جملات کتاب‌های معروف

نشانک

در این مطلب از وب‌سایت معرفی کتاب کافه‌بوک، جملات کتاب‌های معروف را منتشر می‌کنیم. این بخش در واقع آرشیو قسمت دیگری از مطالب وب‌سایت است که به شکل عکس‌نوشته منتشر می‌شود. امیدواریم با خواندن این جملات و پاراگراف‌ها، کنجکاوی شما را نسبت به کتاب‌ها برانگیزیم و در ادامه با قرار دادن لینک معرفی آن کتاب شما را به مطالعه آن کتاب علاقه‌مند کنیم. در نظر داشته باشید مطالب جدید در قسمت‌های بالاتر قرار خواهد گرفت.

برخی از مطالب آرشیوهای قدیمی را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر دنبال کنید:

می‌گویند آدمیزاد آخرش هم دو متر زمین بسش است، اما آخر دو متر زمین که جای جنازه است، نه آدم زنده.

[ معرفی کتاب: کتاب همسر ]

هر زمان که خودت را کنار اکثریت دیدی، وقت آن است که متوقف شوی و تامل کنی.

– مارک تواین

یگانه قانون حقیقی همان است که به آزادی منجر می‌شود. قانون دیگری وجود ندارد.

[ معرفی کتاب: کتاب جاناتان مرغ دریایی ]

ادبیات از آغاز تا اکنون و تا زمانی که وجود داشته باشد فصل مشترک تجربیات آدمی بوده و خواهد بود و به واسطه آن انسان‌ها می‌توانند یکدیگر را بازشناسند و با یکدیگر گفتگو کنند.

[ معرفی کتاب: کتاب چرا ادبیات ]

بیشتر از هر چیز دلم می‌خواست می‌توانستم تمام روحم را در چشمانم بگذارم و تا ابد، تا هنگام مرگ به تو نگاه کنم.

[ معرفی کتاب: کتاب خطاب به عشق ]

تنها آن اندیشه‌ای ارزش دارد که زندگی‌اش کنیم.

[ معرفی کتاب: رمان دمیان ]

کسی که آزادی را از دیگران صدقه می‌گیرد همچنان برده و بنده باقی خواهد ماند.

[ معرفی کتاب: رمان آزادی یا مرگ ]

لعنت به این زندگی! از همه تلخ‌تر و ناراحت‌کننده‌تر این است که در آخر این زندگی به خاطر رنج‌ها هیچ پاداشی نصیب آدم نمی‌شود، بر خلاف اپرا هیچ صحنه‌های باشکوه پایانی نیست بلکه فقط مرگ است.

[ معرفی کتاب: کتاب اتاق شماره ۶ ]

حالا دوره‌ی جنگ وجدانه. دیگه نمی‌شه از هر طرف باد اومد، از همون‌ور رفت. یه وقتی بود که می‌شد کنار گود واستاد یا توی خونه موند و کاری به کار هیچ‌کس نداشت. اما امروز دیگه نمی‌شه. امروز جنگ عمومیه.

[ معرفی کتاب: رمان چشم انتظار در خاک رفتگان ]

از نظر گاندی، پست‌ترینِ آدم‌ها که لیاقت زندگی نداشتند آن‌ها بودند که نه به قصد ایستادگی، بلکه برای فرار از متجاوز به مبارزه‌ی بی‌خشونت روی می‌آوردند و آن را بهانه‌ای می‌کردند برای توجیه بزدلی خود.

[ معرفی کتاب: گاندی چه می‌گوید ]

دوتا ماهی داشتند با هم شنا می‌کردند که سر راه‌شان خوردند به یک ماهی پیرتر که داشت از آن‌ور می‌آمد و برایشان سر تکان داد و گفت «صبح به خیر بچه‌ها! آب چه‌طوره؟» بعد دوتا ماهی جوان کمی دیگر شنا کردند تا آخرش یکی‌شان به آن یکی نگاه کرد و گفت «آب دیگه چه کوفتیه؟»

[ معرفی کتاب: این هم مثالی دیگر ]

بسیار مشکل است که انسان بتواند ابتدای شکل گرفتن عشقی را که سرانجام تبدیل به شیدایی لگام‌گسیخته‌ای می‌شود به خاطر آورد.

[ معرفی کتاب: رمان وجدان زنو ]

خواننده‌ها باید از متونی که دوست دارن رونویسی کنن. فقط از این طریق می‌شه فهمید نوشته‌ها از چه نظر دوست‌داشتنی‌ان. خوندن سریع اجازه نمی‌ده چیزی رو که در ساده‌ی نوشته‌ها پنهانه کشف کنیم.

[ معرفی کتاب: رمان سفر زمستانی ]

اگر اصلا زندگی دارای مفهومی باشد، پس باید رنج هم معنایی داشته باشد.

[ معرفی کتاب: کتاب انسان در جستجوی معنی ]

همه آدم‌ها جنون خاص خود را دارند، و اما بزرگ‌ترین جنون به عقیده من آن است که آدم جنون نداشته باشد.

[ معرفی کتاب: رمان زوربای یونانی ]

می‌پرسید روح کجاست؟ هر موقع روح شما دردش بگیرد خواهید دانست که کجاست!

[ معرفی کتاب: کتاب دختر استالین ]

هرچه بیشتر می‌آموزی، کمتر می‌هراسی. «آموختن» نه به مفهوم تحصیل دانشگاهی، بلکه به معنای شناختن عملی زندگی.

[ معرفی کتاب: رمان درک یک پایان ]

هدف ما از انتشار جملات کتاب‌های معروف در قالب عکس‌نوشته و در ادامه معرفی آن کتاب، علاقه‌مند کردن شما به تحقیق در مورد کتاب و خواندن آن است. لطفا با به اشتراک گذاشتن نظرات خود در مورد این مطلب، و با بیان انتقادات و پیشنهادات خود، ما را در این مسیر راهنمایی کنید.

[ لینک: اینستاگرام کافه‌بوک ]