کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب

کتاب چای نعنا

کانال تلگرام کافه بوک

منصور ضابطیان بعدِ از سر گذراندن چهار سفرنامه، حالا شرح سفر بیست روزه‌اش در اردیبهشت ماه سال نود و شش به مراکش را با مخاطبان بیشمار فارسى زبانش در قالب کتاب چای نعنا به اشتراک مى گذارد.


منصور ضابطیان در صفحه‌ى اینستاگرام خود مى‌نویسد:

سرانجام چاى نعنا دم کشید. کتاب جدید مثل دنیا آوردن بچه مى ماند. رنج آور است و شیرین.

و طرفداران سفرنامه هایش، بى تابانه منتظرند تا کتابِ جلد قرمزى را که رویش شاخه ى نعنایى نقش بسته، در دست بگیرند. فاصله‌ى کتابفروشى تا خانه را به تورق بگذرانند. عکس هاى ضابطیان از گوشه و کنار مراکش را سرسرى نگاهى کنند، تا موعد خوانش کتاب هرچه زودتر فرا برسد.

[ لینک مرتبط: کتاب مارک و پلو اثر منصور ضابطیان ]

کتاب چای نعنا

کتاب چای نعنا

مراکش دروازه ى آفریقاست و نزدیک ترین کشور آفریقایى به اروپا.

تجربه‌ى خواندن سفرنامه هاى او به قدرى دلپذیر است که خواننده حس می‌کند تمام مسیر، شهر به شهر با او همسفر بوده، وزش نسیم از کناره‌ى اقیانوس اطلس و دریاى مدیترانه صورتش را نوازش کرده، غذاى محلى خورده، صوت موذن را بر مناره به گوش جان شنیده، در پیچ واپیچ هاى مدینا گم شده و لذتى وافر از این سفر برده است.


ضابطیان همچنین، یک راهنماى خوب و قابل اعتماد است به طبع کتاب هایش هم یک مرجع گشت و گذار در آن کشورها به حساب مى آیند. به شخصه اگر روزى به یکى از این کشورها سفر کنم، کتاب را در دست میگیرم و همانجور پى ارتباط با آدم هاى جدید میگردم که منصور ضابطیان یادم داده، همان گوشه هاى دنج و مردمى‌اى را مى جویم که او گشته و خلاصه نمیگذارم چیزى از قلم بیفتد.


عطر چاى نعنا، لذت خوردن غذاهاى چرب و خوشمزه‌ى جدید، دیدن خورشید در حال طلوع، وزش باد ملایم از سوى اقیانوس، بازى با گربه هاى شهر، اقامت در مهمانخانه‌ى قدیمى و زدودن گرد سفر با استحمام در گرمابه اى قدیمى، تنها بخشى از تجربیات همسفرى خوانندگان این کتاب با نویسنده اش است.

[ لینک مرتبط: سفرنامه مارک دو پلو اثر منصور ضابطیان ]

صبحانه‌هاى هتل‌ها هیچ وقت چقزى از شهر به تو نشان نمى‌دهند و همه جاى دنیا تقریبا شبیه هم‌اند. براساس ستاره‌هاى هتل یا سلیقه‌ى اداره کنندگانش، اینکه در یک هتل سینى‌ات را بردارى و چند تکه نان توى آن بگذارى و یک نیمرو برایت آماده کنند و یک بسته کره‌ى کارخانه‌اى و یک قالب پنیر بردارى، چیزى از هویت شهرى که در آن هستى را باز نمى‌نمایاند. مرباى توت فرنگى و هلو همه جاى دنیا طعمى مشابه دارند و تقریبا در بانکوک و نیویورک و نیشابور شبیه همدیگر است. اگر غذا را به طور عام و صبحانه را به طور خاص بتوان بخشى از فرآیند شناخت رفتار اجتماعى دانست، چاره‌اى ندارى جز اینکه وقتى از اتاقت بیرون مى آیى، به جاى آنکه دگمه‌ى طبقه‌ى رستوران هتل را فشار بدهى، دگمه‌ى لابى را بزنى و بعد هم یک راست بروى به دل شهر.

کتاب چای نعنا اثر منصور ضابطیان

ضابطیان در مقدمه‌ی کتاب چای نعنا مى نویسد:

در این کتاب هم سعى کرده‌ام نگاهم بیشتر اجتماعى باشد و آدم ها حضور پررنگ ترى نسبت به ساختمان ها و جاهاى دیدنى داشته باشند. همچنان معتقدم که اطلاعات مربوط به موزه ها و قصرها و باغ ها و… را مى توان در منابع اینترنتى و مکتوب به دست آورد. آنچه جایش در بین سفرنامه ها خالى‌ست، تحربه هاى شخصى نویسنده در برخورد با آدم هایى از فرهنگ دیگر است.

مراکش براى من یادآور خاطرات خوش فیلم “کازابلانکا” با بازى همفرى بوگارت و اینگرید برگمن بود و در لا به لاى ورق ها منتظر بودم ضابطیان در موردش حرفى به میان آورد و خوشبختانه نویسنده با هوشمندى صفحات و تصاویرى را به این موضوع اختصاص داده بود. او همچنین سرى به کافه ریک زده بود و خاطرات تلخ و شیرین فیلم را براى علاقه مندانش به تصویر کشیده بود.

و حالا با تمام این تفاسیر چه کسى می‌خواهد همسفر شود با منصور ضابطیان به کشور مراکش، دروازه‌ى آفریقا؟

[ لینک مرتبط: سفرنامه برگ اضافی اثر منصور ضابطیان ]

معرفی کتاب چی نعنا

بخش‌هایی از متن کتاب چای نعنا

حالا که مدتى بعد از سفر، شروع کرده ام به نوشتن کتاب، دارم در ذهنم مرور مى کنم که نخستین صحنه اى که در آنجا مرا شگفت زده کرد چه بود. عکس‌ها و یادداشت‌ها و ویدیوها را مرور مى کنم و میرسم به غروب اولین روز که یونس مرا به مدینا برد. مدینا بخش قدیمى شهر است. تقریبا همه‌ى شهرهاى مراکش، چنین بخشى دارند؛ جایى شبیه یک بازار قدیمى، با کوچه پس کوچه هاى تودرتو که شهر به شهر وسعتش فرق مى کند. وقتى در مدینا هستید تنها به یک مکان جغرافیایى دیگر پا نمى گذارید، انگار پرتاب مى شوید به یک زمان تاریخى دیگر که از امروز سال ها دور است.

حال غریبى ست که چشمت به غروب آفتاب باشد و به سکه‌ى نارنجى خورشید که در قلک دریا فرو مى رود و گوشت به صداى موذن مسجد باشد که الله اکبرش را سر مى دهد. شک ندارم این فضا حال هر آدمى را با هر سطحى از اعتقاد مذهبى دگرگون مى کند… از بس همه چیز یک جور دیگر است.

شهرها آدم ها را تغییر مى دهند و هر چقدر فاصله‌ى شهرها بیشتر باشد، انگار این تغییر بیشتر است. تغییرى که با یک احساس درونى پیوند خورده است. این را بارها تجربه کرده ام. هرگاه از شهرى به شهرى دیگر رفته ام، چیزى را در درونم تغییر یافته دیده ام. تغییرى که نسبتى مستقیم با فاصله دارد. براى همین است که در استانبول این تغییر را کمتر احساس مى کنم تا در نیومکزیکو.

این خاصیت سفر است که در تنهایى یکباره به بهانه اى یاد آدم هایى مى افتى که شاید هیچ وقت در خانه از ذهنت عبور نکنند.

جهان ما چقدر کوچک شده. تکنولوژى با همه‌ى دردسرهایش، با همه‌ى سردى هایى که در روابط اجتماعى آورده، اما گاه سر بزنگاه به کمک آدم مى آید، دستش را مى گیرد و مى نشاند رو به روى کسى که انتظارش را ندارد. آن هم در سرعتى عجیب.

تکنولوژى جهان را کوچک کرده اما با این حال خیلى چیزها را نتوانسته تغییر بدهد. هنوز صداى باران در نیمه شب طنجه شنیدنى‌ست و هنوز چاى نعناع عطرى عجیب دارد.

مى دانم که زخم عشق هاى شکست خورده اگرچه خوب مى شود اما جایش در گوشه اى از قلب باقى مى ماند.

[ لینک مرتبط: کتاب سباستین اثر منصور ضابطیان ]

خلاصه کتاب چای نعنامشخصات کتاب

  • کتاب چای نعنا
  • نویسنده: منصور ضابطیان
  • انتشارات: مثلث
  • تعداد صفحات: ۱۶۸
  • قیمت چاپ اول: ۲۰۰۰۰ تومان
  • مصور – بخشی رنگی

نویسنده مطلب: مهشید موسوی

نظر شما در مورد کتاب چای نعنا چیست؟


معرفی دو کتاب دیگر:

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 29
دوست نداشتم: 2
میانگین امتیازات: 14.5

5 دیدگاه در “کتاب چای نعنا

اینقد مشتاق بودم و ذوق داشتم که آخرین کتاب آقای ضابطیان رو بخونم که در کمتر از ۲۴ ساعت تمومش کردم.
فصل اولش خیلی جذبم نکرد ولی از فصل دوم بود که داستان جذاب و پر کشش شد.
توصیف ها و تصویر سازی ها فوق العاده اند انگار داری فیلم تماشا میکنی.در حین خوندنش حس خوبی در آدم به وجود میاد و لبخند رضایت به روی لب میشینه.
یه کتاب خوشخوان،دلچسب و بی نظیر دیگه از آقای ضابطیان.در واقع چیزی جر این نمیشد انتظار داشت.
منصور خان مرسی که با قلم زیبا و نوشته هات حالمو خوب میکنی

منم مثل شما واقعا احساس میکنم با خوندن سفرنامه های آقای ضابطیان دارم توی اون شهر ها و خیابان ها سیر میکنم و با اون آدم ها معاشرت دارم.
کتاب های آقای ضابطیان همیشه برای من حکم یه دسر خوشمزه رو دارن که میتونی بعد از غذا یه گوشه بشینی و با لذت مزه مزه اش کنی

سلام
مطلب شما را با ذکر منبع در وبلاگ و کانال تلگرامم نقل کرده ام؛
در صورتی که مخالفتی دارید اطلاع دهید تا حذف نمایم.
https://t.me/Dopram

سلام
با ذکر منبع ایرادی ندارد.
با تشکر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.