کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب

من از گردنم بدم میاد و افکار زنانه دیگر

رایا

من از گردنم بدم میاد و افکار زنانه دیگر از ۲۱ مقاله طنز – داستان مانند –  تشکیل شده است.  نورا افرون با زبانی طنز به واقعیت‌ های اجتماعی به ویژه وضعیت زنان پرداخته و داستان های جالبی خلق کرده است.

از جمله مقاله های کتاب (فصل های کتاب) می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • من از گردنم بدم میاد
  • من از کیفم متنفرم
  • مو
  • رنگ مو
  • ناخن ها
  • پوست
  • من و جان اف کندی: حالا میشود گفت
  • من و بیل :پایان یک عشق
  • جایی که زندگی میکنم
  • در باب احساس شعف
  • می توانست از این بدتر باشد

من از گردنم بدم میاد و افکار زنانه دیگر

درباره کتاب من از گردنم بدم میاد

این کتاب جزو اون دسته از کتاباییه که انگار یه رونوشت ظریف از جامعه و اطراف ماست. از اون کتاب هایی که وقتى دارى خرید میکنى یا وقتى میرى آرایشگاه، یاد جملات زیرکانه و نابش میفتى و تو دلت به طنز هوشمندانه نورا افرون میخندى.


کافیه یه نگاه به فهرست کتاب من از گردنم بدم میاد بیندازید تا متوجه شید که این یه کتاب صد در صد زنانه است. اغراق نکنم بالاى هشتاد درصد مطالبش حول امورى میگرده که مربوط به خانم هاست.

مثلا:پوست و مو و ناخن و لباس و کیف!


ممکنه اولش با خودتون بگید (مخصوصا اگه خواننده ى کتاب یه آقا باشه!) چقدر سطحى و مسخره به نظر میاد که یه زن بیاد درباره ى همچین سوژه هاى ابتدایی اى کتاب بنویسه. اما باید خدمتتون عرض کنم که، کاملا در اشتباهید، چون دید افرون به این مسایل درست مثل یه دختر نوجوان غرغرو هستش، یادداشت هایى که تو این کتاب اومده بود من رو به یاد انشاهاى دوران دبیرستان میانداخت. کوتاه و موجز و گویا و همراه با اسانس جادویى خنده!


دقیقا نگاه چالش برانگیز یک طنزپرداز رو میتونید تو تک تک جملاتش حس کنید. همینه که من میگم افرون یه نویسنده ى فوق العاده است.


من از گردنم بدم میاد یه پارادوکس شیرین و دوست داشتنیه. از زن ها مینویسه اما نقدشون میکنه، با چنان ملاحت جذابى که نمیتونى نوشته هاش رودوست نداشته باشى. از مرگ مینویسه اما چنان تو رو مجذوب مرگ میکنه که آرزو میکنى فرشته مرگ شبیه افرون باشه! و مینویسه و تو دوست داری تک تک جملاتش رو ببلعى. براى من، افرون همزاد مونث دیوید سداریس هستش. یه طنزپرداز باحال که با خوندن کتاباش غش غش میخندى و دوست دارى بارها و بارها آثارشو بخونى.

من از گردنم بدم میاد از انتشارات آموت

قسمت هایی از متن کتاب

حالت شعفی که حین خواندن بعضی از کتاب ها به من دست می دهد دلیل اصلی مطالعه من است. اما معمولاً چنین حسی هر بار و یا حتی در هر دو بار یک بار هم به من دست نمی دهد. ولی وقتی چنین حسی داشته باشم واقعاً سر از پا نمی شناسم. موقعی که بچه بودم تقریباً هر کتابی را که می خواندم من را دچار چنین احساس شعفی می کرد. به نظر شما من تجربیات اولیه ام را در زمینه مطالعه کتاب را یک کم بیش از حد رمانتیک نکردم؟ خودم که فکر نمی کنم. می توانم کلی کتاب را نام ببرم که در دوره نوجوانی بارها و بارها خوانده بودم… هر وقت کتابی را می خواندم و عاشقش می شدم دوباره تمام کتاب هایی را که قبلاً خوانده بودم و من را دچار این حالت شعف کرده بودند، به خاطر می آورم. حتی می توانستم جا و مبلی را که موقع خواندن آن کتاب ها رویش نشسته بودم به خوبی به خاطر بیاورم.

پدر و مادری کردن فقط به این معنا نیست که کودکی را بزرگ کنیم بلکه یعنی کودکی را تغییر شخصیت بدهیم و عین غاز پرواری به زور بهش غذا بخورانیم، عوض کنیم، تعریفش کنیم، برنامه ریزی اش کنیم، دستکاری اش کنیم، صاف و بهترش کنیم.

 من معمولا از واژه ی «سر شکن» استفاده نمی کنم، مگر این که بخواهم به خودم ثابت کنم که چیزی را که واقعاً استطاعتش را ندارم خیلی ارزان و تقریباً مفت است. برای این کار هم معمولاً بهای آن چیزی را که می خواهم بخرم و استطاعت خریدش را هم ندارم تقسیم بر سالهایی که قصد استفاده از آن را دارم می کنم. اگر هم این روش جواب نداد قیمت را تقسیم بر تعداد روزها یا ساعت ها یا دقایق استفاده از آن چیز می کنم.) آن قدر این کار را تکرار می کنم تا قیمتش کمتر از یک کاپوچینو بشود.

آدم راحت تر می تواند عشقش را به کسی فراموش بکند، اگر بتواند خودش را فریب بدهد که از اول هم خیلی از آن طرف خوشش نمی آمده است.

 یک حالتی هست که به آن سرگیجه ی اعماق می گویند و به وضعیتی اشاره می کند که غواصی که تا عمق زیادی زیر دریا رفته است و مدت زیادی در کف دریا مانده است نمی تواند مسیر بازگشت به بالا را تشخیص بدهد. هنگامی هم که چنین غواصی به سطح آب برمیگردد احتمال دارد دچار شرایطی شود که به آن بیهوشی در اثر زیادی فشار اکسیژن می گویند و طی آن بدن غواصی نمی تواند با فشار اکسیژن اتمسفر سطح آب هماهنگ شود. دقیقاً هنگامی که از دنیای یک کتاب عالی بیرون می آیم همین حالت برایم پیش میآید. 

مرگ مثل یک تک تیرانداز می ماند. کسانی را می زند که شما دوست شان دارید، بهشان علاقه دارید، کسانی را که می شناسید. مرگ همه جا هست. ممکن است نفر بعد نوبت شما باشد. اما بعد معلوم میشود شما نفر بعد نیستی. اما بعد باز می بینید می توانست نوبت شما باشد.

من از گردنم بدم میاد اثر نورا افرون

اطلاعات کتاب

  • من از گردنم بدم میاد و افکار زنانه دیگر
  • نویسنده: نورا افرون
  • ترجمه: کیهان بهمنی
  • انتشارات: آموت
  • تعداد صفحات: ۱۶۴
  • قیمت: ۱۱۰۰۰ تومان

این مطلب توسط مهشید موسوی نوشته شده است.