کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب

معرفی و پیشنهاد کتاب های آلبرکامو

کتاب مرگ خوش

کانال تلگرام کافه بوک

کتاب مرگ خوش تنها کتابی از آلبرکامو است که بعد از مرگش منتشر شده است. گفته می شود کامو این رمان را دوست نداشته است و به همین خاطر آن را منتشر نکرده است. اما ۱۷ سال بعد از مرگش این کتاب چاپ و روانه بازار شد.

آلبر کامو کتاب مرگ خوش را در ۲۵ سالگی نوشت است که آن را پیش زمینه ای برای کتاب بیگانه می دانند.

کتاب مرگ خوش در باره پاتریس مورسو است که زاگرو فلج را به قتل می رساند و پول های او را برمیدارد. هرچند که در کتاب به صورت مستقیم به این موضوع اشاره نشده است اما به نظر می رسد که توافقی بین آن ها وجود داشته و زاگرو خود درخواست داشت که مورسو او را به قتل برساند.

پاتریس مورسو با پول های زاگرو به سفر می رود و از کشورها و شهرهای مختلف دیدن می کند. در واقع او با سفر کردن به دنبال پیدا کردن خوشبختی و حقیقت خویشتن است.

کتاب مرگ خوش در دو فصل نوشته شده است:

  1. مرگ طبیعی
  2. مرگ عمدی

کتاب مرگ خوش و کتاب بیگانه از آلبرکامو - خلاصه کتاب مرگ خوش

درباره کتاب مرگ خوش

کامو در این کتاب برخلاف کتاب بیگانه که نثری ساده و روان دارد به دنبال سبک نوشتاری خاص بوده است. و به نظر من تمرکز بیش از حد کامو به این موضوع باعث شده که کتاب مرگ خوش داستان قوی و منسجمی نداشته باشد.

وقتی کتاب را شروع می کنید و در همان ابتدا ماجرا قتل زاگرو را می خوانید، با خود فکر می کنید که حتما این قتل روی ادامه داستان تاثیر زیادی داره و مورسو با کشمکش های درونی زیادی روبه رو خواهد شد و یا حداقل با پول هایی که به دست آورده کارهای عجیب و خاصی انجام میدهد، اما هیچ کدام از این اتفاقات رخ نمیده. و کلا داستان کتاب متفاوت تر از هر نظری که دارید پیش می رود.

رفتار مورسو در این کتاب بسیار شبیه کتاب بیگانه است. مورسو همچنان با دیدی خاص و بی روح به ماجراها و قضیه ها نگاه می کند.

این کتاب در مقایسه با بیگانه که یک اثر فوق العاده هستش، یک کتاب متوسط و یا حتی پایین تر از متوسط هست و به نظر من کامو درست فکر می کرده که آن را منتشر نکرد.

آثار آلبرکامو - کتاب مرگ خوش از آلبرکامو

قسمت هایی از کتاب

خلاصه کتاب بیگانه از آلبرکامو - معرفی و بررسی کتاب مرگ خوش

ای بابا، پول روی همه حرومزادگی ها رو می پوشونه. این بابا تا وقتی پول داشت هر غلطی بگی کرد، میلیون ها فرانک پول داشت. حالا چی میشد اگه من این قدر پول داشتم. امانوئل پرسید: باهاش چی کار می کردی؟ بیرون از شهر یه آلونک می خریدم. کمی سریش تو نافم می ریختم و یه پرچم توش می کاشتم. بعد منتظر می موندم باد از کدوم ور می وزه.

وقتی سیگار می کشید، مادرش میگفت: باز شروع کردی. و اگر مطالعه می کرد میگفت: نزدیک چراغ بشین، چشم هات رو کور می کنی.

اشتیاق به آزادی و استقلال، فقط در مردی به وجود می آید که همواره با امید زندگی می کند.

زاگرو تبسمی کرد: مورسو! تو آدم بیچاره ای هستی. این نیمی از انزجار تو رو توجیه می کنه، و نیمه ی دیگه رو هم به این مدیونی که در مقابل فقر تسلیم شدی.

برام مثل روز، روشنه که آدمای پولدار احساس خوشبختی نمی کنن. ولی مساله این نیست. داشتن پول یعنی تصاحب زمان. این نظر اصلی منه. زمان رو میشه خرید. پولدار بودن یا شدن، داشتن زمان برای خوشبختیه، اگه عرضه شو داشته باشی.

آدمی که احساس و اراده و شوق به خوشبختی داشته باشه، مستحق اینه که ثروتمند باشه. به نظرم شوق به خوشبختی با ارزش ترین چیزیه که تو قلب آدمی نهفته س.

کاترین! هیچ وقت تسلیم نشو. خیلی چیزها رو در درونت داری و نجیب ترین شون، احساس خوشبختیه. فقط منتظر مردی نباش که باهات کنار بیاد. این اشتباهیه که خیلی از زن ها دچارش میشن. تو خودت خوشبختی رو پیدا کن.

اطلاعات کتاب

  • کتاب مرگ خوش
  • نویسنده: آلبر کامو
  • ترجمه: احسان لامع
  • انتشارات: نگاه
  • تعداد صفحات: ۱۴۴
  • قیمت چاپ چهارم: ۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما در مورد این کتاب چیست؟