بهترین ترجمه برادران کارامازوف

تبلیغ سایت نشانک

رمان برادران کارامازوف اثر فیودور داستایفسکی یکی بزرگ‌ترین رمان‌های دنیا است که برخی از منتقدان اعتقاد دارند بهترین کتاب داستایفسکی نیز می‌باشد. کتابی که داستایفسکی سه سال از عمر خود را صرف نوشتن آن کرد. این رمان در ایران با ترجمه‌های مختلفی وجود دارد و ما در این مطلب قصد داریم بهترین ترجمه برادران کارامازوف را برای مطالعه انتخاب کنیم.

ترجمه‌هایی که تاکنون از رمان برادران کارامازوف وارد بازار شده است عبارتند از:

  • ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید
  • ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز
  • ترجمه لادن مدیر – نشر آسو
  • ترجمه اسماعیل قهرمانی پور – نشر سمیر
  • ترجمه پرویز شهدی – نشر مجید
  • ترجمه مشفق همدانی – نشر جاویدان
  • ترجمه رامین مستقیم – نشر نگارستان کتاب
  • ترجمه هانیه چوپانی – نشر فراروی

فهرستی که مشاهده کردید، ۸ ترجمه مختلف از این شاهکار بود. ترجمه‌هایی که هیچ کدام از آن‌ها به صورت مستقیم از زبان روسی انجام نشده است. قطعا برای انتخاب بهترین ترجمه برادران کارامازوف لازم است که این ترجمه‌ها با هم مقایسه شود. اما کافه‌بوک منابع کافی برای مقایسه همه این ترجمه‌ها را ندارد و نهایتا دو ترجمه خوب و شناخته شده صالح حسینی از نشر ناهید و احد علیقلیان از نشر مرکز را در این مطلب مقایسه می‌کند. این ترجمه‌ها را بر اساس معیارهای مختلف انتخاب کرده‌ایم اما باید توجه داشته باشید که این به معنای رد دیگر ترجمه‌ها نیست.

معرفی رمان برادران کارامازوف و دیگر کتاب‌های داستایفسکی را می‌توانید در کافه‌بوک مطالعه کنید:

  1. رمان برادران کارامازوف
  2. رمان جنایت و مکافات
  3. رمان ابله
  4. رمان شیاطین
  5. رمان یادداشتهای زیرزمینی
  6. رمان قمارباز
  7. رمان بیچارگان
  8. رمان خاطرات خانه مردگان
  9. رمان شب‌های روشن
  10. رمان همزاد
  11. رمان یک اتفاق مسخره

بهترین ترجمه برادران کارامازوف

مقایسه ترجمه‌های برادران کارامازوف

قبل از مقایسه دو ترجمه صالح حسینی و احد علیقلیان، در نظر داشته باشید که ما متن فارسی دو ترجمه را مقایسه می‌کنیم و دقیقا متن کتاب را با رعایت تمام نکات نگارشی در اینجا نقل می‌کنیم. طبیعتا از آوردن متن انگیسی کتاب خودداری می‌کنیم چون به طور دقیق مشخص نشده است که ترجمه از روی کدام ترجمه انگلیسی ترجمه شده است، چه بسا صالح حسینی در آخر رمان ذکر کرده است که برای ترجمه، ترجمه‌های معتبر انگیسی  را پیش چشم داشته است و از آن‌ها استفاده کرده است. همچنین ما بخش‌های مختلفی از اول تا آخر کتاب را برای مقایسه انتخاب کرده‌ایم. در نهایت امیدواریم در انتخاب بهترین ترجمه رمان برادران کارامازوف به شما کمک کنیم.

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

با پرداختن به زندگینامه قهرمان رمانم، آلکسی فیودوروویچ کارامازوف، خودم را تا اندازه‌ای بلاتکلیف می‌یابم. به این معنی که هرچند آلکسی فیودوروویچ را قهرمان می‌نامم، می‌دانم که به هیچ روی آدم بزرگی نیست، و از این رو پرسشهای ناگزیری از این دست را پیش‌بینی می‌کنم: «جناب آلکسی فیودوروویچ را به سبب چه خصلت برجسته‌ای به قهرمانی رمانت برگزیده‌ای؟ چه کار شایانی کرده است؟ به چه، و نزد که، شهرت دارد؟ چرا من خواننده وقتم را با پرداختن به واقعیات زندگی او تلف کنم؟» (جلد اول – صفحه ۱۵)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

در آغاز زندگی‌نامه‌ی قهرمانم، آلکسی فیودورویچ کارامازوف، خود را قدری سردرگم می‌یابم. بدین معنی که گرچه آلکسی فیودورویچ را قهرمان خود می‌نامم باز خودم می‌دانم که به‌هیچ‌روی مرد بزرگی نیست، چنان‌که پرسش‌هایی ناگزیر را پیش‌بینی می‌کنم، پرسش‌هایی از این دست: چه چیز درخور توجهی در آلکسی فیودورویچ تو هست که سبب می‌شود او را قهرمان خود برگزینی؟ به‌راستی چه کرده؟ که او را می‌شناسد و به چه چیز می‌شناسندش؟ چرا من خواننده باید وقتم را صرف مطالعه‌ی وقایع زندگی او کنم؟ (صفحه ۱۰)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

باری رفتن به آن دنیا ساده‌تر است اگر آدم بداند در آنجا چه هست. (جلد اول – صفحه ۴۴)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

به‌هرحال رفتن به آن دنیا با این یقین که چه شکلی است آسان‌تر است. (صفحه ۳۳)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

عصاره مقاله‌ام در این واقعیت نهفته است که مسیحیت، طی سه قرن اول، جز کلیسا در جای دیگری از زمین وجود نداشت و چیزی جز کلیسا نبود. در امپراتوری رم سودای مسیحیت که غلبه کرد و مشرکان ایمان آوردند، لاجرم چنین پیش آمد که این امپراتوری به کلیسا بپیوندد اما در بسیاری از شعبات حکومت مشرک باقی ماند. (جلد اول – صفحه ۹۳)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

تمام نکته‌ی مقاله‌ام این است که مسیحیت در روزگاران قدیم، در سه قرن نخست، فقط به‌پایمردی کلیسا بر روی زمین آشکار گشت و چیزی جز کلیسا نبود. اما آن‌گاه که حکومت کافر روم خواست مسیحی شود ناگزیر چنین اتفاق افتاد که پس از مسیحی شدن صرفا کلیسا را در درون خود جای داد، اما خودش، همچون گذشته، در بسیاری از کارکردهایش همچنان حکومتی کافر ماند. (صفحه ۷۳)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

خدایا بر همه رحمت فرست، جملگی جانهای ناشاد و متلاطم را در کنف حمایت خودت قرار ده و به راه راست هدایتشان کن. همه راه‌ها از آنِ توست. به حکمت خودت نجاتشان بده. تو عین محبتی. برای همه شادی خواهی فرستاد! (جلد اول – صفحه ۲۲۸)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

خدایا، امروز بر همه‌ی آنان رحم کن، که ناشاد و توفانی‌اند، آنان را محافظت و هدایت بفرما. همه‌ی راه‌ها راه توست: آنان را به راه‌های خودت نجات ده. تو محبتی. برای همه شادی خواهی فرستاد! (صفحه ۱۷۹)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

هرچه خواهی بگوی،
به دورها خواهم رفت.
زندگی گوارا و شاد خواهد بود
در شهری دوردست.
نخواهم کردن زاری،
نخواهم کردن اصلا زاری،
بر آن نیستم تا کنم زاری. (جلد اول – صفحه ۳۱۷)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

هرچه می‌خواهی بگو
چون که دارم می‌روم
در شهر بزرگ
خوشبخت و آزاد خواهم بود!
و غم نخواهم خورد،
نه، غم نخواهم خورد،
دلم هرگز غم خوردن نمی‌خواهد. (صفحه ۲۵۱)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

به هماهنگی ابدی که می‌گویند یک روزی همه ما در آن آمیخته می‌شویم، ایمان دارم. به «کلمه»، که جهان به سوی آن می‌رود، و خود آن «با خدا» بود و خداست ایمان دارم، و الخ و الخ، تا بی‌نهایت. (جلد اول – صفحه ۳۳۰)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

به هماهنگی جاودانه ایمان دارم که بنا بر فرض همه‌ی ما در آن به‌هم می‌پیوندیم، من به کلمه که جهان در اشتیاق آن می‌سوزد و این کلمه خودش «نزد خدا» بود، خودش خداست و چه و چه، تا بی‌نهایت، ایمان دارم. (صفحه ۲۶۲)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

من ساسی بیش نیستم، و با تمام فروتنی تشخیص می‌دهم که نمی‌توانم دریابم چرا دنیا، به‌شکلی که هست، ترتیب یافته است. به‌گمانم، خود آدمها سزاوار سرزنشند؛ بهشت به آنان دادند، آزادی خواستند و آتش را از آسمان ربودند، هرچند می‌دانستند که ناشاد می‌شوند، پس نیازی به دلسوزی برای آنان نیست. با فهم اقلیدسی رقت‌بار و خاکی‌ام، اول و آخر دانسته‌هایم اینست که رنج وجود دارد و هیچ‌کس مقصر نیست؛ و معلول از پی علت می‌آید، ساده و سرراست؛ و همه‌چیز جریان می‌یابد و سطح خود را پیدا می‌کند – منتها این مهملاتی اقلیدسی است، این را می‌دانم، و نمی‌توانم به خود بقبولانم که با آن زندگی کنم! (جلد اول – صفحه ۳۴۳)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

من یک ساسم، و در کمال فروتنی اعتراف می‌کنم هیچ نمی‌توانم بفهمم چرا همه‌چیز این‌طور ترتیب یافته. بنابراین تقصیر از خود آدم‌هاست: به آنان بهشت دادند، آزادی خواستند، و آتش را از آسمان دزدیدند، با این‌که می‌دانستند بدبخت خواهند شد – پس چرا بر آنان دل بسوزانیم؟ آه، من با ذهن حقیر زمینی اقلیدسی‌ام فقط می‌دانم رنج هست، و هیچ‌کس مقصر نیست، و هرچیزی به‌سادگی و مستقیم از چیز دیگری نتیجه می‌شود، و هرچیزی روان می‌شود و تراز خود را می‌یابد – اما این‌ها همه مزخرفات اقلیدسی است، البته این را می‌دانم، و البته نمی‌توانم خودم را راضی کنم که با آن زندگی کنم! (صفحه ۲۷۰)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

اما بیدار شدم و دیوانگی نکردم. بازگشتم و به صف کسانی پیوستم که کار تو را اصلاح کرده‌اند. مغروران را ترک گفتم و به‌خاطر سعادتمندی فروتنان به سوی ایشان بازگشتم. آنچه به تو می‌گویم، تحقق خواهد یافت، و بنای سلطنت ما برپا خواهد شد. تکرار می‌کنم، فردا خواهی دید که آن گله فرمانبردار به یک اشاره من خواهند شتافت تا دور و بر هیمه‌ای که تو را به خاطر سد راه شدن بر آن خواهم سوزاند، خاکستر گرم تلنبار کنند. چون اگر کسی به‌حق شایستگی آتش ما را داشته، آن‌کس تویی، فردا خواهمت سوزاند. [ Dixiوالسلام]. (جلد اول – صفحه ۳۶۶)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

اما بیدار شدم و نمی‌خواستم در خدمت دیوانگی درآیم. بازگشتم و به خیل کسانی پیوستم که کار تو را اصلاح کرده‌اند. من متکبران را ترک کردم و برای خوشبختی افتادگان به نزد افتادگان بازگشتم. آن‌چه به تو می‌گویم تحقق خواهد یافت و پادشاهی ما برقرار خواهد شد. باز هم می‌گویم، فردا این گله‌ی مطیع را خواهی دید که به نخستین اشاره‌ی من برای گردآوری زغال داغ به دور چوبه‌ی مرگ تو خواهند شتافت، که تو را برای دخالت در کارمان بر آن خواهیم سوزاند. چون اگر کسی اصلا سزاوار آتش ما بوده باشد آن کس تویی. فردا تو را خواهم سوزاند. حرفم را زده‌ام. (صفحه ۲۸۸)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

پدران و استادان، راهب چه‌کاره است؟ این روزها در دنیای متمدن عده‌ای از مردم این کلمه را با مسخره به‌ زبان می‌آورند، و عده‌ای دیگر آن را به صورت ناسزا به کار می‌برند، و خوار شمردن راهب رو به افزایش است. و افسوس که وجود بسیاری از تن‌آسایان و شکمبارگان و هرزه‌ها و گدایان بی‌ادب در میان رهبانان صحت دارد. افراد تحصیلکرده به اینان اشاره می‌کنند: «شما تنبلید، عضو بیکاره اجتماعید، از دسترنج دیگران ارتزاق می‌کنید، شما گدایان بی‌آبرویید.» (جلد اول – صفحه ۴۳۸)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

پدران و استادان، راهب کیست؟ در دنیای روشن‌بین امروز، عده‌ای اکنون این کلمه را برای ریشخند و دیگران حتی برای ناسزا به‌کار می‌برند. و هر روز بدتر و بدتر هم می‌شود. درست است، آه، درست است، در میان راهبان انگل‌ها، لذت‌جویان، شهوت‌پرستان، و ولگردان گستاخ بسیارند. مردان فرهیخته‌ی دنیا با اشاره به این می‌گویند: «شما بیکارگان، اعضای بی‌مصرف جامعه، گدایان بی‌شرمید که از دست‌رنج دیگران زندگی می‌کنید.» (صفحه ۳۴۳)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

وقتی پسر خدا بر صلیب میخ شد و مرد، یکراست از صلیب به دوزخ رفت و جمیع گناهکارانی را که عقوبت می‌کشیدند آزاد کرد. و شیطان نالید، چون خیال می‌کرد که دیگر در جهنم از گناهکار خبری نخواهد بود. و خدا به او گفت: «ناله مکن، چون تمام اقویای زمین در اختیار تو خواهد بود: حکمرانان و قاضی‌القضاتها و دولتمندان، و دوباره مثل دورانهای دیگر جهنم پر خواهد شد تا دوباره برگردم.» (جلد دوم – صفحه ۵۸۵)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

وقتی پسر خدا به صلیب کشیده شد و مرد، از بالای صلیب یک‌راست رفت به جهنم و همه‌ی گناهکارانی را که آن‌جا رنج می‌کشیدند آزاد کرد. و جهنم نالید چون فکر می‌کرد دیگر گناهکارانی نخواهند آمد. و خداوندگار به جهنم گفت: «ناله نکن، ای جهنم، چون همه‌ی انواع قدرتمندان، و فرمانروایان، قضات بزرگ و ثروتمندان از همه‌جا به‌سوی تو خواهند آمد و تو همچون همیشه پر خواهی بود، تا ابدالآبد، تا زمانی که من دوباره بیایم. (صفحه ۴۴۹)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

اوایل ماه نوامبر بود. یخبندان سختی بود، دمای هوا، بدون آمدن برف، به ده درجه زیر صفر رسیده بود، اما شباهنگام ریزه برفی خشک بر زمین یخزده فرو باریده بود، و بادی «خشک و سوزناک» آن را برمی‌داشت و به کنار خیابانهای گرفته شهر ما، به خصوص دوروبر بازار، می‌پاشید. صبح دلگیری بود، اما برف بند آمده بود. (جلد دوم – صفحه ۷۲۴)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

آغاز نوامبر. دما هفت درجه زیر صفر بود و در چنین دمایی همه‌جا یکپارچه یخ بود. شب اندکی برف خشک بر زمین یخ‌زده باریده بود و باد، «خشک و سوزان»، برف را می‌رُفت و با خود به خیابان‌های حزن‌انگیز شهر کوچک‌مان و به‌ویژه میدانِ بازار می‌برد. صبح ملال‌انگیز بود اما برف بند آمده بود. (صفحه ۵۵۷)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

گوش کن، در عالم خواب و بخصوص بختک، ناشی از سوء هاضمه یا چیز دیگر، آدمی گاهی چنان رویاهای هنرمندانه‌ای می‌بیند، چنان واقعیت پیچیده و مسلم و رویداد، حتی یک عالمه رویداد، تنیده در تاروپود روایت منظم و جزئیات غیر منتظره از والاترین امور تا آخرین دگمه سرآستین، که قسم می‌خورم لئو تولستوی هم نمی‌توانست خلق کند.

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

گوش کن: در خواب، و مخصوصا در کابوس، خوب، بگوییم در نتیجه‌ی سوءهاضمه یا هر چی، آدم گاهی چنان خواب‌های هنرمندانه، چنان واقعیتی پیچیده و واقعی، چنان رویدادهایی، یا حتی یک عالمه رویداد، می‌بیند درهم تنیده در چنان پیرنگی، با چنان جزئیات دور از انتظار، از والاترین تجلیات شما گرفته تا آخرین دکمه‌ی پیراهن‌تان، که قسم می‌خورم لیف تالستوی هم نمی‌توانست آن‌ها را بیافریند. (صفحه ۶۹۲)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

لحظاتی در اجرای وظایفمان وجود دارد که رویارو شدن با یک نفر برایمان سخت است، به حساب او هم سخت است! لحظات تامل کردن روی آن ترس حیوانی، هنگامی که مجرم می‌بیند همه چیز بر باد رفته است، اما همچنان کشمکش می‌کند، همچنان نیت کشمکش دارد، لحظاتی که غریزه صیانت نفس آناَ در وجودش سر برمی‌دارد و او با نگاه نافذ، با چشمان پرسشگر و رنجور، نگاهتان می‌کند، روی چهره و اندیشه‌تان تامل می‌کند، نمی‌داند ضربه را از کدام سو وارد می‌آورید، و ذهنش در یک آن هزاران نقشه می‌سازد، اما همچنان از صحبت کردن می‌هراسد، از لو دادن خودش می‌هراسد! (جلد دوم – صفحه ۱۰۰۹)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

لحظاتی هست که، در انجام وظایف‌مان، خودمان در برابر انسان درون و هم به خاطر انسان درون تقریبا احساس ترس می‌کنیم! این لحظاتی است که آدم به وحشت حیوان جنایتکاری می‌اندیشد که از پیش می‌داند همه‌چیز از دست رفته است اما همچنان تقلا می‌کند، همچنان قصد دارد با شما بجنگد. این‌ها لحظاتی است که همه‌ی غرایز صیانت نفس فورا در او سربلند می‌کند و او در تلاش برای نجات خودش به شما با چشمی نافذ نگاه می‌کند، می‌پرسد و رنج می‌کشد، شما را می‌گیرد و مطالعه می‌کند، چهره‌تان را، اندیشه‌های‌تان را، در انتظار این‌که ببیند از کدام سو ضربه خواهید زد، و بی‌درنگ هزاران طرح در ذهن اشفته‌اش می‌ریزد، اما هنوز از سخن گفتن می‌هراسد، هراسان از این‌که چیزی از زیر زبانش دربرود. (صفحه ۷۷۴)

ترجمه صالح حسینی – نشر ناهید:

ای کاش من هم روزی بتوانم خودم را به‌ خاطر حقیقت قربان کنم! (جلد دوم – صفحه ۱۰۷۶)

ترجمه احد علیقلیان – نشر مرکز:

آه، ای کاش روزی بیاد که من هم خودم را فدای حقیقت کنم! (صفحه ۸۲۳)

[ لینک: پیشنهاد رمان برای مطالعه ]

در نهایت بهترین ترجمه برادران کارامازوف کدام است؟

حتما با مطالعه مقایسه‌هایی که در بالا انجام شد، متوجه شدید که هر دو ترجمه خوب هستند. با در نظر گرفتن عوامل مختلف، در نهایت ما انتخاب ترجمه بهتر را به عهده خود مخاطب واگذار می‌کنیم. لازم به ذکر است در ترجمه صالح حسینی، قسمت‌های خاصی از کتاب که به زبان فرانسه وجود دارد، به همان شکل در متن آمده است و ترجمه این قسمت‌ها در پاورقی ذکر شده است اما در ترجمه احد علیقلیان این قسمت‌ها مشخص شده‌اند و مترجم در قسمت یادداشت‌های آخر کتاب متن فرانسوی را ذکر کرده است.

در نهایت امیدواریم در انتخاب بهترین ترجمه برادران کارمازوف به شما کمک کرده باشیم. لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب با ما به اشتراک بگذارید.

مشخصات دو کتابی که در این مطلب از آن‌ها استفاده شده است، عبارتند از:

  • ترجمه: احد علیقلیان
  • انتشارات: مرکز
  • تعداد صفحات: ۸۵۴
  • چاپ پنجم
  • یک جلد

  • ترجمه: صالح حسینی
  • انتشارات: ناهید
  • تعداد صفحات: ۱۱۱۲
  • چاپ یازدهم
  • دو جلد

👤 نویسنده مطلب: سروش فتحی

[ لینک: بهترین ترجمه کتاب ابله از داستایفسکی ]

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 67
دوست نداشتم: 10
میانگین امتیازات: 6.7

تبلیغ کتاب فروش

27 دیدگاه در “بهترین ترجمه برادران کارامازوف

صالح حسینی بیشتر از اینکه دنبال ترجمه ی کتاب باشه دنبال به رخ کشیدن دایره ی لغات فارسی خودشه. ریاکاری زبانی موج می زنه در ترجمه ش. بدون شک ترجمه ی علیقلیان خیلی بهتر و شیواتره.
هر متنی که کلمات پرطمطراق و سنگین به کار می بره که لزوماً متن یا ترجمه ی شیوا و قابل قبولی نیست
در تمام ترجمه های صالح حسینی این فضاحت و ریا موج می زنه
استاد عبدالله کوثری ایشون رو خووووب شناخت

من یه فرهنگ لغت فارسی هم دم دستمه همش معنی لغاتی میبینم. کلماتی که به عمرم نشنیده ودم. ازین لحاظ ترجمه شون برای من جالب نبود ولی به نظرم بهتر از علیقلیانه اینجوری که اینجا خوندم

چقدر اینجا خوبه.. هم مطلب سایت و هم نظرات مخاطبین… همش عالیه… خسته نباشید. خیلی استفاده کردم. چه خوبه که ادمای با اطلاهات میان نظر میدن.. ممنون از همگی.
من الان دارم تجمه صالح حسینی رو میخونم. در کل به نظرم متن ایراد داره. ولی نمیفهمم ایراد از ترجمه است یا کلا سبک کتاب همینه. امیدوارم عادت کنم و بتونم ارتباط,قوی تری با کتاب برقرار کنم.

با کمال احترام برای آقای علیقلیان، نثر آقای صالح حسینی را زیباتر دیدم.

ترجمه صالح حسینی به تصور من بی نقص و روان بود و عدم ترجمه یک اثر از زبان مبدأ دلیل بر وجود نقص در ترجمه نیست از طرفی ترجمع آقای صالح حسینی نیازی به مقایسه شدن با سایر ترجمه ها نداره هر کس این کتاب رو باباخونده رجمه آقای حسینی خونده مطمئنا نقصی درش ندیده و لذت برده

کاش ترجمه آقای پرویز شهدی رو هم در کنار این دو مقایسه میکردید. آقای شهدی مترجم پر کاری هستند و کتابهای زیادی را هم ترجمه دوباره کرده است. من شرق بهشت را از ایشان که خواندم بسیار لذت بردم. جالب این که این کتاب قبلن هم ترجمه شده بود و من ترجمه قدیمی را هم خوانده بودم و با اینکه ترجمه اقای مقدادی بسیار عالی بود اما ترجمه اقای شهدی هم چیزی از او کم نداشت و به نظرم روانتر آمد. به گمانم اقای شهدی از دو زبان فرانسه و انگلیسی ترجمه میکند و اگر اینطور باشد شاید از دو منبع متفاوت کار ترجمه را انجام داده باشد.

هردو ترجمه خوبه ولی به نظرم احد علیقلیان روان تره. کاش قبل از خرید توضیحات شمارو میخوندم.ممنون از توضیحات جامع و کاملتون

ترجمه مشفق همدانی بهترین ترجمه از این اثر فاخر هست
کاش به عنوان مقایسه، قسمتی از ترجمه ایشان هم قرار داده میشد، تا مخاطب خودش بتواند انتخاب درست‌تری داشته باشد

بهترین مترجم زبان روس آقای ذبیحیان هستند که مستقیما از زبان روسی به فارسی ترجمه میکنند.
این کتاب با ترجمه آقایان صالح حسینی از نشر ناهید و احد علیقلیان از نشر مرکز اصلا ترجمه های خوبی نیستند و به سختی میشه با اون ارتباط برقرار کرد. کار را باید به کاردان سپرد. مثلا وقتی کتابی از تولستوی رو مترجمی بخواد از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کنه معلومه که کار جالبی نخواهد بود.

جناب احد علیقلیان مترجم زبردستی هستند. معنا را بخوبی وارد جملات فارسی میکنند. ولی تخصصی در رمان ندارند. کارشان ترجمهء متون دیگر است.

جناب صالح حسینی مترجم آثار ادبی هستند. نمونه اش خشم و هیاهو از فاکنر. و بسوی فانوس دریایی از ویرجینیا وولف. که هردو از آثاری هستند که ذیل جریان سیال ذهن دسته بندی میشوند. و تقریبن ترجمه ناپذیرند.
با احترام بجناب احد علیقلیان، فعلن بهترین ترجمه از آقای صالح حسینی است.
ولی بدون وسواس میتوان سراغ هرکدام رفت که حس بهتری به آدم میدهند. هردو مترجم کاربلدند. نمیتوان ایرادی بهشان نسبت داد.

نشر آسو نابوده مجبور شدم بعد از ۱۰۰ صفحه بذارم کتاب رو کنار.. و ترجمه دیگه بگیرم.. واقعا آسو افتضاح بود از هر لحاظ

مال بقیه را که ندیدیم ونخواندیم…الحق والانصاف این دو ترجمه که مقایسه کردید،هر دو آشفته و مغشوش است.از متن فارسی می توان فهمید عمق فاجعه را…ترجمه از زبان غیراصلی، آن هم چنین مغشوش و پر ایراد…کاش آقای سروش حبیبی برادران کارامازوف را هم ترجمه کنند…منتظر می مانیم…

با سلام ،
ترجمه صالح حسینی خیلی شیوا تر و رساتره و از کلمات رایج تری استفاده نموده . ترجمه آقای علیقلیان خیلی پیچیده و در جاهایی نامفهومه .

کسی ترجمه لادن مدیر و خونده؟من امروز گرفتم و بعدش خیلی دربارش بد شنیدم؟یعنی در حدی خوب نیست که داستان و نمیشه متوجه شد؟برای نشر اتیساست😢😢

همین که بتونی از خوندن لذت ببری یعنی ترجمه خوبی بوده. پس قبل اینکه نظر دیگران رو بخوای خودت اول کتاب رو بخون و ببین ازش لذت میبری یا نه. نظر دیگران در درجه‌ی دوم اهمیت داره

سلام.کدام یک از این ترجمه ها از روی زبان روسی هستند؟

هیچ کدام از ترجمه های این کتاب از زبان روسی انجام نشده است.

سلام ممنون برای این مقالتون خیلی عالی و کمک کننده بود.
میخواستم بدونم ترجمه های صدسال تنهایی از آقایان کیومرث پارسای،بهمن فرزانه و کاوه میرعباسی رو هم مقایسه کردید؟
اگر نکردید پیشنهاد میکنم کنید چون هم خودم خیلی شک دارم هم اینکه مطمئنم خیلی ها این خواسته رو دارن.
ممنون از سایت فوق العاده تون❤

خیلی تفاوت شگرفی که موجب بشه یکی از ترجمه ها رو برتر بدونیم وجود نداشت ممنون از کار بسیار خوبتون اما من بین این دو ترجمه با توجه به پیشینه کاری و تحصیلاتی استاد صالح حسینی ترجمه ایشون رو میپسندم و تهیه میکنم و به نظر من برخلاف بعضی نظرات اصلا ترجمه سنگینی نیومد اتفاقا با توجه به غنی بودن و سنگین بودن کتاب کاملا میتونه ترجمه متناسبی باشه
ضمن اینکه در جایی خوندم که ایشون به دانستن کامل ادبیات فارسی و انتقال درست مفهوم و کلمه از کتاب مبدا در کنار وفاداری به متن بسیار تاکید دارن

من ترجمه علیقلیان رو میپسندم.. ترجمه صالح حسینی خیلی مکانیکی و خشک هست و مدام‌ ذهن منحرف میشه…

حالا میشه گفت که کافه بوک با پرداختن به رمان کارمازوف لیست نسبتا کاملی از بهترین رمان ها رو
معرفی و بررسی کرده
شاهکار بی بدیل تاریخ ادبیات

۱٫ بهتر است عنوان مطلب را تغییر دهید: مقایسه نثر فارسی دو ترجمه معروف برادران کارامازوف؛
۲٫ بهترین ترجمه این کتاب وجود ندارد؛
شاید اگر مهری آهی یا سروش حبیبی اقدام به ترجمه می‌کردند می‌شد این لقب را جویا شد. شاید آتش‌برآب همتی کند.
۳٫ بهترین روش برای خواندن این کتاب مراجعه به نسخه ترجمه شده انگلیسی زوج روسی-آمریکایی (Larissa Volokhonsky & Richard Pevear) است؛
گویا این کتاب منبع ترجمه علیقلیان بوده، که البته جالب از آب در نیامده، کافی است با متن انگلیسی مقایسه کنید. از کسی که همه سبک کتابی ترجمه می‌کند بیش از این هم نمی‌توان انتظار داشت. ایشان رمان، تاریخ، اقتصاد، فلسفه و … ترجمه می‌کنند و اصولا به هیچ کتابی نه نمی‌گویند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.