بازجویی از صدام

کتاب رمان

کتاب بازجویی از صدام با عنوان فرعی تخلیه اطلاعاتی رئیس‌جمهور ترجمه‌ای از کتاب Debriefing the President: The interrogation of Saddam Hussein است که توسط جان نیکسون نوشته شده است. جان نیکسون تحلیلگر ارشد رهبری بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۱ در سیا (سی‌آی‌ای) بود.

جان در جریان فعالیتش در سیا و نیز سفرهایش به عراق، مرتبا رده‌های بالای دولت ایالات متحده را تغذیه اطلاعاتی می‌کرد یا برای آن‌ها مطلب می‌نوشت. او همچنین مباحث تحلیلگری رهبری را در مدرسه «شرمن کنت» به نسل جدید تحلیلگران استخدام‌شده در سیا آموزش داد. از زمان ترک سازمان سیا در سال ۲۰۱۱، نیکسون به عنوان مشاور ریسک بین‌المللی در ابوظبی، پایتخت امارات، مشغول به کار بوده است. کتاب بازجویی از صدام نخستین کتاب جان نیکسون است.

نیویورک تایمز درمورد این کتاب گفته است:

«بسیاری از خاطره‌نویسی‌ها که با موضوع سازمان سیا نوشته شده، فاجعه‌بارند؛ محافظه‌کارانه، شدیدا ناسیونالیستی و بدتر از همه، ملال‌آور. برخی نیز تحت نظارت شدید و سانسور سیا منتشر شده‌اند… اما در این میان استثناهایی به چشم می‌خورد، و یکی از نمونه‌های تازه آن، کتاب بازجویی از صدام نوشته جان نیکسون است…»

[ معرفی کتاب: ۲۱ درس برای قرن ۲۱ – از انتشارات کتاب پارسه ]

کتاب بازجویی از صدام

در دسامبر سال ۲۰۰۳ نیروهای ارتش ایالات متحده، صدام حسین – رئیس‌جمهوری عراق را در نزدیکی زادگاهش در تکریت دستگیر کردند. جان نیکسون که در آن زمان تحلیلگر ارشد سازمان سیا بود، سال‌های زیادی درباره دیکتاتور عراق مطالعه کرده بود. وقتی از جان خواسته شد تا کار تعیین هویت صدام را انجام بدهد، او پس از بررسی زخم‌ها و نشانه‌هایی در بدن او، سوال‌هایی از صدام پرسید که فقط او می‌توانست به آن‌ها پاسخ بدهد. قطعا این مرد خود صدام بود ولی نیکسون در هفته‌های بعد به این نتیجه رسید که هم خودش و هم آمریکا، عمیقا درباره صدام حسین گمراه شده بودند. چرا که در جریان بازجویی از صدام، نیکسون متوجه شد بیشتر اطلاعاتی که درباره صدام و نقشی که به عنوان دشمن قاطع جریان‌های رادیکال در دنیای اسلام داشتند درست نبوده است.

بعد از ماجرای تایید هویت صدام نویسنده، نیکسون به شکل خلاصه مروری به زندگی صدام و اینکه او چگونه به قدرت رسید در کتاب آورده است و در ادامه فرار و برخی از فعالیت‌های صدام مرور می‌شود. در نهایت دستگیری صدام و جلسات بازجویی آمده است که بیشتر حجم کتاب را به خود اختصاص داده است اما مسائل زیادی پیرامون بازجویی صدام نیز در کتاب وجود دارد.

علاوه بر پیشگفتار و پسگفتار، کتاب در ۱۴ فصل نوشته شده است که عناوین فصل‌ها عبارتند از: اوه، این صدام است! / جرئت درست عمل کردن / مقصد، بغداد / انجامش بده / زیر پوست صدام / خطر ایران / عمامه‌داران در سیاست / مرگ بر شیعیان و صهیونیست‌ها / صدام جوش می‌آورد / بررسی عمیق در دفتر بیضی / تلاقی با رئیس‌جمهور / زیر سایه پدرش / نخستین پیش‌نویس تاریخ / با تاسف ترک شغل کردن.

در قسمتی از متن پشت جلد کتاب نیز آمده است:

کتاب بازجویی از صدام – تخلیه اطلاعاتی رئیس‌جمهور تصویری بی‌طرفانه از یکی از قدرتمندترین حاکمان بدنام عصر ما به دست می‌دهد. نیکسون نخستین کسی بود که در جلسات متعدد از صدام بازجویی کرد. خواندن ماجرای بازجویی‌ها، علاوه بر اطلاعاتی که درباره شخصیت صدام در اختیارمان می‌گذارد، او را چنان در برابر ما می‌نشاند که گویی صدا و طنین کلماتش را هم می‌شنویم.

درباره کتاب بازجویی از صدام نکات و مسائل مختلفی وجود دارد که در ادامه به مهمترین این موارد می‌پردازیم. تا به این جای کار به نظر می‌رسد با یک کتاب خوب در زمینه شناخت صدام، ساز و کار عملیات‌های او و سیاست آمریکا در مورد عراق روبه‌رو هستیم اما پیشنهاد می‌کنم ادامه معرفی کتاب را دنبال کنید تا با نقاط ضعف کتاب هم آشنا شوید.

[ معرفی کتاب: کتاب آخرین دختر – سرگذشت من از اسارت و مبارزه با خلافت اسلامی ]

بازجویی از صدام

درباره کتاب بازجویی از صدام اثر جان نیکسون

در ابتدا وقتی کتاب را در دست می‌گیرید احساس می‌کنید با یک کتاب خوب روبه‌رو هستید و وقتی گفته‌های نیویورک تایمز را در مورد کتاب در پشت جلد می‌خوانید این احساس تقویت می‌شود. اما هنگامی که کتاب را ورق می‌زنید و شروع به خواندن می‌کنید، قبل از متن اصلی کتاب خواننده با این پیام از طرف جان نیکسون طرف می‌شود:

همان‌طور که تمام کارکنان قدیم و فعلی آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا موظف‌اند، من پیش‌نویس این کتاب را به بخش مرور انتشارات در سیا ارائه کردم. وظیفه این بخش این است که هیچ اطلاعات محرمانه یا طبقه‌بندی شده‌ای به‌طور ناخواسته منتشر نشود. کتاب بازجویی از صدام حسین دوبار از سوی بخش مرور انتشارات سیا مورد بررسی موشکافانه قرار گرفت. در اینجا دو اتفاق افتاد: متاسفانه انتشار دست‌نویس با تاخیر زیادی روبرو شد، و از طرف دیگر در کل کتاب شاهد خطوطی سیاه (—–) هستید که ویرایش‌های اعمال‌شده از طرف سیا را نشان می‌دهد.

این بزرگ‌ترین ناامیدی برای خواننده است و حتی عذرخواهی نویسنده چیزی از آن کم نمی‌کند. همان‌طور که گفته شد در کل کتاب از طرف سیا سانسور وجود دارد که شبیه آب سردی عمل می‌کند که در مواقع حساس روی سر خواننده ریخته می‌شود. نمونه بسیار کوچکی از این سانسور در ادامه به شکل عکس آمده است.

باید اعتراف کنم عنوان کتاب نقش بسیار زیادی در جذب شدن من به کتاب داشت. بازجویی و تخلیه اطلاعاتی عنوان‌های جذابی هستند که باعث می‌شود فکر کنید چه چیزهای مهمی که در کتاب گفته نشده است. اما همین‌طور که کتاب را می‌خوانید متوجه می‌شوید که تقریبا هیچ تخلیه اطلاعاتی و یا گفتگوی دشواری وجود ندارد. بازجویی از صدام در کمال آرامش پیش می‌رود، سوال‌های سخت و چالشی بسیار کم مطرح می‌شود و حتی صدام از نظر روانی تحت فشار قرار نمی‌گیرد و به طور کلی هیچ سختی و فشاری وجود ندارد. حداقل این چیزی است که ما در این کتاب می‌بینیم.

صدام در بازجویی‌ها از هر چیزی به هر میزانی که دوست داشته باشد صحبت می‌کند و عموم اطلاعاتی هم که در کتاب آمده است، مخاطب از قبل می‌داند و یا می‌تواند با یک سرچ ساده در اینترنت پیدا کند. در واقع کتاب فقط بازجویی از صدام نیست و تا صفحه ۱۰۰ نیز چیزهای بسیار کمی در مورد صدام، افکار و کارهای او بیان شده است. در آخر کتاب نیز، متن کتاب بیشتر به سمت درد دل نویسنده پیش می‌رود!

نویسنده خود در پیشگفتار می‌نویسد که «عمده مطالبی که در صفحات پیش‌رو می‌خوانید، مبتنی بر آن چیزی است که من در بازجویی از صدام فرا گرفته‌ام.» و باید اشاره کنم جان نیکسون چیزهای خیلی کمی از صدام فرا گرفته است یا شاید بهتر باشد اشاره کنم چیزهای خیلی کمی در کتاب آورده است.

شاید این کتاب برای افرادی که اطلاعات سیاسی خیلی کمی دارند و می‌خواهند با برخی از کارها و جنبه‌های شخصیت صدام و یا پیچیدگی‌های دنیای سیاست آشنا شوند کتاب بدی نباشد اما به طور کلی چیز شگفت‌انگیز و خارق‌العاده‌ای درباره این کتاب وجود ندارد. در قسمت‌هایی که از متن کتاب در اینجا نقل می‌کنیم، تلاش کردیم مواردی را انتخاب کنیم که بازتابی از کل کتاب باشد.

[ معرفی کتاب: کتاب حرمسرای قذافی – زندگی‌نامه ثریا و جنایت‌های جنسی دیکتاتور لیبی ]

متن کتاب بازجویی از صدام

جملاتی از متن کتاب بازجویی از صدام

صدام روشنفکر نبود، و آدمی نبود که جهان بزرگ‌تر را درک کند. وی به‌ویژه به‌واسطه ایالات متحده سر در گم شده بود که او را رئیس شکنجه‌گرها می‌دانست. و در مسیری عجیب و غریب، چه کسی می‌توانست او را مقصر بداند؟ دیدگاه دولت ایالات متحده در قبال صدام به طرز حادی ناهمگون بود. از او در زمان جنگ ایران و عراق حمایت کرد و هنگام جنگ خلیج [فارس] و جنگ عراق از در مخالفت با او درآمد. (کتاب بازجویی از صدام – صفحه ۱۸)

«صدام، من در جریان هستم که زندگی خودت را صرف آن کردی تا جایگاهی در تاریخ پیدا کنی و نهایت تلاشت را به خرج دادی تا دوران زمامداری‌ات را با ساختن بناهای یادبود زنده نگه داری. چه احساسی داری وقتی می‌بینی که همه این بناها یادبود نابود شده‌اند؟» صدام تبسمی کرد. انگشت سبابه‌اش را نشان داد و گفت: «از تو می‌خواهم به حرف‌های من گوش کنی. من هرگز از کسی نخواستم مجسمه‌ای از من بسازد. اغلب، اعضای شورای فرماندهی انقلاب به من می‌گفتند، “صدام، ما می‌خواهیم عکس تو را در جایی نصب کنیم یا می‌خواهیم مجسمه‌ات را بسازیم.” من چه‌کاره بودم که این دستور را لغو کنم.» فک من دوباره آویزان شد، چون می‌دانستم که او به زیردستانش وقعی نمی‌گذاشت. (کتاب بازجویی از صدام – صفحه ۴۰)

وقتی از او پرسیدم چرا نمی‌خواهد درباره افرادی که به او کمک کرده‌اند حرف بزند، با شک و تردید پاسخ داد: «آن‌ها دوستان من هستند. چرا باید به تو بگویم و زندگی‌شان را به خطر بیندازم؟ گذشته از این، من در زمان‌های دیگر به کمک آن‌ها احتیاج دارم!» حیرت‌زده شدم از اینکه هنوز فکر می‌کند راهی برای خروج از مخمصه‌ای که در آن گرفتار شده است وجود دارد. او متوهم بود ولی نسبت به افرادی که به او وفادار بودند همچنان همدلی نشان می‌داد. (کتاب بازجویی از صدام – صفحه ۷۴)

مثل معمول می‌خواستیم جلسه را با پرسشی ملایم به پایان برسانیم، برای همین از صدام پرسیدم دوست دارد چه کتابی بخواند. گفت دوست دارد که تاریخ و داستان‌های عربی بخواند. از کتاب موردعلاقه‌اش پرسیدم و او گفت، پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی. گفت: «فکرش را بکن؛ یک مرد، یک قایق و یک مسیر ماهیگیری. این‌ها تنها عناصر کتاب هستند، ولی چیزهای زیادی درباره وضعیت انسان به ما می‌گوید. قصه‌ای شگفت‌انگیز است.» (کتاب بازجویی از صدام – صفحه ۱۱۲)

این تصمیم او بود که فرماندهان میدانی‌اش اجازه پیدا کرده بودند تا در صورت لزوم از این سلاح‌ها استفاده کنند. او تا همان‌موقع هم از سلاح‌های شیمیایی برای درهم کوبیدن حملات «موج انسانی» ایرانی‌ها استفاده کرده بود – چیزی که دولت آمریکا چشم خود را روی آن بسته بود، چون از عراق حمایت می‌کرد. صدام از اتفاقی که در حلبچه رخ داد متاسف نبود. او ابراز ندامت نکرد. این نمونه دیگری بود از آنچه دولت ما نمی‌دانست – یا ترجیح داد که نداد – وقتی که داشت پرونده‌ای برای پایین کشیدن او از قدرت فراهم می‌کرد. (کتاب بازجویی از صدام – صفحه ۱۶۰)

برای شیفتگان قدرت، مادامی که رئیس‌جمهوری را راضی نگه داری، مهم نیست چه گفته باشی. (کتاب بازجویی از صدام – صفحه ۱۹۴)

موضوع صدام و اینکه درباره او چه باید کرد، پس از حملات یازدهم سپتامبر در دستور کار قرار گرفت. به گفته ریچارد کلارک، مشاور کاخ سفید، بوش فردای حملات از کلارک خواست تا رابطه بین صدام و این حمله را پیدا کند. (کتاب بازجویی از صدام – صفحه ۲۰۷)

من نقش بسیار کوچکی در فاجعه بسیار بزرگ سیاست خارجی آمریکا بازی کرده‌ام: جنگ عراق. من و همکارانم در سیا، کارمان را با تاسفی عمیق به پایان رساندیم؛ برای آنچه بر سر تصویر آمریکا در جهان آمده بود؛ برای مردان و زنانی که در آن جنگ کشته شده یا با نقص عضو و ناراحتی روحی به کشور بازگشته بودند؛ و برای درد و رنجی که ایالات متحده به مردم عراق تحمیل کرده بود. (کتاب بازجویی از صدام – صفحه ۲۳۱)

مشخصات کتاب
  • عنوان اصلی: بازجویی از صدام
  • عنوان فرعی: تخلیه اطلاعاتی رئیس‌جمهور
  • نویسنده: جان نیکسون
  • ترجمه: هوشنگ جیرانی
  • انتشارات: کتاب پارسه
  • تعداد صفحات: ۲۴۴
  • قیمت چاپ دهم: ۳۲۰۰۰ تومان

👤 نویسنده مطلب: سروش فتحی

نظر شما در مورد کتاب بازجویی از صدام چیست؟ لطفا اگر این کتاب را خوانده‌اید حتما نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید.


» معرفی چند کتاب دیگر:

  1. کتاب شهر فرنگ اروپا
  2. کتاب فرار از اردوگاه ۱۴
  3. کتاب رهبر عزیز