کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب

خلاصه کتاب عقاب

کتاب عقاب (یک رمان سیاسی – فلسفی)

رایا

اسماعیل کاداره نویسنده کتاب عقاب بزرگترین نویسنده آلبانى ست. او در دانشگاه تیرانا و موسسه گورکى در مسکو تحصیل کرده است. کاداره بیشتر در سبک بخصوص خود، یعنى سبک خاص سیاسى، مشغول است که غالبا پس زمینه اى فلسفى دارد.

کتاب عقاب

داستان این کتاب راجع به قهرمان رمان، مکس است، که شبى عجیب در راه، خرابه زیر پایش خالى مى شود و به دنیاى پائین سقوط مى کند. و او در آن دنیا؛ که دنیاى سقوط کرده هاست بى هیچ دلیل به جایى محکوم به زندگى در تبعید است.

او در آن دنیا در تقلا براى صعود و بازگشت به دنیاى بالاست. او دچار جنونى متعالى مى شود که در نهایت موجب فنا و مرگش مى شود.

کتاب عقاب - خلاصه کتاب عقاب اثر کاداره

درباره کتاب عقاب

رمان سیاسى عقاب واقعا رمان لذت بخش و پُر مایه اى بود که به فکر وادارم کرد.

رمان از منظر فلسفى تاریخچه اى از سرگذشت بشر است که در تلاش رسیدن به عالم معناست و براى این رسیدن، دست به هرکارى مى زند.

پیام کتاب این است که براى رسیدن به عالم معنا و تعالى، آن چیز که باید به دنبالش باشیم درون خود ماست و ما باید آن را در خود جستجو کنیم و تمام راه هاى تقلا براى رسیدن محکوم به فناست.

رمان در بطن داستان گوشزد مى کند که انسان موجودى عادت پذیرست و کم کم به محیط عادت مى کند اما مکس بر خلاف این باور عصیانى میکند که موجباتش مرگش است.

رمان بر این باور است که ما محکوم به جبر هستیم و تقلا بى فایده است. رمان قید مى کند که این دنیا، حالت روحانى از آن دنیاست که آن دنیاى بالا در نظر ما فقط تبدیل به حالت جسمانى شده که باعث میشه از این دنیا غافل شویم.

رمان سرنوشتى پرمته وار دارد، عقاب راه رسیدن به دنیایى ست که وجود ماست که چنگ زدن به او فقط فناى مارا زودتر مى کند.

اما از جنبه سیاسى رمان در بررسى و نقد حکومت هاى سیاسى چپ به ویژه حکومتى کمونیستى است که حتى باعث تبعید کاداره از آلبانى شد.

عقاب از این منظر نماد آزادى و صلابتى است که قهرمان رمان سعى بر سوار شدن بر آن طبق یک افسانه قدیمى به عالم بالا صعود کند که در واقع همین عقاب در قفس نقدى ظریف بر حکومت ها مستبد چپ گرایى کمونیستى ست

عقاب بى نظیر بود.

قسمت هایی از کتاب

وقتی که قفس خالی شد، این احساس به او دست داد که باری از روی دوشش برداشته شده است. با این وصف، نمی توانست از زمین خون آلود چشم برگیرد. لحظه ای احساس کرد که قرمز مایل به ارغوانی تیره تر می شود، گویی که بخواهد روی رازی را بپوشاند، اما لحظه ی بعد دید که درخشش خود را باز یافته است.

سرش را به سمت پنجره برگرداند. بیرون، شب شده بود. با خودش فکر کرد که امشب زمان مناسبی است. درخشش ماه به‌قدری بود که حیوانات وحشی نگران نمی‌شدند. پتو را کنار زد و برخاست. موهایش را جلوی آینه کم‌وبیش صاف کرد، پالتویی پوشید و بیرون رفت.

خلاصه کتاب عقاب از کاداره - کتاب عقاب

می پرسی چطور اینجا می افتند و از کجا می افتند؟ به عنوان فردی که سقوط کرده باید در جایگاهی باشی که این مطلب را بدانی! آن جا در پایتخت آدم هایی هستند که دست به حماقت هایی می زنند و بعد می پرسند چه بلایی سرشان آمده است. چرا و چطور اخراج شان کرده اند. همه مسیر سقوط را می دانند. از بالا به پایین، و نه برعکس. هر چیزی که بیفتد، از بالا می آید. فقط ارواح مردگانند که بالا می روند…

آنهایی که در بالا و یا پایین زندگی میکردند، از تمام این اتفاقات بی خبر بودند. در مدرسه درباره جولیوس سزار، اهرام مصر، جنگهای صلیبی، انداختن بمب اتم، رفتن ها و آمدن های چنگیزخان و یا هیتلر مطالعه میکردند و بر این باور بودند که تاریخ در این چیزها خلاصه میشود. نمیتوانستند از این تاریخ دیگر، تاریخ واقعی، با زینتهای دیگر، شکنجه های دیگر و عده ای حاکم ناشناسش تصوری داشته باشند.

کتاب عقاب - خلاصه کتاب عقاب

اطلاعات کتاب

  • کتاب عقاب
  • نویسنده: اسماعیل کاداره
  • ترجمه: محمود گودرزی
  • انتشارات: مروارید
  • تعداد صفحات: ۹۳
  • قیمت: ۹۰۰۰ تومان

این مطلب با همکاری حامد رحیمی (بوکرمن) نوشته شده است.

نظرات خود را در مورد این کتاب با ما به اشتراگ بگذارید.