نیایش چرنوبیل

صدای رنج و محنت مردمی که جای زخمِ جنگ و ظلم و ستم و فجایع هولناک هنوز بر تنشان باقی مانده، در آثار «سوتلانا الکسیویچ» هویداست. این نویسنده‌ی مستند‌نویس و برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات در کتاب نیایش چرنوبیل قصه‌ی پر غصه‌ی مردمی را روایت می‌کند که در ۲۶ آوریل سال ۱۹۸۶ با انفجار نیروگاه اتمی چرنوبیل زندگی‌شان برای همیشه تباه شد. انفجاری که ابعاد هولناکش را نمی‌توان در قالب کلمات بیان کرد.

سوتلانا الکسیویچ با صدها نفر از مردم عادی، روستاییان، آتش‌نشان‌ها، نیروهای پاکسازی، سربازان، دانشمندان،مورخان و… مصاحبه می‌کند و اینگونه اثری خلق می‌شود تا تصاویر هولناک از زندگی حقیقی مردمی که تحت‌‌الشعاع این انفجار قرار گرفتند به جهانیان ارائه دهد.

نویسنده در مورد آثارش می‌گوید: «من جهان کتاب‌هایم را از هزار صدا و سرنوشت، و تکه‌هایی از وجود و هستی چیده‌ام. من هر کتاب را در مدت چهار تا هفت سال و با مصاحبه با بیش از هفتصد نفر می‌نویسم. تاریخ من برای ده نسل کافی است.»

سوتلانا در مورد این کتاب بیان می‌دارد: «این کتاب درباره خود چرنوبیل نیست بلکه درباره دنیای چرنوبیل است. درباره خود واقعه تا به‌حال هزاران صفحه نوشته‌اند و صدهزار متر فیلم گرفته‌اند. من مشغول چیزی هستم که در تاریخ از قلم افتاده، شرح حالِ زندگیِ مردمِ عادی.»

[ معرفی کتاب: رمان جنگ و صلح – ادبیات روسیه ]

کتاب نیایش چرنوبیل

نیایش چرنوبیل با عنوان فرعی «رویدادنامه‌ی آینده» از زبان روسی توسط الهام کامرانی به فارسی ترجمه شده و نشر چشمه آن را منتشر کرده است. در قسمتی از متن کتاب درباره این فاجعه آمده است:

۲۶ آوریل ۱۹۸۶، در ساعت یک و ۲۳ دقیقه و ۵۸ ثانیه یک رشته انفجار، راکتور و چهارمین بلوک تولید انرژی نیروگاه اتمی چرنوبیل را که در نزدیک مرز بلاروس بود از بین برد و فاجعه چرنوبیل بزرگترین اتفاق تکنولوژیکیِ قرن بیستم شد. این حادثه برای بلاروس کوچک با ۱۰ میلیون نفر جمعیت فاجعه‌ای ملی بود. در میان شاخص‌های انقراض جمعیت، رادیواکتیو مقام نخست را دارد. در استان‌های گومل و مگیلف(که بیش از همه از حادثه چرنوبیل لطمه دیدند) میزان مرگ و میر ۲۰ درصد از زادوولد پیشی گرفت.

مواد رادیواکتیو منتشر شده از این فاجعه، کُشت، سوزاند و نابود کرد، از آدم‌ها تا درختان و حیوانات. سنبلی از بی‌کفایتی حکومت شوروی، که تمام تلاشش نه نجات جان انسان‌های حادثه دیده، که جلوگیری از نشر اخبار به جهان بود تا رسوای عالم نشود. در همین رابطه در پشت جلد کتاب آمده است:

بسیاری از مورخان انفجار راکتور هسته‌ای چرنوبیل را از جمله دلایل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می‌دانند و نویسنده نشان می‌دهد که این انفجار مخوف، چگونه روح انسانی را ‌سوزاند و ناامید کرد. این کتاب شگفت‌آور یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های مستندنگاری است در دهه‌های گذشته، چنان مهم است که از مهمترین عوامل نوبل بردن نویسنده‌اش شد. کتابی که گره خورده با غم، مرگ، شادی، و البته تماشای تاریخی که انگار پوسته‌پوسته شده و در حال فرو ریختن است. یک شاهکار تأثیرگذار…

در سال ۲۰۰۶ «گورپاچوف» که در آن زمان حادثه، رهبر حزب کمونیست شوروی بود، اذعان داشت: «احتمالا فاجعه‌ی چرنوبیل دلیل اصلی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود.» بله شوروی رفت، اما زخم‌هایی که بجا گذاشت گویی از بین رفتنی نیست.

سربازها به روستا آمدند و مردم را تخلیه کردند. ما را فریفتند. وعده دادند بعد از سه روز بازمی‌گردیم اما هیچگاه باز نگشتیم همیشه این اتفاق را با جنگ مقایسه می‌کنند. اما جنگ، آن را می‌شود فهمید. پدرم از جنگ برایمان می‌گفت. اما اینجا! از روستایمان سه قبرستان باقی ماند: در یکی مردم خوابیده‌اند در دومی سگ‌ها و حیوانات تیرخوده‌ ما و سومی خانه‌هایمان، حتی خانه‌هایمان را هم دفن کردند. (کتاب نیایش چرنوبیل – صفحه ۲۱۴)

مینی سریال چرنوبیل به تازگی از شبکه HBO پخش شده است که به‌غایت تأثیرگذار و دیدنی‌ست و توانسته است توجه مردم جهان را به خود جلب کند. پیشنهاد می‌کنیم کتاب را بخوانید و سریالش را ببینید تا عمق این فاجعه آشنا شوید.

[ معرفی کتاب: جنگ چهره زنانه ندارد اثر سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ ]

نیایش چرنوبیل

جملاتی از کتاب نیایش چرنوبیل

در چرنوبیل انگار همه‌ی نشانه‌های جنگ را می‌دیدیم: کلی سرباز، تخلیه و ترک منازل. حرکت زندگی مختل شد. همه‌ی اطلاعات چرنوبیلی در روزنامه‌ها از واژه‌های نظامی بودند: اتم، انفجار، قهرمان‌ها… و این فهمِ این را که ما در مسیر تاریخ جدیدی قرار گرفته‌ایم سخت می‌کند… تاریخ فجایع شروع شده… اما انسان نمی‌خواهد درباره‌ی آن بیندیشد، هیچ‌گاه به آن فکر نکرده است، او پشت چیزی پنهان می‌شود که برایش آشناست. پشت گذشته. حتی یادبود قهرمانان چرنوبیل شبیه یادبود قهرمانان جنگ است… (کتاب نیایش چرنوبیل – صفحه ۴۵)

من می‌دیدم چه‌طور انسان قبل از چرنوبیل به انسان چرنوبیلی تبدیل شد. نه یک بار… این‌جا چیزی برای فکر کردن وجود دارد. من شنیدم که رفتار آتش‌نشان‌ها و نیروهای پاک‌سازی‌ای که در اولین شب آتش را در ایستگاه اتمی خاموش کرده بودند، شبیه خودکشی بوده… خودکشی دسته‌جمعی. نیروهای پاک‌سازی اغلب بدون لباس مخصوص کار می‌کردند، بدون چون و چرا به این‌جا فرستاده بودندشان، جایی که ربات‌ها «می‌مردند»، از آن‌ها واقعیت نفوذ مقدار بالای رادیواکتیو را مخفی کردند و آن‌ها به این کار تن دادند و بعدش حتی از دریافت تقدیرنامه‌ها و مدال‌های دولتی که قبل از مرگ به‌شان اعطا شد، مسرور می‌شدند… و البته فرصت نشد که خیلی‌هاشان به همین تقدیرنامه‌ها هم برسند… پس با وجود این آن‌ها کی هستند: قهرمان یا کسی که خودش را می‌کشد؟ قربانیانِ ایده‌ها و تربیت شوروی؟ معلوم نیست چرا با گذر زمان فراموش می‌شود که آن‌ها کشور خود را نجات دادند، اروپا را نجات دادند. فقط یک ثانیه با خودتان چشم‌انداز را تصور کنید، اگر سه راکتور دیگر منفجر شود… آن‌ها قهرمان‌اند. قهرمانِ تاریخی نو. آن‌ها را با قهرمانان نبرد استالینگراد یا جنگ واترلو مقایسه می‌کنند، اما آن‌ها چیز بیش‌تری را نجات دادند، بیش‌تر از سرزمین مادری، آن‌ها خود زندگی را نجات دادند. (کتاب نیایش چرنوبیل – صفحه ۴۶)

اولین سفر به منطقه: سطح رادیواکتیو در جنگل به نسبت زمین و جاده پنج شش برایر است. همه جا دُزش بالاست. تراکتورها کار می‌کنند… کشاورزان جالیزهایشان را شخم می‌زنند… در برخی روستاها، غده تیروئید بزرگسالان و کودکان را آزمایش کردیم: تشعشع رادیواکتیو، صد، دویست، سیصد بار بیشتر از حد مجاز بود. در گروهمان زن پرتوشناسی داشتیم که وقتی دیده بود بچه‌ها روی شن‌ها نشسته‌اند و بازی می‌کنند دچار حمله عصبی شد، محصولات غذایی را اندازه گرفتیم: این که غذا نیست، زباله‌ی رادیو‌اکتیوی‌ست. زن جوانی روی نیمکت کنار خانه می‌نشیند، کودکش را از سینه شیر می‌دهد… شیر پستان‌ها را آزمایش می‌کنیم: رادیواکتیو خالص. مریم مقدس چرنوبیلی… (کتاب نیایش چرنوبیل – صفحه ۲۳۶)

مشخصات کتاب

  • عنوان اصلی: نیایش چرنوبیل
  • عنوان فرعی: رویدادنامه‌ی آینده
  • نویسنده: سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ
  • ترجمه: الهام کامرانی
  • انتشارات: چشمه
  • تعداد صفحات: ۳۳۹
  • قیمت چاپ سوم: ۴۴۰۰۰ تومان

👤نویسنده مطلب: وریا نادری‌نژاد

نظر شما در مورد کتاب نیایش چرنوبیل چیست؟ لطفا اگر این کتاب را خوانده‌اید، حتما نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید.


» معرفی چند کتاب دیگر از نشر چشمه:

  1. رمان گور به گور
  2. رمان مغازه خودکشی
  3. رمان شاگرد قصاب
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 27
دوست نداشتم: 25
میانگین امتیازات: 1.08

تبلیغ سایت نشانک

8 دیدگاه در “نیایش چرنوبیل

من انتشارات کوله پشتی رو گرفتم خیلی خوب بود
کتاب درجه یکی هم بود پیشنهاد میکنم بخونید

ترجمه ی نشر چشمه رو من خریدم ولی از ترجمه اش راضی نیستم.خیلی گیج کننده و نا مانوسه. کسی همچین حسی داشته؟

من ترجمه کوله پشتی و خوندم راضی بودم

این کتاب توسط دیگر ناشران نیز چاپ گردیده است
انتشارات: مروارید
انتشارات: کتاب کوله پشتی

حتما قبل از دیدن مینی سریال چرنوبیل این کتاب رو مطالعه بکنید این کتاب خیلی دقیق تر و موشکافانه تر و از زاویه دید آدم های مختلف که ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با انفجار راکتور هسته ای چرنوبیل داشتن پرداخته .

با سلام و خسته نباشید، کسایی که کتابو مطالعه کردن بگن کدوم ترجمه رو خوندن و نظرشون درباره ی ترجمه چطور بود؟

من این کتاب رو به تازگی خوندم بعد از اینکه سریالش رو دیدم . سریال با روایت جذاب و تماشاگر پسند مخاطب رو همراه می بره اما کتاب که مجموعه مصاحبه های آزاد نویسنده (که متخصص تاریخ شفاهی نویسی هست در روسیه) با مردم و کارکنان شهر چرنوبیل هست روایت جذابی نداره خسته کننده هست ویژگی مثبت کتاب حجم بالای رنج و دلتنگی مردمی هست که سال ها بعد از اون حادثه هنوز هم دلبسته شهر و زادگاهشون بودن و حجم این رنچ ها به حدی بود که من بیشتر از چند صفحه نمی توسنتم جلو برم و قلبم به درد می اومد . اما پیشنهاد می کنم اون هایی که میخان از کتاب لذت بیشتری ببرن ابتدا کتاب رو مطالعه کنن بعد برن سراغ سریال .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.