جنایت و مکافات | همراه با اینفوگرافیک

فروشگاه پاکت

رمان بزرگ و فوق‌العاده مهم جنایت و مکافات با عنوان انگلیسی Crime and Punishment اثری ماندگار از فئودور داستایفسکی است که مهری آهی آن را از روسی ترجمه کرده است. ترجمه‌ای درخشان که پس حدود نیم قرن همچنان می‌توان آن را بهترین ترجمه جنایت و مکافات دانست. در این کتاب ما فلسفه اصلی داستایفسکی، راه‌حل او برای نجات روسیه از چنگال نهیلیسم و همچنین صدای وجدان آشنا می‌شویم که تا به حال در هیچ کتاب دیگری به این خوبی از آن صحبت نشده است.

اما داستایفسکی در زندگی خود نیز فراز و نشیب‌های زیادی تجربه کرده و تقریبا همه کتاب‌های او در شرایط خاصی نوشته شده است. کتاب جنایت و مکافات نیز از این نظر مستثنی نیست و تحت شرایطی ویژه نوشته شده است. مترجم کتاب در مقدمه کتابش در این باره می‌نویسد:

در ۱۸۶۳ ابتدا زن داستایفسکی و پس از یک سال دیگر میخائیل، یگانه برادر دلبندش، از این جهان چشم بستند و او را در مقابل گرفتاریهای مادی و معنوی گوناگون یکه و تنها گذاشتند. داستایفسکی این دوره از زندگی را یکی از دشوارترین ایام عمر خود می‌شمرد. بی‌ثباتی و دورنگی دوستان نیز بر مصیبتهای وی می‌افزود. بناچار مجله هنگام تعطیل شد و داستایفسکی برای سرگرمی، تمام خود را وقت کارهای خلاقه ادبی کرد. از این پس هنر مایه زندگی او گردید. چه نویسندگی، هم موجب سرگرمی و تسلی اعصابش می‌شد و هم تنها وسیله امرار معاشش بود. اثری که تمام غم و اندوه و حال تسلیم و رضای او را در این روزها در مقابل بدبختی و مشقت منعکس می‌سازد، رمان مشهور جنایت و مکافات است که در آن تاثیر تجربیات و کاوشهای درونی و تلاش بی‌پایان او برای یافتن حقیقت زندگی بخونی نمایان است. این اثر نام او را به عنوان نویسنده زبردستی که استعداد روانکاوی، دقیق و نظری تیزبین و دوراندیش دارد، معروف کرد. (مقدمه کتاب جنایت و مکافات – صفحه ۸)

مهری آهی – مترجم کتاب – در قسمت دیگری از مقدمه خود، در مورد کتاب جنایت و مکافات و ساختار بی‌نظیر و همچنین ظرافت‌های داستانی نویسنده چنین می‌نویسد:

شیوه کلی داستایفسکی در جنایت و مکافات نیز کاملا نمایان است: صحنه داستان، پترزبورگ، پایتخت آن روز کشور پهناور روسیه است که در آن بر خلاف سابق، زندگی پرابهت اعیان و اشراف مورد بحث نیست بلکه زشتی و پلیدیهای شهری بزرگ مطرح است که با تمام امکانات آن نمایش داده می‌شود. این رمان داستایفسکی نیز مانند همه شاهکارهای او از یک سلسله اتفاقهای پیچیده و پیوسته به‌هم ساخته شده است و دارای قهرمانان قوی و متعدد و مختلفی است که در بعضی شرارت و بدی، و در برخی نیکی و پاکی غلبه دارد. این قهرمانان همه از شکست‌خوردگان مغموم اجتماع‌اند، شروران آن برای اثبات وجود خود بیشتر به کارهای ناشایست و خودکامی و عصیان می‌پردازند. سرکشی این قهرمانان که برخی دم از آزادی و نجات اجتماع می‌زنند، در واقع فردی و خصوصی است. اما نه دسته اول براستی بد و شرور و گناهکارند و نه گروه دوم کاملا از بدی منزه. (مقدمه کتاب جنایت و مکافات – صفحه ۱۴)

پیرامون کتاب جنایت و مکافات دو مطلب دیگر نیز در وب‌سایت معرفی و نقد کتاب کافه‌بوک منتشر شده که می‌تواند در انتخاب ترجمه و فهم داستان کتاب به خواننده کمک کند. از طریق لینک‌های زیر می‌توانید این دو مطلب را مطالعه کنید:

فیودور داستایفسکی رمان‌های بزرگ و ماندگار دیگری نیز نوشته است که بیشتر آن‌ها در کافه‌بوک معرفی و بررسی شده‌اند. برای مطالعه هر کدام از کتاب‌های زیر می‌توانید روی لینک کلیک کنید:

[ » معرفی و نقد کتاب: رمان پیرمرد و دریا – نشر خوارزمی ]

خلاصه رمان جنایت و مکافات

شخصیت اصلی این کتاب، رادیون رومانویچ راسکلنیکف، جوانی ۲۳ ساله است که فکری باز و کنجکاو دارد. جوانی خوش‌چهره که فقر و بی‌پولی او را در هم کوبیده و باعث شده با مردم و زندگی اطرافش بیگانه باشد. راسکلنیکف افکاری آشفته دارد و مدام به موضوعات مختلف فکر می‌کند و تراوشات ذهنی‌اش بسیار زیاد است. حتی می‌توان گفت او به نوعی یک فیلسوف است و تصویری که از خود دارد تصویر یک مرد شفگت‌انگیز و پرقدرت است.

در ابتدای کتاب می‌بینیم او هنگام راه رفتن همیشه زیر لب چیزی زمزمه می‌کند و یا حتی با صدای بلند با خود صحبت می‌کند، انگار که یک درگیری جدی در ذهنش جریان دارد. راسکلنیکف از این این دنیا و ناعدالتی آن به تنگ آمده است. مخصوصا هنگامی که نامه‌ای از طرف مادرش دریافت می‌کند از این موضوع که یک فرد ثروتمند – به نام لوژین – به آن‌ها و مخصوصا خواهرش «نظر لطف» دارد خشمگین می‌شود. رازومیخین، تنها دوست واقعی راسکلنیکف که یک سال و نیم است او می‌شناسد، او را چنین توصیف می‌کند:

عبوس و گرفته و مغرور و متکبر است. در این اواخر و شاید هم خیلی از پیش بدگمان و مالیخولیایی شده است. بزرگوار و مهربان است، دوست ندارد احساسات خود را بیان کند. حاضر است زودتر سنگدلی خود را بنماید، تا، با سخن، احساسات قلبی خویش را ابراز دارد. گاهی هم هیچ مالیخولیایی نیست – بلکه فقط سرد و تا حدی غیرانسانی و بی‌احساسات می‌شود و براستی چنان است که گویی در او دو خوی متضاد به‌ترتیب جای یکدیگر را می‌گیرند. گاهی بی‌نهایت کم‌حرف است! هیچ وقت فرصت ندارد. همه مزاحمش هستند. اما خودش دراز می‌کشد و کاری نمی‌کند. هیچ بذله‌گو نیست ولی نه به‌دلیل آنکه  کلمات تند پرمعنی در چنته‌اش کم است، بلکه گویی فرصتی برای این گونه کارهای بیهوده ندارد. وقتی با او صحبت می‌کنند، تا به آخر به گفته‌های طرف گوش نمی‌دهد. هرگز به آن چیزی که جلب توجه همه را می‌کند، توجهی ندارد. خیلی برای خود ارزش قائل است و البته بی‌حق هم نیست. (کتاب جنایت و مکافات اثر فیودور داستایفسکی – صفحه ۳۱۶)

همان‌طور که اشاره شد وضعیت مالی این جوان وخیم است. راسکلنیکف حتی اجاره اتاق زیرشیروانی کوچکی که در آن زندگی می‌کند ندارد و با وجود اینکه خواهر و مادرش مدام به او کمک می‌کنند به خاطر همین بی‌پولی دانشگاه را نیز رها می‌کند. در همین حال، برای ساکت کردن طلبکاران و پیش بردن زندگی، مجبور است نزد آلینا ایوانونا، پیرزن نزول‌خور برود و با گرو گذاشتن اشیاء قیمتی که دارد، مقداری پول به دست بیاورد.

داستایفسکی در ابتدای رمان، ذهنیت و وضعیف کلی راسکلنیکف و چند اتفاق مهم را بیان می‌کند و فشارهای موجود را شرح می‌دهد. سپس اتفاق مهم داستان رخ می‌دهد. اتفاقی که اساس کتاب جنایت و مکافات است. راسکلنیکف تصمیم می‌گیرد نقشه‌ای که مدت‌ها به آن فکر کرده است عملی کند و با تبر – این ابزار بسیار دقیق از سوی داستایفسکی انتخاب شده است – آلینا ایوانونا، پیرزن نزول‌خور را، این عنصر فاسد جامعه و این پشه را به قتل برساند.

دیگر یک لحظه را هم نمی‌شد از دست داد. راسکلنیکف تبر را بیرون آورد، با هر دو دست آن را بالا برد و در حالی که بکلی از خویشتن غاقل بود، بی هیچ زحمتی، تقریبا بی‌اختیار، ته تبر را بر پیرزن فرود آورد. انگار اصلا نیرویی در وی نبود، اما همین که یک بار تبر را فرود آورد، قدرتی در او بوجود آمد. (کتاب جنایت و مکافات اثر فیودور داستایفسکی – صفحه ۱۲۴)

ضربه درست بر شقیقه وارد آمد، در این امر قد کوتاه پیرزن هم موثر بود. زن فریادی کرد، اما بسیار ضعیف و ناگهان بر روی زمین افتاد. همین قدر فرصت کرد که دو دست را به‌سوی سرش بالا ببرد. در یک دستش هنوز گروگان بچشم می‌خورد. در این موقع راسکلنیکف با تمام قوا چند ضربه پیوسته با ته تبر بر شقیقه او فرود آورد. خون چون از لیوانی که برگشته باشد، بیرون ریخت و بدن به‌پشت افتاد. راسکلنیکف به عقب رفت تا مانع از افتادن آن نگردد، سپس بی‌درنگ به روی صورتش خم شد. پیرزن مرده بود. چشمانش انگار می‌خواستند از حدقه بیرون بجهند. پیشانی و تمام صورتش چروک خورده و از شدت درد کج و معوج شده بود. (کتاب جنایت و مکافات اثر فیودور داستایفسکی – صفحه ۱۲۵)

در هنگام وقوع جنایت اتفاقات مهم دیگری نیز رخ می‌دهد که برای فاش نشدن بیشتر داستان در اینجا اشاره‌ای به آن‌ها نمی‌کنیم. بلافاصله پس از این جنایت، مکافات شروع می‌شود. مکافاتی که این رمان را به یک شاهکار تبدیل می‌کند. این جنایت – که از دیدگاه خود راسکلنیکف نه تنها جنایت نبود بلکه یک کار خیر برای دنیا هم محسوب می‌شود – و احساس گناه ناشی از آن شخصیت اصلی داستان را برای لحظه‌ای رها نمی‌کند و در درجه اول به شکل یک عذاب وجدان شدید بر او ظاهر می‌شود.

در این حالت راسکلنیکف بارها و بارها از شدت عذاب وجدان قصد دارد که اعتراف و خود را تسلیم پلیس کند اما این کار را نمی‌کند. این کار را نمی‌کند چون اساسا اعتقاد دارد که دیگران لایق فهمیدن نیستند، اعتقاد دارد که پلیس ارزش آن را ندارد و بدون شک درک نخواهد کرد او با چه انگیزه‌ای این کار را انجام داده است. راسکلنیکف نزد پلیس اعتراف نمی‌کند چون خودش را برتر و یک انسان شگفت‌انگیز می‌داند که پا جای پای مردان بزرگی مانند ناپلئون گذاشته است.

در رمان جنایت و مکافات ما شاهد جدال ذهنی این جوان و زجری که می‌کشد هستیم. و گاهی به این نتیجه می‌رسیم که مکافات ذهنی، چندین برابر از مجازات جسمی و قانونی دردناک‌تر است. داستان کتاب اما از لحظه‌ای دگرگون می‌شود که شخصیت سونیا وارد می‌شود. دختری معصوم که می‌توان در برابر رنج‌های و تعظیم کرد و…

[ » معرفی و نقد کتاب: رمان آزادی یا مرگ – نشر خوارزمی ]

کتاب جنایت و مکافات

درباره این کتاب داستایفسکی

نوشتن از جنایت و مکافات شاید کار بیهوده‌ای باشد. هر فرد کتاب‌خوانی می‌داند که این کتاب یک شاهکار است و هر کسی که آن را خوانده باشد فلسفه عمیق آن را تایید می‌کند. کتابی که از خودش فراتر رفته و در بسیاری از رمان‌ها و کتاب‌های دیگر نیز به آن استناد و ارجاع داده می‌شود. بعید است در جایی از جنایت صحبت شود و نام این کتاب ندرخشد. کتاب بی‌نظیری که ما هم آن را جزء کتاب‌های پیشنهادی کافه‌بوک قرار داده‌ایم و خواندن آن را به شدت پیشنهاد می‌کنیم.

اما این کتاب قضاوت ما را در مقابل خوب و بد یا خیر و شر سخت می‌کند. چون صرفاً کسی که مرتکب جرم نشده، خوب نیست، و کسی که قاتل است، شاید نفس پاکی داشته باشد. در جنایت و مکافات ما با راسکلنیکف قدم به قدم همراه می‌شویم، با او تبر را به دست می‌گیریم، با او جنایت می‌کنیم و با او مکافات می‌بینیم و در نهایت احساسات درونی او را و از همه مهم‌تر فلسفه او را کشف می‌کنیم. ما می‌بینیم که راسکلنیکف همان‌طور که خودش فکر می‌کرد یک «انسان شگفت‌انگیز» و یا به تعبیری یک «ابرانسان» نیست. چون اگر چنین بود جنایتش دیگر مکافاتی به همراه نداشت.

همان‌طور که در خلاصه کتاب اشاره شد، راسکلنیکف پیرزن نزول‌خور را به قتل می‌رساند. پیرزنی که به عقیده راسکلنیکف شپشی بیش نیست و او با کشتن این پیرزن حتی خدمت بزرگی در حق بشریت کرده است. اما واقعا دلیل قتل پیرزن توسط راسکلنیکف چه بود؟ در ادامه در این مورد بیشتر صحبت می‌کنیم. اما در همین‌جا شاید بد نباشد اشاره کنیم برای درک بیشتر شخصیت راسکلنیکف بهتر است کتاب یادداشت‌های زیرزمینی از داستایفسکی را نیز بخوانید.

توجه: در این بخش از مطلب، به انگیزه‌های اصلی راسکلنیکف در مورد قتل اشاره می‌کنیم که باعث افشای بخش‌هایی از کتاب می‌شود. با این حال ما به اتفاقات آخر کتاب اشاره‌ای نمی‌کنیم.

در جنایت و مکافات ما با شخصیتی روبه‌رو هستیم که ایده‌های و نظریه‌های خاص خودش را دارد. کسی که ناپلئون را الگوی خودش قرار داده است. کسی که فکر می‌کند فردی شایسته و خارق‌العاده است و می‌تواند حتی بالاتر از اخلاق و قانون دست به هر عملی بزند. اما آیا واقعا راسکلنیکف بالاتر از اخلاق و قانون است؟ -در این مورد باید به پایان کتاب توجه کرد.

راسکلنیکف اعتقاد دارد که بر اساس قانون طبیعت مردم به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته اول شامل آدم‌های عادی است که صرفاً هستند و وجود دارند. این دسته می‌خورند و تولید مثل می‌کنند و نقشی در پیش بردن تاریخ ندارند. اما دسته دوم که تعداد آن‌ها بسیار کم است: دسته‌ افراد غیرعادی است. دسته‌ای که به وجدان خویش اجازه می‌دهند بر روی برخی موانع قدم بگذارد. دسته‌ای که‌ تغییردهنده اوضاع هستند. دسته‌ تغییر دهنده تاریخ، کسانی که می‌توانند زندگی را حرکت دهند و حرف تازه‌ای بزنند. راسکلنیکف اعتقاد دارد که این دسته می‌توانند به خودشان اجازه کارهای غیرعادی بدهند: مثل قتل.

حال، راسکلنیکف که فکر می‌کند جزء دسته دوم است و خود را در این دسته طبقه‌بندی می‌کند، لازم می‌بیند که این موضوع را به خود اثبات کند. بله درست است، راسکلنیکف با قتل پیرزن می‌خواهد به خودش ثابت کند که می‌تواند پا را از آن خط مشخص فراتر بگذارد و از آن عبور کند.

راسکلنیکف می‌خواهد از خط قرمزی که برای خود متصور است عبور کند و با قتل پیرزن خودش رو جزء دسته دوم قرار بدهد. اما آیا می‌تواند بر اساس نظریه‌اش وجدان راحتی داشته باشد؟ آیا تحمل بودن در دسته دوم، در دسته انسان‌های شگفت‌انگیز را دارد؟ آیا هر کدام از ما می‌توانیم جزء دسته دوم باشیم؟ می‌تونیم فردی را به قتل برسانیم و وجدان راحتی داشته باشیم؟ می‌توانیم دست به کارهای غیرعادی بزنیم بدون اینکه درگیر سختی‌هایی باشیم که یک آدم عادی ممکن است از سر بگذراند؟ آیا می‌توانیم انسان شگفت‌انگیزی باشیم؟ داستایفسکی در جنایت و مکافات به این سوالات مهم جواب می‌دهد. در واقع خواننده در جنایت و مکافات با کشف انگیزه‌های راسکلنیکف و با کشف شخصیت او می‌تواند به پاسخ این سوالات و بسیاری از موارد دیگر برسد.

در این معرفی، ما فقط در مورد داستان کتاب و شخصیت راسکلنیکف صحبت کردیم، اما در کتاب شخصیت‌های متعدد و شایسته توجه دیگری مثل سوفیا، سویدریگایلف، پارفیری، رازومیخین و لوژین وجود دارند که در نوع خود بسیار جذاب هستند. به عنوان مثال پافیری بازرس پرونده است که در همان ابتدا می‌داند که راسکلنیکف قاتل پیرزن است. اما اثبات این قتل چه فایده‌ای دارد اگر خود قاتل احساس پیشمانی نکند؟ اگر فلسفه راسکلنیکف زیر سوال نرود و شکاف‌های آن مشخص نشود، زندانی کردن او هیچ فایده‌ای ندارد. از این رو پارفیری با سبکی متفاوت و از منظر روانشناسی به قاتل نزدیک می‌شود و تلاش می‌کند ذهن و اخلاق او را تحت تاثیر قرار دهد.

پیشنهاد می‌کنیم هنگام مطالعه کتاب به تک تک اتفاقات و شخصیت‌های اصلی توجه کنید و رابطه آن‌ها را با موضوع کتاب در نظر داشته باشید. هر جمله از این کتاب در خدمت یک هدف بزرگ‌تر است که خواننده با کنار هم گذاشتن آن‌ها یک تصویر بزرگ‌تر را می‌تواند مشاهده کند.

[ » معرفی و نقد کتاب: کتاب گفتگو با کافکا – نشر خوارزمی ]

اینفوگرافی رمان جنایت و مکافات

خلاصه بخش‌های اصلی کتاب جنایت و مکافات را می‌توانید از طریق اینفوگرافیک زیر مطالعه کنید. مطالب کتاب به خوبی در این اینفوگرافیک بازتاب داده شده است و شما می‌توانید با مطالعه آن جنبه‌های مختلف کتاب را هنگام مطالعه در نظر داشته باشید. اما توجه داشته باشید که مطالعه اینفوگرافیک باعث افشای قسمت‌های مختلف کتاب می‌شود.

نکته دیگری که در مورد این رمان داستایفسکی وجود دارد، شخصیت‌های مختلف است. پیشنهاد ما این است که در این اینفوگرافی به شخصیت‌هایی که در مورد آن‌ها صبحت شده است توجه داشته باشید و در کتاب رفتار آن‌ها را به دقت زیر نظر داشته باشید.

اینفوگرافی رمان جنایت و مکافات

جملاتی از متن جنایت و مکافات

واجب است که هر انسانی لااقل کسی را داشته باشد که برای او دلسوزی کند! (جنایت و مکافات – صفحه ۴۰)

تقریبا هر جنایت‌کاری، در حین جنایت دستخوش نوعی ضعف اراده و فکر می‌گردد. یعنی درست هنگامی که بیش از هر چیز احتیاج بع تعقل و احتیاط است، اراده و فکر روشن جای خود را به‌نوعی سبکسری عجیب بچگانه‌ای می‌دهد. (جنایت و مکافات – صفحه ۱۱۶)

راسکلنیکف در ضمن که پیش می‌رفت با خود اندیشید «در کجا، کجا خوانده بودم که محکوم به مرگی یک ساعت پیش از مرگ می‌گوید یا می‌اندیشد که اگر مجبور می‌شد در بلندی یا بر فراز صخره‌ای زندگی کند که آنقدر باریک باشد که فقط دو پایش به‌روی آن جا بگیرد و در اطرافش پرتگاهها، اقیانوس و سیاهی ابدی، تنهایی ابدی و توفان ابدی باشد و به این وضع ناگزیر باشد در آن یک ذرع فضا تمام عمر، هزار سال، برای ابد بایستد؛ باز هم ترجیح می‌داد زنده بماند تا اینکه فورا بمیرد! فقط زیستن، زیستن و زیستن – هر طور که باشد، اما زنده‌ماندن و زیستن! عجب حقیقتی! خداوندا! چه حقیقتی! چه پست است انسان!» پس از لحظه‌ای افزود «اما آن کسی هم که او را به این سبب پست می‌خواند، خودش هم پست است.» (جنایت و مکافات – صفحه ۲۳۹)

من وقتی مردم دروغ می‌گویند دوست دارم! دروغ تنها مزیت انسان است بر سایر موجودات! با دروغ به‌راستی می‌رسی! من از آن جهت انسانم که دروغ می‌گویم. هرگز به حقیقتی نرسیدند بی‌آنکه چهارده بار یا شاید صد و چهارده بار دروغ بگویند و این در نوع خود قابل احترام است. (جنایت و مکافات – صفحه ۲۹۹)

آن کسی که وجدان دارد اگر به‌اشتباه خود پی برد، رنج می‌کشد. این خود بیش از اعمال شاقه برایش مجازات است. (جنایت و مکافات – صفحه ۳۸۷)

زیرک‌ترین اشخاص را باید سر آسانترین چیزها گیر انداخت. (جنایت و مکافات – صفحه ۳۹۵)

راسکلنیکف پاسخ نمی‌داد، با رنگی پریده و بی‌حرکت نشسته بود و همچنان بدقت به صورت پارفیری نظر دوخته بود، با خود می‌اندیشید « درس خوبی است! این حتی، مانند دیشب، شبیه بازی موش و گربه هم نمی‌باشد و بیهوده نیست که قدرت خود را به من نشان می‌دهد… گویی… تذکر می‌دهد. خیلی عاقلتر از اینهاست… هدف دیگری در کار است. اما چه هدفی؟ نه، برادر، یاوه می‌بافی، مرا می‌ترسانی و نیرنگ می‌زنی! شاهد و دلیلی نداری و آدم دیروزی هم وجود ندارد! تو فقط می‌خواهی مرا از راه بدرکنی. می‌خواهی مرا پیش از وقت عصبانی کنی و در آن حال به دامم افکنی. اما کور خوانده‌ای، اشتباه می‌کنی، اشتباه! اما آخر برای چه تا به این حد به اشاره می‌پردازد؟… آیا حساب اعصاب بیمار مرا می‌کند! نه، برادر کور خوانده‌ای، اشتباه می‌کنی، هر چند که زمینه‌ای هم چیده‌ای… خوب، بالاخره خواهیم دید چه خوابی برایم دیده‌ای.» (جنایت و مکافات – صفحه ۴۶۲)

اگر دیگران نفهم هستند و من یقین می‌دانم که نفهمند، پس چرا خودم نمی‌خواهم عاقلتر شوم. بعد، سونیا، دانستم که اگر منتظر شوم تا همه عاقل شوند، خیلی وقت لازم است… بعد نیز دانستم که چنین چیزی هرگز نخواهد شد، مردم تغییر نخواهند کرد و کسی آنها را تغییر نخواهد داد و نمی‌ارزد که انسان سعی بیهوده کند! بله، همین طور است! این قانون آنهاست… قانون است، سونیا! همین طور است! و من اکنون می‌دانم سونیا، کسی که عقلا و روحا محکم و قوی باشد، آن کس بر آنها مسلط خواهد بود! کسی که جسارت زیاد داشته باشد، آن کس در نظر آنان حق خواهد داشت. آن کس که امور مهم را نادیده بگیرد، بر آن تف بیندازد، او قانونگذار آنان است. کسی که بیشتر از همه جرات کند، او بیش از هر کس دیگری حق دارد! تا به حال چنین بوده است و بعدها نیز چنین خواهد بود! باید کور بود که اینها را ندید. (جنایت و مکافات – صفحه ۵۹۷)

قدرت فقط نصیب کسانی می شود که جرات کنند خم شوند و آن را بدقت بگیرند. در اینجا فقط یک چیز مهم است، یک چیز: باید فقط جرات داشت! (جنایت و مکافات – صفحه ۵۹۸)

مگر من پیرزن را کشتم؟ من خودم را کشتم، نه پیرزن را! با این کار پدر خودم را برای همیشه درآوردم!… اما پیرزن را شیطان کشت، نه من. (جنایت و مکافات – صفحه ۶۰۰)

آن کسی بهتر از همه زندگانی خواهد کرد که بتواند بهتر از دیگران خود را بفریبد. (جنایت و مکافات – صفحه ۶۸۵)

جنایت؟ کدام جنایت؟ اینکه شپش پلید مضری را، یعنی پیرزن نزول‌خواری را که به درد هیچ کس نمی‌خورد و از کشتنش چهل گناه بخشوده می‌شود، نابود کرده‌ام، آدمی را که شیره نیازمندان را کشیده بود، این جنایت است؟ (جنایت و مکافات – صفحه ۷۳۵)

مشخصات کتاب
  • عنوان: جنایت و مکافات
  • نویسنده: فئودور داستایفسکی
  • ترجمه: مهری آهی
  • انتشارات: خوارزمی
  • تعداد صفحات: ۷۷۷
  • قیمت چاپ یازدهم – اسفند ۹۵: ۳۷۰۰۰ تومان
  • جلد گالینگور

👤 نویسنده مطلب:  نگار نوشادی

نظر شما در مورد رمان جنایت و مکافات چیست؟ اگر این کتاب را خوانده‌اید، حتما نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید. با نظر دادن در مورد کتاب‌ها در انتخاب کتاب و همچنین درک آن به همدیگر کمک می‌کنیم.


» معرفی چند مطلب مفید دیگر پیرامون داستایفسکی و کتاب‌های او:

  1. چگونه فیودور داستایفسکی بخوانیم؟
  2. کتاب داستایفسکی جدال شک و ایمان
  3. کتاب فلسفه داستایفسکی
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

نقد و بررسی کتاب

قلم نویسنده

10

ترجمه

9

تاثیرگذاری و جذابیت کتاب

9

مشخصات ظاهری و قیمت

9

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 577
دوست نداشتم: 159
میانگین امتیازات: 3.63

83 دیدگاه در “جنایت و مکافات | همراه با اینفوگرافیک

یک سایت کاملا الهام‌بخش، سختکوش، بی‌نظیر، و با دقت علمی بالا هستید.
ممنونم عمیقا برای ارزشی که برای ادبیات و نشر افکار بزرگان قائلید.

دقیقا، این سایت برای بنده هم یک مرجع قابل اعتماده که همیشه از اطلاعات خوبش بهره می برم.

ترجمه اصغر رستگار خیلی روان هستش و مطالعه کتاب رو لذت بخش میکنه. منتها از یکسری اصطلاحات (مثل ماشاالله) استفاده میکنه در نتیجه احساس نمی کنین که متن کلاسیک روسی هستش و ممکنه به مذاق بعضی ها خوش نیاد.

دوستانی ک گفتن کتاب رو دوست نداشتیم حتما نیم‌نگاهی به ترجمه کتاب داشته باشن.متاسفانه این روزها ترجمه بد خیلی بیشتر از ترجمه خوب در دسترسه.من بار اول که این رمان رو شروع کردم با ترجمه اقای علیقلیان بود.اصلا اثری از کتاب های قبلی توش نبود و کاملا بی حس ترجمه شده بود.پیشنهادم ترجمه اقای رستگار و نشر نگاه هست.ترجمه به شدت روان و تاثیرگذاریه.

سلام . من کتاب جنایت ومکافات رو خوندم ترجمه”مریم امیری و آزاده پیراسته”ولی اصلا جمله آن کسی بهتر از همه زندگانی خواهد کرد که بتواند خود را بفریبد رو ندیدم. خیلی جمله قشنگی بود یعنی جوری دیگه ترجمه شده بود؟؟؟؟

سلام
من می خوام این کتاب رو تهیه کنم میشه لطفا بگید کدوم ترجمه بهتر هست؟
ممنون از سایت خوبتون

سلام دوست گرامی – پیشنهاد ما همین ترجمه‌ای هستش که معرفی کردیم.

من چند جنایات و مکافات و ابله رو خواندم ، داستایفسکی تو شخصیت پردازی مشکل داره ، کل شخصیت های داستایفسکی یه مشکلی دارن تقریبا همه دچار سایکوز هستن تقریبا همه هذیان میگن و … من از داستان کوچک شب های روشن به شدت لذت بردم ولی از رمان های بزرگش ، به اصطلاح شاهکارهایش جذبم نکرد .

من کتاب رو تو۱۵روز خوندم. بسیاااار جذابه طوریکه وقتی شروع ب خوندن میکنی دوسنداری کتاب و زمین بزاری, نویسنده واقعاطوری نوشته ک ادموکامل همراه خودش میکنه و دقیقا حس ادمای داستانو بهت القامیکنه.. و واقعاادم رو بفکر فرو میبره ک چکاری درسته چکاری غلط!! چ کسی میتونه قضاوت کنه! اما دراخر عشق میادسراغش و نشون میده عشق واقعی حلاله همه چیز هست.. البته بعد از همه سختایی ک میکشه. اما من یک سوال دارم, آیابنظرشما پس اینکه توی قران خدا چندین ایه راجب جنگ وخونریزی داره رو میشه بااین تفکر توجیه کرد؟

باسلام این کتاب جز بهترین کتاب هاییه که تا الان خواندم پیشنهاد میکنم حتما مطالعه کنین

با سلام و ممنون از معرفی خوب سایت کافه بوک
با این که کتاب های زیادی نخوانده ام و این رمان تقریبا ۱۰ امین رمانی بود که من برای مطالعه خریده بودم ولی واقعا مطالعه آن لذت بخش بود .

بالاخره بعد از ۹ ماه تونستم این کتابو تموم کنم. توصیه اکید میکنم که ترجمه “احد علیقلیان” رو نخونید… هرچقدر از بد بودن ترجمه اش بگم کم گفتم… ویراستار هم که کلا انگار این کتابو نگاه هم نکرده بود… پر از غلط های نگارشی و املایی… امیدوارم بعدا بتونم یکی از ترجمه های دیگه این کتابو بخونم، بلکه ر از داستانش دربیارم.

عزیز ترجمه ی علیقلیان واقعا عالی هست تعجب میکنم از این مترجم شکایت دارید !

با عرض سلام و احترام. رمان رو دوست داشتم چون به روان شناسی علاقه و در این زمینه مطالعه دارم بنابراین به شدت مشتاق و کنجکاو بودم که تأثیر جنایت رو از دید داستایوفسکی بر روح و روان قهرمان داستان ببینم.

من که از کتاب خوشم نیومد اینقدر که توی این وب سایت تعریف کردن به نظرم جذاب نبود!
نویسنده خیلی به جزئیات توجه میکنه و ادم رو خسته میکنه

دوستان من شنیدم ترجمه آقای سروش حبیبی و اصغر رستگار خوبه . ولی خب سروش حبیبی خیلی کمیابه ترجمش . جدیدا هم آقای آتش بر آب میگن ترجمه خوبی داشته . ولی خودم دوست دارم ترجمه آقای حبیبی رو گیر بیارم که مستقیم از ازبان روسی ترجمه شده

دوست گرامی – سروش حبیبی ترجمه‌ای از جنایت و مکافات ارائه نکرده. ترجمه‌های مهری آهی و حمیدرضا آتش برآب از روسی هستند.

بله درست میفرمایید ببخشید من چون یک فایل پی دی اف در اینترنت به اسم سروش حبیبی دیدم فکر کردم از ایشونم هست ولی الان که خوندمش دیدم همون ترجمه آًقای رستگاره اشتباها نوشته سروش حبیبی. ایشون کتاب ابله رو ترجمه کرده . برای خریدن نسخه چاپی خیلی وسواس دارم چون واقعا کتاب گرون شده این همه ترجمه مختلف هم هست آدم گیج میشه . نهایتا شانسی یکیش رو میگیرم

سلام .
من با ترجمه ی آتش بر آب دارم ،دوجلدی هستش.ترجمه ی بسیار روان و عالی و مستقیم از روسی ترجمه شده .تفسیر هم داره و کمک به فهم بیشتر کتاب میکنه.ترجمه اش بسیار خاص و روان و بنظرم ارزشمندی.پیشنهاد میکنم ،اگر ترجمه ی خانوم آهی با توجه به قدیمی بودن ترجمه و بسیار ادبی بودن برای شما مشکل ،در خوندن با ترجمه آتش برآب شک نکنید.چون از روسی و مثل خانوم آهی ادبی اما روان تر و برای این عصر بهتر و تفسیرهم که داره راحت تر کرده فهم کتاب رو‌.موفق باشید..

اصلا رمان خوبی نبود انتظار داشتم رمان جالبی باشه ولی متاسفانه خیلی سطح ش پایین بود

چه جالب !! تمام دنیا این کتاب رو شاهکار میدونن و داستایوفسکی اینهمه کتاب نوشته و فقط منتظر بوده شما بیاین بگین سطحش پایین بود !! دوست عزیز اینکه سلیقه تو نیست و چیزی ازش نمیفهمی دلیل نمیشه سطح کتاب پایین باشه

دوست گرامی به سطح فهم ارتباطی نداره ،‌چون چیزی ارائه نمیده که بفهمیم ،‌شاید برای روانکاوی که ارائه میده برای دورانی شاهکار بوده ، ولی الان رو فک نکنم ،کتاب جنایت و مکافات برای من هم زیاد جذاب نیامد چون یک فرد سالم نیست تو این کتاب همه یا اختلال شخصیت دارند و یا سایکوتیک هستند ، اتفاقات داستان هم زیاده از حد به نظرم شبیه داستان بود . شب های روشن دستایفسکی خیلی خیلی بهتر بود از این کتاب .

سلام…. کتاب جنایت و مکافات را با سه ترجمه مهری آهی و علیقلیان و ترجمه آتش برآب (که سال ۹۸ چاپ شده ) خوانده ام و به جرات میگم ترجمه آتش برآب نه یک سر و گردن بلکه دو پله بالاتر از ترجمه علیقلیان و مهری آهی هست…. ترجمه های دیگر را نخوانده ام

سطح بالا را لطفا توضیح دهید با تشکر

من این کتاب رو با ترجمه مهری آهی خوندم، و البته معرفی نامه کاف بوک
کتاب خیلی خوبی بود، داستایفسکی اونقدر با جزییات همه وقایع و مکان ها و حتی اشیا رو توصیف کرده که شما رو همراه داستان جلو میبره. بشدت لذت بردم.
و ممنون از اینفوگرافی ، خیلی عالی

راسکلنیکف نمونه ی بارز عصیان بشری است . عصیانی هر چند کوچک که تبعات و مکافات زیادی در بر دارد . تقابل شک و ایمان . تقابل خیر و شر . طلوع وجدان انسانی .

این کتاب رو با ترجمه ی آقای رستگار خوندم و بسیار عالی و روون بود. در کل جزو بهترین کتابایی بوده که خوندم

ببخشید من نمیدونم اول این رو بخونم یا برادران کارامازوف یا ابله.میشه لطفا راهنمایی کنین

سلام – پیشنهاد می‌کنم اول جنایت و مکافات رو مطالعه کنید، بعد ابله و در نهایت برادران کارامازوف.
یا می‌تونید اول ابله و بعد جنایت و مکافات رو مطالعه کنید، اما پیشنهاد ما این هستش که برادران کارامازوف رو آخر مطالعه کنید.

سلام، به خاطر تعریفایی که در مورد این کتاب شنیده بودم چند روز پیش رفتم بخرم متاسفانه چاپ جدید بود و قیمتش بالا بود نتونستم بخرم

سلام میتونید اپ فیدیبو رو دانلود کنین اون گذاشته۲۸تومن که من الان رفتم دیدم میتونید با ۵۰ در صد تخفیف بگیرین مث کتاب که نیس ولی خیلی خوبه

سلام من ترجمه شهدی رو خوندم و پسندیدم

من ترجمه مهری آهی رو خوندم، خیلی روون بود و ضمن اینکه حس کلاسیک بودن نوشته رو هم القا میکرد.
مکافاتی که راسکلنیکف در کل داستان متحمل میشه رو با پوست و استخونم حس میکردم. طبقه بندی عادی و غیر عادی ها رو به طرز عجیبی قبول دارم، غیر عادی ها قطعا این دنیا رو پیش میبرن، هرچقدر هم عادی ها زادو ولد کنن. یه تلنگر میزنن و پووووففف دنیا عوض میشه!
من داستایوفسکی خوانی رو خیلی جدی شروع کردم و اولیش جنایت و مکافات بود👌🏻

سلام نمیدونم برادران کارامازوت رو اول بخونم یا جنایات یا مکافات یا جز از کل ؟؟
خواهش میکنم راهنماییم کنین

سلام – پیشنهاد ما اینه که اول جنایت و مکافات رو بخونید بعد برادران کارامازوف. جز از کل رو هم هر وقت بخونید عالیه.

سلام به دوستان من این کتاب را به زبان روسی خواندم و خیلی زمان برای فهم مفاهیم فلسفی آن گذاشتم. ترجمه خانم آهی را به فارسی خواندم که می‌شود گفت بصورت کلمه بکلمه آن را ترجمه و بیان کرده اند. ترجمه خوبی است. ولی از همه اینها گذشته خواندن این اثر به زبان اصلی و فهم فرهنگ ادبیات نویسنده برای درک مفاهیم فلسفی خیلی مهم است.

*اسپویل

من فایل صوتی کتاب رو از کانال تلگرامی آوای بوف الان تمام کردم، دو نکته مهم هست یکی اینکه در صحنه صحبت رودیا با سردفتر پلیس در کافه به او میگوید تو با اینکه ۳ کلاس سواد داری بر دست و گردن خودت طلا و جواهر آویختی و اون رو با خودش مقایسه میکنه که در عین استعداد فقیر است و این قبیل بی عدالتی ها بوده که قبل از قتل رباخوار هم محرک اون بوده و یکی هم سوئیدرگالوف که با هوسرانی خودش برای خواهرش دردسر درست کرده و اون هم میخواد به خاطر فقر ازدواج شبه اجباری بکنه و در نامه مادرش بهش مینویسه باعث میشه به خیالاتش لباس واقعیت بپوشونه و اون قتل رو لازم و در اون شرایط سخت اجتناب ناپذیر بدونه، مرگ پولیشری ناراحت کننده بود😔

اقای محمد صادق سبط الشیخ افتضاح ترجمه کردن

من نیز ترجمه آقای شهدی رو در حال خواندنم ترجمه ای خوب و روان که البته پس از مقایسه با ترجمه دیگری آن را انتخاب کردم و پیشنهاد می کنم این ترجمه مناسب است با این حال خود مقایسه کنید بهتر است…

با احترام به همه، من ترجمه ای از صادق بسط الشیخ خواندم که اصلا روان نبود و متاسفانه حتی ویراستار زحمت ویرایش رو هم به خودش نداده بود، متاسفم که در برابر این آثار ادبی بزرگ جهان، ناشران هیچ زحمتی به خودشان نمی دهند و کل یک چنین اثری را خراب می کنند، ای کاش اندک نظارتی بر کار خود می کردند. من از انتشارات سپهر ادب خریده بودم.
اما خود داستان عالی بود و خواننده چنان در افکار شخصیت ها وارد می‌شد که انگار این افکار در سر خودش هست.

من نیز با خواندن ترجمه های مختلف از همه بهتر ترجمه خانم آهی را از همه بهتر یافتم

سلام و درود بر دوستان کتابخوان
من این کتاب را در سال ۶۰ خواندم ٬ این کتاب توسط دوستی به من معروفی شد ٬ ان زمان من بیست سالم بود و جسته و گریخته با ادبیات جهان اشنایی داشتم ٬ ولی شناختی از خود داستایوسکی و اثارش ندلشتم ٬ کتاب جنایات و مکافات داستایوسکی مزید علت گردید تا تمام اثار چاپ شده ایشان را مطالعه کنم‌ کتاب های چون ٬ ابله ٬ قمار باز ٬ خاطرات خانه اموات ٬ برادران کارامازوف ٬و…… می توان با جرات تمام گفت که داستایوسکی پدر ادبیات روسیه قبل از انقلاب اکتبر باید لقب بکیرد ٬
پیشنهاد می کنم‌که حتما فیلم جنایات و مکافات تولید شده سال ۱۹۷۰ را که بصورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده نگاه کنید

آقای رستگار رو خیلی ها پسند کردن هرچند من خودم هم ترجمه ایشون رو نخوندم
من خودم هم ترجمه مهری آهی خوندم یکم سبک ادبیات قدیمی داره ولی ترجمه خوبی هست
ولی خب ترجمه آقای رستگار میگن امروزیه تو فیدیبو یکم از متن گذاشته میتونید بخونید و مقایسه کنید

درود دوستان فرهیخته
این کتاب بسیار عالیست . البته قطعا نظر بنده درباره ی این کتاب کمی متعصبانه است چرا که من سالهاست اعتیاد به مطالعه دارم و اگر روزی کتاب نخوانم استخوان درد و پریشانی میگیرم و این کتاب بهترین کتابیست که خوانده ام . شاید این نظر به این علت باشد که شخصیت خود را در کتاب یافته ام و آنچه بر من گذشته را سالها پیش داستایفسکی بزرگوار بیان کرده . اما قول میدهم دوستانی که این کتاب را بخوانند پشیمان نشوند . در بزرگی آثار داستایفسکی عزیز همین بس که کسانی همچون نیچه که خود را از همه ی تعلقات آزاد میکنند و به قول معروف خدا را هم بنده نیستند درباره ی او میگویند که تنها کسی بوده که توانسته مطالب روانشناسی و فلسفی را به آنها بیاموزد ! دوستان ، کارهای داستایفسکی عالیست مخصوصا این شاهکار . هربار که بخوانید مطلب جدیدی از آن خواهید آموخت . خودتان را به داستان بسپارید ، بگذارید بدون تعصب درونتان با شخصیتهای آن محک زده شود ، اینگونه پس از اتمام کتاب ، خود را بیش از پیش میشناسید . درود بر کافه بوک که این کتاب را معرفی کرده . آفرین

با چه ترجمه ای مطالعه کردین

کل ترجمه هایی که هست را خواندم . بهش اعتیاد دارم . اگر ترجمه ی جدیدی بیاد باز خواهم خواند

کتاب‌و نخوندم ولی وقتی توضیحات شما درمورد کتاب و خوندم شروع به اشک ریختن کردم چون لحظه‌ای احساس کردم داستان خودمه یسری جاهاش فرق میکنه با زندگیم ولی تا حدودی شبیه هستیم

سلام
برادران کارامازوف رو خوندم.خیلی کتاب فوق العاده ایه.
رمان برادران کارامازوف مدام از گناه و وجدان میگه.و اینکه آیا خدایی وجود داره و روانشناسی و فلسفی هست و بهترین کتاب داستایوفسکی محسوب میشه.
شخصیت های داستان رو خیلی خوب کند و کاو کرده.
حتما بخونیدش، شاید دوست داشته باشید.

امیدوارم ساییتتون بااین جزئیات ،میزان مطالعه ی ملت رو بالا ببره

سلام
این کتاب رو میخوام بخرم،ترجمه مهری اهی اصلا گیر نمیاد،بهزاد دارو گیر آوردم و رستگار،به نطرتون کدوم ترجمه خوبه؟

سلام
متاسفانه ما ترجمه های مختلف این کتاب رو مقایسه نکردیم اما تا جایی که اطلاع داریم ترجمه مهری اهی در بازار وجود دارد.

من خودم این ترجمه رو خوندم ترجمه خوبیه ولی بقیه رو خوندم نخوندم هرچند دوستانی که ترجمه های پرویز شهدی رو خوندن خیلی تعریف میکردن و هم آقای رستگار هم تو فیدیبو خیلی ها می گفتند خوبه و بخاطر ترجمه جایزه گرفته

کتاب بزرگ، عمیق.و سنگینه.من چون اول برادران کاراموزف خوندم بیشتر میپسندم مباحثش برام جذابیت بیشتری داشت.
داستایوفسکی به رنج خیلی اهمیت میده و من نکته مثبت اون از نظر فکری در نظر میگیرم که انسان به حقیقت،خوداگاهی و …میرسه

ممنون از سایت خوبتون. کتاب جنایت و مکافات مثل یک اثر روانشناسی عمیق خواننده رو به چالش میکشه و واقعا تاثیر گذاره زمن یه ترجمه قدیمی واسه صادق سیط الشیخ ازش خوندم که خوب نبود. البته کتابهای روسی ترجمه های روانی ندارن معمولا بخصوص این رمانهای قدیمی با جمله بندیهای ادبی که از روانی ترجمه کم میکنه و نمیشه با کتابهای معاصر مقایسه شون کرد. بهر حال بازم ممنون. عالی هستین

سلام.من دو تا ترجمه از این کتاب دارم یکی مهری آهی یکی پرویز شهدی.به نظر شما کدوم ترجمه رو بخونم؟

سلام – متاسفانه ما ترجمه های مختلف این کتاب را مقایسه نکردیم اما ترجمه مهری آهی یکی از بهترین ترجمه های این کتاب هستش.

با سلام، من ۴ ترجمه از جنایت و مکافات را خوانده ام و بنظرم سبک ترجمه مرحوم مهری آهی برای امروز کمی قدیمی و واژه هایش دور از ادبیات امروزی است، ترجمه آقای شهدی روانتر از ترجمه جدید آقای علیقلیان است اما بنظر من ترجمه آقای رستگار شیرین و ملموس است و راحت تر ارتباط برقرار می کند.

ممنون بابت نکات خوبتون درباره ترجمه های این کتاب

با سلام
واقعا..واقعا.. واقعا خدا قوت بابت این همه زحمتی که برای معرفی کتابها به این زیبایی میکشید.. آدم لذت میبره
قدرتورن رو میدونیم.
خدا خیرتون بده

سلام – شما لطف دارید، امیدوارم از در انتخاب کتاب به شما کمک کرده باشیم.

کتاب بسیار هیجان انگیز و فوق العاده ای بود
در این رمان زیبا فقط و فقط یک چیز برای راسکلنیکف ارزش داشت
و اون چیز “شجاعت”بود…

سلام.وقتتون بخیر.درمورد کتاب شیاطین هم‌لطفا مطلب بذارین.و اینکه پیشنهاد شما بین جنایت و مکافات و شیاطین کدوم هست.

سلام – حتما وقتی کتاب را خواندیم در مورد آن مطلبی منتشر می کنیم.

شیاطین رمان بسیار سنگینى هست، و سیاسى ترین رمان داستایوسکى محسوب میشه، شخصیتهاى موهوم و ترسناک که پدیده اى بزرگ رو رهبرى میکنن، اما جنایت و مکافات رمان راحت تریه، خوندنش براى هر کس لذتبخش و گیراست و قطعا جذابیت شخصیت پردازیش فوق العاده است

سلام.درمورد ترجمه ی آقای احمد علیقلیان و اصغر رستگار اطلاع ندارین که چطورن؟

سلام – متاسفانه هنوز ترجمه های این کتاب را با هم مقایسه نکردیم – هر زمان که این کار را انجام دادیم حتما در مورد آن مقاله ای در سایت منتشر خواهیم کرد.

جنایات و مکافات یکی از بهترین رمانهای تاریخه
واقعا بی نظیره
توصیه میکنم واسه برادران کارامازوف حتما ترجمه احد علیقلیان رو انتخاب کنید

من خودم برادران کارامازوف ترجمه پرویز شهدی رو دارم و تازه شروع کردم بخونم عالی ترجمه شده و بسیار روان و دلچسب… البته خود کتاب که واقعا آدم نمی دونه چطور توصیفش کنه از بس که بی نظیره ولی خب ترجمه بسیار روان و زیبای آقای شهدی هم تو انتقال مطالب نمیشه نادیده گرفت

سلام دستتون دردنکنه برای این سایت معرکه. من چندی پیش همت کردم برادران کارامازوف را بخونم ولی حقیقتش هم متن کتاب سنگینه و خیلی روند آهسته ایی داره و نتونستم ادامه بدم.

سلام. ممنون بابت نظر مثبت شما.
امیدوارم در آینده بتونیم کتاب برادران کارامازوف رو هم معرفی کنیم و در کنار آن یک راهنمای مطالعه هم منتشر کنیم تا خوانندگان بتوانند با کتاب ارتباط برقرار کنند و یا کمکی باشد برای مطالعه بهتر کتاب.

ممنونم از سایت خوب ،عالی و پربارتون خوشحالم که باهاتون آشنا شدم و از این طریق میتونم کتابهای خوبی متناسب با نیازهای روحیم پیدا کنم و چون از قبل با مطالب کتاب آشنا میشم قطعا از مطالعه لذت وافری میبرم.پایدار باشید

سلام. تشکر از کلمات محبت آمیز شما.
انشاالله بتونیم مفید واقع بشیم.

داستایوسکى نویسنده مورد علاقه منه، و از نظر من بزرگترین رمان نویس تاریخه. تمام کتابهاش فوق العاده ان، با شخصیت پردازیهایى خاص و یونیک. داستایوسکى ۶ رمان مشهور داره، تمام رمانهاى داستایوسکى بشدت عمیقن و انسان رو از منظر روانشناسى و فلسفه زندگى تحلیل میکنن. “شیاطین (جن زدگان)” یکى از بهترین کتابهاى داستایوسکیه و از بزرگترین و عمیقترین رمانهاى تاریخ ادبیات، “ابله” به معناى واقعى فوق العاده است، “جنایت و مکافات” هم همینطور، “خاطرات خانه اموات” هم بینظیره، با فضایى بسیار خاص و شخصیت هایى که کمى مرموز یا ترسناکن (مثل شخصیت هاى رمان شیاطین که سراسر مرموز هستن)، این ۴ کتاب فوق العاده ان و واقعا نمیشه گفت کدوم بهترن (من مجبور باشم یکى رو انتخاب کنم، “شیاطین” رو انتخاب میکنم، اما هر ۴ رمان آثارى بسیار ارزشمند هستن) و از نظر من “برادران کارامازوف” میتونه پنجمین رمان فئودور باشه از نظر جذابیت داستان، و “قمارباز” هم ششمین. حتما کتابهاى داستایوسکى رو بخونین، خصوصا این ۶ کتاب رو

ممنون ،کتاب ها رو خوب شرح میدید ادم تکلیفش معلوم میشه کتاب رو بخونه یا نه طبق سلیقه اش نیست

سلام
تبریک میگم و دست مریزاد برای سایتی که کتاب های خوب رو معرفی میکنه اونم با این جزییات خواندنی. من از داستایوسکی ابله رو خوندم و قمارباز. هنوز جنایت و مکافات و برادران کارامازوف رو نخوندم (میگن بهترین اثرش برادران کارامازوفه و سپس جنایت و مکافات و بعد ابله). نظر من اینه شخصیت هاش نرمال نیستن و روند داستانش هم نرمال نیست(شایدم من اینجوری برداشت کردم از کتاب ابله و قمارباز) ولی داستانش کشش داره و دوس داری ادامه بدی. برعکس تولستوی که من ازش انا کارنینا رو خوندم شخصیت ها و داستان کاملا نرمال و قابل هضم بودن ولی خوندنش واقعا خسته کننده بود (حداقل برا من اینطوری بود)
خوشحال میشم درباره برادران کارامازوف هم یه مطلب بنویسین و با دو اثر دیگه یعنی جنایت و مکافات و ابله هم مقایسه ای داشته باشین
با تشکر

سلام دوست گرامی
ممنون از کلام پرمحبت شما. حتما در آینده کتاب هایی که اشاره کردید رو بررسی می کنیم.
با احترام

ممنونم از لطفتون. 😊🙏💙

خواهش می کنم… ممنون از شما بابت مطلب خوبی که نوشتید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.