراز وجود شخصیت اصلی این کتاب با همه ی اینها متفاوته. شاید همه شون یه فریاد بلند تو گلو داشته باشن ولی این باردامو هستش که ابرازش میکنه، که فریاد میزنه و کلافگیش رو به همه نشون میده. باردامو یه شیپور بزرگه، یه تابلوی اعلاناته.

شاید یکی از دلایلی هم که این کتاب رو هیچوقت خارج از قالب افست نخواهید دید همینه، چون سرتاسر کتاب پر از اصطلاحات و فحش و برون ریزی هایی از این دسته.
اگر همزادهای لب فروبسته باردامو رو دوس داشتید، حتما سفر به انتهای شب رو هم بخونید. لذت خواهید برد.

کتاب سفر به انتهای شب - بررسی کتاب سفر به انتهای شب در کافه بوک - کتاب سفر به انتهای شب

قسمت هایی از متن کتاب سفر به انتهای شب

وسط این تاریکی که آنقدر غلیظ بود که به نظر می رسید اگر دست ها را یک کم باز کنی دیگر آن ها را نمی بینی، من فقط یک چیزی می دیدم، اما همین یک چیز را با یقین کامل می دیدم؛ که توی این تاریکی وسوسه ی آدمکشی به شکل بی حساب و بی انتهایی پنهان شده.

یک ساعت، توی دنیایی که همه چیزش به کشت و کشتار ختم می شود، برای خودش چیزی است.

غم عالم به انواع مختلف سر آدمیزاد فرود می آید، اما همیشه ترتیبی برای این فرود آمدن می دهد.

برای آنکه دیگران گمان کنند عاقلی، هیچ چیزی لازم نیست غیر از رو، پررو که باشی، کافی است، تقریبا هرکاری برایت آزاد است، هر کاری. برای خودت اکثریتی داری و اکثریتت برایت تعیین می کند چه چیزی دیوانگی است و چه چیزی نیست.

اسب ها خیلی خوشبختند، چون اگرچه آن ها هم مثل ما جنگ را تحمل می کنند، اما لااقل کسی از آن ها نمی خواهد ثبت نام کنند و یا وانمود کنند که به کارشان ایمان دارند. اسب های بیچاره ولی آزاد! افسوس که شور. و اشتیاق کثافت فقط برای ماست!

آدم به سرعت پیر می شود، آنهم بدون اینکه بازگشتی در کار باشد. وقتی بدون اراده به بدبختی ات عادت کردی و حتی دوستش داشتی، آنوقت متوجه قضیه می شوی. طبیعت از تو قوی تر است. تو را در قالبی امتحان می کند و آنوقت دیگر نمی توانی از آن بیرون بیایی . نقشت و سرنوشتت را بدون اینکه بفهمی کم کمک جدی می گیری و بعد وقتی سر برمیگردانی، می بینی که دیگر برای تغییر وقتی نیست. سر تا پا دلشوره شده ای و برای همیشه به همین شکل ثابت مانده ای.

اگر دوست داشتن محلی از اعراب داشته باشد، دوست داشتن بچه ها نسبت به آدم های بزرگ بی خطرتر است. همیشه لااقل این بهانه را داری که این ها شاید بعدها از خودمان شریف تر بشوند.  ولی، از کجا معلوم؟

بهتر است خیال برت ندارد، آدم ها چیزی برای گفتن ندارند. واقعیت این است که هرکس فقط از، دردهای شخصی خودش با دیگری حرف می زند. هر کس برای خودش و دنیا برای همه.

عشق که به میدان می آید ، هرکدام از طرفین سعی می کنند دردشان را روی دوش دیگری بیندازند، ولی هرکاری که بکنند، بی نتیجه است و دردهاشان را دست نخورده نگه می دارند. دوباره از سر می گیرند، بازهم سعی می کنند جایی برایش پیدا کنند.

لحظه هایی هست که تنهای تنها می شوی و به آخر هرچیزی که ممکن است برایت اتفاق بیفتد میرسی. این آخر دنیاست. خود غصه. غصه ی تو دیگر جوابگویت نیست و باید به عقب برگردی، وسط آدم ها، هرکه میخواهد باشد. در این جور لحظه ها به خودت سخت نمی گیری، چون حتی به خاطر اشک ریختن هم باید به آغاز هرچیز برگردی، به جایی که همه ی دیگران هستند.

مشخصات کتاب

  • کتاب سفر به انتهای شب
  • نویسنده: لوئی فردینان سلین
  • ترجمه: فرهاد غبرائی
  • تعداد صفحات: ۵۳۴
  • * کتاب افست

این مطلب توسط مهشید موسوی نوشته شده است.

نظر شما در مورد این کتاب چیست؟

کتاب سفر به انتهای شب - کتاب سفر به انتهای شب نوشته لوئی فردینان سلین