کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب

کتاب ملت عشق

کانال تلگرام کافه بوک

کتاب ملت عشق در ترکیه بیشتر از ۵۰۰ بار به چاپ رسیده و توانسته است عنوان پرفروش ترین کتاب تاریخ ترکیه را به دست آورد. این کتاب در ایران هم با استقبال بسیار خوبی مواجه شده و تا به حال بیشتر از ۵۰ بار چاپ شده و توانسته است طرفداران زیادی پیدا کند.

در قسمتی از پشت جلد کتاب ملت عشق آمده است:

مولانا خودش را «خاموش» می نامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیده ای که شاعری، آن هم شاعری که آوازه اش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستی اش، چیستی اش، حتی هوایی که تنفس می کند چیزی نیست جز کلمه ها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور می شود که خودش را «خاموش» بنامد؟

اولین جملاتی که ملت عشق می خوانید چنین است:

به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق.
خود به تنهایی دنیایی است عشق.
یا درست در میانش هستی، در آتشش
یا بیرونش هستی، در حسرتش…

ملت عشق

داستان کتاب ملت عشق

این کتاب در واقع دو رمان است که به زیبایی در کنار هم و در یک کتاب گنجانده شده است. دو رمان که موازی هم جلو می رود. یکی در سال ۲۰۰۸ در آمریکا اتفاق می افتد و دیگری در قرن هفتم در قونیه.


ماجرا مربوط به زنی به نام اللا است که در بوستون آمریکا زندگی می کند. رابطه او با خانواده اش چندان خوب نیست و رابطه زناشویی اش در حال فروپاشی می باشد.

در این میان اللا، کاری تحت عنوان یک ویراستار پیدا می کند. او می بایست رمانی را که به او داده شده است را بخواند و در مورد آن گزارشی تهیه کند. رمانی که زندگی او را برای همیشه تغییر خواهد داد. رمانی که به اللا می دهند، رمان ملت عشق است.


داستان کتاب ملت عشق از یک سو ماجرای زندگی اللا است و از سوی دیگر ماجرای کتابی است که به اللا داده شده است، یعنی رمان ملت عشق.

ملت عشق در واقع رمانی در مورد عشق مولانا و شمس تبریزی است.

در این بین اللا با نویسنده رمان ملت عشق یعنی عزیز ز. زاهارا از طریق ایمیل ارتباط برقرار می کند و…


آن چه که در مورد رمان ملت عشق بسیار چشم گیر و جذاب است نحوه تغییر زاویه دید می‌باشد. در کتاب از زاویه دید اول شخص و سوم شخص استفاده شده و همین باعث جذابیت دو چندان مطالب شده است. کتاب مدام از زاویه دید افراد مختلف روایت می شود و حدود ۱۸ نفر، اتفاقات را شرح می دهند.

مطالب گاهی از دید شمس بیان می شود گاهی از دید مولانا، گاهی از دید گل کویر و گاهی از دید متعصب و…

[ لینک مرتبط: کتاب بعد از عشق اثر الیف شافاک ]

داستان کتاب ملت عشق

نگاهی به کتاب ملت عشق

ملت عشق واقعا کتاب فوق العاده عالی و لذت بخشی بود و من بی نهایت از خواندن آن لذت بردم. هنگام مطالعه واقعا حسِ خوبی داشتم و به همه دوستان پیشنهاد می کنم این کتاب را مطالعه کنند و لذت ببرند.

این رمان در مورد عشق است، عشقی واقعی، عمیق و خالص که در کمتر کتابی با آن روبه‌رو خواهید شد.

در ابتدا، کتاب با داستان زندگی اللا شروع می شود ولی بعد وارد رمان ملت عشق در قرن هفتم می شود و داستان کتاب، مدام در حال و در قرن هفتم روایت می شود.

هنگامی که داستان شمس تبریزی در رمان ملت عشق را می خوانید شیفته آن می شوید. احساس خوبی به شما دست می دهد و دلتان نمی خواهد کتاب را کنار بذارید. اما وقتی در اوج لذت بردن از داستان قرن هفتم هستید، نویسنده دوباره به ماجرای اللا برمیگردد و این ممکن است یک مقدار لذت شما از کتاب را کم کند و شاید حتی باعث عصبانیت شما شود. (دست کم باعث شد که من خیلی عصبی بشم، ماجراهای شمس بسیار خواندنی و لذت بخش بودند و دلم می‌خواست پشت سر هم آن ها را بخوانم اما یک دفعه کتاب به بوستون و زندگی اللا برمی‌گشت!)


به شخصه وقتی کتاب را می خواندم دوست داشتم قسمت هایی که مولانا داستان را تعریف می کند بیشتر باشد اما چنین نبود و فقط در بعضی مواقع داستان از دید مولانا نقل میشد.

به نظر من ملت عشق یک کتاب خوب و بسیار خواندنی محسوب می شود که داستان جذاب و گیرایی هم دارد. پیشنهاد می‌کنم مطالعه آن را به هیچ‌وجه از دست ندهید و حتی اگر مایل هستید کسی را به کتاب و کتاب خواندن علاقه‌مند کنید، رمان ملت عشق را به او هدیه دهید.

از کتاب ملت عشق ترجمه‌های متعددی در بازار وجود دارد اما کتاب با ترجمه ارسلان فصیحی معروف شده است که ترجمه خوب، روان و بی نقصی می باشد.

[ لینک: مو قرمز اثر اورهان پاموکادبیات ترکیه ]

معرفی کتاب ملت عشق

قسمت هایی از متن کتاب ملت عشق

سنگی را اگر به رودخانه ای بیندازی، چندان تاثیری ندارد. سطح آب اندکی می شکافد و کمی موج بر می دارد. صدای نامحسوس “تاپ” می آید، اما همین صدا هم در هیاهوی آب و موج هایش گم می شود. همین و بس. اما اگر همان سنگ را به برکه ای بیندازی… تاثیرش بسیار ماندگارتر و عمیق تر است. همان سنگ، همان سنگ کوچک، آب های راکد را به تلاطم در می آورد. در جایی که سنگ به سطح آب خورده ابتدا حلقه ای پدیدار می شود؛ حلقه جوانه می دهد، جوانه شکوفه می دهد، باز می شود و باز می شود، لایه به لایه. سنگی کوچک در چشم به هم زدنی چه ها که نمی کند. در تمام سطح آب پخش می شود و در لحظه ای می بینی که همه جا را فرا گرفته. دایره ها دایره ها را می زایند تا زمانی که آخرین دایره به ساحل بخورد و محو شود.

کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می بریم، همچون آینه ای است که خود را در آن می بینیم. هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم آور به ذهنت بیاید، به این معناست که تو نیز بیش تر مواقع در ترس و شرم به سر می بری. اما اگر هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید، به این معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوان است.

پیمودن راه حـق کار دل است، نه کار عـقل. راهنمایت همیشه  دلـت باشد، نه سری که بالای شانه هایت است. از کسانی  باش که به نـفـس خـود آگاهـند، نه از کسـانی که نــفــس خـــود را نـادیــده مـی گیـرند.

قرآن را می توان در چهار سطح خواند. سـطح اول معـنای ظـاهـــری است. بعدی مـعـنـای  بـاطــــنـــی است. ســومـی بــطـــنِ بـــطـــن است. سطح چــهارم چنان عـــمــیق است که در وصـــف نـــمــی گـــنـجــد.

صفات خدارا میتوانی در هر ذره کائنات بیابی چون او نه در مسجد و کلیساو دیر و صومعه،بلکه هر آن همه جاهست همانطور که کسی نیست که او را دیده و زنده مانده باشد کسی هم نیست که او را دیده و مرده باشد هرکه او را بیابد تا ابد نزدش می ماند.

[ لینک مرتبط: چهل قاعده شمس تبریزی در کتاب ملت عشق ]

خلاصه ای از کتاب ملت عشق اثر الیف شافاک

دوست داشتن خداوندی که هیچ ‌نقصی در او ‌راه ندارد، سهل است. آنچه سخت است، دوست داشتن انسان های فانی است با همه ی خطا و ثوابشان. فراموش مکن آدمی هر چیزی را به اندازه ای می فهمد که نسبت به آن عشق دارد! پس تا زمانی که برای دیگران از صمیم قلب آغوش نگشایی و بخاطر خالق، مخلوق را دوست نداشته باشی، نه می توانی چنان که شایسته است بفهمی و ‌نه به شکلی لایق دوست بداری..!

چند قسمت دیگر از متن کتاب ملت عشق

تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده، به همین سبب اینکه انسان گردن خم کند و بگوید چه کنم “تقدیرم این بوده” نشانه ی جهالت است، تقدیر همه ی راه نیست، فقط تا سر دوراهی هاست، گذرگاه مشخص است، اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی دست مسافر است، پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی.

هیچ گاه نومید مشو. اگر همه درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز می کند. حتی اگر هم اکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاه های دشوار باغ های بهشتی قرار دارد. شکر کن! پس از رسیدن به خواسته ات شکر کردن آسان است. صوفی آن است که حتی وقتی خواسته اش محقق نشده، شکر گوید.

اکثر درگیری ها، پیش داوری ها و دشمنی های این دنیا از زبان منشا می گیرد. تو خودت باش و به کلمه ها زیاد بها نده. راستش، در دیار عشق زبان حکم نمی راند. عاشق بی زبان است.

عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته. نپرس که آیا باید در پی عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال  آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی در آتشش، یا بیرونش هستی در حسرتش.

مشخصات کتاب

  • کتاب ملت عشق
  • نویسنده: الیف شافاک
  • مترجم: ارسلان فصیحی
  • انتشارات: ققنوس
  • تعداد صفحات: ۵۱۱
  • قیمت چاپ نوزدهم: ۳۳۰۰۰ تومان

دوستان گرامی دقت کنند که چاپ های جدید کتاب اصلی از این انتشارات با دو ویژگی منحصر به فرد منتشر شده است.

  1. چاپ برجسته اسم کتاب
  2. هولوگرام روی جلد کتاب

اگر کتابی که می خرید این نشانه ها را نداشته باشد تقلبی است و از سوی افراد سودجو یا همان قاچاقچیان کتاب، چاپ و منتشر شده است.

ملت عشق اثر الیف شافاک

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

نقد و بررسی کتاب

قلم نویسنده

7

ترجمه

7

تاثیرگذاری و جذابیت کتاب

9

مشخصات ظاهری و قیمت

8

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 1253
دوست نداشتم: 143
میانگین امتیازات: 8.76

مقالات معرفی کتاب کافه بوک

190 دیدگاه در “کتاب ملت عشق

منم امشب تموم کردم کتابو بی نظیر بود
واقعا خوندنشو به همه توصیه میکنم

سلام
امشب کتاب رو تموم کردم، علیرغم نقصهایی که دوستان در نظراتشون بیان کردن، من از خوندن کتاب لذت بردم و خیلی تاثیر گذار بود بر من، از اینکه انسان چقدر می تونه متفاوت باشه و متفاوت ببینه واقعا متحیر شدم. علاوه بر خود داستان، خلاقیت نویسنده در کنار هم گذاشتن این دو رمان خیلی جذاب بود.
علاقه مند شدم زندگینامه و داستان زندگی واقعی مولانا و شمس رو بخونم. از دوستان خواهش می کنم اگر کتاب خوبی در این زمینه می شناسید معرفی کنید.
یه خواهش دیگه اینکه اگه رمان خوبی خوندید اون رو معرفی کنید لطفا

من تازه این کتاب رو گرفتم
و تقریبا تا وسطاش خوندم
برام خیلی جذابه
دوس دارم زود بعدش و بخونم ک بفهمم چی میشه😊

واقعا نظرات عالی بود
من هم فکر میکردم کتاب خیلی بهتری باشه ولی خیلی سطحی بود.
شمس با همه دعوا داشت انگار.
درکل اصلا چیزی که انتظار داشتم نبود.اصلا

به نظرم کتاب کاملن هدف دار نوشته شده برای ترویج مسایلی مثله صوفی گری و خیانت به خانواده
و بسیار تلاش شده که صوفی گری رو در اوج نشون بده در حالیکه با کوچکترین مطالعات میشه معایب و نقصان های فراوان اون رو فهمید
خدا همه ی ما رو از شر اینجور مطالب حفظ کنه تا ذهنمون ناخواسته الوده بعضی افکار نشه
یا لااقل با کمی تحقیق ساده در اینترنت اطلاعاتمون رو بالا ببریم

سلام
من این کتاب رو با ترجمه «ز.یعقوبیان» دارم، لطفا در مورد این ترجمه نظر بدی نکه ترجمه خوبی هست یا نه؟

معلوم نیست ماجراهایی که از شمس گفته میشه واقعیت داره یا تخیلات نویسنده هستش

شاید فوق العاده ترین کتابی بود که تاالعان مطالعه کردم و البته هنوز تموم نکردم!
:)و البته تمام این زیبایی کتاب مدیون شمس هستیم… ولی میشه یکی بگه خدا چیه؟ ”
دنبالشم.. پبداش کردم اما مطمعن نیستم…

از هر کتابی دستم کم یک چیز یاد میگیرم از این کتاب چیزهای زیادی یاد گرفتم لحظات و احساسات نابی رو با این کتاب تجربه کردم اما مهمترین چیزی که از آن یاد گرفتم این بود که قضاوت و پیش داوری رایج در فرهنگی که در آن بزرگ شده ام را کنار بگذارم…

خطر افشای داستان کتاب*

کتاب ملت عشق بنظرم هشتاد درصد اولش خیلی خوب بود و از خوندنش لذت بردم ولی بیست درصد آخرش تمام حس خوبمو از بین برد!
اینکه یه مادر چطور میتونه تو حساس ترین شرایط زندگی بچه هاش اونا رو تنها بذاره درست وقتی ک دختر بزرگش یه شکست عشقی رو تجربه کرده و دختر کوچیکش دچار سوءتغذیه شده و به روان پزشک احتیاج داره و پسرش دچار افت تحصیلی شده ولشون کرد ب حال خودشون و رفت دنبال مردی ک تابحال از نزدیک ندیده بودش!
و اینکه عزیز زاهارا ک انقد تو کتاب از شخصیت و اخلاقش تعریف شده و خودشو صوفی میدونه چطور ب خودش اجازه داد وقتی فقط شش ماه بیشتر زنده نیست یه زن شوهر و بچه دار رو از راه بدر کنه و باعث از هم پاشیدگی زندگیشون بشه!
و از همه بدتر شمس بود ک باعث مرگ کیمیا میشه ولی اصلا عین خیالش نبود و تنها نگرانیش این بود اگه خودش بمیره مولانا چقد ناراحت میشه!
من نمیدونم اتفاقای این کتاب چقد واقعیت داشتن ولی اگه شخصیت شمس واقعا همین شکلی بوده بنظرم شمس فقط ی دیوونه بوده

خب
۱)چرا باید یه کتاب رمان که اصولا مخاطب های بیشتری نسبت به دیگر کتاب ها مثل کتب مستند و تاریخی داره و روی ذهن مردم تاثیر بیشتری میذاره ، سوژه اش باشه مولانا و شمس. و حالا که شد چرا طبق حقایق بازگو نشده. یه جور داستان سرایی بود فقط. ذهنیت بدم نسبت به شمس و مولانارو من مدیون این کتابم‌ واقعا… !
۲)چرا دین رو وارد این حیطه کرده. یهودیت و اسلام. در کنار دین هم سوفی گری. واقعا مقصود نویسنده این بوده که جهت خاصی بده؟ حتی اگه همچین قصدی نداشته باشه داره این جهتو میده.
مقایسه میکنه. میگه ایکس بده ، ایگرگ خوبه. پس حق خواننده چی؟ چرا انقدر اصرار داره تاثیر بذاره. یه سری جملات خوب و ناب تو یه بستر جهت دهی شده وجود داره. اون جملات خوب و ناب کمک میکنن مقبول تر باشه بقیه چیزا ، خواننده بگه اوه چقدر خوب و درست!
۳)مسائل و مشکلات خانوادگی راه حل بهتری دارن که قطعا خیانت نیست اون راه حل. مصداق گرگ در لباس گوسفند شد اینجا. اسم خیانت رو گذاشته عشق . با کاربردهای فضای مجازی هم بیشتر اشنامون کرد که میشه یکیو از پشت مانیتور پیدا کرد و مخفیانه بهش پیام داد و پای درد و دلش نشست و بعد عاشقش شد و یواشکی باهاش قرار گذاشت و بیخیال فرزند و همسر و زندگی چند ده ساله شد و زد به چاک. یه تلافی بچگانه در مقابل کاری که شوهرش کرد. صد برابر بدتر. اگاهانه. واقعا برا این قسمت کتاب بیشتر متاسفم.

انرژی و وقتی که گذاشته شده برای چاپ این کتاب و همچنین کاغذایی که واسه چاپش مصرف شده جدا هدر رفته. میشد کار بهتری کرد
از فرهنگ و هویت جامعه یک کشور میشه متوجه افکار نویسندش هم شد و برعکس. یه چرخه است … البته شاید استثنا هم باشه اونجا.
باز هم اشکالی نداره خوندنش. تا نخونیش که نمیفهمی چیه.
میگی کتاب به این پرطرفداری رو نخوندم. چ حیف!

مرسی از کافه بوک 🌷

به نظر من یه رمان فوق‌العاده جذابیه که اگه عمیق بخونیم میتونه دیدمونو به زندگی عوض کنه.اینکه به همه چی با دید عشق نگاه کرد.به خداوند و بنده هاش عشق ورزید.جایی که میشه کاره بدی کرد اما بجاش خوب بودن رو ترویج میده.غرق در عشق الهی شدن رو ترویج میده.البته ایراداتی هم داره مثل عدم توجه شمس به کیمیا که خیلی تلخ بود یا تصمیمهایه سطحیه الا…اما درکل روح انسان رو شدیدن لطیف میکنه

با سلام
صرف نظر از زیبایی و جذابیت موضوع رمان که در واقع دو موضوع است میخواهم به نکته ظریفی اشاره کنم که ممکن است هر کسی آن را درک نکرده باشد و آن اینست که این زن ترک به شیوه ای کاملا پوشیده و مخفیانه سعی در تخریب ایران و افراد نامی ایران دارد کما اینکه مولانا را اول بلخی میداند و بعد رومی در صورتی که در آن زمان بلخ جزیی از خاک ایران بوده است و مولانا خود هم ایرانی و شمس هم که حتما ایرانی بوده است اما وی در همه جای داستان برعکس این موضوع را نمایش داده و سعی بر معرفی مولانای ترک !!!!دارد و با دقت بیشتر متوجه این مسئله میشویم در هیچ جای داستان نامی از فیلسوفان, هنرمندان وشاعران و تاریخ اصیل ایرانی ندارد و فقط در یک میخانه کنار سلیمان مست یک تاجر ایرانی را به تصویر کشیده است.

بسیار با نظر آقای رضا سربندی موافقم.
* به علاوه در این کتاب (در آن قسمتی که مربوط به زمان حال می شود) آدمها همان کارهایی را می کنند که بسیاری از ما آدمهای عصر جدید انجام می دهیم فقط با کلماتی مثل صوفی گری و عرفان و عشق، لباس و توجیه جدیدی به کار خود می پوشانند. دلزدگی ای که بعد از سالها زندگی سراغ اللا آمد نتیجه طبیعیه انتخابهای خودش و رفتارهای همسرش بود. راه حلش هم قطعا حتی اگر طلاق باشد، آن طور رها کردن فرزندانش نبوده. همه آثار سو رفتارها و انتخابهایی را که می کنیم، نمی توان با عنوان “عشق” و “دگرگونی” توجیه کرد. قطعا نه آن همه سال منفعل بودن و چشم بستن به خیانت شوهر و چسبیدن به آشپزخانه و ندیده گرفتن خود و احساسات و نیازهای خود درست بوده، نه آن طور بی انصافانه (در قبال فرزندان و حتی خود) یک دفعه تمام کاسه کوزه را به هم ریختن. (توجه داشته باشید که نویسنده عملا این رویه جدید را ستایش می شکند)
* (آن قسمتی که مربوط به گذشته است) مایلم بدانم نتیجه آن همه صوفی گری ای که در این کتاب به مولانا و شمس نسبت داده شده (البته با تعریف این کتاب و نه شمس و مولانای واقعی) واقعا چه بوده؟ جز اینکه شمس این کتاب جسته گریخته محبت های گذری و بدو بدویی تحویل دیگران می داده، چه مسوولیت پذیری ای از او در مقابل انسانها می بینیم؟ و دلیل آن رفتار انسان گریز و عجیب و غریبش در مقابل همسر نگون بخشتش چیست؟ یا مولانای به تصویر کشیده شده توسط نویسنده چرا این چنین نسبت به اعتراضات به حق و منطقی و قابل درک عزیزان خود بی اعتنا و حتی طلب کار است.
* این کتاب به نظر بنده هر کاری که کرده است، ارزش گذاری مولوی و شمس و عرفان و صوفی گری نبوده است.

یاد داستان نماز تاجر ها و مؤذن تو مسجد افتادم که شمس تعریف کرد !
دنبال روابط خارج از عرف الا نباشید
چی از کتاب دستیگرتون شد !؟
من و آدم بهتری کرد

این کتابو یکی از دوستان بهم معرفی کرد و توو لیستم هست که بخرمش. شمس و مولانا عالین و وقتی شنیدم این کتاب موضوع این دو شخصیتو داره راغب شدم هرچه زودتر تهیه ش کنم..

سلام من این کتابو نخوندم اما سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش رو در مورد این کتاب گوش کردم به شما خوانندگان محترم پیشنهاد میکنم به این سخنرانی گوش بدین خالی ازلطف نخواهد بود

فقط میتونم بگم عالیه عالی عالی عالی عااالللللیییییییی❤❤❤❤

با سلام و احترام به همه ی اهالی کافه بوک. این کتاب جزء عیدی هایی بود که به خودم دادم و سال جدید را با مطالعه ی این کتاب در تعطیلات شروع کردم. اگر شما قبلا کتاب (پله پله تا ملاقات خدا ) نوشته استاد عبدالحسین زرین کوب را خوانده باشید، مطالب این کتاب به ویژه شرح زندگی شمس و مولانا برای شما مانوس تر خواهد بود.در کل پیام اصلی این کتاب از نظر من این بود که همیشه برای شروع دوباره وقت هست فقط کافیست جور دیگری به خودمان و اطرافمان نگاه کنیم و سعی کنیم تغییر را ابتدا از خود و اطرافیانمان آغاز کنیم.

کتاب واقعا فوق العاده ای بود البته آخر کمی بد تموم شد اما نکته مهمی ک می خوام بگم اینه ک وقتی ی استاد ادبیات دید ک دارم این کتابو دارم یکی از دوستانم هدیه میدم گفت ک ب عنوان یک استاد ادبیات وظیفه خودش می دونه ک یک سری نکاتی بگه ک منم ب نوبه خودم وظیفه می دونم ک بگم اینکه شمس واقعی با اونی ک توصیف شده تفاوت زیادی داره و درمورد اینکه چ اتفاقی ب سر شمس اومده هنوز اختلاف نظر وجود داره و همچنین کیمیا خاتون علاقه ای ب ازدواج با شمس نداشته و بعد از مدتی طلاق میگیره و البته شخصیت بسیار متفاوتی داره و همچنین برای شناخت عرفان واقعی و همچنین مولانا باید ب سراغ کتابهای دیگه رفت و ب این کتاب ب چشم یک رمان زیبا نگاه کرد ک البته همین طور هم هست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.