در این قسمت از وب‌سایت معرفی کتاب کافه‌بوک، قصد داریم هر هفته، شنبه‌ها یک پاراگراف خواندنی را با شما کاربران گرامی به اشتراک بگذاریم.

شنبه‌ها متن این صفحه تغییر خواهد کرد.

قبول دارم توی این مملکت قانون‌های بازی روشن نیست. اصلا، فضای بازی روشن نیست. انگار همیشه وسط بازی برق می‌رود. بعد تو نمی‌دانی کجای بازی هستی. فقط چیزی که هست یک حس مشخصی از آغاز بازی داری. انگار آدم دارد به جای یک نفر با دو نفر بازی می‌کند. هم رقیب، هم تاریکی. قانونش این است. قانون این‌جا این است. توی بازی، دو نفر هستید ولی باید حواست به چوب و ضربه‌های یک نفر غایبی هم باشد. نفر سوم کیست؟ کسی نمی‌داند. پیدا نیست. همیشه توی تاریکی است. ولی همه می‌دانیم که هست و ضرب دستش هم زیاد است. چیزی که هست فقط باید اطمینانش را جلب کنی. که به بازیت علاقه‌مند شود. که بگذارد کار خودت را بکنی.

– کتاب کوچه ابرهای گمشده اثر کورش اسدی