هـ هـ ـحـ هـ

فروشگاه پاکت

کتاب هـ هـ ـحـ هـ با عنوان اصلی HHhH اولین رمان لوران بینه، نویسنده فرانسوی است که در سال ۲۰۱۰ منتشر و موفق به کسب جایزه رمان اول گنکور شد. کتابی متفاوت که در آن ماجرای عملیات آنتروپوید در جنگ جهانی دوم روایت می‌شود. عملیاتی که در آن یکی از بلندپایه‌ترین فرماندهان نازی، راینهارد هایدریش، کشته شد. بر روی جلد کتاب نیز هایدریش (تصویر بزرگ‌تر و رنگی شده) و هیملر را مشاهده می‌کنید.

هایدریش راینهارد یکی از تاریک‌ترین و مخوف‌ترین فرماندهان نازی بود که لقب‌های زیادی داشت. او به قصاب پراگ، درّنده بلود و مرد آهنین‌دل معروف بود و از معماران اصلی هولوکاست بود. او را دست راست هیملر (فرمانده نیروی اس‌اس) می‌دانند که در اجرای دستورات کوچک‌ترین تردیدی به دل راه نمی‌داد و به گفته نویسنده کتاب: «هیتلر و هیملر بدون او به‌سختی می‌توانستند گلیم خود را از آب بیرون بکشند.»

اما احتمالا در نگاه اول، بیشتر از هرچیزی عنوان کتاب توجه مخاطب را جلب می‌کند. عنوانی که با خلاقیت به فارسی ترجمه شده است. مترجم کتاب – احمد پرهیزی – که ترجمه خوب و روانی از کتاب ارائه داده است در مقدمه خود درباره عنوان کتاب اشاره می‌کند که HHhH مخفف عبارت آلمانی Himler’s Hirn heisst Heidrich است و همان‌طور که مشاهده می‌کنید فقط حرف سوم کوچک نوشته شده است. از این رو «معادل فارسی نیز چنان انتخاب شده که حرف سوم آن با حروف دیگر هم‌آوا و در عین حال متفاوت باشد و بر معنای اصلی مدنظر نویسنده نیز دلالت کند.»

در قسمتی از متن پشت جلد کتاب هـ هـ ـحـ هـ، نقل قولی از ماریو بارگاس یوسا – نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات – آمده است که می‌گوید:

این کتاب اثرگذار در خودآگاه ما باقی می‌ماند و با پرسش‌های دل‌آشوبش راحتمان نمی‌گذارد: انسانی چنین پلشت همچون راینهارد هایدریش چگونه به ظهور رسید؟ چگونه نظامی بنیان گذاشته شد که افرادی چون او بتوانند در آن رشد کنند، به بالاترین مقام‌ها برسند و به ارباب مطلق میلیون‌ها انسان بدل شوند؟ چه کنیم که چنین فضاحتی از نو تکرار نشود؟

[ » معرفی و نقد کتاب: رمان سال‌های سگی – اثر ماریو بارگاس یوسا ]

کتاب هـ هـ ـحـ هـ

همان‌طور که اشاره شد تمرکز اصلی کتاب هایدریش هوش و حواس هیملر بر روی عملیات آنتروپوید است. عملیاتی که در آن «یوزف گابچیک» و «یان کوبیش» اقدام به ترور راینهارد هایدریش کردند. اقدامی که لوران بینه از آن به عنوان «یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های مقاومت در تاریخ بشر» یاد می‌کند که «بی‌تردید والاترین دستاورد مبارزان راه مقاومت طی جنگ دوم جهانی به شمار می‌رود.»

کتاب هـ هـ ـحـ هـ با اینکه برنده جایزه رمان اول گنکور شده ولی به سختی می‌توان آن را رمان در نظر گرفت. کتاب بیشتر شبیه روایت نقادانه تاریخ همراه با مقدار کمی داستان‌پردازی است. روایت لوران بینه در کتاب بسیار شبیه داستان سرایی است اما همانطور که خودش بارها و بارها تاکید می‌کند این اتفاقات هیچ‌کدام داستان نیست بلکه تاریخ است. نویسنده با زیر و رو کردن همه اسناد و مدارک تلاش کرده است تا عملیات آنتروپوید را به شکلی دقیق، دوباره بازآفرینی و بازگو کند و به اعتقاد بسیارانی در این کار موفق شده است.

اما قبل از شرح عملیات ترور لازم است در ابتدا بدانیم چه اتفاقاتی رخ داد که این دو افسر اهل چک و اسلواکی تصمیم به ترور هایدریش گرفتند. بنابراین نویسنده کتاب در ابتدا شرح می‌دهد چگونه آلمان نازی به قدرت رسید و چه اتفاقاتی منجر به شروع جنگ جهانی دوم شد و سپس وارد زندگی هایدریش می‌شود که بر او چه گذشت و دقیقا چه اتفاقی افتاد که فرزند یک موسیقی‌دان محترم و برجسته که خودش هم به خوبی ویولون می‌نوازد به یکی از انسان‌های بی‌رحم تاریخ بدل شد.

هایدریش در ابتدا فرد مناسبی برای نازی‌ها تلقی نمی‌شد و فرمانده اس‌اس در به کار گرفتن او تردید داشت اما هیتلر با سخنانی قاطع باعث شد این «استعداد» به خدمت گرفته شود. هیتلر درباره سرنوشت هایدریش به هیملر می‌گوید:

این مرد بی‌نهایت مستعد و بی‌نهایت خطرناک است. احمقانه است که خود را از خدماتش محروم کنیم. حزب به چنین مردانی نیاز دارد و استعدادهای وی در آینده سخت به کارمان خواهد آمد. وانگهی، از آن‌جا که او را در حزب حفظ کرده‌ایم، تا ابد قدردانمان خواهد بود و کورکورانه از ما اطاعت خواهد کرد. (کتاب هـ هـ ـحـ هـ – صفحه ۵۰)

به استثنای بخش‌های کوچکی از کتاب، همه بخش‌های دیگر آن مستند است و نویسنده برای هر قسمت تحقیقات زیادی انجام داده است. اما چون اطلاعات بسیار کمی از گذشته گابچیک و کوبیش در دسترس است، این دو قهرمان در اواسط کتاب وارد داستان می‌شوند. قهرمانانی که نویسنده می‌کوشد چهره واقعی آنان را ترسیم کند نه صرفا یک چهره داستانی و خیالی. چرا که اقدامات این دو نفر (و البته همه افرادی که به نحوی در عملیات آنتروپوید شرکت داشتند) شایسته آن است که برای همیشه در خاطره‌ها باقی بماند.

کتاب هـ هـ ـحـ هـ تاکنون به بیش از ۲۰ زبان ترجمه شده و در سال ۲۰۱۷ با اقتباس از آن فیلمی هم به نام مرد آهنین‌دل ساخته شده است. همچنین فیلم دیگری به نام «آنتروپوید» درباره همین عملیات ساخته شده که دیدن آن خالی از لطف نیست. با این حال در درجه اول پیشنهاد ما مطالعه کتاب است. کتابی که اگر به موضوعات جنگ جهانی دوم علاقه دارید خواندن آن را به شدت پیشنهاد می‌کنیم.

[ » معرفی و نقد کتاب: کتاب آخرین شیطان – نشر ماهی ]

کتاب هـ هـ ـحـ هـ

درباره کتاب لوران بینه

با توجه به اینکه کتاب حاضر «رمان» نیست و یا به سختی می‌توان آن را رمان در نظر گرفت، شخصاً فکر نمی‌کردم تا این اندازه خواندنی باشد ولی روایت ساده و نثر بی‌تکلف نویسنده که تقریباً همه جنبه‌های مهم را در نظر گرفته شگفت‌انگیز بود. لوران بینه تمام تلاش خود را انجام داده تا تاریخ را به شکل دقیقی به تصویر بکشد و در این مسیر گاهی کارهای خودش را نیز نقد می‌کند.

بعد از عملیات ترور، نازی‌ها به معنای واقعی کلمه «وحشی» می‌شوند و دست به قتل عام می‌زنند و حتی چند روستا را از روی سرزمین محو می‌کنند. در اینجا نویسنده با یک شرمساری درست از آدم‌هایی می‌گوید که قربانی این وحشی‌گری شده و در دل تاریخ گُم شده‌اند. انسان‌هایی که اسمی از آن‌ها باقی نمانده و در گمنامی و تنهایی کشته شده‌اند. ولی نویسنده دوست دارد باور کند که این افراد «زنده‌اند، حتی اگر از آنان حرفی به میان نیاوریم.»

مردگان مرده‌اند و فرقی به حالشان ندارد که دیگران یادشان را بزرگ می‌دارند یا نه. اما این کار برای ما زندگان معنایی دارد. بزرگداشت خاطره‌ی آدم‌ها برای خودشان هیچ سودی ندارد، بلکه به کار کسانی می‌آید که از آن‌ها یاد می‌کنند. ما با بزرگداشت آنان خود را می‌سازیم و خود را تسکین می‌دهیم. (کتاب هـ هـ ـحـ هـ – صفحه ۲۰۶)

در انتهای کتاب مقاله‌ای از ماریو بارگاس یوسا ترجمه شده است که در قسمتی از آن یوسا می‌نویسد:

نثر پاکیزه و شفاف بینه از بیان خشونت پرهیز دارد و خواننده را افسون می‌کند، گویی همه‌ی آن خشونت‌ها در پس روایت او ناپدید می‌شوند. خواننده حس می‌کند به فضا و زمان وقوع رخدادها پای می‌گذارد، آرام و آهسته و با گام‌هایی لغزان به خلوت ملتهب جوانانی راه می‌یابد که به انتظار خودروی کروکی قربانی نشسته‌اند و همه‌چیز را به‌تجربه درمی‌یابد: اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ی لحظه‌ی آخر که کل نقشه‌ها را تغییر می‌دهد، اسلحه‌ای که گیر می‌کند، نارنجکی که فقط گوشه‌ای از خودرو را به هوا می‌فرستد و راننده‌ی ماشین که به دنبال ضارب می‌افتد. حتی کوچک‌ترین جزئیات نیز چنان قدرت مجاب‌کننده‌ای دارند که تا ابد در ذهن خواننده نقش می‌بندند.

ترور هایدریش گامی بلند و مهم در طول جنگ جهانی دوم بود. اقدامی که نشان داد نازی‌ها به راحتی نمی‌توانند جنبش مقاومت را ساکت کنند و حکومت رایش با تمام قدرتی که دارد، شکست ناپذیر نیست.

[ » معرفی و نقد کتاب: رمان سور بز – اثر ماریو بارگاس یوسا ]

جملاتی از کتاب هـ هـ ـحـ هـ

در اول مه ۱۹۲۵، هیتلر از میان نظامیان زبده گردانی بنا نهاد که ابتدا صرفاً قرار بود ضامن امنیت او باشد. این گروه محافظان از هواداران متعصب و ورزیده‌ای تشکیل شده بود که بنا بر معیارهای نژادیِ بی‌نهایت سختگیرانه‌ای گزینش می‌شدند. گردان آنان «اسکادارن حفاظت» نام داشت که همه آن را به نام اس‌اس می‌شناسیم. (کتاب هـ هـ ـحـ هـ – صفحه ۳۶)

پس از جنگ، تنها استدلالی که نازی‌ها برای توجیه جنایات خویش به زبان می‌آوردند اطاعت از فرمان مافوق به نام شرافت نظامی و التزام به سوگند بود. (کتاب هـ هـ ـحـ هـ – صفحه ۷۳)

در ۱۹۴۶، هنگام محاکمه‌ی نازی‌ها در دادگاه نورنبرگ، وکیل کشور چکسلواکیی از ویلهلم کایتل، فرمانده ستاد مشترک ارتش آلمان نازی، پرسید: «اگر قدرت‌های غربی از پراگ حمایت کرده بودند، آیا رایش باز هم در سال ۱۹۳۸ به چکسلواکی حمله می‌کرد؟» او چنین پاسخ داد: «خیر، به هیچ وجه. ما از نظر نظامی به قدر کافی قوی نبودیم.» (کتاب هـ هـ ـحـ هـ – صفحه ۹۳)

چه قهرمانان ازیادرفته‌ای در گورستان بی‌انتهای تاریخ خفته‌اند. (کتاب هـ هـ ـحـ هـ – صفحه ۲۰۶)

اعضای آینزاتس گروپن همیشه کار کشتار را به شیوه‌ای کم و بیش یکسان انجام می‌دادند: گودالی عظیم می‌کندند، صدها و گاه هزاران یهودی یا دشمن فرضی دیگر را از شهرها یا روستاهای اطراف گرد می‌آوردند، آن‌ها را بر لبه‌ی گودال به خط می‌کردند و همه‌شان را به رگبار مسلسل می‌بستند. گاه آنان را به زانو می‌نشاندند و گلوله‌ای در پس گردنشان شلیک می‌کردند. اما بیش‌تر وقت‌ها حتی به خود زحمت نمی‌دادند که ببینند آیا همه‌ی قربانیان مرده‌اند یا نه. بدین ترتیب، برخی از آنان زنده‌به‌گور می‌شدند. (کتاب هـ هـ ـحـ هـ – صفحه ۲۱۹)

هایدریش دیر کرده است. ساعت شلوغی خیابان به سر آمده است و حضور گابچیک و کوبیش در پیاده‌رو خیابان هولشوویتسه بیش از پیش به چشم می‌آید. در سال ۱۹۴۲، در هر نقطه اروپا، دو مرد تنها که مدتی دراز سر جایشان ایستاده باشند، به‌زودی سوءظن همگان را برمی‌انگیزند. (کتاب هـ هـ ـحـ هـ – صفحه ۲۸۷)

بمب منفجر می‌شود و شیشه‌ی پنجره‌های تراموای روبه‌رویی بی‌درنگ فرو می‌ریزد. مرسدس یک متر از زمین کنده می‌شود. خرده‌های حاصل از انفجار به چهره‌ی کوبیش می‌پاسند و او را به عقب پرت می‌کنند. ابری از دود فضا را پر می‌کند و صدای جیغ مسافران تراموای آسیب‌دیده به آسمان می‌رود. کُت اس‌اس از روی صندلی عقب مرسدس به هوا پرتاب می‌شود. شاهدانی که احساس خفگی گلویشان را می‌فشارد تا چند ثانیه بعد تنها این صحنه را می‌بیند: یونیفرمی سیاه‌رنگ که بر فراز ابری از غبار در آسمان شناور است. (کتاب هـ هـ ـحـ هـ – صفحه ۲۹۷)

هیتلر تصمیم گرفته است تمام قهر و غضب خود را بر سر لیدیتسه خالی کند و این روستا را به نماد خشم و انتقامجویی خویش بدل سازد. رایش از یافتن و تنبیه قاتلان هایدریش عاجز بود و سرخوردگی ناشی از این ناتوانی باعث شد جنون نازی از مرزهای پیشین خود نیز فراتر رود. بنا به فرمان پیشوا، لیدیتسه باید به معنای واقعی کلمه از روی نقشه محو شود. (کتاب هـ هـ ـحـ هـ – صفحه ۳۳۷)

مشخصات کتاب
  • عنوان: هـ هـ ـحـ هـ
  • نویسنده: لوران بینه
  • ترجمه: احمد پرهیزی
  • انتشارات: ماهی
  • تعداد صفحات: ۳۸۰
  • قیمت چاپ اول – تابستان ۱۳۹۹: ۶۵۰۰۰ تومان

نظر شما در مورد کتاب هـ هـ ـحـ هـ چیست؟ لطفا اگر این کتاب را خوانده‌اید حتما نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید. اگر این کتاب را نخوانده‌اید، آیا به مطالعه آن علاقه‌مند شدید؟

[ لینک: کانال تلگرام کافه بوک ]


» معرفی چند کتاب دیگر از نشر ماهی:

  1. کتاب سفر به دور اتاقم
  2. کتاب مرده‌ها جوان می‌مانند
  3. کتاب آمریکا