سفر به دور اتاقم

فروشگاه پاکت

سفر به دور اتاقم اثری از اگزویه دومستر، نویسنده و نقاش فرانسوی است که در سال ۱۷۹۴ آن را نوشت. کتابی که با مطالعه آن در دوران کرونا احتمالا بیشتر از هر زمان دیگری با داستانش ارتباط برقرار کنید چرا که این اثر درباره افسری جوان است که مجبور می‌شود ۴۲ روز در اتاق خود محبوس بماند. کتابی که آن را ادیسه‌ای کمیک به سبک و سیاق آثار لارنس استرن می‌دانند که خبر از آغاز جنبش رمانتیسم می‌دهد.

اگزویه دومستر در سال ۱۷۶۳ در خانواده‌ای اشرافی و پرجمعیت به دنیا آمد و شش سال بیشتر نداشت که مادرش از دنیا رفت. او در سال ۱۸۱۳ با شاهدخت سوفی زاگریاسکی، عمه همسر پوشکین، ازدواج کرد. دومستر که از ۱۷۹۸ به خدمت ژنرالی روس درآمده بود، در سال‌های پایانی عمر مقیم روسیه شد. سرانجام نیز، یک سال پس از درگذشت همسرش، در سنت‌پترزبورگ در سال ۱۸۵۲ درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.

داستان کتاب سفر به دور اتاقم در قالب یک زندگی‌نامه خودنوشت است. نویسنده پس از یک دوئل با افسری ایتالیایی که با پیروزی خودش به پایان می‌رسد محکوم به ۴۲ روز اقامت اجباری در اتاق خود می‌شود. حال افسری که در داستان کتاب نیز وجود دارد مجبور است ۴۲ روز در اتاق خود محبوس بماند. در ابتدای کتاب نیز، راوی آشکارا از ماجراجویی‌اش در اتاق خبر می‌دهد و در همان جملات ابتدایی می‌نویسد:

نه، بیش از این کتابم را نهان نخواهم داشت: حضرات، این شما و این هم کتاب بنده! بخوانیدش! من به اطراف و اکناف اتاقم سفری کردم که چهل و دو روز به طول انجامید. مشاهدات جالبی که داشتم و حظّ مدامی که طی مسیر بردم مرا بر آن داشت تا آن را در دسترس عموم قرار دهم، تصمیمی برخاسته از اعتقادی راسخ به سودمندی در قبال جامعه. به انبوه آشفته‌حالانی می‌اندیشم که اکنون این پادزهر مطمئن ملال و داروی آرامش‌بخش دردهایشان را تقدیمشان می‌دارم و قلبم از این خیال سرشار از شعفی وصف‌ناپذیر می‌شود. آدمی از سفر به دور اتاق خود لذتی می‌برد که از حسادت آزارنده‌ی مردمان در امان است و برای دست‌یافتن بدان حاجت به هیچ مال و ثروتی نیست. (کتاب سفر به دور اتاقم اثر اگزویه دومستر – صفحه ۷)

بدون تردید وسعت دنیا به دید ما انسان‌ها بستگی دارد. ما می‌توانیم در محیطی وسیع حس خفگی و زندانی بودن را تجربه کنیم و بالعکس در محیطی محدود آزاده باشیم. شاید این موضوع را بتوان مهم‌ترین پیام کتاب سفر به دور اتاقم در نظر گرفت.

دنیای اطراف ما به‌قدری شلوغ و پراکنده شده که پرداختن به جزئیات زندگی را فراموش کرده‌ایم. لذت‌های کوچک‌ زندگی، توجه به ریزه‌کاری‌های زندگی، چه در ارتباط با خودمان و چه با دیگری، همه را فراموش کرده‌ایم. ما زندگی خود را با اتفاقات – انسان‌ها و ابزارهای بسیار، شلوغ و پرتجمل کرده‌ایم و بعد به دلیل عدم آرامش و خلوت احتمالا ناله سر می‌دهیم. ما لذت بردن از اندک‌های زندگی را فراموش کرده‌ایم. لذت بردن از اتفاقات ساده‌ی زندگی، حرف‌ها و دلتنگی‌های ساده‌ی انسان‌هایی که دوستمان دارند و خود را غرق لذت و شادی سطحی و زودگذر می‌کنیم. ما تأمل، تفکر، تحمل و تعمق‌بخشی به زندگی را از خود دریغ می‌کنیم. حتی سفر به درون خود را از یاد می‌بریم و به این شکل مدام با دغدغه‌هایی سطحی روز خود را به شبی بیهوده می‌رسانیم.

در کتاب حاضر که به شکلی طنزگونه نوشته شده است موضوع «من» بسیار پررنگ است و خواننده با مطالعه این اثر کلاسیک به خوبی متوجه تفاوت‌های «من» در یک دنیای مدرن و «من» در دوران گذشته می‌شود. بنابراین با خواندن این کتاب بیشتر از هرچیز احتمالا به درون خود سفر خواهید کرد.

کتاب سفر به دور اتاقم از بهترین کتاب‌های این ایام (دوران کرونا) برای من بود. داستانی که از حبسی ۴۲ روزه اجباری در اتاقی شخصی شروع می‌شود. سفری که با گشت و گذار در این اتاق و وسایل و تابلوها و کتاب‌ها شروع و در نهایت با نگریستن به درون خود پایان می‌یابد. سفری که دستاورد آن همان رسیدن به شناخت عمیق از خود و توانایی‌های ذهنی و روحی هر فرد است. شناختی که ماحصل آن آزادی است. که نه آزادی اهدا کردنی و رهایی از بند. که آزادی فراتر از این. کسب آزادگی، دستاوردی که دیگر کسی را یارای گرفتن آن نیست.

[ » معرفی و نقد کتاب: رمان عصیان – اثر یوزف روت ]

سفر به دور اتاقم

جملاتی از کتاب سفر به دور اتاقم

وقتی دارید کتابی می‌خوانید و ناگهان اندیشه‌ی دلپذیرتری به ذهنتان خطور می‌کند، روحتان بی‌درنگ به این اندیشه‌ی تازه می‌چسبد و کتاب را از یاد می‌برد، حال آن‌که چشمانتان ناخودآگاه کلمات و سطور را دنبال می‌کنند. بدین ترتیب، صفحه را به پایان می‌رسانید، بی‌آن‌که چیزی از آن فهمیده باشید و اصلاً به یاد نمی‌آورید که چه می‌خواندید. دلیلش این است که روحتان به ملازم خود فرموده بود چیزی برایش بخواند، اما در باب غیبت صغرایی که خود در پیش داشت خبری به وی نداده بود. بدین‌سان، «دیگری» سرگرم مطالعه‌ی چیزی بود که روح به آن گوش نمی‌سپرد.

اگر روزی بیاموزد چگونه روح خود را تک و تنها راهی سفر کند، آن‌گاه جز خشنودی نصیبش نخواهد شد. لذت‌هایی که از این توانایی برمی‌آیند دردسرهای احتمالی ناشی از آن را خنثی می‌کنند و تعادل را برقرار می‌سازند.

در میان اثاث منزل، صندلی راحتی براستی چیز معرکه‌ای است. خاصه به کار اهل تعمق می‌آید. در شب‌های دراز زمستان، می‌توان با کاهلی در آن لم داد و از غلغله‌ی انبوه محفل‌نشینان فراغت یافت. آتشی دلپذیر، چند کتاب، و دو سه قلم پر… وه که چه نیکو ساز و برگی است برای نبرد با لشکر ملال.

مگر آرزوی ابدی و همواره ناکام مانده‌ی بشری چیزی جز این بوده که بر قدرت و توانمندی‌های خویش بیفزاید و در جایی که واقعا حضور ندارد حاضر شود و گذشته را در یاد زنده سازد و در آینده زندگی کند؟ آدمی همواره در پی آن است که بر لشکرها فرمان راند و بر دانشگاه‌ها ریاست کند و محبوب زیبارویان باشد. اگر به همه‌ی این‌ها دست یابد، آنگاه حسرت دشت‌ها و سکوت و آرامش را می‌خورد و در آرزوی آلونک شبانان می‌سوزد.

این سو مشتی کودک به یکدیگر چسبیده‌اند تا از سرما نمیرند و آن سو زنی بر خود می‌لرزد و حتی نای گلایه هم ندارد. رهگذران می‌روند و می‌آیند، بی‌آنکه از دیدن چنین صحنه‌هایی متاثر شوند، چرا که دیگر به دیدنشان خو کرده‌اند. هیاهوی کالسکه‌ها، غوغای میگساران و نوای دلنشین موسیقی گاه با فریادهای این تیره روزان در هم می‌آمیزد و آهنگی مخوف و ناساز ساز می‌کند.

با خود می‌گفتم بی‌شک دیوارهای اتاقم به شکوهمندی دیوارهای یک تالار رقص مجلل نیست و سکوت آلونکم به پای نوای دلپذیر موسیقی و رقص نمی‌رسد. اما در میان شخصیت‌های ممتازی که در ضیافت‌هایی از این دست ملاقات می‌کنیم، به‌یقین به مهمانانی برمی‌خوریم که حتی از من هم بی‌حوصله‌ترند. و چرا باید به کسانی بیندیشم که در موقعیتی دلپذیرتر از بنده هستند، حال آن‌که جهان پر است از مردمانی تیره‌روز که در شرایطی ناگوارتر از شرایط من به سر می‌برند؟

کتابخانه‌ام عبارت است از چند رمان. انگار خود به قدر کفایت درد و رنج ندارم که این چنین به میل و رغبت در اندوه و آلام هزار و یک شخصیت خیالی نیز سهیم می‌شوم و رنج آنان را نیز چنان از بن جان حس می‌کنم که غم خویش را.

در فضایل نقاش گفته‌اند که او چیزی را از خود به یادگار می‌گذارد. تابلوهایش پس از او زنده می‌مانند و خاطره‌اش را جاودانه می‌کنند. در پاسخ می‌گوییم که آهنگسازان نیز اپراها و قطعه‌هایی از خود به‌جا می‌گذارند. اما موسیقی تابع مُد است، حال آن‌که نقاشی چنین نیست. چه بسیار قطعاتی که نیاکان ما را متاثر می‌ساختند، اما موسیقی دوستان امروز را به خنده می‌اندازند. قطعاتی از این دست را در دل اپراهای خنده‌آور جای می‌دهند تا نوه‌های همان کسانی را بخندانند که در گذشته با شنیدن این قطعات می‌گریستند.

هرگز نمی‌توان ساده‌ترین چیزهای دنیا را نقاشی کرد، مگر آنکه روح همه‌ی توانایی‌های خویش را بکار گیرد.

مشخصات کتاب
  • عنوان: سفر به دور اتاقم
  • نویسنده: اگزویه دومستر
  • ترجمه: احمد پرهیزی
  • انتشارات: ماهی
  • تعداد صفحات: ۱۲۸
  • قیمت چاپ دوم – بهار ۱۳۹۸: ۱۲۰۰۰ تومان

👤 این مطلب با همکاری سحر محبتیان نوشته شده است.

نظر شما در مورد کتاب سفر به دور اتاقم چیست؟ اگر این کتاب را نخوانده‌اید، آیا به مطالعه آن علاقه‌مند شدید؟ لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

[ لینک: کانال تلگرام کافه بوک ]


» معرفی چند کتاب دیگر از نشر ماهی:

  1. رمان استاد پترزبورگ
  2. رمان محاکمه
  3. رمان وقت رفتن