در میان کاغذپاره‌ها

کتاب رمان

جوردی مند نمایشنامه‌نویس یهودی‌تبار ساکن تورنتو و فارغ‌التحصیل دانشکدهٔ ملی تئاتر کانادا است. اولین نمایشنامهٔ بلند او، در میان کاغذپاره‌ها نمایشی در یک پرده است که در کانادا و خارج از آن روی صحنه رفت و بسیار موردِ تحسین واقع شد و از آن زمان تاکنون تهیه‌کنندگانی در سطح ملی و بین‌المللی داشته است. او در این نمایشنامه سعی دارد به کیفیت روابط انسان‌ها و تأثیر آن بر زندگی‌ شخصی خانواده‌ها بپردازد.

در میان کاغذپاره‌ها دو شخصیت دارد: ترزا و ماریون. داستان پیرامون گفت‌وگوی میان این دو‌ زن شکل می‌گیرد. اما از دو شخصیت دیگر هم در طول نمایشنامه حرف به‌میان می‌آید: الکس پسر ماریون و کرتیس همسرش. ترزا معلم یک مدرسهٔ ابتدایی است و الکس شاگرد اوست. داستان از پایان‌ جلسهٔ اولیا‌ و مربیان شروع می‌شود. ماریون به‌ بهانهٔ بررسی وضعیت درسی الکس سراغ معلمش ترزا می‌رود و ترزا به او می‌گوید که الکس در مقایسه با سال قبل پیشرفت خوبی داشته است.

اما در طول داستان ماجرا شکل دیگری به خود می‌گیرد. ترزا هرگز دربارهٔ وضعیت درسی پسرش با او تماس نگرفته، بلکه پیوسته پدر خانواده کرتیس را در جریان قرار داده است. ماریون از این بابت دلخور است و از اینکه به جلسهٔ آن روز هم دعوت نشده، معترض می‌شود.

در ابتدای گفت‌وگوی این دو زن، ماریون به‌شکل عجیبی پریشان است و با پرسیدن سؤالات پی‌درپی ترزا را معذب می‌کند. شروع داستان بسیار ساده است، اما به‌مرور وجه اصلی داستان رو می‌شود و در ادامه این دو زن می‌مانند و یک دنیا شک و شبهه…

[ معرفی نمایشنامه: کتاب حکومت نظامی – اثر آلبر کامو ]

نمایشنامه در میان کاغذپاره‌ها

در میان کاغذپاره‌ها صرفاً یک نمایشنامهٔ کوتاه و خوش‌خوان نیست؛ بحث بر سر مشکلات خانوادگی‌ست که به‌عنوان معضل مهم اجتماعی خواننده را درگیر می‌کند. دیالوگ‌ها پُر از کنایه است، جملاتی که از ابتدای داستان خیلی مبهم و سربسته به زبان هر دو شخصیت می‌آید، به‌تدریج آشکار و بی‌پرده ‌بیان می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که مخاطب هرلحظه در انتظار وقوع حادثه‌ای غیرمنتظره است. نزاع بر سر کسی است که درنهایت باعث می‌شود پاره‌ای مسائل خصوصی زندگیِ هر دو عیان شود و روایت را پُرکشش کند.

خواننده مدام با این سؤال مواجه می‌شود که در میان این بحث‌ها، دو طرف به چه‌چیزی فکر می‌کنند، به خودشان یا به خانواده‌شان؟

ترزا، دختر مجرد بیست‌وهشت‌ساله، به‌مدت دو سال معلم این دبستان است. او شغلش را دوست دارد و به‌ظاهر در کارش حرفه‌ای عمل می‌کند، چون برای معلم شدن در این مدرسه تلاش زیادی کرده است و‌ نمی‌خواهد به‌راحتی آن را از دست بدهد.

ماریون اما برعکس ترزا ظاهر آرامی ندارد، از همان ابتدای داستان مدعی است و حرف‌هایش در هاله‌ای از ابهام و نگرانی مطرح می‌شود.

چیزی که برای خوانندهٔ این نمایشنامه جالب است، نوع گفت‌وگوهاست. در تمام داستان، هردو شخصیت به‌رغم عصبانیت و طعنه‌هایی که به هم می‌زنند، هرگز به هم بی‌احترامی نمی‌کنند و در انتهای داستان کسی که ابتدا جسورانه انگشت اتهام را به‌طرف دیگری می‌گیرد، ضعف بیشتری از خود بروز می‌دهد.

ازهم‌پاشیدگی روابط خانواده‌های امروزی به‌‌درستی در این نمایشنامه نشان داده شده است؛ خانواده‌هایی به‌ظاهر متمدن که آن‌قدر غرق در کار و روزمرگی شده‌اند که متوجه عواقبش نیستند. به‌راستی چگونه در یک چشم‌به‌هم‌زدن سنگ بنای جامعهٔ بزرگ انسانی از بین می‌رود؟ چگونه باید در جهت حفظ استحکام خانواده و روابط خانوادگی کوشید؟ چطور می‌توان در شرایط بحرانی تصمیم درست و منطقی گرفت؟

اینها پرسش‌هایی هستند که پس از خواندن نمایشنامهٔ در میان کاغذپاره‌ها ذهن مخاطب را به چالش وامی‌دارد. مخاطب خودش را جای ترزا و ماریون می‌گذارد و به این فکر می‌کند که اگر در چنین شرایطی بود، آیا همان کاری را می‌کرد که آنها کردند یا طور دیگه‌ای عمل می‌کرد. گویی این نمایشنامه پایانی ندارد و این خواننده است که باید پایانش را خلق کند، اما به شیوهٔ خود.

نمایشنامهٔ در میان کاغذپاره‌ها نوشتهٔ جوردی مند با ترجمهٔ خوب مینو ابوذرجمهری توسط نشر کتاب کوله‌پشتی منتشر شده است. از جوردی مند دو نمایشنامهٔ دیگر هم توسط مینو ابوذرجمهری امسال منتشر خواهد شد. خواندن آن را به علاقه‌مندان به نمایشنامه‌ توصیه می‌کنم، خصوصاً آنهایی که از خواندن نمایشنامهٔ خدای کشتار به قلم یاسمینا رضا لذت برده‌اند، چون نویسندگان هردو نمایشنامه به موضوعی تقریباً مشابه پرداخته‌اند.

[ معرفی نمایشنامه: کتاب دوزخ – اثر ژان پل سارتر ]

در میان کاغذپاره‌ها

جملاتی از متن کتاب در میان کاغذپاره‌ها

ماریون: الکس با چه ملاکی با بقیهٔ بچه‌های کلاس مقایسه می‌شه؟
ترزا: من سعی می‌کنم دانش‌آموزهام رو باهم مقایسه نکنم.
ماریون: واقعاً شما اون‌ها رو باهم مقایسه نمی‌کنید؟
ترزا: نه.
ماریون: فکر می‌کنم این تا حدی محال باشه.
ترزا: نه اصلاً محال نیست.
ماریون: هروقت که شما بهشون نمره می‌دید، می‌بینید که یک دانش‌آموز یک نمره می‌گیره و دانش‌آموز دیگه، نمرهٔ دیگه‌ای. بنابراین چه بخواهید چه نخواهید اون‌ها باهم مقایسه می‌شند.

اگر شما دو تا اصرار دارید که این خانواده رو از هم بپاشونید… پس لیاقت همدیگه… و اون زندگیِ حقیری که می‌خواهید باهم تشکیل بدید رو دارید.

ماریون: یک وقت‌هایی دوست دارم یک گوشه‌ای تنهام بگذارند… یک جای دور… جایی که کسی پیدام نکنه.
ترزا: اون هم این رو می‌دونه.
ماریون: چی رو؟
ترزا: کرتیس. می‌دونه که دوست داری تنها باشی.
ماریون: منظورم این نبود که واقعاً می‌خوام تنها باشم.
ترزا: با‌این‌همه… اون این رو می‌فهمه. می‌تونه احساس کنه که تو…
ماریون: تنها بودن با اینکه تنها رهات کنند دو تا مسئلهٔ کاملاً متفاوته.

مشخصات کتاب

  • عنوان: در میان کاغذپاره‌ها
  • نویسنده: جوردی مند
  • ترجمه: مینو ابوذرجمهری
  • انتشارات: کتاب کوله‌ پشتی
  • تعداد صفحات: ۸۶
  • قیمت چاپ اول: ۱۲۰۰۰ تومان

👤 نویسنده مطلب: آزاده رمضانی

نظر شما در مورد نمایشنامه در میان کاغذپاره‌ها چیست؟ لطفا اگر این کتاب را خوانده‌اید، حتما نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید.


» معرفی چند کتاب دیگر از نشر کتاب کوله پشتی:

  1. رمان خشکسالی
  2. کتاب خودت باش دختر
  3. کتاب شرمنده نباش دختر
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 363
دوست نداشتم: 20
میانگین امتیازات: 18.15

نشانک

5 دیدگاه در “در میان کاغذپاره‌ها

به قول یکی از استادهای گرامی تاتر که نمایشنامه نوشته میشود تا اجرا شود، نه اینکه فقط خوانده شود. اجرای آن به اندازه متن اهمیت دارد. ای کاش شرایطی فراهم شود که این نمایشنامه ها اجرا شوند خصوصا این مدل نمایشنامه های مدرن که لازم است حتما دیده شوند. لطف دیدن چیزیست جدا از لطف خواندن. نمایشنامه متفاوتی بود. ممنون

بعضی از مترجمها خیلی پرکارن اما نه ترجمه خوبی دارن و نه خودشون و کتابهاشون موندگارن. اما گاهی یه کسی با یکی دو تا کتاب خودش رو نشون میده. من کتاب سرنوشت های سینما رو هم از این خانم مترجم پارسال خوندم و عجب نثر پخته ای دارن ایشون. پریروز هم که اسم ایشون رو روی این کتاب دیدم نتونستم نخرم. واقعا همین دو تا کتاب برای رزومه ایشون کافیه بس که خوبن این دو تا. ممنونم کافه کتاب گرامی.

این کتاب رو توی برد دانشگاه تبلیغ کرده بودن‌. از کتابخونه دانشگاه گرفتمش و دو ساعته خوندمش. تصمیم دارم بخرمش و به چند نفر هم هدیه بدم. واقعا تکون دهنده بود.

مترجم این کتاب را در ایام نمایشگاه از نزدیک دیدم. آدم محترم اما عجیبی بودن. بهشون گفتم کمی در مورد کتابتون برام توضیح بدید گفتن داری کتاب میخری نه مانتو که بهت بگم تن‌خورش خوبه یا جنسش فلانه! اولش کمی دلخور شدم اما بعدش دیدم خیلی هم بیراه نگفتن. کتابشون هم مثل خودشون کمی عجیبه. ولی در کل ترجمه ی واقعا روانی داره کتاب. امیدوارم هر جایی که هستن موفق باشن.

من بااینکه چندان اهل نمایشنامه نیستم به‌خاطر تبلیغاتی که روی این اثر شد از نمایشگاه کتاب خریدمش و خوندمش. تا چند روز انگار شوک بودم‌. منتظر بقیه آثار این خانم هستم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.