کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب

نقد کتاب ملت عشق

بانک کتاب رایا

ملت عشق رمانی است که تنها در ترکیه بیش از ۵۰۰ بار به چاپ رسیده و موفق شده است عنوان پرفروش‌ترین کتاب تاریخ ترکیه را به دست آورد. این رمان در ایران هم با استقبال خوبی روبه‌رو شده و تنها یک ترجمه از آن تا به حال بیشتر از ۵۰ بار تجدید چاپ شده است. ترجمه‌های مختلفی از این رمان ارائه شده است که یکی از ترجمه‌های خوب آن، ترجمه ارسلان فصیحی از نشر ققنوس است. در این مطلب نیز نقد کتاب ملت عشق را مطالعه خواهید کرد.

در ابتدا باید اشاره کنیم که واکنش‌ها نسبت به این کتاب بسیار متفاوت است. برخی ملت عشق را بهترین کتابی می‌دانند که تا به حال خوانده‌اند و برخی آن را صرفا یک کتاب معمولی و یا حتی سطح پایین می‌دانند. شما می‌توانید معرفی کتاب ملت عشق را در کافه‌بوک از طریق لینک زیر مطالعه کنید:

» ملت عشق

نکته دیگری که در مورد کتاب ملت عشق وجود دارد قواعد خواندنی شمس تبریزی است که در کتاب آمده است. این قاعده‌ها با نام چهل قاعده عشق و یا چهل قاعده شمس تبریزی نیز شناخته می‌شود. این چهل قاعده را نیز می‌توانید از طریق لینک زیر در سایت کافه‌بوک بخوانید:

» چهل قاعده شمس

*توجه: در این مطلب نقد کتاب ملت عشق منتشر خواهد شد و قسمت‌های مختلف رمان ممکن است مورد بررسی قرار گیرد و شاید بخش‌های اصلی کتاب فاش شود. بنابراین اگر این رمان را نخوانده‌اید و یا روی افشای داستان حساس هستید، خواندن این نقد را بعد از مطالعه کتاب انجام دهید.

[ لینک: معرفی کتاب‌ ]

نقد کتاب ملت عشق

کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک – Elif Shafak – نویسنده فرانسه‌ای ترک‌تبار است. او یکی از شجاع‌ترین و شناخته‌شده‌ترین نویسنده‌ها و فمینیست‌های ترکیه است. کتاب ملت عشق یکی از کتاب‌های پرفروش این نویسنده است.

ملت عشق شامل دو داستان است که به شکل موازی روایت می‌شود. روایت معاصر آن مربوط به زنی متاهل یهودی خانه‌دار و غمگین به اسم اللا است که در نورث همپتون ماساچوست زندگی می‌کند. اللا برای یک انتشاراتی شروع به کار می‌کند و به تازگی کتابی به اسم شکنجه شیرین – Sweet Blasphemy – نوشته نویسنده‌ای به اسم عزیز زاهارا به او داده‌اند تا بخواند. (کتابی که به اللا داده شده است در ترجمه فارسی، ملت عشق ترجمه شده است.) او از طریق همین کتاب با تصوف آشنا شده و زندگی‌اش دچار تحول می‌شود. ملت عشق روایت دوم این رمان است.

تولستوی و مبل بنفش
کلیک کنید!

ملت عشق داستانی مربوط به قرن سیزدهم است. داستان درویش فارس و اهل تصوف به نام شمس تبریزی و رابطه‌ الهام‌بخش او را با مولانا بزرگترین شاعر طریقت تصوف روایت می‌کند. نهایتا مولانا از طریق عشقش به شمس متحول می‌شود و همین عشق منشا الهامی برای نوشتن مثنوی می‌شود، اثری کلیدی از تصوف که تحلیل‌هایی قرآنی را در قالب شعر، داستان‌های روزمره، افسانه‌ها و معجزات بیان می‌کند. این آغاز طریقت تصوف مولوی بوده که از طریق شعر موسیقی و سما صورت می‌گرفته است.

شمس تبریزی در ابتدای کتاب تصویر مرگش را می‌بینید و می‌داند که می‌بایست کسی را پیدا کند تا بتواند دانشش را به او منتقل کند. به همین منظور از سمرقند به سوی بغداد سفر می‌کند، در آن جا از طریق یک صوفی با محقق مشهوری در آن زمان یعنی جلاالدین رومی آشنا می‌شود.

 شمس به قونیه سفر می‌کند، شهری که مولانا در آن ساکن است. داستان و جریان دوستی‌شان روایت می‌شود و این که چگونه مولانا دچار تحول می‌شود و مردم و خانوده مولانا از شمس متنفر می‌شوند. از طرفی هم اللا بسیار تحت تاثیر کتاب ملت عشق قرار گرفته و با نویسنده آن عزیز زاهارا از طریق ایمیل مکاتبه می‌کند. کم کم متوجه می‌شود که حاضر است تمام زندگی، فرزندان و همسرش را رها کند.

ملت عشق به طریقت تصوف نمایی تصویری می‌بخشد. پیوندی می‌شود میان جستجوی اللا برای یافتن عشق و جستجوی شمس و مولانا به دنبال رستگاری از طریق مودت و دوستی. روایت شمس و مولانا توسط شخصیت‌های مختلفی همچون همسر و پسران مولانا روایت می‌شود که یکی از آن‌ها قصد داشت شمس را به قتل برساند.

نه فرشته نه قدیس
کلیک کنید!

در رمان شاهد روایتی مهیج به صورت اول شخص از طریق ایمیل هستیم. روایتی از عرفان شمس که از طریق چهل قانون او در عشق بیان می‌شود. الیف شافاک بیشتر به تفسیری عوام گرایانه از تصوف می‌پردازد تا این که به تفسیری تخصصی بپردازد و مقدمه‌ای قابل درک و قوی از اندیشه‌های تصوف را ارائه دهد.

در روایت‌های این رمان با اینکه ملت عشق واقعا جذاب و گیرا است اما روایت اللا اندکی در روایت رمان ضعف ایجاد کرده است. نویسنده در روایت ملت عشق از زوایای دید مختلفی برای روایت استفاده کرده است، گاهی از زاویه دید شمس، گاهی یک گدا، گاهی روسپی و گاهی هم مولانا و یا حتی از خانواده‌اش او بهره برده است. به این ترتیب عشق مولانا به شمس و تنفر مردم شهر و خانواده مولانا نسبت به شمس به وضوح به تصویر می‌آید. اما روایت اللا این چندگانگی در زاویه دید را ندارد و تنها از زاویه دید اللا روایت می‌شود. شاید اگر روایت او هم از زاویه دید عزیز یا فرزندان اللا بود، خواننده می‌توانست داستان اللا را بسیار روشن‌تر درک کند.

ملت عشق یکی از کتاب‌های پرفروش بود که جزئیات قابل توجهی هم در آن می‌بینیم. هر فصل با حرف B شروع می‌شود. برای عارفان اهل تصوف رمز قرآن در سوره فاتحه نهفته است که ماهیت و ذات آن در واژه بسم الله الرحمن الرحیم (به نام خداوند بخشنده مهربان) است که اصل و جوهر آن در نقطه پایین اولین حرف عربی آن نهفته است، نقطه‌ای که کل جهان هستی را در بر می‌گیرد. شمس به چندین قرائت از قرآن و شافاک به دو ترجمه کاملا متضاد دوران معاصر از سوره نساء می‌پردازد، سوره‌ای از قرآن که محمد حبیب شاکر آن را به عنوان توجیهی از کنترل مرد بر زن تفسیر می‌کند، در حالی که احمد علی آن را به عنوان سوره‌ای وصف می‌کند که احترام و جایگاه زن را بالا می‌برد.

هر دوی دختران محجب حزب عدالت و توسعه  حزب اسلامی در حکومت ترکیه، و نتیجه سکولار رژیم‌های کمالیسم گذشته از طرفداران رمان‌های شافاک هستند. دیدگاه و نگاه گیرای او از مسیر تصوفی بی‌طرفانه و لطیف در اسلام که بنیادگرایی مذهبی را رد می‌کند، و برای همگان در دسترس است، از مست‌های قرون وسطی و روسپیان قرن ۲۱ رانندگان اسکاتلندی و زنان خانه‌دار آمریکایی، باعث شده این رمان ترکی به کتابی پرفروش تبدیل شود.

غروب پروانه
کلیک کنید!

با به چالش کشیدن بدیهیات اسلام بنیادگرایانه شرقی و یهودی-مسیحیان غربی، این رمان طریقت تصوف را به عنوان مسیری برای جستجو در روح پیشنهاد می‌دهد، مسیری که می‌تواند خلا موجود در قلب هر دو طرف را پر کند. شافاک نویسنده‌ای غیرقابل پیش بینی و اغلب جدال‌برانگیز است، اما آیا لازم است که همچنان همین مسیر را ادامه دهد. شکی نیست که می‌تواند از نظر وسعت کارهایش با پائلو کوئلیو رقابت کند. با پیام و حس خوب و متناسب با زمان که در رمان ملت عشق پیداست، این رمان واقعا شایسته دست یافتن به انتشاری در سطح جهانی است.

[ لینک: پیشنهاد رمان برای مطالعه ]

نقد کتاب ملت عشق

نقد کتاب ملت عشق که در این مطلب مطالعه کردید ترجمه‌ای از نقد Alev Adil در ایندیپندنت و همچنین نقد گاردین درباره این رمان بود که و توسط سایت نقد روز ترجمه شده است.

مشخصات کتاب

  • کتاب ملت عشق
  • نویسنده: الیف شافاک
  • مترجم: ارسلان فصیحی
  • انتشارات: ققنوس
  • تعداد صفحات: ۵۱۱
  • قیمت چاپ نوزدهم: ۳۳۰۰۰ تومان

نظر شما درباره نقد کتاب ملت عشق چیست؟ لطفا اگر شما هم این کتاب را خوانده‌اید، نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید. کامنت دوستانی که تحلیل شایسته‌ای از این کتاب ارائه کنند در متن مقاله با اسم خود آن‌ها قرار خواهد گرفت. همچنین برای کامنت گذاشتن نیازی به وارد کردن ایمیل و یا شماره موبایل نیست، صرفا با وارد کردن نام و نظر خود می‌توانید برای ما کامنت بنویسید.

» معرفی چند کتاب دیگر از نشر ققنوس:

  1. رمان سال بلوا اثر عباس معروفی
  2. کتاب روح گریان من
  3. کتاب رهبر عزیز
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 97
دوست نداشتم: 17
میانگین امتیازات: 5.71

کانال تلگرام کافه بوک

44 دیدگاه در “نقد کتاب ملت عشق

سلام
من اتفاقی داشتم شازده کوچولو رو میخوندم بنظرم یجوری ای اومد بعد دنبال یه کتاب عجیبتر گشتم دنیای صوفی رو پیداکردم داشتم اونو میخوندم یهویی این کتاب رو پیداکردم خیلی عجیبه .حس کردم یه شمس تبریزی داره منو نگاه میکنه .کتاب قشنگیه ولی کاش اللا هم مث عزیز میشد یا ازش یاد میگرفت ادامه داستان ماجرای اونا میشد.و اینکه کاش دلیل بی تفاوتی شمس به کیمیا معلوم میشد.اصن گل کویر چیشد براچی اومد اونجا؟

بعد از مدتهای بسیار زیادی که کتاب نخونده بودم در اوایل دهه چهل زندگیم با این کتاب شروع به کتابخوانی کردم دقیقا مثل الا که چهل سالش بود. برای من نکات خیلی مفیدی در بخش شمس و مولوی وجود داشت که واقعا تاثیرگذار بود اما به نظر شخصیم بخش الا و عزیز خیلی بچه گانه و کاملا در تضاد با بخش شمس و مولوی بود که شاید هدف نویسنده هم همین است که تضاد بین عشق معنوی و مادی رو نشون بده چیزی که مولوی و شمس گرفتارش بودن عشق معنوی و چیزی که الا دنبالش بود عشق مادی که داستان هیچ تاثیری بروی الا نداشت فقط این وسط عزیز در سن ۵۵ سالگی با این همه سختی در زندگی و عارف شدن چطور گرفتار هوس و عشق مادی شد درحالی که میدونست داره میمیره به نظرم نویسنده خودش دنبال یک عزیز در چاله های روحیش میگرده وگرنه نیاز نبود یک همچین نقطه ضعفی رو وارد داستان کنه

سلام من فقط چند صفحه اول کتاب راخواندم وپایانش رابراحتی حدس زدم، بقیه کتاب رانخواندم، فقط فصل اخررا خواندم که فهمیدم حدسم درست بوده، خوشحالم که وقتم رابرای خواندن این بی بندوباری واین عدم تعهد به خانواده، ازدست ندادم، من ازاین کتاب خوشم نمیاد

این درسته که هرکتابی جنبه مثبت ومنفی میتونه داشته باشه اما بدور از هرگونه تعصب میتوان گفت که پیام اینگونه کتب نابودی اخلاق درجوامع اسلامی (شرقی )است. بعبارتی بنام تصوف وعرفان میتوان با احساسات پاک یک دختر جوان بازی کرد وآنرا به انزوا ونابودی کشاند (کیمیا) از طرفی بنام عشق وباچند بار مکاتبه الا عاشق عزیز میشود وباپشت پازدن به تمامی اخلاقیات وصرفا پس از یک بار ملاقات حاضر به هرخیانتی میشود ودر نهایت نیز ظاهرا همین کار را میکند ومصیبت بار ترین جای کتاب چند سطر آخر کتاب میباشد جایی که الا می گوید :زندگی بدون عشق ارزش زیست ندارد از خودت نپرس باید درپی چه عشقی باشی معنوی، ّجسمانی ، الهی یابشری …. بعبارتی هرجا که راحتی، هرجور که خوشتر میگذرد این نیجه اخلاقی کتاب ملت عشق است . متاسفم برای این مملکت که چنین کتابی چگونه اجازه انتشار میگیرد.

قسمتی ک در مورد شمس و مولاناس خوبه بخصوص اونجاها ک کتاباشو توی اب میندازه گدایی میکنه و یا میره واسه خریدن شراب، بعضی وقتا لازمه خودمون رو جای یکی دگ بزاریم پایین تر از خودمون . اخه فک میکنیم اونا جدان از ما … . اما خب داستان الا خوب نبود درواقع خیانت بود بنظر من مشکل از خودش بود ی زن محتاط منظم با برنامه ک هیچ وقت از چارچوبش خارج نمیشه اونو تبدیل ب ی شخصیت غیرقابل انعطاف و خشک میکنه و خب شاید همسرش ازش خسته شه ، توی زندگی باید چیزای دیگه ای هم باشه و البته تنوع ، ک اون زن نداشت ، عزیز هم کارش درست نبود میتونست ب الا یاد بده شادبودن رو و عاشقانه زندگی کردن رو ، ن عوض کردن ادم زندگیش و شکوندن دل بچه هاش ،ضمن اینکه ازدواج شمس و کیمیا خیلی الکی بود و کیمیا تباه شد

به نظر من نقطه قوت کتاب قدرت داستان پردازی نویسنده است و نویسنده داستان زندگی مولانا رو که در دو صفحه خلاصه میشه، به این زیبایی به رمان تبدیل کرده.
در مورد کیمیا نویسنده بی تقصیره!اتفاقی هست که واقعا افتاده و شمس در بازگشت مجددش باکیمیا ازدواج میکنه.حالا چی بینشون میگذره خدا میدونه و این موضوع خللی در شخصیت شمس ایجاد نمیکنه و لطمه ای به اعتبار تصوف نمیزنه.
به علاوه جملاتی که از زبان شمس زده میشه توی زندگی امروز ما بیشتر از زمان مولانا تاثیر داره. مثلا جایی که میگه باید به حرف مردم بی اعتنا بود.
و نکته آخر چند راوی بودن داستانه که خیلی زیبا کشمکشهای درونی افراد و احساسات اونها رو نشون میده.
نکته منفی کتاب هم داستان اللا است که متاسفانه از تصوف بی بهره میمونه و معنی درست تصوف و عرفان رو درک نمیکنه.اینجوری دختر فراریا بزرگان تصوف میشن!!! شاید اللا ذهن نویسنده رو نسبت به تصوف نشون میده چون طبق قانون چهل و یکم شمس هرکسی نمیتونه صوفی باشه!

کتاب جذابیه و واقعا تاثیر گذاره ولی به نظر من این کتاب هدفی به جز آنچه که ظاهرا بیان میشه هم داره، یک نوع اندیشه ی التقاطی در آن هست؛ صحیح و غلط رو به هم آمیخته کرده و تصویری که از تصوف ارائه کرده تصویر کاملا صحیحی نیست

من از داستان الا خوشم نیومده ولی از شخصیت شمس خوشم اومده و خیلی چیزا ازش یاد گرفتم به جز ازدواجش با کیمیا….داستان از زبان آدمای متفاوتی گفته شده و این قشنگ بود

یک سوال در ذهن من ایجاد شده که شاید اذهان بسیاری را درگیر خود کرده باشد و نویسنده در این قسمت اصلا وضاحت نیاورده. چرا شمس با همه ی خوبی که داشت با کیمیا بد کرد اگر معتقد زندگی درویشی بود خوب اصلا تن به این ازدواج نمیداد و اگر هم به خاطر خشنودی مولانا تن به این ازدواج داده ایا این درست است که برای خشنود کردن یک شخص دل دیگری را بشکنیم و احساسات او را نادیده بگیریم اگر واقعا شمس این کار را با کیمیا کرده باشد شاید دلیلی برای توجیه آن داشته باشد که نویسنده به بحث درباره آن نپرداخته.

سلام اگه داستاناللا نبود بنظر من جذابتر بود داستان نادرست عشق مجازی رو همردیف تصوف آوردن برایم زیبا نبود خصوصا جواب کار نادرست خیانت همسر اللا با همان رفتار نادرستی ک خودش وعزیز که خودرا شمسی دیگر میداند اصلا پسندیده نیست
داستان مولانا وشمس جذابیتهایی دارد اما آیا شخصی همجو شمس که صوفی کامل است نفسش را فنا کرده است نمتواند برای ازدواجش تصمیم درست بگیرد ودختر نوجوانی را با بی تفاوتی کاملش به مرگ میکشاند

درکل کتاب خوبی بود خصوصا قوانین چهل گانه شمس

رمان فوق العاده ایی بود و نکات آموزنده زیادی داشت مخصوص در زمینه عشق و دوست داشتن الخصوص چهل قانون شمس، در مجموع رمان گیرایی بود ، و همزمان چند داستان را بهمراه داشت ، به نظر من حتما ارزش یکبار خوندن رو داشت برعکس بعضی از رمانها که خیلی براشون تبلیغ میشه و هیچ چیز گیرایی ندارند مثل رمان کشتن مرغ مقلد که هیچ نکته گیرایی نداشت برخلاف اینهمه تبلیغی که در موردش شده بود .

به نظر من هم این کتاب خیلی کتاب معمولی هست .نویسنده نقل داستان نکرده بلکه صرفا نظرات خودش را به ما تحمیل کرده و این درست نیست . به قول یکی از دوستان نباید نامی از مولانا و شمس میبرد چون ارزش تاریخی نداره و من این بخش وقایع تاریخی تحریف کرده اصلا دوست ندارم .

به نظر من کتاب سطحی با دست کاری های تاریخی و اسطوره سازی های ناموفق!!!
اللا: زنی که در حالی که هیچ مدرکی دال بر خیانت شوهرش نداره و با مردی میریزه روی هم و خیانت میکنه و داستان زندگیش هم عادیه
عزیز زاهار: فردی با گذشته تاریک که به خودش اجازه میده با زن یکی دیگه دوست بشه!
شمس تبریزی: فردی هنجار شکن که حرفهای درست رو به بد ترین شکل بیان میکنه، این فرد حتی به خلق انسانی و آرامش قلبی دست پیدا نکرده و فقط هر جا میرسه قاعده بلغور میکنه!
مولانا: فردی فاقد تحلیل اما دیندار که موجب میشه تابع شمس بشه
البته رمان یک سری جاذبه هایی داره که خوبم هستن اما اینکه یک صوفی فکر کنه حالا که عالم شده دیگه تعیین کننده اس میشه بدعت، کتاب آگاهی و استحمار دکتر شریعتی اینو خوب توضیح داده
در کل متاسفم که این کتاب وقتمو هدر داد
علت معروفیت این کتاب هم پیچیده نیست! مگه پر فروش ترین شامپو بهترین شامپوئه؟؟؟؟

کاملا با نظرتون موافقم.
کتابی با حکایتهای سطحی!واقعا موندم چطور عنوان بهترین رمان ترکیه را بهش دادن؟!!

این کناب توسط یک یهودی یا مسلمان معتقد به یهودیت نوشته شده و در لایه های زیرین داستان جذاب به تبلیغ افکار یهودیت پرداخته و دارای مضامین ضد ارزشی همچون خیانت ، خودکشی ، ارتباطات نامشروع ، روسپی گری و حتی طلاق های بی دلیل در سنین بالا و دنبال عشق های دنیوی و زودگذر بودن می باشد در نهایت در این کتاب اهداف پلیدی در مقابل کشورهای مسلمان واقعی برای از هم گسیختگی فرهنگی و خانوادگی نهفته هست که بیشتر در جوانان با تجربه کم تاثیر کذار میباشد … تعجب میکنم همچین کتابی در ایران مجوز چاپ و نشر گرفته هست

پایان تحجر را برای شما آرزومندم.

از ده نمره پنج میگیره به نظرم.مستند اززندگی این دو شخصیت عارف نیست،می تونست اسم شخصیت های داستان هرکسی باشه جز مولانا وشمس.حکایت زندگی اللا اونقد سطحی وبی پایه بوده که قابل درک نیست دقیقا مثل دخترای نوجوون عمل کرده،و از رو نوشته ها عاشق شده ورفته.فکر می کنم اگه تو سن ۱۸ سالگیم اینو میخوندم خیلی برام جذاب بود
اما گذشته از همه ی اینها بعضی از اون قوانین چهل گانه اش ،مرورش خوب بود.که البته خیلی هاشو میشه تو کتاب تعالیم دین های دیگه هم دید فقط مال اسلام وتصوف نیست.یه جورایی یاد کتابای پائلو کوئلیو افتادم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.