سمفونی مردگان | معرفی + فایل صوتی

کتاب رمان

سمفونی مردگان اثر عباس معروفی، کتابیست بسیار ستوده شده و از ماندگارترین کتاب های ادبیات ایران است.

این کتاب در سال ۲۰۰۱، برنده جایزه بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ شده است. همچنین هفته نامه دی ولت سویس در مورد رمان سمفونی مردگان گفته است:

قبل از هر چیز باید گفت که سمفونی مردگان یک شاهکار است.

در قسمتی از پشت جلد این رمان آمده است:

سمفونی مردگان رمان بسیار ستوده شده عباس معروفی، حکایت شوربختی مردمانی است که مرگی مدام را بر دوش می کشند و در جنون ادامه می یابند، در وصف این رمان بسیار نوشته اند و بسیار خواهند نوشت.

» به همسر و دخترانم که خستگی هایم را تحمل می کنند.

قسمتی از کتاب سمفونی مردگان با صدای خود نویسنده (۴۷ثانیه):

لینک دانلود فایل صوتی

دیگر کتاب های عباس معروفی:

عباس معروفی در حال خواندن کتاب سمفونی مردگان

کتاب سمفونی مردگان

سمفونی مردگان کتابیست بسیار تراژدیک و غم‌انگیز اما بسیار زیبا و عالی که برای همیشه در ذهن خواننده باقی خواهد ماند.

نوع روایت معروفی در سمفونی مردگان منحصر به فرد است. راوی داستان چندین بار عوض می شود و هر بار داستان از دید یک شخص متفاوت بیان می شود. در هنگام خواندن متن کتاب سمفونی مردگان شاهد بازگشت به گذشته در زمان حال هستیم، شاهد عوض شدن مکان هستیم و مدام فضا عوض می شود و…

» شخصیت اصلی داستان سمفونی مردگان آیدین است. یک پسر روشنفکر، شاعر، بسیار فعال و رادیکال که در یک خانواده به شدت سنتی و پدرسالار زندگی می کند.

در این میان، جابر، پدر آیدین از شعر گفتن و کتاب خواندن او هراس داردو او را از همه این کارها و شعر گفتن ها منع می کند و حتی کار را به جایی می رساند که کتاب ها و حتی اتاقش را می سوزاند و عقیده دارد این ها فتنه و اسباب شیطانند. در نهایت فشار روانی روی آیدین زیاد می شود و…

✔️ داستان شعر گفتن آیدین و رفتار جابر با او تنها قسمتی از کتاب سمفونی مردگان است. این کتاب داستان های مختلفی را شامل می شود که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • برادرکشی
  • فروپاشی خانواده
  • عشق
  • تاثیر مذهب
  • و…

از کتاب سمفونی مردگان در حدود نیم میلیون نسخه به فروش رفته است و این کتاب به زبان های آلمانی – انگلیسی – ترکی استانبولی – ترکی آذری و کُردی ترجمه شده است.کتاب سمفونی مردگان

درباره کتاب سمفونی مردگان

داستان کتاب، در اردبیل اتفاق می افتد.

کتاب به شیوه ای است که هر چقدر آن را بخوانی جذابتر می شود. روایت داستان به گونه ای است که می توانم اطمینان بدهم رگه هایی از زندگی هر یک از ما را بیان می کند. باور کنید شب ها زیادی با این کتاب بغض کردم. واقعا زندگی آیدین چه قدر تلخ بود. ما خودمان یک آیدین هستیم و چه قدر آیدین ها در کنارمان هستند.

قلم شیوای عباس معروفی داستان را از بطن جامعه ما در آورده که بگوید مواظب آیدین هایمان باشیم.

آیدینی که شب ها کتاب می خواند و آنقدر می خواند که وقتی می گفتند برای چه می خوانی جواب می داد:

برای این که خودم را پیدا کنم.

شاید سمفونی مردگان به ظاهر فقط یک رمان باشد، اما در باطن زندگی تک تک ما را با کمی تفاوت شامل می شود. مواظب آیدین های اطرافمان باشیم که براستی که جهل قلدر است.

در قسمت دیگری از پشت جلد کتاب آمده است:

کدام یک از ما آیدینی پیش رو نداشته است، روح هنرمندی که به کسوت سوجی دیوانه اش در آورده ایم، به قتلگاهش برده ایم و با این همه او را جسته ایم و تنها و تنها در ذهن او زنده مانده ایم. کدام یک از ما؟

✔️ شاید جالب باشد بدانید که در کتاب سمفونی مردگان از میان کتاب هایی که آیدین می خواند به موارد زیر اشاره شده است:

پیشنهاد کتاب سمفونی مردگان

قسمت دیگری از کتاب سمفونی مردگان با صدای عباس معروفی (۵۲ ثانیه):

لینک دانلود فایل صوتی

بخش هایی از متن کتاب سمفونی مردگان

آدمیزاد باید بگوید آب، و بخورد. بگوید نفس، و بکشد. وگرنه مرده است.

من نمیدانم آیا مادرش هم او را به اندازه من دوست داشت؟ آیا کسی می تواند بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می کند؟ آدم پر می شود. جوری که نخواهد به چیز دیگری فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچ گاه دچار تردید نشود.

شب ها وقتی پا در آن خانه بزرگ و سرد می گذاشت همهمه دوردست سالیان دیوار می شد و سکوت می کرد. کاج می شد و وسط حیاط می ایستاد، در می شد و بسته می ماند.

مهار آیدین لحظه به لحظه از کف پدر بیرون می شد. سرکش و رام نشدنی. در زیرزمین حبسش می کردند، او در آن جا چنان سرگردم می شد که تا به سراغش نمی رفتند و اصرار نمی کردند بیرون نمی آمد. کتاب را ازبر می خواند و املا می نوشت. مدتی پول توجیبی اش را قطع کردند. در ماست بندی میدان سرچشمه مشغول شد. پاتیل شیر را هم می زد و روزی یک قران مزد می گرفت. پولش را کاغذ و کتاب می خرید، و پدر را بیشتر می چزاند. براش لباس نمی خریدند، با همان کهنه ها روزگارش را می گذراند. در بند هیچ چیز نبود و تنها به این فکر می کرد که از تخمه فروشی بیزار است، از تکرار زندگی پدر بدش می آید. از خیلی چیزها که بچه ها در چنین سال هایی از عمر دوست دارند، بدش می آمد.

تنهایی و غم غربت در جانش چنگ انداخت، غربتی که در میان شهر آشنا گریبانش را گرفته بود. چقدر انسان تنهاست. مثل پر کاه در هوای طوفانی.

سمفونی مردگان و سال بلوا نوشته عباس معروفی

به درخت های خشک پیاده رو خیره شد: برف شاخه ها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما می شکستشان. آدم ها هم مثل درخت ها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانه های آدم وجود داشت و سنگینی اش تا بهار دیگر حس می شد. بدیش این بود که آدم ها فقط یک بار می مردند. وهمین یک بار چه فاجعه دردناکی بود.

انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک می شود. و بی کاری بدتر از تنهایی است. آدم بی کار در جمع هم تنهاست.

رفتار آیدین با دیگران تفاوت داشت. دنیا را جدی تر از آن می دانست که دیگران خیال می کنند. آن شب فکر کردم از ترس دچار این حالت شده، اما بعدها به اشتباه خود پی بردم، و دانستم که درک او آسان تر از بوییدن یک گل است، کافی بود کسی او را ببیند. و من نمی دانم آیا مادرش هم او را به اندازه من دوست داشت؟ آیا کسی می توانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد، و آدم را به  چه ابدیتی نزدیک می کند. آدم پر می شود. جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد، و هیچ گاه دچار تردید نشود.

عشق را باید با تمام گستردگی اش پذیرفت، تنها در جسم نمی توان پیداش کرد، بلکه در جسم و روح و هوا. در آینه، در خواب، در نفس کشیدن ها انگار به ریه می رود، و آدم مدام احساس می کند که دارد بزرگ می شود.

من خوب می دانم که زندگی یکسر صحنه بازی است،
من خوب می دانم،
اما بدان که همه برای بازی های حقیر
آفریده نشده اند.

قسمتی از متن کتاب سمفونی مردگان

مشخصات کتاب

  • کتاب سمفونی مردگان
  • نویسنده: عباس معروفی
  • انتشارات: ققنوس
  • تعداد صفحات: ۳۵۰
  • چاپ بیست و پنجم – ۵۵۰۰ نسخه
  • قیمت: ۱۸۰۰۰ تومان

این مطلب با همکاری شیرزاد نوشته شده است.

نظر شما در مورد سمفونی مردگان چیست؟

معرفی چند رمان ایرانی:

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

نقد و بررسی کتاب

قلم نویسنده

7

تاثیرگذاری و جذابیت کتاب

7

مشخصات ظاهری و قیمت

8

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 896
دوست نداشتم: 110
میانگین امتیازات: 8.15

نشانک

98 دیدگاه در “سمفونی مردگان | معرفی + فایل صوتی

من موومان اولشو خوندم ولی گذاشتمش زمین اما حالا با این توضیحات و نظرات حتما می رم می خونمش

ازتون ممنونم ه این کتاب رو انقد کامل معرفی کردین و باعث شدین من بخونمش بی نظی بود

بسیار عالی. شروع کتاب کمی گیج کننده ولی در ادامه با داستان همراه می شوی و فقط لذت خواندن

بالاخره تمام شد،رمان سمفونی مردگان،چند وقتی بود خریده بودمش و مثل تمام کتابهایی که میخرم،فاصلی ای هست میان خریدن و خواندن،کیمیا خانم،تازه واکسن شش ماهگی اش را زده و تب دارد،مثل من که در مواجهه با این کتاب دچار هذیان هستم،البته عباس معروفی همان صفحه اول،که آیه ۲۶ سوره ماﺋده را می آورد،تیر خلاص را می زند،سمفونی آغاز می شود و من مشتاقم ببینم بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ در سال ۲۰۰۱ ،چرا جایزه اش را به یک رمان ایرانی داده است؟برای من که ساکن شهری کوچک در اطراف یزد (رضوانشهر) هستم،فضای شروع کتاب آشنا و غریب است،آشنا از آن جهت که معماری کاروانسرای آجیل فروش ها،مرا به یاد بازار خان می اندازد و غریب از این رو،که برای اولین بار اسم اورهان به گوشم می خورد،از آن اسم هایی که نمی دانم اسم زن است یا مرد؟برای یافتن معنای پاپاخ،مجبورم سری به لغت معنی بزنم:
پاپاخ(اسم ترکی) نوعی کلاه پوستی بزرگ،با بعضی از واژه ها برای اولین بار روبرو می شوم:
کندی،تندیر و….که به گمانم واژه های مازنی هستند.به جغرافیای داستان توجه میکنم:
“زمانی که پدر از پله ها بالا می رفت دستش را به نرده های لوله ای می گرفت و می شمرد.بیست و یک.”با خود حساب میکنم اگر ارتفاع هر پله تقریبا ۲۰ سانت باشد،پدر اورهان ارتفاعی نزدیک ۴٫۲ متر را بالا می رود و از تجسم خانه ی اورهان،عاجز می مانم.سمفونی نواخته می شود و من متوجه می شوم با یک رمان عادی مواجه نیستم،خطوط زمان در هم می تند و باید مراقب بود خط داستان گم نشود، در همین حین به یاد حرفی از اینشتین می افتم با این مضمون :
در صورتی مطلبی را فهمیده اید که بتوانید آنرا به سادگی بیان کنید.
آیا قادرم داستان را به سادگی بیان کنم،داستان آن شب اورهان و پیرمرد در آن شب برفی چیست؟ اورهان با چه مواجه می شود؟
بوف کور را تقریبا ۲۲ سال پیش خوانده ام، حرکت مرد در تاریکی و صدای مبهم یک زنگ،فضای مواجهه اورهان و پیرمرد در شب برفی مرا به یاد بوف کور می اندازد.سوالی ذهنم را مشغول می کند: چرا یک نویسنده،چنین فضایی را برای گفتن حرفش انتخاب می کند؟چرا دوست دارد مخاطبش را درگیر کند؟و اگر مخاطبی در گیر و دار سبک و فضا و…مفهوم اصلی را از دست بدهد چه؟اگر نوسینده،عامدانه تمام موومان ها را چیده باشد وبا وسواس روی تمام جزییات کار کرده باشد و مرتب متن را خوانده باشد و مرتب ویرایش کرده باشد و هر بار واژه ای را با کلمه ای تازه تر جایگزین کرده باشد،آیا باز هم ما با یک اثر ناب هنری روبرو هستیم، یا با یک اثر ساختگی و مصنوع؟
جواب به این سوال ساده نیست،نمی توان به راحتی در مورد یک اثر قضاوت کرد،پیکاسو در پاسخ به سوالی با همین مضمون که اثار شما قابل درک نیست گفته بود اگر شما اهل اسپانیا باشید و زبان انگلیسی ندانید و یک کتاب پزشکی به زبان انگلیسی به شما بدهند،ابدا قادر به درک مطالب آن کتاب نخواهید بود،نه به این خاطر که کتاب بی معناست،بلکه به این دلیل که شما زبان انگلیسی نمی دانید.
با علم به استدلال جناب پیکاسو،من به خودم حق می دهم از کوبیسم لذت نبرم،چون فرزند سرزمین مینیاتور هستم.
فضای کلی حاکم بر کتاب،تیره وتار است و مرا می برد به صادق هدایت به ویرجیاناوولف.
در موومان چهارم،قطعات درخشانی وجود دارد:
کیسه زبان بسته ای که داخلش پسته خندان دارد،
میز اورهان که پا دارد و راه می رود،همه ی میزها پا دارند هر کسی که پشتش بنشیند را با خود می برند.
تریاک هفتاد درد را درمان می کند ولی خودش مرضی می آورد که درمان ندارد.
نوک انگشت را که به تخم چشم فشار بدهی،درخت دوتا می شود…….با یک انگشت همه دنیا را می شود تکان داد
فرزند بدکار به انگشت ششم می ماند که اگر برندش رنج برند و اگر بماند زشت و بدکار باشد
ما که زمان رضا شاه نبودیم نان کوپنی بخوریم.یک کوپن قرمز می دادیم یک نان سیاه می گرفتیم….
بداهه نوازی بی نظیری است موومان چهارم،خستگی دارد ازتنم در می رود…
یک بار دیگر دارم سمفونی مردگان را می خوانم صفحه ۱۲ هستم، این بار کوبیسم را می فهمم.
حمید رضا کرمی-رضوانشهر یزد

کتابی بسیار زیبا و بسیار تلخ
هنوز درد دارم از خوندنش ول یبیار زیباس نوشته شده و شما هم به زیبایی نقد کردین

سلام من چند صفحه اول کتاب رو خوندم یکم گیج کننده بود فکر کردم کتاب خوبی نیست ولی با این نظراتی که میبینم مثل اینکه حتما باید بشینم تمومش کنم مرسی از نظرات و توضیحاتتون..
از کافه بوک هم ممنون بابت سایت و معرفی کتاب های خوب و مغزدار که آدم رو به تفکر وا میدارد.♡

سلام . من تازه تمومش کردم ، واقعا نتونستم کتابو زمین بزارم ، چقدر موقع خوندن حال و روز ایدین رو درک میکردم چون امثال جابر رو در اقوام داریم .
در کل یک شاهکاریه ک نمیشه بخونی و ازش لذت نبری. حتما پیشنهاد میکنم که بخونید.
و یه تشکر ویژه هم از سایت کافه بوک در انتخاب این کتاب دوست داشتنی و کتاب های دیگرم. مرســــی

عباس اقا واقعا حقه که با این کار معروف تر بشی.
ممنونم. عالی بود.

من هنوز این کتاب رو نخوندم ولی با این تیکه ای که خوندم واقعا مهشره

فوق العاده بود ولی خیلی غم انگیز کاشکی همه پدر مادرها بخونن

یه کتاب عالی با نثر روان که دوتا نکته ی جالب داشت: ۱.تغییر مداوم راوی از اول شخص به سوم شخص که خیلی هیجان انگیز بود۲.تغییر زمان روایت قصه از حال به بازه های زمانی مختلف در گذشته بدون هیچ وقفه و پشت سر هم.
موومان اول رو کمی گیج هستی ولی از موومان دوم وارد داستان میشی و برمیگرده مجدد همه رو گفتن و شخصیتا رو کامل توضیح میده. شخصیت ها بی مقدمه وارد بازی میکنه تو موومان اول ولی تو موومان بعدی همه رو کامل بازسازی میکنه. بنظرم با اینکار میخواد خواننده رو گیج کنه تا برای خوندن مابقی کتاب ولع داشته باشه و نتونه کتابو زمین بذاره، توصیفات ساده و خودمونی و قابل فهم داره. من واقعا علاقه مند شدم اثار دیگه عباس معروفی رو بخونم، در ضمن اینم بگم که اگه به حسم اعتماد میکردم بعد خوندن ده صفحه ی اول کتابو میذاشتم زمین ولی اعتماد نکردم و خوشحالم

واقعا حق این کتاب بردن یه جایزه معتبر ادبیه و افتخاریه برای ایرانی ها که همچین نویسنده ای دارن…

بسیار زیبا و تاثیرگذار بود، قلم نویسنده روان بود و باعث میشد به خواندن ادامه داستان مشتاق بشم.

کتاب دست بر روی بزرگترین معضل ۴۰۰ ساله اخیر ما گذاشته و آن را پر رنگ کرده است تضاد سنت و مدرنیسم که به جای آشتی به تضاد و تزاحم ختم شده و لاجرم هزینه های گزافی که بر دوش ملت گذاشته .من به شخصه آرزو می کنم و امیدوارم روزی این تضاد به ساحل آرامش و تفاهم برسد تا از خسران بیشتر جلو گیری شود .چنانکه اگر این تفرق و تفریق نبود امروز معروفی ها با فراغ بال در سرزمین مادری به آفرینش آثار ادبی مشغول بودند بی دغدغه نانی که از سفره بیگانه خورند! ع-بهار

سلام من نشر نیلوفر خریدم.ولی در نظرات نوشته بودن که قفنوس تنها نشر رسمی هست…
یعنی سانسور شده:(؟؟؟

سلام – نشر ققنوس ناشر رسمی کارهای معروفی هستش و سال‌هاست که کتابهای ایشان توسط ققنوس چاپ میشه. بهتر است کتاب رو از این نشر تهیه کنید.

فوق العاده بارها و بارها خوندمش و با تمام وجود لذت بردم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.