رمان خرس قطبی

کتاب رمان

رمان خرس قطبی اولین اثر مجتبی صادقلو، نویسنده جوان است که با توجه به تازگی اثر و سن نویسنده (بیست و یک سال) بیش از آثار نویسندگان میانسال به سلیقه و دغدغه‌های کتاب‌دوستان جوان نزدیک است.

از نقاط قوت و درخشان این داستان می‌توان به انتخاب اسم بسیار زیرکانه داستان، روند و ساختار متفاوت داستان و پایان بندی عالی اشاره کرد. فضای داستان خرس قطبی تاریک و هوا در طول داستان همیشه ابری و بارانی یا برفی است.

در پشت جلد کتاب، قسمتی از متن آن آمده است:

بهترین و کثیف‌ترین راه دروغ گفتن آمیختن آن با حقیقت است. حقیقتاً دروغ هم مفهوم بسیار بزرگی است. جد بزرگم قبل از مرگ فقط یک وصیت برای نوادگانش کرد: «راستگو باشید تا دروغ در لحظه‌های حیاتی به دادتان برسد.»

» خرید کتاب خرس قطبی از سایت arnabook.ir

رمان خرس قطبی

رمان خرس قطبی

این رمان جنایی – معمایی حکایت قاتلی است که در حال کشتن عده‌ای پیرمرد از نقاط مختلف شهر است. داستان از یک شب طوفانی شروع می‌شود که خود گویای فضای بسیار تاریک داستان می‌باشد.

اگر به دنبال داستانی جذاب، متفاوت و بدون وصف‌های حوصله سر بر هستید، بدون شک رمان خرس قطبی یکی از بهترین گزینه‌ها است.

در این رمان از وصف‌های بیهوده و حوصله سر بر خبری نیست. البته لازم به ذکر است که وصف‌های دقیق و به‌جایی در داستان وجود دارد و منظور از وصف‌های بیهوده، وصف‌هایی است که هیچ کمکی به روند و فضا سازی داستان نمی‌کنند. روند داستانی این رمان به شدت گیرا و جذاب می‌باشد. به طوری که با شروع داستان نمی‌توانید قبل از اتمام آن، کتاب را زمین بگذارید.

جملاتی از متن رمان خرس قطبی

اسلحه پیس میکر را زیر بارانی‌اش پنهان، و به سمت شهر حرکت کرد. دوباره باران گرفت، این بار شدیدتر از قبل. این باران برای هارتبرکر یک نعمت بود. چون باعث می‌شد کسانی که از خیس شدن هراس دارند در خانه‌هایشان بمانند و خیابان‌ها خلوت‌تر شود. همه می‌دانند که هیچ‌چیز برای یک قاتل بهتر از خیابان خلوت نیست. هارتبرکر بعد از چند ساعت پیاده‌روی به شهر رسید. شهر از بخش‌های زاغه نشین شروع می‌شد که بسیار شلوغ، پر سر و صدا و کثیف بود. بارانی که توأم با تابش کم سوی نور خورشید از پشت ابرها بود فقط باعث تراوش بیشتر بوی لجن در آن منطقه شده بود. (رمان خرس قطبی – صفحه ۱۲)

ساموئل جلوی تلوزیون نشسته بود و با بی‌میلی بخش حوادث روزنامه را مطالعه می‌کرد و سعی داشت خودش را متاسف نشان بدهد. در واقع تمرین می‌کرد که نسبت به خبرهای ناگوار و دردناک مانند زلزله و مرگ انسان‌ها واکنش احساسی نشان بدهد. اما بی‌فایده بود و بعد از چندبار تلاش روزنامه را به گوشه‌ای پرت کرد و از جایش بلند شد. به آشپزخانه رفت و در حالی که آواز وطن پرستانه‌ای می‌خواند و ریتم اندکی در حرکاتش بود قهوه‌اش را می‌نوشید. بعد از اتمام قهوه، پاکت سیگارش را برداشت و به سمت تراس رفت تا شهر را نظاره کند. از آنجا شهر دقیقا مخالف ذاتی که داشت به نظر می‌آمد. پاک، پر از مردمان خوشبخت که به کار خود مشغولند، سرشار از دوستی، محبت و شکوه. آخری را شوخی کردم، راستش قرن‌ها است که هیچ شکوهی برای این شهر باقی نمانده، حتی از دور! (رمان خرس قطبی – صفحه ۴۰)

از متن کتاب خرس قطبی

مشخصات کتاب

  • عنوان: خرس قطبی
  • نویسنده: مجتبی صادقلو
  • انتشارات آرنا (نیک مهر)
  • تعداد صفحات: ۸۷
  • قیمت : ۱۶۵۰۰ تومان

نظر شما در مورد رمان خرس قطبی چیست؟ لطفا اگر این کتاب را خوانده‌اید، حتما نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید. با نظر دادن در مورد کتاب‌ها در انتخاب کتاب به همدیگر کمک می‌کنیم.


» معرفی چند رمان دیگر:

  1. رمان ملکوت
  2. رمان شهرهای گمشده
  3. رمان ثریا در اغما