کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب

کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند

رایا

کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند اثر دیگری از سی بل هاگ، نویسنده کتاب پشت سرت را نگاه کن است.

داستان راجع به پیرمردی مبتلا به آلزایمر است که فرزندانش او را در خانه سالمندان نگهداری می کنند.

یک روز که عروس خانواده برای عیادت پدر بزرگ به خانه سالمندان می رود متوجه می شود که پیرمرد دارد حرفهایی راجع به شخصی به اسم جورجیا و وقوع یک جنایت می زند.

کنجکاو می شود و تصمیم می گیرد ماجرا را با بقیه اعضای خانواده در میان بگذارد.

بعد از اولین گفتگو در این مورد، عروس متوجه می شود که از این به بعد دیگر هیچ چیز در خانواده اش مثل قبل نخواهد بود…

کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند

درباره کتاب کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند

این کتاب، کتابی بود که اول خیلی دست کم گرفتمش و با خودم فکر کردم حوادثش برام قابل حدس زدنه!

وقتی شروع کردم به خوندن و کمی پیش رفتم حس کردم نمی تونم کتاب رو زمین بذارم، نه فقط داستان جذاب، بلکه هوش نویسنده که جملات کوبنده و هیجان انگیز رو در سطر آخر هر فصل نوشته بود و منو مجاب میکرد که فصل بعدی رو هم بخونم، که البته همین روال باعث شد به رغم تمام مشغله ای که داشتم کتاب رو زود تموم کنم…

نکته قابل توجه دیگه کوتاه بودن هر فصل بود که باعث میشد هر فرصت کوتاهی که پیدا میکردم یه فصلش رو بخونم و برام خوشایند بود.

نکته بعد داستان جذاب بود، یعنی تمام حدس هایی که میزدم کاملا اشتباه بود و منو حسابی به چالش کشید.

ترجمه کتاب عالی و بی نقص بود، من عاشق ترجمه های خانم مسعودی هستم و به نظرم کارشون خیلی درسته و شانس این رو داشتم که این کتاب رو با امضای ایشون داشته باشم.

سبک مورد علاقه من جنایی معمایی هست و این کتاب نماینده بسیار خوبی برای این سبکه و من هنوز بعد از خوندنش شوکه ام.



کتاب های مرتبط – سبک جنایی معمایی:



معرفی کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند

قسمت هایی از متن کتاب

بسیاری از ما تا وقتی در شرایط خاصی قرار نگیریم، نمی‌دانیم ممکن است چه واکنشی نشان دهیم.

میان درست و غلط مرز باریکی وجود دارد. آیا اکنون من در سمت درست یک مسیر غلط حرکت می‌کنم یا در سمت غلط یک مسیر درست؟

زندگی در‌هم است. هیچ سیاه و سفیدی وجود ندارد، هرچه هست سایه‌های محوی است که در هم تنیده شده‌اند و در کنار هستند.

موضوع این است ک ما هرگز نمی توانیم کسی را درک کنیم مگر اینکه بتوانیم جای او باشیم و حتی در آن صورت هم احتمالا این کار غیر ممکن خواهد بود.هیچ کس کامل نیست مگر نه؟

اطلاعات کتاب

  • کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند
  • نویسنده: سی بل هاگ
  • ترجمه: آرتمیس مسعودی
  • انتشارات: آموت
  • تعداد صفحات: ۳۵۲
  • قیمت چاپ اول: ۲۲۵۰۰ تومان

این مطلب با همکاری وستا گرگیج نوشته شده است.

نظر شما در مورد این کتاب چیست؟

کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند از انتشارات آموت

کتاب های دیگر نشر آموت:

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 16
دوست نداشتم: 3
میانگین امتیازات: 5.33

3 دیدگاه در “کتاب وقتی خاطرات دروغ می گویند

سطح هر کتاب را (فقط و فقط از نظر سادگی یا پیچیدگی ، نه ویژگی هایی که هر کتاب باید رعایت کند) سه فاکتور اصلی میتواند تایین کند.

۱_کاربرد کلمات متفاوت در جمله های متفاوت. _ به عنوان مثال :(وقتی از خانه بیرون رفتم خورشید چشمانم را زد.) که باید به جمله (مهر خورشید هنگام خروج از خانه مردمک هایم را سوزاند) تغییر کند.

۲_جنبه های پرورش داستان.

۳_حجم دیالوگ.

از مورد اول شروع کنیم : تمام کلمات استفاده شده در (وقتی خاطرات دروغ نمیگویند) بسیار ساده و بدتر از ان جمله های بسیار ساده است. اصرار من از کاربرد کلمات پیچیده این است که هیچ زمان کلمات دشوار در جمله بندی ها و در کنار کلمات اسان گنجانده نمیشود و این باعث تحریک و اجبار نویسنده برای به تحریر در اوردن سطر های زیبا ، متفاوت و دلنشین تری میشود و اولین وظیفه ای که هر کتاب دارد گسستن رشته خیال با واقعیت است (درباره کتاب های فانتزی حرف نمیزنم) اگر قرار باشد همان مکالمه هایی که در روزمرگی خود داریم را در کتاب ها هم مشاهده کنیم ، چه چیزی انگیزه مخاطب را برای مطالعه ان بالا میبرد.

مورد دوم : جنبه های پرورش داستان در ژانرهای مختلف ، مغایر است. به عنوان مثال (در مضامین عاشقانه یک خطی بودن محتوا در داستان تاثیر گذار خواهد بود.) ، (در مضامین اکشن و ماجراجویانه ، نویسنده ممکن است زمان حال را به فضای کمدی ، تراژدی ، ترسناک یا معمایی سوق دهد ولی دائما به مخاطب هدف از قرار گیری در این راستا را گوش زد میکند.) ، (ژانرهای کمدی و ترسناک هانطور که واضح است از هر فضا سازی و لحنی برای انتقال احساسات خود استفاده میکنند.) ولی (ژانر معمایی به هیچ وجه نباید داستانی یک خطی باشد ، باید با دادن هر لحظه اطلاعات به خواننده ، قدرت پیش بینی را از او سلب کنید بگونه ای که بعد از کشف حقیقت حیرت را بتوان حس کرد و اگر این عمل در قالب ابلاغ یک مفهوم عالی باشد به شدت تاثیر گذار خواهد بود. مانند کتاب بدخواهی از کیگو هیگاشینو)

و مورد سوم : معمولا کتاب هایی که دیالوگ های زیادی را در خود جای داده است ، نقطه ضعفی که دارند این است که به جای شخصیت پردازی و صحبت درباره حالات روحی و علایق و گذشته فرد در خلوتگاه ذهن ، به ناچار باید در مورد مسائل عادی روزانه صحبت کنند که باعث بی کیفیت شدن دیگر مکالمه ها میشود و معمولا نویسندگانی که قدرت کشش بالایی در خلق مطالب مفید و مورد اهمیت ندارند به این اسلوب روی می اورند.

ذکر این سه مورد برای کسانی که خواهان تشخیص سادگی یا حرفه ای بودن نوشته ها هستند ضروری بود.

(وقتی خاطرات دروغ میگویند) متاسفانه هر سه مورد را در خود جای داده بود (جمله بندی های ساده) ، (یک خطی بودن داستان در ژانر معمایی ، شاید گوشه هایی از احساسات عاشقانه را دارا باشد ولی نویسنده ، مخاطب را برای قصه ای معمایی اماده کرده بود.) و (وفور دیالوگ های عامیانه)

برای هر یک از خصوصیات بالا کتابی معرفی میکنم که شاید ویژگی های (وقتی خاطرات دروغ میگویند) را دارا باشند ولی موفق بوده اند.
(بیگانه از البر کامو : استفاده از کلمات ساده ولی خلق جمله های مفهومی و متفاوت و حسی)
(در یک جنگل تاریک تاریک از روث ور : یک خطی بودن داستان حتی در ژانر معمایی تا حدودی جذاب که بخاطر فضاسازی ترسناک و رازالود و تاریک و لحن متغییر خود که جزییات را به زیبایی به تصویر میکشد توانست بر جذابیت کتابش بیافزاید.)
(شکوه زندگی از مشاییل کومپوفمولر : مکالمه های ساده دو عاشق را با تاثیر شرایط محیطی روی خودشان بیان میکند و البته کمی متن سخن های شکوه زندگی زیباتر و تازه تر بود ، ولی اگر یک شباهت کامل از (وقتی خاطرات دروغ نمی گوییند) میخواهید الان از یک کتاب خارجی حضور ذهن ندارم ولی انکارم نکن از مژگان احتشامی در همان سطح است.)

مطالبی که گفته شد به نظرم مهم تر از رسیدگی به جزییات کتاب بود وگرنه کلی میتوان به نقاط ضعف ان و اندک نقاط مثبت ان اشاره کنم
مثلا : شخصیت پردازی های به شدت ضعیف. تغییر لحن کتابی به عامیانه. کمبود توصیف جزئیات ضاهری و محیطی و مهم تر از همه انها رخداد ها با عواطف و منطق و گفتار واقعی گرایانه پیش نمی رود ، به عنوان مثال زمانی که تام خودکشی کرده است : (اولیویا پس از قطع مکالمه در ذهن خود عامیانه حرف می زند ، میگوید تام خود را کشته یا تام مرده ، ولی وقتی این خبر را منتقل میکند از لفظ ( تام به زندگی خود خاتمه داد) استفاده میکند و پس از اتمام این حرف به جای انکه تمام حالات روحی و واکنش جسمی و گفتاری سه فرد حاظر در اتاق (کریس ، لوکاس ، نادیا) را بیان کند کاملا مصنوعی از جابه جایی خود روی صندلی اشپزخانه و ریختن یک لیوان اب برای خود اشاره میکند.

و بی جواب ماندن بسیاری از پرسش ها : چرا اولیویا شش بار سقط داشته است؟ چرا همه نگرانند که خبر قاتل بودن تام به همه رسیده است در حالی که فقط به گونه ای مردم از ان مطلع میشوند که یکی از اعضای خانواده اطلاع رسانی کرده و خبر ها بین مردم درز کرده باشد و خیلی ساده هم می توان از کاراگاهان خواهش کرد که خبر این اتفاقات را جایی پخش نکنند ان هم بعد از ۲۵ سال……و ده ها مثال دیگر که لطمه هایی را به کتاب تحمیل کرده که خود من نمی توانم از انان چشم پوشی کنم.

در کل (وقتی خاطرات دروغ میگویند) مناسب افرادی است که در عنفوان کتاب هایی هستند و برای ایجاد انگیزه و ادامه مسیر کتاب خوانی باید کتابانی ساده و سرگرم کننده ، بدون کلمات و جملات و مضامین پیچیده مثل این کتاب ها را مطالعه کنند.

با تشکر علی داربوئی

من این کتاب و دیروز خریدم ولی ۳۴۴ صفحه است.کتاب من کم داره یا شما اشتباه نوشتین؟؟؟؟

تعداد صفحاتی که ما نوشتیم بر اساس چاپ اول هستش، ممکنه در چاپ های جدید فونت کوچکتر شده باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.