به‌نظرم کامو، بکت، نیچه و خیلی‌های دیگه (حتی خیام بعضی وقت‌ها)، بیشتر روی بعد اخلاقی پوچی متمرکز بودند، که چطوری می‌شه با این حقیقت کنار اومد، زندگی ارزش زیستن دارد یا خیر؟ در کالیگولا هم به‌نظرم کامو قصد داشته آثار زیان‌باری که نیهیلیسم می‌تونه داشته باشه رو بیان کنه، و همونطور که خودتون بالا ترجمه رو آوردین کامو توی سیزیف خودکشی فیزیکی و فلسفی رو رد می‌کنه و می‌شه با یک جمع بندی از آثارش گفت ابزوردیسم رو به‎جای نیهیلیسم پیشنهاد می‌کنه.