مارمولک سیاه

مارمولک سیاه سومین اثر ادو گاوا رانپو است که با ترجمه بسیار خوب محمود گودرزی در ایران منتشر می شود.

نشر چترنگ، قبلا با انتشار دو کتاب – شکار و تاریکی و اتاق قرمز – این نویسنده رمان های پلیسی را به ایرانیان معرفی کرد.

مارمولک سیاه هم مانند دو کتاب قبلی از فرانسوی به فارسی ترجمه شده است.

در قسمتی از پشت جلد این کتاب آمده است:

مارمولک سیاه بی شک معروف ترین رمان پلیسی ادو گاوا رانپو با حضور کارآگاهش، آکچی کوگورو، است.

مارمولک سیاه اثر ادو گاوا رانپو

کتاب مارمولک سیاه

داستان این کتاب در مورد تقابل میدوریکاوا ملقب به مارمولک سیاه و کارآگاه آکچی کوگورو است.

داستان کتاب از مهمانی شب کریسمس شروع می شود. شبی که جونچان به خاطر قتلی که مرتکب شده است به مارمولک سیاه پناه می آورد و از او درخواست کمک می کند. مارمولک سیاه به او کمک می کند اما در جبران این لطف از جونچان می خواهد که برده او باشد و در نقشه آدم ربایی که کشیده است به او کمک کند.

اما داستان اصلی کتاب در مورد ربودن سانائه، دختر جواهر فروش معروف اُساکا است. کاری که مارمولک سیاه از انجام دادن آن لذت می برد. او دوست دارد که با کارآگاه معروف، آکچی روبه رو شود و توانایی های او را به چالش بکشد.

کتاب مارمولک سیاه - اتاق قرمز - شکار و تاریکی

درباره کتاب مارمولک سیاه

رانپو واقعا نویسنده ای توانا و کاملا خوش قلم است.

در این کتاب، نویسنده مخاطب را به شکلی زیبا دست می اندازد، فکرش را منحرف می کند و به راحتی با ذهن او بازی می کند.

رویارویی میدوریکاوا و آکچی در این کتاب فوق العاده زیبا و خواندنی است و خیلی برای من تداعی گر رویارویی شرلوک هولمز و جیمز موریارتی بود.

با همه این تعریف ها و با وجود اینکه این اثر، معروف ترین اثر نویسنده است، اما به نظر من شکار و تاریکی بهترین کتاب ادو گاوا رانپو است.

در مارمولک سیاه، نویسنده یک مقدار به تکرار دچار شده و از داستانی که قبلا در اتاق قرمز نوشته بود، کمک می گیرد.

از لحاظ زمانی هم نویسنده، داستان های کتاب اتاق قرمز را در سال ۱۹۲۵ نوشته است و کتاب مارمولک سیاه را در سال ۱۹۳۴٫

اما شاید جالب باشد که بدانید، کتاب مارمولک سیاه یکی از سیزده رمانی است که از – سری کتاب های کارآگاه مخصوص آکچی کوگورو – ترجمه شده است. (+)

پیشنهاد می کنم حتما کتاب های رانپو را بخوانید و از آن ها لذت ببرید. و پیشنهاد من این است برای لذت بردن از کارهای این نویسنده، کتاب های او را به ترتیب زیر بخوانید:

  1. اتاق قرمز
  2. مارمولک سیاه
  3. شکار و تاریکی

قسمت هایی از متن کتاب مارمولک سیاه

مارمولکِ سیاهی روی بازوی چپِ زن جوان و زیبا، کش و قوس می آمد. به نظر می رسید که دارد می خزد و بادکش های پاهایش هماهنگ با حرکتِ عضلات جلو می رود. گویی که بخواهد از بازو به سمت شانه و بعد گردن حرکت کند و بالاخره به آن لب های خیس و قرمز برسد. اما سر جایش می ماند و هرگز پیش نمی رفت. شباهتِ این خالکوبی با مارمولک واقعی چشمگیر بود.

در آن لحظه در مکانی بودند شبیه راهرو دراز و پیچ در پیچی که از کف تا سقف بتنی بود. لوسترهای کریستالی زیبایی از سقف آویزان بود. ویترین هایی روشن در امتداد دیوارها در این سو و آن سوی راهرو قرار داشت. داخل آن ها جواهراتی به شکل های مختلف زیر برق لوسترها مثل ستاره های بی شماری می درخشید. سانائه مقابل این همه زیبایی و شکوه، آهی ستایش آمیز کشید.

بی اختیار روی تخت بلند شده بود و با سگرمه های درهم، به اقداماتی که لازم بود انجام دهد می اندیشید. در به شدت باز شد و سه مرد آمدند داخل. یکی از آن ها شروع کرد به تندتند حرف زدن: «خانم، زود باشید بیایید. اتفاق عجیبی افتاده….»

مشخصات کتاب

  • کتاب مارمولک سیاه
  • نویسنده: ادو گاوا رانپو
  • ترجمه: محمود گودرزی
  • انتشارات: چترنگ
  • تعداد صفحات: ۱۶۴
  • قیمت چاپ اول: ۱۴۰۰۰ تومان

نظر شما در مورد این کتاب چیست؟

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 48
دوست نداشتم: 61
میانگین امتیازات: 0.79

10 دیدگاه در “مارمولک سیاه

بسیار عالی بود و چون زبان فرانسه را به خوبی نمی دانم نظری درباره ی ترجمه ی آن نمیدهم امیدوارم دوستانی هم که نظر داده اند فرانسه را به خوبی بلد باشند اما کتاب فارسی بسیار خوبی داشت

….قومی ره منازعت من گرفته‌اند
بی‌عقل و بی‌کفایت و بی‌فضل و بی‌دها
من جز به شخص نیستم آن قوم را نظیر
شمشیر جز به رنگ نماند به گندنا
با من بود خصومت ایشان عجیب‌تر
زآهنگ مورچه به سوی جنگ اژدها
زایشان همه مرا نبود باک ذره‌ای
کز آبگینه ظلم نیاید بر آسیا
گردد همی شکافته دلشان به کین من
همچون مه از اشارت انگشت مصطفی
چون گیرم از برای معانی قلم به دست
گردد همه دعاوی آن طایفه هبا
ناچار بشکند همه ناموس جادوان
در موضعی که در کف موسی بود عصا
ایشان به نزد خلق نیابند رتبتی
تا طبعشان بود ز همه دانشی خلا
زیرا که بی مطر نبود میغ را محل
چونانک بی‌گهر نبود تیغ را بها
با فضل من همیشه پدید است نقصشان
چون عجز کافران بر اعجاز انبیا…(سنایی غزنوی)

در یک کلام، داستان بد. اصلن شک کردم که اتاق قرمز رو هم همین نویسنده نوشته! انقدر سطحی نویسی بعید بود. یه جاهایی دیگه برای خودش یه پا فیلم بالیوودی بود. ترجمه هم متاسفانه تعریفی نداشت. فارسی متن خیلی سکته داشت. هنوز هم بهترین کتاب رانپو همون اتاق قرمزه.

بهت تبریک می گم محمود جان.کتاب رو تهیه کردم و با توجه به دو ترجمه ی قبلیت و توانایی ای که درت سراغ دارم حتم دارم کار خوبیه.

نسبت به دو کار قبلی این نویسنده بسیار کتاب ضعیفی بود تا جایی که شوکه شدم. ترجمه هم مغلوط و پر از ایرادهای دستوری ساده بود. در کل ناامیدی محض و وقت تلف کردن بود خواندن این کتاب.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.