کتاب جزء از کل

نشانک

کتاب جزء از کل اولین رمان استیو تولتز است که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و به عنوان یکی از بزرگ ترین رمان های تاریخ استرالیا، در سطح جهان محبوبیت بسیار زیادی دارد. دومین اثر نویسنده، یعنی کتاب ریگ روان در سال ۲۰۱۵ منتشر شد.

استیو تولتز در مصاحبه ای در مورد خود و کتابش چنین می گوید:

آرزوی من نویسنده شدن نبود، ولی همیشه می‌نوشتم. زمان بچگی و نوجوانی شعر و داستان کوتاه می‌ نوشتم و رمان‌ هایی را آغاز می‌ کردم که بعد از دو و نیم فصل، علاقه‌ ام را برای به پایان رساندن‌ شان از دست می‌ دادم. بعد از دانشگاه دوباره به نوشتن رو آوردم. درآمدم خیلی کم بود و فقط می‌ خواستم با شرکت در مسابقات داستان‌ نویسی و فیلمنامه‌ نویسی پولی دست و پا کنم تا بتوانم زندگی‌ ام را بگذرانم که البته هیچ فایده‌ای نداشت. زمانی که دائم شغل عوض می‌کردم یا بهتر بگویم، از نردبان ترقی هر کدام از مشاغل پایین‌تر می‌ رفتم، برایم روشن شد هیچ کاری جز نویسندگی بلد نیستم. نوشتن یک رمان تنها قدم منطقی‌ ای بود که می‌ توانستم بردارم. فکر می‌کردم یک سال طول می‌کشد ولی پنج سال طول کشید. زمان نوشتن تحت تاثیر “کنوت هامسون”، “لویی فردینان سلین”، “جان فانته”، “وودی آلن”، “توماس برنارد” و “ریموند چندلر” بودم.

پیمان خاکسار که به زیبایی هرچه تمام تر کار ترجمه را انجام داده است در مقدمه کتاب آورده است:

جزء از کل کتابی است که هیچ وصفی، حتا حرف های نویسنده اش، نمی تواند حق مطلب را ادا کند.

استیو تولتز کتاب خود را طوفانی آغاز می کند و برخی از منتقدان بزرگ دنیا، آغاز کتاب کتاب جزء از کل را یکی از بهترین آغاز‌های دوران معاصر می‌دانند. جملات ابتدایی این پاراگراف:

هیچ وقت نمی‌ شنوید ورزشکاری در حادثه‌ ای فجیع، حس بویایی‌ اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان‌ ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده‌ مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش را. درس من؟ من آزادی‌ ام را از دست دادم و اسیر زندانی عجیب شدم که نیرنگ آمیزترین تنبیهش، سوای این که عادتم بدهد هیچ چیز در جیبم نداشته باشم و مثل سگی با من رفتار شود که معبدی مقدس را آلوده کرده، ملال بود.

کتاب جزء از کل

کتاب جزء از کل

کتاب جزء از کل در مورد مارتین و جسپر دین – پدر و پسر – است که هر کدام از یک زاویه خاص و متفاوت با عامه مردم به زندگی و اتفاقات آن نگاه می کنند. مارتین با باورهای خاص و گاه عجیب خودش سعی می کند پسرش، جسپر را به بهترین شکل ممکن تربیت کند و به همین خاطر داستان زندگی خودش را از همان دوران کودکی برای او تعریف می کند. داستانی که نشان می دهد زندگی او همیشه تحت تاثیر مارتین، برادر ناتنی اش قرار داشته است و…


داستان کتاب جزء از کل از زمان کودکى پدر تا زمان بزرگ شدن فرزند ادامه پیدا می کند و تمامی حوادث و اتفاقات شگفت انگیز زندگی آن ها همراه با یک طنز تلخ و یک تم فلسفی روایت می شود.


کتاب بعضی مواقع از زاویه دید مارتین و بعضی مواقع از زاویه دید چسپر بیان می شود که همین موضوع باعث جذاب تر شدن آن می شود. حوادث و اتفاقات موجود در کتاب بسیار زیاد هستند و هر کدام از آن ها جذابیت خاص خودش را دارد.

[ لینک: لیست محبوب‌ترین کتاب‌ها در طول تاریخ ]

کتاب جزء از کل و ریگ روان

درباره کتاب جزء از کل

نوشتن درمورد این کتاب کار آسانی نیست، باید حتما آن را خواند و از تک تک جملات آن لذت برد.

کتاب جزء از کل به راستی جزئی از یک کل را به رخ می کشد. در هر قسمت از کتاب اتفاقی در دل اتفاق دیگر وارد می شوند و خواننده نمی تواند به راحتی کتاب را کنار بگذارد و یا آن را پیش بینی کند. داستان و ماجراهای کتاب مدام اوج می گیرد و خواننده از هر صفحه آن بی نهایت لذت خواهد برد.

پیمان خاکسار در قسمت دیگری از مقدمه کوتاهی که نوشته است به زیبایی اشاره می کند که:

خواندن “جزء از کل” تجربه‌ ای غریب و منحصر به فرد است. در هر صفحه‌ اش جمله‌ ای وجود دارد که می‌ توانید آن را نقل قول کنید. کاوشی است ژرف در اعماق روح انسان و ماهیت تمدن. سفر در دنیایی است که نمونه‌ اش را کمتر دیده‌ اید. رمانی عمیق و پرماجرا و فلسفی که ماه‌ ها اسیرتان می‌ کند. به نظرم تمام تعاریفی که از کتاب شده نابسنده‌ اند.

مطمئنا هر کسی این رمان را خوانده باشد شگفت زده است از اینکه استیو تولتز چقدر استادانه و به زیبایی داستان را کش می دهد. نویسنده اتفاقات را صرفا برای اینکه به حجم کتاب خوب اضافه کند روایت نمی کند، بلکه از هر چیزی که نقل می کند می خواهد به نکته ای برسد و ای کاش این کتاب تعداد صفحات بیشتری داشت. هر آنچه که در کتاب جزء از کل اتفاق می افتد بی نظیر و فوق العاده است.

اگر به دنیال یک رمان بلند خوب هستید، قطعا این کتاب از جمله بهترین گزینه های ممکن خواهد بود. و باید اشاره کنم که یک بار خواندن این کتاب به هیچ وجه کافی نیست.

پیشنهاد می کنم حتما بعد از خواندن این اثر برجسته، کتاب ریگ روان را نیز مطالعه کنید.

کتاب جزء از کل از استیو تولتز

قسمت هایی از متن کتاب جزء از کل

متنفرم از این که هیچ کس نمی تواند بدون این که یک ستاره از دشمنش بسازد قصه ی زندگی اش را بازگو کند.

آدم های زشت هم می دانند زیبایی چیست، حتی اگر آن را ندیده باشند.

مردم میگن شخصیت هر آدمی تغییرناپذیره ولی اغلب این نقابه که بدون تغییر باقی می‌ مونه و نه شخصیت، و در زیر این نقاب غیرقابل تغییر موجودی هست که دیوانه‌ وار در حال تکامله و به شکل غیرقابل کنترلی ماهیتش تغییر می‌ کنه. ببین چی بهت میگم، راسخ‌ ترین آدمی که می‌ شناسی به احتمال قوی با تو کاملا بیگانه‌ ست و همین‌ طور ازش بال و شاخه و چشم سوم رشد می‌ کنه. ممکنه ده سال توی اتاق اداره کنارش بشینی و تمام این جوانه زدن‌ ها بغل گوشت اتفاق بیفته و روحت هم خبردار نشه. هرکسی که ادعا می‌ کنه یکی از دوستانش در طول سال‌ها هیچ تغییری نکرده فرق نقاب و چهره‌ ی واقعی رو نمی‌فهمه.

اگر کودکی‌ ام یک چیز به من آموخت، آن چیز این است که تفاوت‌ های بین ثروتمندان و فقرا اهمیتی ندارند، این شکاف بین سالم و بیمار است که رخنه‌ ناپذیر است.

نمی‌ توانستم راهی پیدا کنم که موجود ویژه‌ ای در جهان باشم، ولی می‌ توانستم راهی متعالی برای پنهان شدن پیدا کنم و برای همین نقاب‌ های مختلف را امتحان کردم: خجالتی، دوست‌ داشتنی، متفکر، خوش‌ بین، شاداب، شکننده – این‌ ها نقاب‌ های ساده‌ ای بودند که تنها بر یک ویژگی دلالت داشتند. باقی اوقات نقاب‌ های پیچیده‌ تری به صورت می‌ زدم، محزون و شاداب، آسیب‌ پذیر ولی شاد، مغرور اما افسرده. این‌ ها را به این خاطر که توان زیادی ازم می‌ بردند در نهایت رها کردم. از من بشنو: نقاب‌ های پیچیده زنده‌ زنده تو را می‌ خورند.

چیزى که نمى فهمیدم این بود که مردم تفکر نمى کنن، تکرار مى کنن. تحلیل نمى کنن، نشخوار مى کنن. هضم نمى کنن، کپى مى کنن. اون وقت ها یه ذره مى فهمیدم که بر خلاف حرف بقیه، انتخاب بین امکاناتِ در دسترس فرق داره با اینکه خودت براى خودت تفکر کنى. تنها راه درست فکر کردن براى خودت اینه که امکانات جدید خلق کنى، امکان هایى که وجود خارجى ندارن.

ناگهان به این نتیجه رسیدم آدم‌ های رمانتیک قد خر شعور ندارند. هیچ چیز جالب و خوبی در عشق یک‌ طرفه وجود ندارد. به نظرم کثافت است، کثافت مطلق. عشق به کسی که پاسخ احساساتت را نمی‌ دهد ممکن است در کتاب‌ ها هیجان‌ انگیز باشد ولی در واقعیت به شکل غیرقابل تحملی خسته‌ کننده است.

همه دوست دارند موقع ساخته شدن تاریخ روی صندلی ردیف اول نشسته باشند. اگر پای بلیتی به مقصد دالاس سال ۱۹۶۳ در کار باشد، چه کسی حاضر است فرصت تماشای منفجر شدن پسِ کله‌ ی کندی را از دست بدهد؟ یا خراب شدن دیوار برلین را؟ آدم‌ هایی که آن جا حاضر بوده‌ اند جوری حرف می‌ زنند انگار مغز جی.اف.کی پاشیده روی پیراهن‌ شان یا خودشان شخصا این‌ قدر سقلمه زده‌ اند که دیوار برلین فروریخته. کسی نمی‌ خواهد چیزی را از دست بدهد، مثل این که همزمان با زمین‌ لرزه‌ای جزئی عطسه‌ ات بگیرد و بعد تعجب کنی از این که چرا همه دارند داد و فریاد می‌ کنند.

مشکل من این است که نمی‌ توانم خودم را در یک جمله خلاصه کنم. تمام چیزی که می‌ دانم این است که چه کسی نیستم. همچنین متوجه شده‌ ام که بین بیشتر مردم توافقی ضمنی وجود دارد تا خود را با محیط پیرامون‌ شان هماهنگ کنند. من همیشه این نیاز را حس کرده‌ ام که علیه محیطم طغیان کنم. برای همین است که وقتی سینما می‌ روم و پرده تاریک می‌شود با تمام وجود دلم می‌ خواهد یک کتاب باز کنم و بخوانم. خوشبختانه همیشه یک چراغ‌ قوه‌ ی جیبی همراهم هست.

مشخصات کتاب

  • کتاب جزء از کل
  • نویسنده: استیو تولتز
  • ترجمه: پیمان خاکسار
  • انتشارات: چشمه
  • تعداد صفحات: ۶۵۶
  • قیمت چاپ یازدهم: ۴۸۰۰۰ تومان

نظر شما در مورد کتاب جزء از کل چیست؟ لطفا نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

کانال تلگرام کافه بوک

معرفی چند رمان خارجی دیگر:

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

نقد و بررسی کتاب

قلم نویسنده

9

ترجمه

9

تاثیرگذاری و جذابیت کتاب

8

مشخصات ظاهری و قیمت

6

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 1685
دوست نداشتم: 356
میانگین امتیازات: 4.73

سایت نشانک

157 دیدگاه در “کتاب جزء از کل

کتاب فوق العاده ای بود .حتما بخونید
اولش یکم پیچیدس
ولی به خوندش میارزه

*اسپویل

سلام کتاب عالی بود
من دراین چندروز مطالعه بااین کتاب زندگی کردن زنده بودن تری دین منو شوکه کرد البته اوایل داستان احتمال دادم این مغز متفکر تو سلول زندان نمیمیره ولی داستان طوری پیش رفت که به مرگش پی بردم من عاشق تمام شخصیت های داستانم واقعا دوری از آدما لازمه چون قرار نیست کسی کمکت کنه و همیشه همراهت باشن تنهایی زندگی کردن عالیه اما درصورتی که عشقی وجود نداشته باشه داستان خوب به عشق اول اشاره کرد پول براشون زیاد اهمیتی نداشت مهم زندگی کردن در لحضه بودمن که شخصیت مردم گریز بودنه ولی اگه درکنارشون باشم حمایتشون میکنم دوسشون دارم مارتین شخصیت مورد علاقم فقط اینکه که هیچ آینده ای دست خودمون نیست تو این داستان عالی نشان داده شد .ممنونم

به نظر من باید اسم کتاب میبود کل از جز
آدرس های طولانی در امتداد کوچه های بن بست
نویسنده سعی نکرده معنی تمام کمال دیدگاه های خودش را به خواننده خوب و رسا منتقل کند نقل سلسله وار و تو در تو مطالب نشان از سر درگمی خودش می‌دهد
آخر کتاب سعی شده بهتر مفهومی باشد ولی در نهایت اون کتابی نیست که ازش زیاد بشود تقدیر کرد

بنظرم به جز یک چهارم پایانی کتاب بقیه خیلی خسته کننده و کند پر از پریشان گوییهای و پوچی آدمای افسرده و بی هدف و خودپسنده،
آخرهای کتاب حالت داستان پیدا می کنه و یکم سرعت میگیره
خلاصه بنظر من میشد خیلی خلاصه تر نوشته میشد و اونقدری هم که می گن فوق العاده نیست

من کتابهای زیادی خواندم من را عصبی میکنه بارها شده میخواستم رها کنم ولی عادت دارم کتاب را تا آخر بخوانم .شخصیت ها همه افسرده وبیمارند.

Age ketabi bazam mese in has lotfan bhm moarefi konid

تمام کتابهای پیشنهادی کافه بوک رو تهیه کردم و در حال خوندن هستم، درمورد جز از کل با ترجمه آقای خاکسار واقعا عالی و لذت بخش. ممنون از کافه بوک که سلیقه اش با من یکیه

سلام دوستان
من تازه کتاب رو گرفتم و حقیقتش قبلش راجع به کتاب تحقیق نکردم و فقط تعریفش رو توی چند جا دیده بودم
ولی از اون جایی که برای ذهنم ارزش قائلم و دوست دارم خوراک خوب بهش بدم ازتون میخوام بهم کمک کنید و منو راهنمایی کنید که آیا بعد از خوندن این کتاب احساستون خوب بود و حس خوبی به زندگی پیدا کردین؟(یعنی امیدوارتر شدین،شادتر شدین و…)یا نه احساس تون بد شده بود؟(نا امیدتر ،ناراحت تر ،احساس تنهایی بیشتر،فقدان و…)
بعنوان مثال وقتی من کتاب ملت عشق رو خوندم در عین حال که کتاب جذاب و زیبا بود و من رو به خودش میکشید از جملاتش هم لذت بردم و دیدم رو به زندگی قشنگ تر کرد و حس خوبی رو در من ایجاد میکرد آیا این کتاب هم به همون شکل هستش یا خیر؟!

سپاس از راهنمایی های قشنگتون

سلام ،
من دوسه شبه شروع کردم ب خوندن کتاب جز از کل ..
تا صد صفحه اول داشت حالم ب هم میخورد از اون همه یاس و ناامیدی و انرژی منفی مارتین .همش داره میناله یا بد میاره ادم دپرس میشه ،تا جایی ک وارد یه کم هیجانات شد و نمیذاره کتاب رو زمین بذاری،البته نا گفته نماند ک پراز جمله هایی هست ک ب شدت ب فکر وادارت میکنه و لذت میبری ازشون.تازه میخام فصل دو رو شروع کنم !گفتم بیام ببینم نظرات بقیه چی بوده…..
من دارم ترجمه زهره قلی پور و انتشارات اتیسارو میخونم ک کلی غلط املایی داره و کفر ادم درمیاد ازین همه اشتباه.
این قضیه برمیگرده به مترجم یا انتشارات؟کسی میتونه راهنمایی کنه ؟

پیشنهاد می‌کنیم این کتاب رو با ترجمه و انتشاراتی که معرفی کردیم مطالعه کنید.

کتاب ملت عشق با این کتاب قابل قیاس نیست.دو مقواه ی جدا و اینکه این کتاب یه سروگردن بالاتر از ملت عشقه

*اسپویل

کدام یک از ما فکر میکنیم گلوله ای کاموا به چنگ گربه ی زندگی نیستیم؟ یا فکر میکنید بخشی از چیزی عظیم تر نیستیم؟! صفحه ۶۲۳ داستان پس از مرگ مارتین حرف های زیادی برای گفتن داره.! کتاب حرف های زیادی برا گفتن داره فقط باید همونطوری که هست هضم کنی. داشتن نگاهی ایدءولوژیک صرف به کتاب بی انصافی است. از نظر ادبی و نوع نوشتار و جمله بندی و ارتباط بخشهای مختلف به هم اثر بی نظیری است. بنده که به شخصه از خوندن کتاب استفاده بردم.

کتاب رو الان تموم کردم پایان غیرقابل پیش بینیای داشت. اما به نظرم کتاب جذابی نبود. خیلی داستانش آشفته بود عصبی و افسرده می‌شدم. شاید مناسب خوانش در همچین وضعیتی که ما داریم و ناامید و دلزده از همه چیز هستیم نباشیم. توصیه به خونوندنش نمی‌کنم.

یک کتاب همه پسند نیست ولی من به شخصه یکی از شاهکار ها میدونمش,,,

بله مواقم ،من الان تمومش کردم از تجسم صحنه های منفی جرم و جنایت احساس می کنم در طول خواندن کتاب افسرده شدم و روحم خسته شده، ولی درست در آخر کتاب نتیجه های خوبی گرفتهو جملات تامل براگیز زیادی داشت و باز هم زیاد خوشم نیامد،می گن کتاب غذای روح هست، غذای خوشمزهای به خورد روحم ندادم.

ما که نفهمیدیم خوبه یا بد

من تازه این کتابو تموم کردم شاهکار نبود… ولی بد هم نبود خوب بود
داستان بعضی جاها ریتم یکنواخت و خسته کننده پیدا می کرد ولی بعضی جاها هیجان انگیز میشه و غیرقابل پیش بینی
فقط به کسایی پیشنهاد میکنم که کتاب زیاد خوندن و تحمل کتاب خوانیشون بالاست
کتاب های زیادی هستن که رتبشون ازین کتاب بالاتره

مثل؟؟؟

من زیاد کتاب نمیخونم ولی این کتاب فوق العادس جوری دهنتو در گیر میکنه که نمیتونی کتابو زمین بذاری بره کسایی که دهن بسته ای دارن به درد نمیخوره باید ذهنتو باز کنی و سعی کنی نظرات بقیه رو هضم کنی بره اکثر ایرانی ها که هر چی به خورد ذهنمون دادن و ما هم قبول کردیم مناسب نیست متاسفانه واقعا من تعجب کردم از این همه نظرمنفی این کتاب هر خطش یه مفهوم خاص داره و واقعا به نظرم شاهکاره هرچند همه حرفاشو نمیشه قبول کرد پلی ادمتیی هستن که این ذهنیتارو دارن

حیف وقتی که پای خوندان تراوشات یک ذهن دیوانه صرف شد. چقدر می توانستم شاهکارهای ادبی دیگه ای رو بخونم. قصه های عبدلی رو می خوندم بهتر بود.چهارتا جمله از فروید و فروم و افلاطون و … داخلشه که باعث میشه بعضی ها ژست روشنفکری بگیرند و بگن عجب کتابی.

من هنوز کتاب رو نخوندم اما یک نظر توی نگاه اول به ذهنم رسید:
خیییییییلی جلدش زشته
با دیدن این کتاب یاد یکی از دوستام افتادم که کتاب هارو از روی جلد زیبا شون و نام کتاب انتخاب می کرد .
نمی دونم کتاب خوبیه یا نه اما با این تمجیدها فکر کنم حیفه همچین کتابی یه جلد به این زشتی داشته باشه.
ممنون

من خیلی از نوع نوشتن و شیوه بیان داستان خوشم اومد گاهی یه صفحه رو چندبار میخوندم که توی ذهنم بمونه اون حرفش و نکتش…ازاینکه ذهنمو به چالش میکشید و مدام روی تک تک وقایعش منو به فکر وادار میکرد لذت میبردم
در کل کتاب فوق العادیه

‌ Do not judge a book by its cover
این یک ضرب المثل معروفه
من این کتاب و نخوندم ولی از رو ظاهر قضاوت نکن

من این کتابو یکی از دوستام بهم امانت داد ک بخونم و واقعا ازش ممنونم ک مجبورم کرد این کتابو بخونم. فوق العاده ترین رمانی هست ک تاحالا اون رو خوندم. حتی یک لحظه هم نتونستم کنار بزارمش هر خط و هر صفحه ک جلو میرفتی اشتیاقت برای بیشتر خوندن اون بیشتر میشد.به شدت خوندن اونو به علاقه مندان کتاب پیشنهاد میکنم. جز از کل بهترین رمانیه ک خوندمش

من تنها چیزی که میتونم درباره ی این کتاب بگم عجیب بودن و زیباییشه . این کتاب تنها کتابی بود که من نمیتونستم برای افرادی که کتاب رو نخوندن ی خلاصه ای ازش بگم چون در هر لحظه یک اتفاق بسیار مهم رخ میداد . حتی کتاب ریگ روان هم به این اندازه من رو شگفت زده نکرد . این کتاب هم داستان های فلسفی داره هم طنزه و هم گاهی هیجانی میشه و گاهی هم غمگین و شاید بشه گفت ی کمدی سیاهه
ما با خیلی از بخش های این کتاب خندمون میگیره اما اگه خیلی عمیق فکر کنیم همون موضوعات خنده دار بیشتر گریه دار به حساب میان
در کل خوندن این کتاب رو به همه توصیه میکنم ♡

سلام زمانیکه به آخرای “جزء از کل” نزدیک میشدم این بیت حافظ برام تداعی میشد که:
از خمِ ابروی تو ام هیچ گشایشی نشد
وه که دراین خیال کج عمر عزیز شد تلف!
اگر واقعا این رمان از پرفروشترین ها بوده پس باید بپذیریم که جهان به سرعت بسمت اضمحلال هنر و ادبیات فاخر پیش میرود!
تشویش، پوچ گرایی، بی اعتقادی، افسردگی وعادی جلوه دادن عمل زشت ِخودکشی در این رمان موج میزند و اگر نبود همان ۱۵ تا جمله قصار این رمان قطور باید آنرا نامزد بی هویت ترین کتاب میکردیم!
از آنجایی که محورکتاب حول خانواده ای یهودیست، به این حجم تبلیغ برای این کتاب بسیار مشکوکم! محتوا به هیچ عنوان لایق این همه تمجید نیست؛ نویسنده با زیرکی هولوکاست را مطرح میکند و آوارگی و بدبختی را بکرات به چشم خواننده می آورد که اگر خواننده این کتاب جایی شنید که یهود ناگزیرست که کشوری مستقل داشته باشد خواننده حتمابه او حق بدهد! واین یعنی ارزش دارد که هر چه در توان دارد برای این کتاب تبلیغ کند!
رمانی که افسرده دلان را افسرده تر، شکاکان را بی اعتقادتر و مشوشان را مضطربتر میکند
وبراستی که بجز چن جمله قصار زیبا ( که تنها حسن این رمان است) سراسر اتلاف وقت است و بی حاصلی…

از رویا بیا بیرون….زندگی اون چیزی نیست که تو دوست داری….زندگی همونی هست که هست….بیشتر این چیزایی که شما میگی رویا و خیالبافیه….کتاب هایی که شما خوندی مطمئن هستم کتاب های سراسر دروغی هست که میگن دنیا و آدم ها باید اینجوری باشه،اما جز از کل میگه دنیا و آدم ها اینجورین….واقعیت رو عریان بهت نشون میده….اینکه تو از دیدن واقعیت ناراحت شدی یعنی دقیقا کتاب جای درستی رو هدف گرفته….از خواب بیدار شو….فقط راحت بگم بهت زندگی اونی که تو فکر میکنی قطعا نیست…..

نقدی که نوشتید جز تراوشات ذهنی مسلمون ها و توهم توطئه ای که نسبت به یهودیا دارن چیز بیشتری نبود

دقیقا. انقدر پشیمانم از صرف وقت برای خواندن چنین آش شله قلم کاری. قاطی کردن جملاتی از فیلسوفان و روانکاوان به نظرم تنها شاخصی هست که بعضی ها براش دست می زنند و هورا می کشند.

یکی از بهترین کتاب های زندگیمه

یکی از عجیب ترین و دوست داشتنی ترین کتاب هایی بود که خوندم . بعد از هر داستان که اتفاق می افتاد فکر می کردم دیگه چیزی برای گفتن نداره ولی با هنرمندی تمام داستان ادامه پیدا می کرد . توی هر صفحه اش گوشه ای از زندگی ادمایی رو نشون میده دارن کنار هم با سختی و احساساتی که قدرت بیانش رو ندارن زندگی می کنن .
به شدت توصیه میشه

اولش خیلی فوق العاده شروع شد و احساس کردم وااای چه کتاب محشریه و چه تخیل قوی و خارق العاده ای ، بعد کم کم وارد یک دنیای سیاه میشی هنوز تموم نشده جملات بحث بر انگیز و ماندگاری داره ، جای تامل هست گاهی مکث میکنم و یکم فکر میکنم تا متوجه صحبت نویسنده میشم ، از خوندنش لذت میبرم اما جزو رمان های مورد علاقه من نیست.

این کتاب واقعا بی نظیر ترین کتابی بود که بعد از «دِمیان» اثر هرمان هسه خوندم. فصل دوم این کتاب که طولانی ترین فصل هم بود بیشترین جذابیت رو برای من داشت…فصلی که کودکی مارتین رو روایت می کرد…این داستان تلخ و جذاب و بسیار شیرین بود!
پیشنهاد من اینه که حتما بعد از این کتاب ریگ روان رو هم مطالعه کنید

خیلی کتاب خوبه از اون کتاب ها نیست که بخوان یه فرد رو یک قهرمان بی عیب و نقص جلوه بده و یکی دیگه رو سیاهی تمام حتی با اینکه تری قهرمان بود اما در اخر تبدیل به یه مرد گامبو شد که اصلا با تصورات ما راجع به قهرمان ها جور در نمیاد
جامعه هم گل و بلبل شرح نداده و اتفاقا از نظر هر دو راوی جامعه جای کثیفی بوده که البته اینطور ولی اوایلش من به خاطر این تدبیرش خوشم نیومد چون داشت عقایدمو عوض می کرد ولی بعد همه چی خوب شد.
فقط کاش کاااش اخرش مارو تو کنجکاوی قرار نمیداد کاش سفر به اروپاشم می گفت البته من یه راهی برای فهمیدن پیدا می کنم. دلم می خواست اون موقع جیغ بچشم چند بار د چندین بار خوندمش اما نمی تونم حتی حدس بزنم اون نقاشی کیه

قضاوت راجب این کتاب کار سختیه خصوصا اگه به صورت سطحی کتابو صرفا برای پر کردن وقت خونده باشی
کتابیه که صرفا یه کمدی سیاه و فلسفی به نظر میاد .
حس همذات پنداری که با جسپر داشتم منو به خوندن ادامه داستان می کشوند شخصیت هر فرد داستان یه شکل خاص داشت.
اگه میخواید افکار فلسفی راجب دنیا براتون شکل بگیره این کتابو حتما بخونین .

رمانی جذاب با دیدی فوق العاده از جانب نویسنده ی چیره دست(استیو تولتز).به نظرم نشر چنین کتابی به عنوان اولین اثر از یک نویسنده به عنوان یک انقلاب چاپ باید یاد شود

شاهکاره شاهکار تا به حال ۵ بار خوندمش حتما پیشنهاد میکنم لذت خوندن چنین کتابی رو از دست ندید

بهترین کتابی هست که تو ده سال اخیر خوندم تا بحال ۵ بار خوندمش به معنای واقعی کلمه شاهکاره

سلام
من کتاب صوتی کل از جز رو با صدای آقای بهرام ابراهیمی گوش دادم و واقعا لذت بردم
با تری و مارتین و جسپر به راحتی ارتباط گرفتم
و اونها رو درک میکردم
قبل از شروع به خوندن فکر شم نمی کردم اینطوری جذبم کنه.

سلام
من کتاب صوتی کل از جز رو با صدای آقای بهرام ابراهیمی گوش دادم و واقعا لذت بردم
با تری و مارتین و جسپر به راحتی ارتباط گرفتم
و اونها رو درک میکردم
قبل از شروع به خوندن فکر شم نمکردم اینطوری جذبم کنه.

من یک سوم کتاب را خواندم . جمله های فلسفی جالب است . داستان بطور افراطی تیره است . روابط دو برادر ، مدرسه ، شهر ، …. همه بطور افراطی تیره و درام است . میتوانست داستان واقعیتر باشد

من هنوز کتاب رو تموم نکردم ولی از شخصیت مارتین دین متنفر شدم خیلی ترسو و گوشه گیر هستش .تمام بلاهایی که سر تری دین اومد زیر سره این بود .تری عاشق برادرش بود خودشو بیشتر وقتا فدای اون کرد .مارتین بویی از احساس و انسانیت نبرده

بسیار کتاب جالبی بود برای من.

من کتاب رو خوندم به نظرم رمانی است آشفته که انسان رو آشفته تر میکند من بعد از تمام کردن کتاب احساس عجیب و متضادی داشتم احساس عصبانیت… یک چیزی رو از کل کتاب کشیدم بیرون و اون مرگ این سه نسل بعلاوه جسپر که برای اون هم زنجیره مرگ رو ردیف کرده . اولین مرگ بر خاک دومین مرگ بر آتش سومین مرگ بر آب و چهارمی بر روی هوا خواهد بود و یک مرگ مصنوعی از این خانواده که مثل ققنوسی از خاکستر آتش بر م خیزد و زنده است .

به تازگی شروع کردم.همیشه وقتی یک کتابی شروع میکنم به خوندن سه چهار روزه تمومش میکنم ولی نمیدونم چرا این کتاب جذبم نمیکنه

من همین الان این کتابو تموم کردم باید بگم کتاب جذابیه. از اون کتاباست که خسته ات نمیکنه چون همش با اتفاقای جدید‌هیجان زده ت میکنه. ولی اخرش نفهمیدم اون نقاشی که مادر چسپیر و خودش کشیدن تصویر‌ چه کسی بود؟ کاش از سفرش هم مینوشت

از این کتاب هر چی بگم کم گفتم، از جمله کتاباییه که نمیدونی آخرش چی میشه، هر‌صفحه با یه داستان جدید شگفت زده ت میکنه.
من هنوز این کتابو تموم نکردم ولی معتاد شدم بهش

کتاب عالی
نویسنده بی نظیر
مترجم جذاب

شاید این کتاب مسیر زندگی منو عوض کنه
شاید شاید شاید

قطعا شما متوجه نمیشید من دارم چی میگم چون شما از دید من کتاب رو مطالعه نکردید
یه حس عجیبی یه نفرتی که خودم از پیرامونم داشتم رو از دید یه نویسنده خارجی تونستم پیدا کنم و همین امر باعث شده که من برای جلو گیری از این نفرت سعی به تغییر شیوه ی زندگیم بدم

شیوه ایی جدید برای خودم

این کتاب فوق العاده است من یکبار خوندمش و میخوام دوباره بخونمش
خیلی باهاش ارتباط برقرار کردم

من که باهاش زندگییی کردم…اوایل کتاب مث مارتین تودار شده بودم و عصبی ولی بعدش نتایج خوبی گرفتم….اینکه تو لحظه باشیم و لذت ببریم و خودمون حال خودمونو خوب کنیم

مه فشاند نور و سگ عو عو کند
هر کسی بر طینت خود می تند

با درود
کتاب سهل و ممتنع ای بود.

عالی عالی عالی.همین یه ساعت پیش تمومش کردم.واقعا حال کردم.چند جا قشنگ توی داستانا جا خوردم مخصوصا اونجا که فرار میکنن میرن تایلند.توی این سایت با کتابهای ملت عشق و شور زندگی و جز از کل اشنا شدم که واقعا عالی بودن.ممنون از سایت عالیتون

سلام، اولش فکر کردم زیاده ۶٠٠ صفحه، اما بعد خوندش صفحه آخر رو جورى ورق زدم که خواهش میکنم تموم نشو، من تمام لیست پیشنهادى کافه بوک رو در دست خوندن دارم، ممنون که انقدر خوبید. ترجمه کتاب هم به طرز حیرت آورى عالى بود ممنون از آقاى خاکسار

استیو تولتز یه نابغست، یه ادم تکرارنشدنی. فقط میتونم بگم که کتابی مثله این رو هیچ جای این کهکشان نمیتونید پیدا کنید. ادم با شخصیتهاش زندگی میکنه. هزاربار شد که وسط خوندن به این فکر افتادم که نکنه ذاستان واقعیه، شخصیت های رمان واقعا نفس میکشیدن. این کتاب با مغز ادم بازی میکنه. به نظرم کتابیه که هرکسی باید توی زندگیش بخونه.

واقعا در هر اظهار نظری باید جوانب انصاف رعایت بشه. ترجمه کتاب که خیلی خیلی عالیه. به نظرم ترجمه بهتری نمیتونه وجود داشته باشه. اولین بار از دوستم کتاب را گرفتم و خوندم. امروز خودم کتاب را خریدم که یک بار دیگه بخونم و لذت بیشتری ببرم. مطمئن هستم که تا آخر عمرم چند بار دیگر هم سراغ این کتاب بی نظیر خواهم رفت. به شخصه از آقای پیمان خاکسار خیلی خیلی ممنونم.

اولین کتابی که زیر جملاتش خط کشیدم . عالی بود.

دوستان لطفا مترجم هم بنویسید
کدوم نویسنده بهتره؟
کسی ترجمه زهرا یعقوبیان رو خونده؟

من ترجمه زهرایعقوبیان رو خوندم.به نظرم ترجمه روانی نبود خیلی نتونستم با جملات کتاب ارتباط برقرار کنم.خیلی ترجمه تحت الفظی بود.

کتابی است قدرتمند و تاثیر گذار،بخش اعظم کتاب به صورت غیر مستقیم راه های گذر از ترسهایی ساختگی درونی که در عمق ناخوداگاه انسان نهفته هستند را نشان میدهد که میتوان با گذر از این ترسها وارد قلمروی آزادی که در ژرفای وجود قرار دارد،وارد شد و جهان را همانگونه که هست دید و از آن لذت برد.
ارزشش را داشت که وقتم را برای خواندنش گذاشتم.

ترجمه ای رو که شما فرمودید نخوندم اما ترجمه ی آقای پیمان خاکسار بینهایت حرفه ای، دلچسب و خوشخوانه.

سلام ، بله من هم تازه شروع کردم زیاد متوجه نشدم گیج کنندس ،

با سلام،
اصلا رمان جالبی نبود به عقیده من تعریف و تمجیدی که برای این رمان ارائه گردیده تبلیغاته

فضای کلی کتاب به خاطر نزدیکی اش به واقعیت های زندگی امروزی ، قابل درک و کمی تلخ بود . بعضی از قسمت های کتاب را مجبور شدم دو بار بخوانم . با این حال از اینکه بعد از چند بار تردید در خواندن متن ۶۵۶صفحه ای کتاب ، ان را خوانده ام ، راضی هستم و به کسانی که از خواندن کتاب های کلیشه ای گذر کرده اند ، پیشنهاد می کنم با کمی صبوری ، این کتاب را مطالعه کنند.

یه چیز واضحی که تو کتاب صد بار تکرار شد جامعه گریزی و نفرتی هست که دارن. یه فازی مث گوش کردن رپ بهم دست میده راستش بعضی از ایهاما و نوشته ها رو تو تکسای فدایی و بقیه رپرا دیدم فلسفه نزدیکی به هم دارن و فلسه اسم کتاب که باز نشون میده جامعه پشیزی واسش اهمیتی نداری چون دنبال جزییاته تا زندگی و کلیات. جامعه هم یه مجموعه کلیه.در کل کتاب خیلی خوبیه مغز رو حال میاره

ببخشید
اصلا نفهمیدم چی گفتید

من خوندم مفهوم اصلی کتاب رو نگرفتم که چی میخاد بگه شاید هرکس بتونه یجور تعبیر کنه با این وجود بد نبود ولی چیزی نبود که انتظار داشتم

سلام متشکرم از شما دوستان کافه بوکی
من هم این کتاب حجیم و پرماجراروخوندم. چیزی که در این کتاب زیاد هست اتفافات زیاد و عجیب و غریبه. دقیقا اخر تمام ماجراها اون چیزی میشه که فکر میکنی بهش ولی نمیخوای اتفاق بیفته. هرچند صفحه یه اتفاق جدید وشوکه کننده. صراحت کلام و بی پروایی نویسنده آدم را به هیجان میاره . اما توصیفاتش کمه. هرچند این از ارزش کتاب کم نمیکنه. تخیل نویسنده هم جای تحسین داره.
در کل باید خوندش.

خیلی عالی بود بنظرم.همه ی بعدهای روحی آدمو به چالش میکشه .شاید بعضی جاها تاثیرات منفی هم میتونه بزاره ولی من کتابی مورد پسندمه که تاثیرش رو بزاره رو آدم هر چند منفی .

مرسی کافه بوک همیشه بهترینی

اصلا خوشم نیومد نمیدونم چرا منو نگرفت انگاری یه جای کار ایراد داشت

چقدر حرفهای جالبی زده انگار با تو زندگی میکنه! و در تو هر روز جاری انگار برای خودت این اتفاقات افتاده. این خلاصه اولی که قرار دادید!!بدجور منو مجاب کرد این کتاب بخونم. به خصوص شروعی که برای این کتاب نوشته حرفی برای گفتن نگذاشته جز اینکه بخونمش . احساس میکنم در دوره ای که کتاب نمیخوندم نصف عمرم به فنا بود!!!!! کافه بوک از این حرکتی که شروع کردی هرگز!! ناامید نشو !! بهترین هدیه رو به من دادی »کتاب«

ازت ممنونم

بسیار بسیار عالی هست این کتاب . خوندش حتما پیشنهاد میشه .

کتاب کم نخوندم همه جوره متفاوت و حتی تلخ ولی این کتاب جذبم نکرد نه دلنشین بود نه چیزی بهم اضافه کرد بعضی جاها دید متفاوت و فلسفی داشت ولی کلا داستان دوست نداشتم نتونستم ارتباط برقرار کنم.

خیلی عالیه کتاب من فعلا تا نصفش خوندم ولی مشتاقم هر چه سریعتر ادامه بدم تمومش کنم مهشره به نظره من

خیلی عالیه کتاب من فعلا تا نصفش خوندم ولی مشتاقم هر چه سریعتر ادامه بدم تمومش کنم مهشره به نظره من

کتاب جوریه که بعد از خوندنش هر کتابی رو که بدست میگیری راضیت نمی کنه. در واقع سطح توقع رو بالا میبره. متشکرم از کافه بوک

این کتاب تا یه مدت روی روحیه آدم تاثیر منفی میذاره . درسته جملات قصار زیادی توش داره ولی وقتی توی شخصیت های داستان غرق میشی یکم روی روحیه ادم تاثیر منفی میذاره.

سلام من از کودکی عادت و علاقه به مطالعه دارم . کتاب بهترین نویسندگان و مترجمین روً تا کنون خوانده ام اما این بدترین کتابی بود که تا به سن ۴٢ سالگی خود دیدم و با کمال افتخار کتاب روً به جای کتابخانه داخل سطل اشغال انداختم .

کتاب بسیار جذابی هست.پر از سورپرایز و پر ماجرا وپر کشش وجملات عمیق

یکی از زیباترین کتابهایی که در زندگیم خواندم.فقط میتوانم بگویم در نوع خود بی نظیر و خاص.

از “جز” و”کل” کتاب تعریف شد که انصافا استحقاقش را دارد.اما کج تابی در ترجمه ،اندیشه ی متفکر را گاه دچار کج تابی کرده است.در باره ی زبان چاره ای نیست.عفت عمومی،سنت های زبانی.اما اگر در ترجمه ی تفکر نویسنده دچار کج تابی شویم،جز و کل “تفکر” در نتیجه ی سنت های فکری زیر سوال میرود.آنجا که سعی می کنیم ناگزیر text و context را با هم آشتی دهیم .نمونه ای برایتان می آورم.صفحه ی۵۴۹. “خطاها و ناتوانایی ها در انسان به اوج رسیدن.”
زبان اصلی. “All the errors and incompetencies of the Creator reach their climax in man.”
پر واضح است که مترجم گرامی برای جریحه دار نکردن سنت های فکری مبادرت به مخدوش کردن معنا و تفکر آشکار این جمله کرده است که خود نقض غرض ماهیت چنین کتابی ست.”حافظ “خودمان نیز گفته است: پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پیر خطاپوشش باد.

چقدر از شما ممنونم، من تازه شروع به خواندن نسخه ی زبان اصلی کردم با نکته ی ضریفی که فرمودین چشم و ذهن بازتر ادامه میدم و خوشحالم که نویسنده هایی مثل توتلز داریم و او باید خوشحال باشه بخاطر مخاطبایی مثل شما

من از اندیشه های خرق عادت استقبال می کنم.فکر می کنی کسی هستی.ایدئولوژی ارزشمندی برای خودت ترتیب دادی.نشخوار گر اندیشه های عرفی جامعه ات هستی.اون وقت کسی می آد از این ساختمان رفیع” لگو” فقط یک تکه می کشه بیرون.فقط یک تکه.اما شیطنت آمیز و جسورانه.از طبقات میانی کاخ لگوی رفیعمان.آوار آنچه ساخته ایم.حالا خار خار شک در جانت می افته.من و مای چه بسا پوشالی.

عالی بود عالی
از تک تک جمله های کتاب لذت بردم

به هیچ عنوان لذت نبردم از این کتاب. گزافه گویی یک چیزه و حرفی برای گفتن یه چیز دیگه . توی این کتاب شاهد گزافه گویی های غیرلازمی هستیم که نویسنده فقط برای کش دادن مطلب و اضافه شدن صفحات رمان ازش استفاده کرده . جز چندتا جمله قصاری که نویسنده گفته و همه جا هم به عنوان هایلایت ازش استفاده میشه هیچ مطلب جالب دیگه ای نداره. واقعا درک نمیکنم این همه سیاه نمایی و تعریف و تمجید االکی برای چیه. منم تحت تاثیر همین جوها کتابو خریدم اما واقعا انقدر با خوندنش کلافه شدم که همش دوست داشتم زود تموم شه و دیگه ادامه ندمش. خیلی خسته کننده بود . به نظرم تا کتابهایی مثل ملت عشق، کیمیاگر ،قلعه حیوانات، ۱۹۸۴ و… هست وقت گذاری برای این کتاب اشتباه محضه. من که خیلی پشیمون شدم از زمانی که صرفش کردم تا یه مدت همش عذاب وجدان اون ساعاتی رو داشتم که صرف این کتاب کردم.

انتقاد تندت من باب کتاب قابل احترامِ دوست عزیز … ولی در نظر داشته باش ادم ها با توجه به دنیای خودشون کتابی رو نیش میکشن و با تک به تک سلولاشون ارتباط برقرار می کنند. در نتیجه کتابی که شما در مثالاتون به کار بردین مثل ملت عشق بر عکس برای من به معنای واقعی یک داستان تخیلی و وقت گذرونی بود در صورتی که شما با کیمیاگر همراه دونستین … از حرفام فقط خواستم یک نکته رو به شما متذکر شم “هیچچچ وقتتتت یک کتابُ نکوبونین !! هرچقدر مورد علاقه یا مورد انزجار شما بود ، یک کتاب دنیایی دار که اون دنیا شاید فقط بتونه دنیای یک نفر و فقط یک نفر رو تغیر بده و رسالت نویسنده رو به جا بیار ” همه ی کتاب ها قابل احترامن …لطفا در دنیای کتاب خوان ها این نکته ی ادبی را مراعات و ملاحظه کنین و از هرگونه نقد تند و صریح دوری کنین …. با جمله ی (این کتاب مورد پسند من نبود ) حرفتون بزنین و لا غیر ….

شما یه مقدار زمان هم صرف کن معنی سیاه نمایی رو درش دقیق شو

هنوز نخوندمش …تازه خریدمش و همش نگاش میکنم و مشتاقم ک شروعش کنم…چون امسال برای ارشد کنکور دارم دوست ندارم تند تند یا با حواس پراکنده بخونمش…منتظر ی فرصت و وقت ازادم..چون معمولا عمیق میخونم میدونم ک خوندم این کتاب باتوجه ب تعریفایی ک ازش شنیدم زمان زیادی میبره….

کتاب خیلی خوبیه، تازه تمومش کردم…هر حای کتاب رو یا هایلایت کردم یا بالاشو تا کوچیک زدم …جاهای مهم و پر معنیشو…توصیه میکنم به خوندنش…..
یک سوالی که در مورد هر کتابی برام پیش میاد اینه که، این داستانها بر اساس واقعیات هست یا ساخته ذهن نویسنده؟؟؟؟ مثل داستان “خانم” (مسعود بهنود)! اگر واقعیت هستند چرا اسم نویسنده اصلی قید نمیشه؟ مثلا تو همین کتاب که زندگی نامه جسپر بود و خودش نوشته بود؟؟؟

بهترین کتابی که تا به حال خواندم .حقیقتا سطر به سطر این کتاب هیجان انگیزه.

بهترین کتابی که تا به الان خوندم. حقیقتا از هر صفحه نوت برداری داشتم. پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش. نگاه به حجم کتاب نکنید واقعا از اون دسته کتاب هاس که رغبت ایجاد میکنه برا ادامه ی خوندن.

حقیقتا جز بهترین کتابهایی بود که تابحال مطالعه کردم…آرزو میکنم این کتابو هر چی زودتر به مناسبت جشن تولد کسیکه در مطالعه سراسر کتاب تو ذهنم بود هدیه کنم…
و سپاس ویژه از سایت فوق العاده تون بخاطر پیشنهاد این اثر
همچنان با شما همراهیم 🙂

هنوز این کتاب رو نخوندم ولی برای خوندنش بسیار مشتاقم…کافه بوک فوق العادست… تقریبا همه کتاب هایی که میخونم رو از اینجا انتخاب میکنم…پرقدرت ادامه بدید با ارزوی موفقیت… سپاس

ممنونم از انرژی مثبت شما – خوشحالیم که در انتخاب کتاب به شما کمک می کنیم

نظرات رو که میخونم حس میکنم خیلی بی سوادم واقعا این رمان برای من مطلب جذابی نداشت با توجه به تعریف هایی که شنیده بودم فکر میکردم بی نظیر باشه اما خیلی معمولی بود اصلا درکش نکردم

این رمانو خیلی وقته دارم…اما رمانی نبود ک بشه اگ ی صفحشو خوندی بقیشو بذاری برا بعد …برا همین۱۰۰صفحشو ک خوندم دیدم وقت ندارم ادامه بدم اخرای بهمن ماه بود کتاب بهم هدیه شد…اما اللن دوشبه نشستم و همشو خوندم😊
با نوشته ها از دید مارتین سردرد میگرفتم…با حالت تهوع اش حالت تهوع…با جنونش جنون…نمیدونم ی حالت سردرگم….با نوشته های جسپر…اروم بودم و گاهی ب طنزای فرای طنزش لبخند عمیق
پر بود از تمام حسایی ک شاید ی روزی منم تجربه کردم و پر از انتقاد از خطاهایی ک ادمایی زیادی حتی خودم مرتکبش شده بودم…نمیدونم چی بگم دربارش فقد همین ک کتاب باید باشه همیشه کنارت ک بری و بهش مراجعه کنی دوباره و دوباره..

سلام من ریگ روان رو دارم میخونم جالبه .
خیلیا تو نظرات گفته بودن ریگ روان ضعیف تره نسبت به جز از کل . من کتاب فروشى که رفتم ریگ روان رو داشت وقتى اومدم نظراتو دیدم که گفته بودن اول ریگ روان رو بخونید بهتره خوشحال شدم الان صد صفحشو خوندم
. الان قسمتایى از جز از کل رو که گذاشته بودین خوندم خیلى بهتر به نظرم اومد . ممنون از مطالبتون موفق باشید

این کتاب قطعا در تاپ فایو کتاب هایی که خوندم قرار میگیره.
بی نظیر بود. از هر صفحه لذت بردم و هیچ جاش خسته م نکرد!

به زور تمومش کردم هیچ خوب نبود انگار همش چرت و پرت بود باز اوایلش بهتر بود. من زیاد کتاب میخونم همه نوعی ولی هیچ نمیتونستم با این کتاب ارتباط برقرار کنم تو داستان جملات تاثیر گذاری بود ولی در کل از نظرم نه.
واقعا سلیقه ها فرق میکنه

رمانی عالــــے فلسفی و هیجانے…….خیلی دوسش دارم و پیشنهاد میکنم که حتما مطالعه کنین

یه کتاب جذاب و پرکشش.به معنی واقعی فوق العاده .مخصوصا قسمت های فلسفی ش

دراماتیک ترین چیزی بود که تا به حال خوندم.بسیار چالش برانگیزه فکر میکنم حتی برای کسانی که تازه شروع به خواندن رمان کردند هم بسیار پیشنهاد خوبیه، شدیدا انتظار کتاب های بعدی استیو تولتز رو میکشم

کتاب جز از کل به لحاظ ساختار یک کاخ هنر ی و صور خیال است که هر کسی که ذره ای نویسندگی یا خدای نویسندگی باشد باید این کتاب را بخواند . در مورد محتوی باید بگم که ابعاد گوناگون دارد درونمایه ی فلسفه ، روانشناسی با رویکرد های گوناگون از جمله روان_ تحلیلی ، شناختی ، زیستی ، محیطی و … . و از طرفی عرفان وحدت وجودی از نام و عنوان تا پایانش موج می زند . فقط باید خواند ۵۰ بار باید خواند.

یکی از بهترین هایی بود که خوندم واقعا فوق العاده بود

البته سلیقه ها متفاوته به نظرم علایق فلسفی مورد نظر نویسنده در قالب داستانی جذاب و تاثیر گذار ریخته نشده بود. داستان فوق العاده خسته کننده و زیاد به حاشیه رفته بود و نمیتونستی باهاش ارتباط برقرار کنی بجز شاید ۱۰۰صفحه اول کتاب.به نوعی هیجانی ماجراجویی و آخرشم پوچی. در کل از نظرم کتاب خوب و عالی نیست معمولی حتی شاید پایینتر

به نظرتون کتاب جز از کل بهتره یا ملت عشق؟
کدومش رو اول بخونم بهتره؟

من هر دو کتابو خوندم ملت عشق آخراش زیاد جالب نبود ولی جزء از کل معرکه بود،، البته بازم سلیقه ها متفاوته ممکنه شما برعکس من فکر کنید، جزء از کل توقعتو میبره بالا بنظرم اول ملت عشق رو بخون بعد جزء از کل

من ملت عشق رو خیلی دوست داشتم،و به نظرم از لحاظ گستردگی ، میتونه طیف مخاطبین زیادی رو در بر بگیره، در مورد جز از کل ، من نتونستم زیاد باهاش ارتباط برقرار کنم.

حدود ۹۰ درصد آرا به بی نظیر بودن کتاب صحه گذاشته ، حتماً می خوانمش . ممنون از نظرات

کتابش خیلی فوق العاده بود و با این که ریگ روان قشنگه ولی پیشنهاد میکنم اگه میخواین هردو کابو بخونین اول ریگ روانو بخونین بعد جز از کل چون برعکسش میخوره تو ذوقتون

فقط در یک کلمه میتونم بگم ، ” عاااااالی” بود… حتما حتما بخونیدش…

سلام.یکی از بهترین رمانی فلسفی بود که میشد خوند.واقعا گیرا بود و دلت نمیخواست یه لحظه کتاب رو کنار بذاری.عجیب واقعی و ملموس بود و با هر کلمه و سطر و صفحش میشد زندگی کرد.واقعا باعث میشد یکم به خودت و دنیای اطرافت فکر کنی .عجیب عجیب دوسش داشتم و واقعا پیشنهادش میکنم.عالی بود.زندگی کردم باهاش📚

به خوبی این کتاب تا به حال برای من فقط طاعون آلبر کامو بوده خیلی کتابه خوبیه پر از حقیقتهایی که قلبمان را به درد وا می دارند برای اولین بار کتابی را دیدم که حتی فراتر از نویسنده اش هم باشد کتابی قطور که آرزو داری تمام نشود

حاوی اسپویل*
.
.
.
سلام
کتاب عاااالی بود
فقط یه سوال : رمان توی یک زندان از زبان جسپر شروع میشه و توی فرودگاه تموم.
این زندان شروع رمان همون بازداشتی‌ها که وقتی جسپر قاچاقی وارد استرالیا شد ؟!
چون جسپرزندان دیگه ای نرفت…

بله به نظرم همینطوره چون داستان رو هم از همون زندان شروع کرده بود به نوشتن، از همون موقعی که بازداشت شده بوده و بعدش در جهت تکمیلش قدم بر میداره

واقعا عالی بوووود. پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش.

کلا توی هر بخش ی اتفاق فوق العاده خاص به هیجان میکشوندت ، بهترین رمان هستش که خوندم

من با تک تک کلمات کتاب پا به پای مارتین پیر شدم همسرم رو از دست دادم مجنون شدم و در نهایت باهاش مردم
این حجم از واقعیت دنیا قلب آدم رو به درد میاره مسیر داستان آدم رو خسته نمیکنه ولی تو رو کلافه میکنه

من هرچه میخوانم چیزی نمی گیرم شاید. به. این. خاطر ه. که هنوز اوایل کتاب هستم.

همیشه دوست داشتم کتابی بنویسم که مثل ابیات حافظ هر بیتش واسه خودش یک مفهوم مستقل و در عین حال مرتبط با کل مجموعه داشته باشه. جز از کل اولین کتابیه که می بینم به این سبک رسیده. البته ایده آلش اینه که نویسنده بتونه جوری روایت کنه که مفاهیم فلسفی از میان اتفاقات و حوادث تداعی بشن و نه با مستقیم گویی، مثل کتاب بیگانه آلبر کامو که بعد از سالها هنوز ذهنم درگیرشه ولی کتاب طاعونش با اینکه پر از نظریات فلسفی بود بعد از خواندن فراموشم شد.

یکی از بهترین کتاب‌هایی که تا به حال خوندم. واقعا عالی بود این کتاب. پیشنهاد می‌کنم همه این کتاب رو بخونن

ممنون از پیمان عزیز بابت شاهکارش درترجمه ومعرفی کردن شاهکاری شگرف درادبیات

کتاب که میگن یعنی این… واقعا کتابش خوبه… من که لذت بردم از خوندن این کتاب

کتابی با ترجمه روان و شیوا و با متنی خواندن و نو. احساس تنهایی انسان در دنیا پس از خوانندن آن و قلقلک دادن افکار فلسفی خواننده…

هر صفحه این کتاب یک چیز جدید برای آموختن داشت، بعضی جاها احساس میکردم داره مغزمو فشار میده، مفاهیم فلسفی رو با نگاه طنز به خوردت میده، قشنگ ترین نقدی که ازش خوندم این بود که «انگار ولتر و ونه گات با هم این کتاب رو نوشتن» حیف حیف که تموم شد کاش به جای ۶۵۴ صفحه ۶۵۴۰ صفحه بود، یکی از بهترین کتابهایی که تو زندگیم خوندم

این کتاب بی نظیره بی نظیر
واقعا حس نمی کنی ۷۰۰ صفحه خوندی! من که وقتی تموم شد کتاب واقعا چند روز دپرس بودم انگار تنها شدم یه هو
واقعا اینو تو خودم می بینم که یه بار دیگه بخونمش! بس که غرق کننده بود داستانش
اگر اهل کتاب هستین، حیفه که نخونین این اثر هنری رو! و اگر اهل ادبیات و نکته سنج هستید کلی حرفای عجیب از جمله هاش تو ذهنتون می مونه که هر چند وقت یه بار میاد جلو چشم آدم حرف و اتفاقاش

از جمله کتابایی که وقتی میخونیش نمیخوای تموم شه و وقتی تموم میشه با حسرت نگاهش میکنی که چرا تموم شدی 🙁

نمیشه اسم این متن رو گذاشت «بررسی»، به نظرم بیشتر گزیده‌های کتاب بود. ولی ممنون از معرفی، به نظرم کتابیه که هر فرد کتابخونی باید لذتش رو مزه مزه کنه

حق با شماست.
هدف ما هم بیشتر معرفی یک کتاب، در حدی است که مخاطب بتونه تصمیم بگیره کتاب رو مطالعه کنه.
اگر هم گزیده کتاب رو منتشر می کنیم به این خاطر است که مخاطب با نوع متن و ترجمه آشنا بشه.

نمیدونم تا حالا روغن کرچک خوردید یا نه از خوندن این کتاب این حس بهم دست میده خیلی خیلی منفی ،بعد از خوندن این کتاب حتما باید کتابای داروین یالون رو بخونیم

واقعا عالیه!کتابی که وقتی میخونیش آرزو میکنی هیچ وقت تموم نشه

سلام، خیلی ممنون از وبسایت خوبتون…
میخواستم این کتاب رو به شخصی هدیه کنم اما مطمئن نبودم و با خوندن این مطلب مطمئن شدم.
ممنونم.

امشب تموم شد و کتابی که باید هزاران بار بخونیش، نگارشش و تفسیرش معرکه بود ، واقعا شاهکاری بود به تمام کتابهای که خوندم
ممنونم از کتاب فروشی که بهم این کتاب رو پیشنهاد دادد

من درحال خوندن این کتاب هستم و تقریبا اخراش.اماانقدر هر صفحه ایش شگفت زده میکنه خواننده رو ک واقعا تا تمامش نکنی نمیتونی نظر بدی چی میخواد بگه.فوقالعاده هست فقط برای خوندنش حسابی باید تمرکز کنی

سلام
بسیار بسیار بسیار وب‌سایت خوبی دارید. خیلی قشنگ دارین تولید محتوای مفید و سودمند رو انجام می‌دین…
از این همه زحمت و دقتی که برای تهیه متون و تصاویر زیبا صرف می‌کنید ازتون ممنونم و امیدوارم همین راه رو ادامه بدید…

ضمنا انقدر توصیف خوبی از کتاب “جزء از کل” ارائه دادید که همین امشب سفارشش می‌دم! (:

سلام.
ممنون از انرژی مثبت شما.
مطمئنم از خواندن جز از کل لذت می برید.

تجربه من از این کتاب: لذتی رنج آور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.