عقاید یک دلقک

نشانک

عقاید یک دلقک اثر برجسته هاینریش بل است که در سال ۱۹۷۲ به خاطر نوشته‌ هایش که ترکیبی از جهان بینی گستردهٔ زمانهٔ خود و مهارت حساس او در کاراکترسازی است و به تجدید حیات ادبیات آلمان کمک کرده‌ است، توانست جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند.

تقدیم به روان پاک مادرم.

ماجرای رمان عقاید یک دلقک

این کتاب روایت دلقکی به نام “هانس شینر” است. شینر در حین یک اجرا زمین می خورد و همین باعث صدمه دیدن زانویش می شود. او که از دلقکی مشهور و معروف به دلقکی ساده نزول پیدا کرده و عملا در شغلش دچار شکست شده به روایت داستانش می پردازد و به صورت پراکنده از زندگیش می گوید. از دوران کودکیش از خانواده اش از همسرش ماری و…


او داستانش رو به شکل اول شخص در ذهنش مرور می کند که چگونه با همسرش آشنا شده، چه رفتاری در برخورد با نازی ها داشته، چگونه به یک دلقک تبدیل شده و بعد از شکستش چگونه با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کند، به طوری که هیچ پولی در بساط ندارد که حتی سیگاری بخرد و…

رمان عقاید یک دلقک

نقد و بررسی کتاب عقاید یک دلقک

شینر در این کتاب مثل شخصی است که در یک جزیره زندگی می کند و خودش را از مردم اطرافش جدا کرده و تنها پل او به دنیای اطرافش همسرش ماری است. شینر شدیدا عاشق همسرش است ولی به علت اختلافاتی که قسمت عمده ی آن به مذهب ربط داده می شود، یک روز ماری او را ناگهانی ترک می کند که باعث می شود شینر احساس خلا و پوچی شدیدی بکند.

شینر گرچه شغل دلقکی دارد ولی بسیار غمگین و درون گراست و شخصیتی جالبی دارد. او به دور از دورویی و نیرنگ است و داستان را در یک فضای به شدت تنها روایت می کند به طوری که در کتاب فقط یک بار با یک شخص (پدرش) به شکل حضوری به صحبت کردن می پردازد و چند باری با تلفن با اشخاص دیگر و بقیه ی کتاب را فقط با مخاطب می گذراند.

عقاید یک دلقک

اما کتاب عقاید یک دلقک را چگونه باید دید؟ به نظرم شینر در این کتاب از هر طرف به مسائل مهم دنیا حمله کرده است. از خانواده اش که سمبل طبقه ی سرمایه دار است، از تحولات کودکی که با حزب نازی ها و مسئله ی ناسیونالیست ها برخورد می کند و برخوردش با کمونیست ها و حتی از آدم های دوروی جامعه که نان را به نرخ روز می خورند.

ولی مسئله اصلی رمان عقاید یک دلقک نقد کردن جامعه ی کاتولیک است، به طوری که این مسئله باعث جدایی او و همسرش شد و در جای جای کتاب جامعه ی کاتولیک و قوانینش را به چالش می کشد.

رمان عقاید یک دلقک در مورد شخصیتی صحبت می کند که جامعه ش را پذیرا نیست. شخصیتی بسیار عجیب که از هر طرف فقط به موضوعات مختلف حمله می کند.

به نظر من عقاید یک دلقک هر چند مفاهیم جالبی دارد و موضوعاتی زیادی را بررسی می کند، ولی صورت اصلی داستان به علت انشعابات زیادش کمی مخاطب را از کتاب زده می کند.

نقد و بررسی رمان عقاید یک دلقک

قسمت هایی از متن کتاب عقاید یک دلقک

چیزی که شاید آن را بتوان سرنوشت نامید، شغل و وضعیت مرا به خاطرم می آورد: اینکه من یک دلقک هستم. عنوان رسمی این شغل کمدین است؛ موظف به پرداخت مالیات به کلیسا نیستم، بیست و هفت ساله ام و نام یکی از برنامه هایم “ورود و عزیمت” است.

من الکلی نیستم. اما از وقتی ماری مرا ترک کرده است الکل حالم را جا می آورد.

چند ماه پیش وقتی گیتاری به منظور تصنیف و تنظیم سرودهایی که می خواستم بخوانم، خریدم، ماری وحشت زده این اقدام مرا “کسر شان” دانست و من به او گفتم پایین تر از سطح جویبار فقط فاضلاب قرار دارد. اما ماری متوجه مقصود من از این قیاس نشد و من هم از تشریح و توضیح چنین تصویرهایی نفرت دارم. مردم یا متوجه منظور من می شوند یا نمی شوند. من یک مفسر نیستم.

تصور می کنم حتی چشمان شیطان هم به تیزی چشمان همسایگان نیست.

او به آرامی گفت: “به هیچ، من به هیچ فکر می کنم.” گفتم: “اما به هیچ چیز که نمی شود فکر کرد.” و او گفت: “چرا، می شود، من در این لحظات احساس می کنم درونم به طور کامل خالی شده است، مثل یک فرد مست و دلم می خواهد کفش ها و لباس هایم را هم درآورم و به گوشه ای پرتاب کنم_بدون هیچ باری.”

این واقعیت که منتقدان خود قابل انتقاد هستند چیز زیاد بدی نیست، عیب آن است که آنها به برنامه ی خود به دید انتقادی نگاه نمی کنند و خود را عاری از نقص و اشکال می بینند، و این خیلی ناخوشایند است.

این اشتباه خود ما بود که درباره ی این لحظه با دیگران صحبت کردیم و قصد داشتیم آن را به عنوان لحظه ای به یاد ماندنی به ثبت برسانیم. می توانستیم خودمان از این واقعیتی که اتفاق افتاده بود لذت ببریم.

لحظاتی وجود دارند که تکرار آنها ممکن نیست.

هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آنها را همان گونه که یک بار اتفاق افتاده اند، فقط تنها به خاطر آورد.

خلاصه کتاب عقاید یک دلقک

مشخصات کتاب

  • رمان عقاید یک دلقک
  • نویسنده: هاینریش بل
  • ترجمه: محمد اسماعیل زاده
  • انتشارات: چشمه
  • تعداد صفحات: ۳۵۳
  • قیمت چاپ سی و چهارم: ۲۷۰۰۰ تومان

این مطلب با همکاری شیرزاد نوشته شده است.

نظر شما در مورد رمان عقاید یک دلقک چیست؟


معرفی چند رمان خارجی دیگر:

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 477
دوست نداشتم: 188
میانگین امتیازات: 2.54

کانال تلگرام کافه بوک

108 دیدگاه در “عقاید یک دلقک

چرا این رمان را دوست داریم؟
چون همه چیز سر جایش است. سر جای یک شخصیت ساده و بی آلایش و صد البته ضد اجتماعی. این رمان جذاب است و عمیق ! کار دست یک رمان نویس خام نوجوان و ناپخته نیست، هرگز نمی تواند باشد . یک شخصیت از دیدگاه های مختلف خودش تقریبا نسبت به ” همه چیز”، همه چیز مرتبط با مسیحیت و در لایه زیرین همه چیز مرتبط با حرص و هوس کسی شدن، کسی بودن و خود را تافته جدابافته دانستن نظر می دهد. نظر هایش را دوست داریم و در زندگی مان خودمان و دیگران را در قالب نظر هایش می گذاریم.
چرا برخی این رمان را دوست ندارند؟ چون از صفحه اول دنبال این هستند که در رمان “چیزی اتفاق بیافتد” ! در هر صفحه و با هر دیالوگ شخصیت چیز هایی اتفاق می افتد اما این چیز ها و این اتفاقات و صد البته دید عمیق شخصیت برای آن ها ارضا کننده نیست. گمانم اگر رمان های زیادی نخواندید فعلا این رمان را در قفسه کتابتان نگه دارید تا در آینده به دلتان بچسبد. و یک نکته دیگر هم هست و آن هم آفتی است به نام “شاهکاره” و یا ” نوبل گرفته”، با دید این که قرار است یک” شاهکار” بخوانیم شما هر اثری (نه تنها عقاید یک دلقک ) را بخوانید فاتحه آن اثر را خوانده اید، هر لحظه بدنبال خلق شاهکار از طرف نویسنده هستید در صورتی که کل آن اثر را در نظر نمی گیرید.

به نظر من این کتاب رو باید به طور پیوسته مطالعه کرد تا متوجه شخصیت هاش شد. در غیر این صورت همه شخصیت هارو یا جای کتاب نوشت تا اگه فراموش شد که کی هستن بتونید به یادداشتتون مراجعه کنید

یک راه درمان موقتی وجود دارد و آن الکل است؛یک راه حل دائم و همیشگی وجود دارد و آن ماری است؛ماری مرا ترک کرده، دلقکی که به میخوارگی بیفتد زودتر از یک شیروانی ساز مست سقوط میکند…
هر کسی نمیتونه با این کتاب ارتباط برقرار کنه چون مشکل انزوا و به خصوص ناامید بودن نداره ؛ باید جای هانس شنیر بوده باشی یا اینکه بتونی‌ درکش کنی تا داستان داستان جذاب بشه.

سلام دوستان
من چند روزی هست که تحت درمان هستم هم سیگار و هم اینترنت لطفا کمکم کنید با شرایط فعلی چند کتاب تاثیر گذار عالی به من حقیر معرفی کنید تا عاشق کتاب خواندن بشم سپاس گذارم و باعث شرمندگی که در سن ۲۷ سالگی میخام اولین کتاب را بخونم.

سلام، اگر به ژانر جنایی البته نه خشونت زیاد علاقه مند هستید پرونده هری کوپر را پیشنهاد می کنم، اگر نثر قدیم و جدید برایتان تفاوتی ندارد تنها بدنبال کتاب خوب هستید؛ بلندیهای بادگیر را پیشنهاد می کنم. بوران در زمستان، چشم هایت ،سایه درختان افرا ژانر جنایی دارند اما ارزشمند. اگر با سبک نوشتاری گابریل گارسیا مارکز مشکلی ندارید: صدسال تنهایی، عشق سالهای وبا

بسیار کسل کننده و مشوش عاری از جذابیت . درواقع تنها نکته جالب این کتاب فقط و فقط عنوانش هست عقاید یک دلقک که تداعی کننده یک پارادوکس مهیج در ذهن خواننده است . اما ی‌ک رمان متکلن الوحده با تفکراتی غیر قابل اعتنا و ریشه

من کتاب رو تو چند مرحله با فاصله زمانی زیاد خوندم
ولی اگر اسامی رو فاکتور بگیریم راحت میتونیم مسیر داستان رو ادامه بدیم.
به نظرم زیباترین قسمت داستان مکالمات دلقک با تلفنچی مدرسه(حوزه علمیه کاتولیک😁) برادرش بود.البته از ماجرای آشنایی و زندگی تو اتاق ماری هم نمیشه گذشت😜

بهترین ورژن در حال حاضر برای محافظت از خانواده ، یک آیین و یا یک مذهب هست.افرادی مثل هانریش بل هم ، این حقیقت رو می دونن و دنبال یک مسیر دیگه برای حمایت از خانواده ، بدون مذهب می گردند که البته اخلاق را هم رعایت بکنه.

من کتابو چن شب پیش تموم کردم .اوایلش خوب بود.اما از یه جا به بعد پرش تو داستانا وشخصیتا زیاد بود وآدم گیج میشد.شخصیتی که میتونست به خیلی چیزا برسه تو یه دور باطل گیر کرده بود.رک بودنش تو بیان احساساتشو دوس داشتم اما در کل کتاب جالبی به نظرم نیمد

من به هیچ وجه چیزی را مسخره نمی کنم. این قدرت را دارم که به چیزی که نمی توانم درک کنم احترام بگذارم.

کتاب خیلی خوبیه…
من دوبار شروع کردم و قبل از به پایان رسیدن فصل اول بخاطر اتمسفر تاریکی ک داشت ادامه ندادم ولی اینبار اصلا متوجه نشدم چطور تموم شد!!!!درست از جایی که پای هنریته ،نازی ها و خانواده شنیر به وسط اومد جذبش شدم🙃

برای کسانی که نمی‌توانند با کتاب ارتباط برقرار کنند…
راستش ذات این کتاب طوری هست که چنین حسی را به‌همراه دارد. به نظر من جزو کتاب‌هایی است که در پایان، یک یا دو خاطره، کوتاه و خلاصه اما عمیق، در ذهن خواننده باقی می‌گذارد… خاطره(هایی) که واقعاً در ذهن ماندگار می‌شود و ارزشش را دارد.
برای من این خاطره با بخشی از کتاب است که می‌گوید: «… ما حتی اینکه چه لباسی بر تن دخترمون بکنیم، انتخاب کرده‌بودیم. اینکه باران می‌بارد و بیرون می‌رویم و او در گودال‌های آب بالا و پایین می‌پرد. ما همزمان خوشحالیم از خوشی او و نگران از اینکه زمین نخورد و لباس‌هایش گلی نشود. او (اشاره به عشقش) نباید هرگز بتواند آن لباس را بر تن دخترش کند، یا قهوه برای همسرش بریزد. او این خاطرات را با من ساخته بود.»

این متن دقیق متن کتاب نیست. من آن را سال ۹۴ خوانده‌ام. اما ارزشش را داشت.. حتماً در سال و حتی ماه بارها به یادم می‌آید..

از نویسندگان ایران هم مطالبی برای اهل ادبیات بگذارید . عاشقانه چشمهایش بزرگ علوی و امثالهم

لطفا به قسمت رمان ایرانی مراجعه کنید دوست عزیز

من نتونستم با این کتاب ارتباط برقرار کنم. رفتارهای شخصیت اصلی داستان چندان برام قابل توجیه نیست. شخصیتی که خودشو پشت حصار انزوا حبس کرده، به موقعیت های مناسبی که برای پیشرفت شغلی و مالیش به وجود میاد پشت پا میزنه و بدون کوچکترین تلاشی برای رهایی از وضعیت فعلیش، از دیگران درخواست پول داره.

به نظرم رمان خیلی جالبیه خیلی بی پرده ورک صحبت شده آدمی که خیلی راحت حرفشو میزنه و برخلاف عنوانش که یک دلقک هست ودلقکها دو رو(چهره)دارند فقط یک رو دارد وآن روی واقعیش است که دغدغه ای ازگفتن ایده ها وعقایدش ندارد

من اصلا نتونستم ارتباطی باهاش پیدا کنم و تقریبا بعد از خودن نصف کتاب خسته شدم و دیگه ادامه ندادم

من برا بار ششم دارم میخونمش خیلیییی احساسات نویسنده به احساسات من نزدیکه و من واقعا از خواندن این کتاب لذت میبرم , جدای مسائل سیاسی و مذهبیش , بخش عاشقانه داستان خیلی شیرین و غم انگیزه و میتونم تو مغز استخوانم احساس نویسنده رو حس بکنم …
امروز هم زادروز هانریش بل هست …

اون قدر به این کتاب و شخصیتش عادت کرده بودم که تا مدت ها مثل سبک رمان فکر می کردم.
به همون اندازه که هانس ماری رو دوست داشت، دوستش داشتم و به همون اندازه در جایگاه خود واقعیم، ازش متنفر بودم.
این کتاب فوق العاده بود. خیلی چیزها به من یاد داد. منو درگیر خودش کرد. این و صد سال تنهایی رو تقریبا با هم خوندم و باید بگم
دوره باشکوهی از زندگیم بود.
این کتاب رو همه می تونن بخونن، اما به نظرم برای درک عمیقش احتیاج به تجربه و سابقه کتابخونی دارین. و البته کمی اطلاعات درباره غرب، جنگ جهانی و دین مسیحیت و شاخه هاش.
در ضمن، باید از دست اندرکاران این سایت مهربان (!) که آگاهی هایی که سبب دریافت آگاهی های بیشتری میشه رو به ما میده تشکر کنم.
سایت شما با مطالبش من رو دوباره به کتابخونی برگردوند. البته اگه با قیمت ها بتونم یه کتاب از این لیست بلند بالای جدیدم رو بخرم ؛)

منم دقیقا صدسال تنهایی و عقاید یک دلقکو با هم خوندم ولی انگار در یک مسلخ عمیق گیر افتادم .. با اون جملتونم که گفتید برای درک کتاب نیاز به سابقه کتابخونی هست به شدت موافقم

درود بر همه.
من چند وقتیه که شروع به خواندنش کردم.ولی تا این لحظه نتونستم ارتباطی با کتاب پیدا کنم.و در حین خواندنش،به کتابهای دیگرم پناه بردم.خوندنش خیلی سخته.به علت وجود تعداد شخصیت‌ها و اسمها نمیشه تمرکز کرد.برای من که زیاد جالب نبود.باید دو سه بار دیگه مطالعه کنم.شاید نظرم عوض شد.البته ناگفته نماند که من با ترجمه فوق‌العاده سپاس ریوندی از انتشارات با کیفیت ماهی مطالعه کردم.
موفق و مؤید باشید.

کتابی که ب شدت در جا میزنه.ب نظرم اصلا حذابیت نداشت من تا صفحه آخر منتظر بودم ی تحولی توش صورت بگیره ولی نشد ک نشد.خیلی خوندنش برام کسالت آور بود.دلقکی ک فقط از همه طلبکار بود کمکش کنن همینو بس.بدون اینکه ذره ای تلاش برای حفظ زندگیش و حتی عقایدش بکنه.نمیدونم با معیارای من فرسنگ ها فاصله داشت

به نظر من حرف نداشت عالی بود

به نظر من کتاب خاص و غیر جذابی اومد. خصوصا اینکه به جامعه کاتولیک می پردازد که ما ذهنیتی ازش نداریم همین عدم ذهنیت خوتندن و فهم و جذابیت کتاب را کم اثر میکند

سلام من سه تا کتاب خریدم جین ایر ۱۹۸۴ و‌عقاید یک دلقک…به نظر شما کدوم رو اول شروع کنم کدومش درکش راحت تره

سلام.کتاب عقایدیک دلقک بسیارکتاب خوبیه.من لذت بردم.البته برای نوجوانان عزیز کمی سنگین به نظرمیاد.

من می خواهم این کتاب رو بخونم اما بنظرم برا یک نوجوان خوب نیس این جور ک در نظرات خوندم بخرم اش خیلی وقته می خواهم بخرم ولی دو دلم یه نفر پایان شو بگه مثلا خودکشی چیزی داره اگه داره نمی خرم

دختر نوجوان منم مثل شما نوجوان هستم من که این رمان خوندم درکش نکردم به نظر مناسب ما نیست

من خودم شونزده سالمه و واقعا دیوونه ی این کتاب شدم! کاملا بستگی به روحیت داره. این کتاب ازوناست که یا خیلی ازش خوشت میاد یا دلتو میزنه و اصلا نمیتونی باهاش ارتباط برقرار کنی 🙂 سیر خیلی اروم و کندی داره و اتفاقات اونجوری ای نمیفته و فقط خاطراتش و ماجراهاش و انتقاداش از جامعه رو داری میخونی. تهشم خودکشی و اینا نداره! ولی کلا میتونی بری یه کتاب فروشی کتابو ورق بزنی یه نگا بندازی. اگه حس کردی میتونی باهاش ارتباط برقرار کنی بگیریش بخونیش 🙂

کتابه خوبیه ولی شخصیتاش زیاده ولی بازم از لحاظ کلی عالیه .
شخصیت دلقک تامل برانگیزه

کتاب خوبیه اگه کسی با فکر باز باهاش مواجه بشه. به شدت فصل دهم و البته ده صفحه پایانی کتاب، درخشان تر از حد انتظاره.

آیا بهتره این کتاب را به صورت ترجمه فارسی خواند یا انگلیسی کدام یک مفاهیم رو به خواننده بیشتر انتقال می دهد؟

توی متن چند بار ماری رو همسر هانس معرفی کردید. چرا کتاب رو با تحریف یا سانسور معرفی می‌کنید و باعث می‌شید مخاطب با ذهنیت اشتباه برای انتخاب یه اثر تصمیم بگیره؟

من این کتابو خریدم و‌میخوام شروع کنم…امکانش هست در موزد همین موضوع بیشتر توضیح بدید تا من درچار سردرگمی نشم؟

این کتاب و من با صدای آرمان سلطان زاده گوش دادم،صدایی دلنشین و عالی ،کتابم که فوق العاده ست.

به همه دوستانی که کتاب را برای سرگرمی میخونن شدیدا میگم نخونید چون به فکر نیاز داره.

بی نظیره این کتاب دوستان
حس عجیب و فوق العاده ای هنگام خوندنش پیدا میکنین
حتما بخوانید!!!

این کتاب رو ده سال پیش خوندم خیلی حضور ذهن ازش ندارم ولی یادم هست که این کناب دیوووونم کرد و هنوزم که هنوزه محبوب ترین کتابمه.

بهترین ترجمه برای این کتاب چیه

کتاب کورى چه جور بود لطفاً یکم توضیح بدین؟
ممنون

با سلام. صد صفحه از این کتاب رو خوندم به شدت جذب شدم و البته جذاب بودن یا نبودن کتاب به دیدگاه شخصی هر فرد بستگی داره پس صرف اینکه یکی کتاب رو دوس نداره نمیشه بگیم جذاب نیست… انقدر این کتاب رو دوس داشتم که برای ادامه دادنش دنبال تنهایی محض می گردم…کتاب صدسال تنهایی هم عالی بود طوری که دوس نداشتم تموم بشه… پیشنهاد می کنم به کتابخون های با تجربه بخونن و البته وقتی نیچه گریست رو به مخاطبینی که علاقه و گرایش به فلسفه و روانشناسی دارن. امیدوارم کتاب همراه همیشگیتون باشه📙📘📗📕🎈

میشه لطفا نظراتتون رو در مورد کتاب مردی بنام اوه بگید؟ و اگر بخوام برای بابام یه کتاب خوب و تاثیرگذار بگیرم بین مردی بنام اوه، وقتی نیچه گریست و عقاید یک دلقک کدوم رو پیشنهاد میکنید؟
سپاسگزارم

سلام – معرفی هر سه کتاب داخل سایت موجود است و شما می‌توانید با مقایسه آن‌ها با هم تصمیم بهتری در انتخاب کتاب بگیرید.

به نظر من وقتی نیچه گریست یکی از بهترین و تاثیرگذارترین کتابهاست

سلام فکر کنم کتاب زوربای یونانی برای پدر ها جذابتر باشه مخصوصا با ترجمه محمد قاضی.

از بین کتابایی که گفتین به نظرم وقتی نیچه گریست مناسب تر باشه ولی خب مسلما خودتون شناخت بهتری از پدرتون دارین.

عقاید یک دلقک معرکه بود. فکر کنم همه ی انسان ها با خودشون حرف میزنن و در فکر خودشون با دیگران کلنجار میرن و گاهی این کلنجار ها به خودش شکل واقعیت میگیره. برای من نکته جالبش این بود که نویسنده به شکل افراطی سعی داشت که دلقک زندگی خودش و دیگران رو، که شامل تمام عقاید افراد هم میشه، فقط از دید خود دلقک ببینه و زاویه نگاه دیگران کمترین اهمیتی براش نداشته باشه. و این همون اشتباهی که بیشتر انسان ها انجام میدن. خیلی از انسان ها مانند این دلقک تو خلوت خودشون دیگران رو به خاطر عقاید متفاوتی که دارند، کاملا یک جانبه محکوم میکنن و حتی حکم هم میدن بدون توجه به این موضوع که هر شخصی اجازه داره با عقاید خودش زندگی کنه.

اگه تازه شروع به کتاب خوانی کردید باید بگم کتاب مناسبی براتون نیست، چون اول اینکه داستانش اونقدرا کشش نداره و اینکه یکم لغات و اسم های مشگل داره(به خصوص اسامی مکتب هاوجنبش ها) و خود من گاهی اونا رو تو اینترنت سرچ میکردم. گاهی اوقات داستان از مسیر اصلی خارج میشه و کسل کننده میشه ولی درکل کتاب خوبیه… شخصیت شینر برای من خیلی جذاب بود، یه آدم رک و راست و ساده ک حرف تو گلوش نمیمونه و دورو نیست، به نظرم اون بین این همه شخصیت تو داستان بهترین شغل رو داشت، یک دلقک! 🤡🤡

هانس شنیر نه فقط متفاوت بلکه انقلابیه. چون با وجود پدر و مادر اریستوکرات و اشرافی قبول نکرد زیر بلیط خانواده باشه

عاقا اونجا که واسه گیتار اون مثال پایین تر از جویبار فاضلابه رو میاره منظورش چی بود ؟؟؟

به نظرم خواسته بگه از دلقک پایین تر نیست. و اگه هم باشه دیگه به‌درد بخور نیست. به عبارتی ما خودمون عند کسر شانیم.

به نظر من کتاب فوق العاده کسل کننده ای بود وخیلی یکنواخت بود

این کتاب رو خوندم
عالی بود

این کتاب با شهامتی به نقد فاشیسم و علل اون و پیدایش این دست از رفتار های نژاد پرستانه و دین محورانه یک جامعه در خلال همین افکار میپردازه که تا حدی میتونه باعث تغییر در نظام فکری این جامعه باشه. نقد ها نقدهایی معنایی به ماهیت پدیده هاییه که شنیر براش جوابی پیدا نمی کنه و به همین خاطر به باطل بودنشون ایمان میاره. هینریش بل از فردی حرف میزنه که تو چرخدنده های جامعه ی مدرن خرد شده و یک چرخدنده ی بی ارزش برای نظام کار و یک جا مانده است و از طرفه دیگه جایی هم توی جامعه اش از لحاظ عقیدتی نداره و این موضوع اونو فردی انسان گریز میکنه که به همین دلیل رابطه اش با همین آدم های پیرامونش حول محور پول می چرخه و نه بیشتر. این برداشته منه خواننده بوده. تشکر.

کتاب عقاید یک دلقک به چالش کشیدن مردم کاتولیکی هست که فقط از ترس های خاصی خودشون رو در ظاهر به این مذهب میچسبونن در حالی که باطنا به اون عمل نمیکنن و میشه گفت دقیقا الان جامعه ما هست. من کتاب رو خیلی دوس داشتم. هرچند بعضی اوقات توصیفات زیاد از ماجرا یا شخصی کمی حوصلم رو سر میبرد که اونم البته به روحیه خودم برمیگرده و نمیشه هیچ ایرادی به جناب نویسنده (هاینریش بل) گرفت.
کتاب صد سال تنهایی سبک رءالیسم جادویی داره. محشره و جز بهترین خونده های منه. سه بار تا حالا خوندمش.

سلام سوالی داشتم شما که سه بار صد سال تنهایی رو خوندید میشه توضیحی درموردش بگید من نصفه خوندم و نتونستم درکش کنم

ترجمه مرحوم بهمن فرزانه
انتشارات امیرکبیر رو بخونین ، خیلی خیلی خوبه

افرادی رو دیدم که این کتابو خیلی دوست نداشتن اما از نظر من کتاب عالیه
بیان داستان از زبان شینر و مستقیما مخاطب قرار دادن خواننده منحصر بفرده انگار هانس شینر روبروت نشسته و داره برات تعریف میکنه
شخصیت شینر هم به عنوان یه دلقک بسیار عمیقه که نسبت به عنوانش پارادوکس جالبی داره
ضمن اینکه به نوعی زندگی شینر تماما همخوانی داره با بخش زیادی از زندگی شخصی خودم که بمراتب این اثر رو در یادم نگه داشته

کتاب بسیار عالیی بود، الکی نیست که چهل و هفت بار چاپ شده و جایزه‌ی نوبل گرفته. فقط واسه کسایی که دوسدارن آخر قصه همه چی بخوبیو خوشی تموم بشه شاید جالب نباشه. چون آخر قصه بازه . جالب بود واقعا

کتاب خوبی بود ولی روزی نیست که بد و بیراه نثار اقای هانریش بل نکنم…حتما می پرسید:چرا؟!
چون این کتاب را تو مسیر کار تو مترو میخوندم.اوایل ایستگاهی که باید پیاده می شدم را رد می کردم،چند روزی که گذشت و حواسم به این بود که سر بزنگاه پیاده شم وسایلم تو مترو جا می موند…😊

جمله اشکال تایپی داره من “الکلی” نیستم، به اشتباه من “الکی” نیستم نوشته شده. توی بخش جملات زیبای کتاب های معروف هم به همین صورت نوشته شده.

ممنون از تذکر شما – اصلاح می کنیم

سیمین جان تصرف عدوانی رو بخون از لنا اندرشون

سلام من به تازگى شکست عشقى خوردم بیست و یه سالمه و هر کارى میکنم که باورش نکنم و میخوام امید داشته باشم که درست میشه و دوباره بر میگرده . فکراى جور واجور و گذرا و ضد و نقیضى دارم از بیخیالى و دلتنگى گرفته تا شادى و امید و … میخوام یه کتاب بهم معرفى کنید که بهم کمک کنه . کتاب زندگى خود را طراحى کنید رو تو لیست خریدام گذاشتم نظرتون چیه؟ ممنون میشم کمکم کنید. به نظرتون در شرایط من خوندن کتاب پیش از تو و بعد از تو خوبه یا نه؟

خیلی بهت حال میده،بخونش.من از حال شکست عشقی کاملا در اومدم،چون این کتاب حس همدلی با دلقک رو میده و کاملا از این حس خالیت میکنه.امتحان کن ضرر نداره..

سلام.نه توصیه میکنم این کتابها را در این موقعیت نخوانی

کتاب من اور ا دوست داشتم نوشتم انا گاوالدا شاید موقعیتت رو بر ای خودت قابل درک بکنه و حتی شاید موقعیت آن دیگری رو هم بتونی درک کنی
تازه تو این سن وسال اینقدر فرصت برای زندگی هست که دعا کردن برای کسیکه رفته ساده انگاشتن احساسات خودته رهاش کن ما شایسته بهترنهاییم. نه کسیکه رهات کرده

کتاب راز اثر راندا برن رو بخون.واینکه بنظر من رمانهای عاشقانه تو این حالت روحی ک الان داری نخون.من پیش از تو ومن بعدازتو عاشقانه س

سلام ، شما بهترین کاری که میتونید الان بکنید اینه که به شکستتون فکر نکنید و بهترین راه برای فکر نکردن هم درگیر کردن ذهن به چیزایی هست که علاقه دارید ، ولی چیزایی که میتونه کمکتون کن یکی آفتاب و یکی ورزش و یکی کتاب های خوب هست که جذبتون کنن، بنظرم کتاب های ملت عشق و شازده کوچولو و همینطور کتاب شور زندگی ترجمه محمد علی اسلامی ندوشن کتاب های خوبی میتونن باشن

کتاب عشق ویرانگر خوبه حتمابخونش دوستم

زنانی که با گرگها میدوند فکنم بدردتون بخوره

سلام از توضیحاتتون ممنونم
من رمان کورى رو خوندم الانم دارم ریگ روان و هنر خوب زیستن رو میخونم مطالبتون واقعا مفید بود برام این رمانم به نظر میاد خوب باشه من ازش قطعا خوشم میاد
کتاب مونس تنهاییام شده
🌹

سلام – خوشحالیم که در انتخاب کتاب به شما کمک کردیم – ممنون از انرژی مثبت شما

کتاب خیلی خوبی بود. مخصوصا اگه بتونیم مذهب رو بسط بدیم ب مذهب خودمون یعنی اسلام…من در ببشتر مواقع این کارو کردم و جذابیتش کمی بیشتر شد. اما انتهاش مثل فیلمای اقای فرهادی باز بود… اگه رویاپرداز خوبی باشیم میتونیم یه پایان خوش براش بنویسیم….
الان هم صد سال تنهایی رو شروع کردم. شروعش که خوب بوده و جذاب

صد سال تنهایی فوق العاده است، خیلی حال میده خوندنش

من ک خوشم نیومد از صد سال تنهایی.. همه ی اسم ها شبیه به هم… و قسمتای زیادی غیر قابل فهم!

صفحه ٩٠ هستم
نمیخوام ناتموم بمونه،دنبال یکم جذابیتم
ولی خبری نیست
یک کتاب معرفی می کنم
فووووووق العاده س
بعد اون کتاب دیگه هرکتابی بدلم نمیشینه
(کودک ۴۴)

دقیقا،این رمان با این که موضوع یه خطی جالبی داره ولی اصلا آدم رو جذب نمی کنه، به زور تمومش کردم، داستانی خوبه که یه کم ذهن آدم رو قلقلک بده که بعدش چی میخواد بشه، اما این داستان اصلا این طوری نیست وکسل کننده هست

عالی بود این کتاب خیلی خوب بود عشقش ب ماری فوق العادس،کلی صداقت توشخصیت شنیر هست و یک غرور خیلی خاص و‌دوس داشتنی هم داره ادم سیرنمیشه ازخوندن رمانش هرچن پایان رمان تقربا بازه و همه امیدو‌ارزوهاش انگار در حد یک ارزو‌و رویا می مونه …

راستش من اول کتاب صد سال تنهایی رو جستجو کردم اما در قسمت معرفی رمان های دیگر به این کتاب بر خوردم و بعد از خوندن قسمتی از این کتاب که تو سایتتون بود واقعا شیفتش شدم واقعا جای تشویق داره که یک عده انسان دغدغه مند اینقدر زیبا و دقیق به معرفی کتاب ها میپردازند ممنون

با درود فراوان آیا کتاب مناسبی برای شروع است؟

اگر تا به حال هیچ رمانی مطالعه نکرده اید شاید بهتر باشد با کتاب های دیگری شروع کنید… البته این نظر ماست…

قلم ساده و روان بود. تلخ ولی خب به لحاظ محتوا میتونم بگم ارزش خوندن داشت.
آدمی بود که خود خودش بود جدی و شاید خوب خوب هم نبود ولی به دور از ظاهر سازی و دورویی علی رغم شغلش با ماسکی دروغین و دلقک مانند
وشخصیتی اگاه و متنفر از فریبکاریها و زشتی های جامعه اش چون سیاست، مذهب و…داشت
البته مهمترین قسمت داستان که پایانش بود بهای چنین طرز فکر و زندگی بود مثل بی پولی، ناامیدی، پوچی…و مهمتر از هر چیزی تنهایی و انزوا.
کم نیستن آدمهای طرد شده ای که اینچنین بودند و هستند و خواهند بود.

شاید باعث بشه که کمی کمتر دیگران را قضاوت کنیم ولی زیاد داستانه جذابی ندارد

خیلی باید آدم صبوری باشی تا بتونی این کتاب رو تموم کنی . خیلی کم پیش میاد که کتابی رو نا تموم رها کنم اما واقعا این کتاب من رو جذب نکرد …

یکی از عجیب‌ترین حس‌ها بعد از خواندن این کتاب اینه که یک ٬دلقک٬ چقدر می‌تونه نا امید، تلخ و تنها باشه! و در نتیجه این باور را بشکنه که از روی ظاهر، کارها یا برچسبهای افراد در موردشان قضاوت نکنیم.
بخشی که در مورد عکس‌العمل دیگران به هنر و هنرمندان در اوقات فراغت هنرمند اشاره شده بود از نظر من بسیار جالب بود.
در عین حال خلوص و نداشتن دورویی این دلقک (در زیر نقابش) که باعث میشد دائما زجر بکشد چون حاضر نیست خلاف عقایدش دیگران را بپذیرد (مگر بخاطر تنها عشقش که او هم این را ازش نپذیرفت) بسیار دردناک بود، و جالب اینکه در پایان داستان وقتی صورتش را زیر رنگ سفید پنهان کرد حس خوبی بدست آورد تا دوباره با دنیای بیرون مواجه شود.
در کل کتاب تلخ و جالبی بود.

کتاب خوبی بود دوسش داشتم ولی داستان پرفراز و نشیبی خیلی نداره و باهیجان و داستان غیرمنتظره نبود. ولی قشنگه به نظرم

درود به کسی که میخواند.
غم انسان و دگماتیسم مذهب کاتولیک و انسانهای نان به نرخ روز خور کمر عشق را میشکند. عاشق و انسان تنها است.اگر نشناختی کمک میکنی و اگر بشناسی قضاوت.این کتاب درس انسان شدنه

من چهار تا کتاب هست که خیلی دوست دارم
۱-جنایت و مکافات
۲-گزارش یک مرگ
۳-بیگانه
۴-عقاید یک دلقک

عقاید یک دلقک فوق العاده فوق العادس یه شاهکار تمام عیاره

این کتابو سالهای پیش بعنوان هدیه تولد گرفتم. موضوع جالب و غمگینی داشت و من بشدت امیدوار بودم اخرش یه روزنه امیدی ببینم .یه دیداری با ماری ، یه حمایت از خانواده ….

به کسایی که تم غمگین اذیتشون نمکنه این کتابو توصیه میکنم .

دو بار شروع به خوندنش کردم و متاسفانه هر دو بار ناتمام موند…

کتاب خیلی خوبی بود و به نظر من شنیز یکم خودشو بالاتر از همه میبینه و غرور زیادی داره و همین باعث بدبینی به همه چیز و همه کس میشه و یه جورایی همه رو نادون فرض میکنه و غمناکترین بخشش از نظر من رفتن خواهرش به جنگ هست واقعا غم انگیز بود.

کتاب عقاید یک دلقک رو بتازگی مطالعه کردم، کتاب جالبی بود. عشق شنیر نسبت به ماری فوق العاده هستش و میتوان خالص بودن این عشق رو کاملا حس کرد. کاش بشه خیلی از آدم ها مثل شنیر به اعتقادات و باورهایشان وفادار بمانند.
پایان داستان از نظر من خیلی غم انگیز بود ولی آموزنده بود.

ممنون از سایت قشنگتون. 🙂
به نظر من دلقک یا همون شینر نماد انسانی هست که به خاطر عقاید متفاوتش از جامعه، داره زجر می کشه و کم کم داره تمام زندگیش رو از دست می ده. به خاطر افکارش و زدگی که از دین داشت ابتدا همسرش رو از دست داد و بعدش هم حرفه ای بودن در شغلش رو. به نظر من این جامعه بود که دلقک رو در انزوا نگه می داشت فقط و فقط به خاطر رنگ متفاوتش. جامعه مردم رو یکدست و همرنگ می خواد و توانایی پذیرش افراد با عقاید و افکار جدید رو نداشت. [ همین الآنش هم می تونیم این موضوع رو ببینیم ]
من خودم بار اول نتونستم کتاب رو تموم کنم. برام گیج کننده بود [ هر چند باید بگم من دو نسخه از این کتاب رو دارم که ترجمه ی اول واقعا ضعیف بود ولی ترجمه ی آقای اسماعیل زاده خیلی خیلی خوب بود ] ولی وقتی بعدا از اول شروعش کردم متوجه شدم بعد از تموم کردن کتاب حس همزاد پنداری خوبی با بقیه ی آدم ها پیدا کردم. اینکه قضاوت و نظر من درباره ی بقیه ی مردم چقدر می تونه تاثیر گذار باشه. یاد گرفتم که هرکس با هر عقیده و فکری حق زندگی کردن رو به اندازه من داره و کسی این اجازه رو نداره آدما رو به خاطر عقایدشون طرد کنه.
کتاب قشنگیه و می تونه دید همه ی ما رو نسبت به آدمای دور و برمون تغییر بده :))

عقاید یک دلقک به جرات یکی از بهترین کتاب ها در زمینه تاثیرات جنگ جهانی بر ملت آلمان است، هاینریش بل نویسنده این کتاب از زبان هانس، دلقک ماجرا عقاید خود در مورد شاخه های مختلف مسیحیت و به طور کلی مذهب و افرادی که عَلَم مذهب را در دست دارند اما عملا به طور کامل به آن عمل نمیکنند و در مقابل جنایات هیتلر هیچ گونه واکنشی بروز نمی دهند را به خوبی در این کتاب بیان میکند.

کتاب بسیار عالی می باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.