بهترین ترجمه کتاب ۱۹۸۴

نشانک

قبلا در معرفی رمان خارجی، کتاب ۱۹۸۴ اثر جرج اورول را معرفی کردیم. این رمان یکی از مشهورترین رمان های جرج اورول و همچنین یکی از رمان های پرفروش در سراسر جهان است که در رد حکومت‌های تمامیت‌خواه نوشته شده است. برای خواندن معرفی کامل این کتاب می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید، اما در این مطلب قصد داریم بهترین ترجمه کتاب ۱۹۸۴ را انتخاب کنیم.

» معرفی کتاب ۱۹۸۴


برای انتخاب بهترین ترجمه کتاب ۱۹۸۴ ما سه ترجمه شناخته شده از این رمان را با هم مقایسه می‌کنیم. ترجمه غیررسمی ولی شناخته شده مهدی بهره‌مند، ترجمه صالح حسینی از انتشارات نیلوفر و ترجمه حمیدرضا بلوچ از انتشارات مجید.

لازم به ذکر است که کافه‌بوک متن‌های انتخابی را به شکل دقیق با رعایت همه نکات نگارشی که در کتاب آمده است، در اینجا نقل می کند.

بهترین ترجمه کتاب 1984

بهترین ترجمه کتاب ۱۹۸۴ کدام است؟

قبل از مقایسه، این نکته را هم مد نظر داشته باشید که هدف ما، فقط مقایسه ترجمه‌های مختلف این کتاب است و نه میزان سانسور یا حتی موضوع سانسور شدن و یا نشدن.

It was a bright cold day in April, and the clocks were striking thirteen. Winston Smith, his chin nuzzled into his breast in an effort to escape the vile wind, slipped quickly through the glass doors of Victory Mansions, though not quickly enough to prevent a swirl of gritty dust from entering along with him

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه مهدی بهره‌مند:

یکی از روزهای آفتابی و سرد ماه آوریل بود و زنگ ساعت یک بعد از ظهر را اعلام می‌کرد. وینستن اسمیت در حالیکه برای فرار از باد شدید و تند سرش را به‌درون یقه کتش فرو برده بود و با عجله وارد ساختمان «ویکتوری مانشنز» گردید. اما با آنکه با شتاب در را پشت سر خودش بست نتوانست از ورود گرد و خاک به داخل ساختمان جلوگیری کند و غبار و خاک همراه او وارد کریدر شد.

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه صالح حسینی:

روزی آفتابی و سرد در ماه آوریل بود و ساعت‌ها زنگ ساعت سیزده را می‌نواختند. وینستون اسمیت، که در تلاش گریز از دست سرمای بی‌پیر چانه در گریبان فرو برده بود، به سرعت از لای درهای شیشه‌ای عمارت بزرگ پیروزی به درون رفت. با این حال، سرعتش آن اندازه نبود که مانع ورود انبوه خاک شنی به داخل شود.

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه حمیدرضا بلوچ:

یکی از روزهای بسیار سرد ماه آوریل بود و ساعت‌ها با نواختن سیزده ضربه، ساعت یک را اعلام می‌نمودند. وینستون اسمیت، درحالی‌که برای فرار از باد سرد موذی، سر در گریبان فرو برده بود، به‌سرعت از لای درهای شیشه‌ای به درون عمارت پیروزی خزید و گردبادی از گرد و خاک را با خود به درون آورد.

WAR IS PEACE
FREEDOM IS SLAVERY
IGNORANCE IS STRENGTH

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه مهدی بهره‌مند:

جنگ صلح است
آزادی بردگی است
جهل قدرت است

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه صالح حسینی:

جنگ صلح است.
آزادی بردگی است.
نادانی توانایی است.

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه حمیدرضا بلوچ:

جنگ، صلح است.
آزادی، بردگی است.
نادانی، توانایی است.

Freedom is the freedom to say that two plus two make four. If that is granted, all else follows

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه مهدی بهره‌مند:

آزادی آزادی ابراز این حقیقت است که دو به‌اضافه دو چهار شود. اگر این حق اعطا شود. همه حقوق دیگر به دنبال آن تحصیل خواهد شد.

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه صالح حسینی:

آزادی آن آزادی است که بگوییم دو به‌علاوه‌ی دو می‌شود چهار. این قضیه که تصدیق شود، سایر چیزها به دنبال آن می‌آید.

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه حمیدرضا بلوچ:

آزادی آن است که بتوانیم آزادانه بگوییم دو به‌علاوه دو می‌شود چهار. اگر این اصل پذیرفته شود، بقیه اصول به دنبال آن می‌آیند.

Throughout recorded time, and probably since the end of the Neolithic Age, there have been three kinds of people in the world, the High, the Middle, and the Low. They have been subdivided in many ways, they have borne countless different names, and their relative numbers, as well as their attitude towards one another, have varied from age to age: but the essential structure of society has never altered. Even after enormous upheavals and seemingly irrevocable changes, the same pattern has always reasserted itself, just as a gyroscope will always return to equilibrium, however far it is pushed one way or the other

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه مهدی بهره‌مند:

در تمام دوره زندگی بشر که تاریخ آن ضبط شده است و شاید از عصر حجر جدید، سه طبقه مردم برروی زمین زندگی می‌کرده‌اند: عالی، متوسط و پایین. این طبقات به‌نوبه خود به‌طریق گوناگون به‌طبقات فرعی دیگر تقسیم شده، و چه طبقات اصلی و چه طبقات فرعی در طی قرون نام‌های گوناگون به‌خود گرفته و نظریات مختلفی نسبت به‌یکدیگر پیدا کرده‌اند ولی تشکیلات اصلی اجتماع هرگز تغییری نیافته است و با آنکه تغییرات عظیمی در سراسر تاریخ روی داده و تحولات ظاهرا شکست‌ناپذیری به‌وجود آمده، سازمان اجتماع درست مثل عقربه قطب‌نما که به‌هر طرف چرخانده شود بار دیگر در جهت شمال می‌ایستد شکل اصلی خود را باز یافته است.

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه صالح حسینی:

در سراسر تاریخ مکتوب، و شاید از پایان عصر نوسنگی، سه گونه آدم در دنیا بوده‌اند: بالا، متوسط، پایین. به راه‌های فراوان به طبقات فرعی تقسیم گشته‌اند، اسامی بی‌شمار و گوناگونی گرفته و جمعیت نسبی آنان، همین‌طور گرایش آنان به یگدیگر، دوره به دوره تغییر یافته است. اما ساخت اصلی اجتماع هیچ‌گاه تغییر نیافته است. حتی پس از تحولات عظیم و تغییرات به ظاهر برگشت‌ناپذیر، همواره همان نقشینه‌ی خود را بر جای نشانده است، درست مانند دستگاه گردش‌نما که به‌رغم رانده شدن به هرسو همواره تعادل خود را بازمی‌یابد.

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه حمیدرضا بلوچ:

در تمام طول تاریخ مستند و شاید از اواخر عصر نوسنگی، مردم جهان به سه دسته قوی، متوسط و ضعیف تقسیم شده‌اند. آنها به صورت‌های مختلفی در تقسیم‌بندی‌های کوچک‌تر جای گرفته‌اند، نام‌های متفاوت بی‌شماری داشته‌اند، هم جمعیت و هم نگرش آنها نسبت به یکدیگر از عصری به عصر دیگر تغییر کرده است؛ اما ساختار اساسی اجتماع هرگز تغییر نکرده است. همانند ژیروسکپ که بعد‌از حرکت‌کردن به هر جهت دوباره به حالت تعادل باز‌میگردد، ساختار اجتماع نیز حتی بعد‌از آشوب‌های گسترده و تغییرات نسبتا غیرقابل برگشت، باز شکل اولیه خود را بازیافته است.

He gazed up at the enormous face. Forty years it had taken him to learn what kind of smile was hidden beneath the dark moustache. O cruel, needless misunderstanding! O stubborn, self-willed exile from the loving breast! Two gin scented tears trickled down the sides of his nose. But it was all right, everything was all right, the struggle was finished

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه مهدی بهره‌مند:

به‌چهره عظیم خیره شد چهل سال گذشته بود تا او توانست درک کند که در زیر این سبیل مشکی چه نوع تبسمی پنهان است، آه لعنت برسوءتفاهم بی‌رحم و غیر لازم! لعنت براین تبعید داوطلبانه و سر سختانه‌ای که او را از یک آغوش پر محبت دور کرده بود! دو قطره اشک که بوی جین می‌داد از طرفین بینی‌اش سرازیر شد. اما عیبی نداشت همه چیز بی‌عیب و بی‌نقض و بی‌اشکال بود.

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه صالح حسینی:

به چهره‌ی غول‌آسا دیده دوخت. چهل سال طول کشیده بود تا یاد بگیرد چه خنده‌ای در زیر آن سبیل مشکی نهفته بوده است. ای سوءتفاهم ستم‌پیشه و بی‌ضرورت! ای بریدگی سرسخت و خودخواسته از سینه‌ی پرمهر! دو قطره اشک آمیخته به بوی جین از گوشه‌های بینی او فرو لغزید. اما همه‌چیز بر وفق مراد بود، جنگ به پایان رسیده بود.

از متن کتاب ۱۹۸۴ – ترجمه حمیدرضا بلوچ:

به آن چهره غول‌آسا خیره شد. چهل سال طول کشید تا فهمید زیر آن سبیل‌های سیاه چه لبخندی پنهان است. چه سوءتفاهم و کج‌فهمی احمقانه‌ای! چه‌قدر خودسری و نادانی، که دست رد به سینه پرعطوفت او زدی. دو قطره اشک که بوی جین می‌داد از چشم‌هایش به روی بینی فروغلتید. اما چیزی نبود، چه باک، همه‌چیز روبه‌راه بود و جنگ به آخر رسیده بود.

بالاخره بهترین ترجمه کتاب ۱۹۸۴ کدام است؟

همان طور که تا به اینجا مطالب را خواندید و مقایسه کردید، هیچکدام از مترجم‌های محترم به طور کامل و ۱۰۰% به متن اصلی وفادار نبوده و نتوانسته‌اند ترجمه‌ای عالی و بی‌نقص ارائه کنند.

اما در میان این سه ترجمه، ترجمه صالح حسینی از انتشارات نیلوفر (نسبت به سایر ترجمه ها) قابل‌قبول‌تر و بهتر است.

بهترین ترجمه کتاب 1984


در نهایت این نکته را هم ذکر کنیم که شاید دیگر ترجمه‌های این کتاب، ترجمه‌های خوبی باشند و ما نمی‌توانیم بدون تحقیق آن‌ها را تایید یا رد کنیم.

نظر شما چیست؟ به نظر شما بهترین ترجمه کتاب ۱۹۸۴ کدام است؟

یک نکته مهم: ترجمه جدیدی از این کتاب به تازگی (۲۵ آبان ۹۷) توسط کاوه میرعباسی منتشر شده است که شایسته توجه است. کافه‌بوک به‌زودی مقایسه این ترجمه را نیز در کنار دیگر ترجمه‌های این کتاب قرار خواهد داد.


لینک مرتبط:

مقایسه ترجمه‌ کتاب چوب نروژی و جنگل نروژی

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 205
دوست نداشتم: 62
میانگین امتیازات: 3.31

سایت نشانک

67 دیدگاه در “بهترین ترجمه کتاب ۱۹۸۴

ترجمه صالح حسینی سنگینه و بسیار بسیار کسل کننده. در این حد که ممکنه کتابو بیخیال شین

ترجمه ی بهناز پیاده از انتشارات راه معاصر هم روان و فوق العاده بود

ترجمه کاوه میر عباسی بسیار روان و زیباست.
و یا حداقل بهتر از ترجمه آقای صالح حسینی هستش.
به نظرم جای ایشون تو این لیست خالیه.

ترجمه کاوه میر عباسی بسیار روان و زیباست.
به نظرم جای این مترجم تو این لیست خالیه

مرسی که چندتا نمونه مقایسه کردین . من این کتاب شروع به خوندن کردم با ترجمه صالح حسینی . به نظرم. فوق العاده کسل کننده و سنگینه . البته ترجمه هی دیگه نخوندم

ترجمه محمد علی جدیری دلچسب نبود. گیرایی خود داستان مجبورم کرد ادامه بدم. وگرنه از همون اول عبارات گنگ داره .
به نظر من ترجمه باید جوری باشه که تو متوجه نشی ترجمه هست. یعنی اگه قرار بود داستان را به زبان ترجمه شده بگن همینجوری بگن.
نمونه های عالی اینجور ترجمه ها رو از داریوش آشوری در ترجمه‌ی کتابهای نیچه می تونید ببینید.

من ترجمه خانم بهناز پیاده از انتشارات راه معاصر رو خوندم خیلی کتاب فوق العاده ای بود

ترجمه صالح حسینی بسیار خسته کننده هست بطوریکه کتاب را وقتی به نیمه رسیدم رها کردم. به نظر من ترجمه مهدی بهره مند بسیار روان و مخاطب را جذب میکند.

جالب بود و بسی غم انگیز،کتابی بود که خوانندرو جذب میکرد ولی آخرش معلوم نشد چی شد؟!!!!مُرد یا بخشیده شد؟!!!

ترجمه صالح حسینی بسییییی ملال آور است!!!

عجیبه که اثری از ترجمه ژیلا سازگار، نیست. به نظرم ترجمه ایشون، روان تر، دلچسب تر و قابل لمس تر از دیگر ترجمه هاست

سلام خدمت کافه بوک عزیز و یک سوال دارم و ممنون میشم پاسخ دقیق بدین بهم.
میخوام بدونم نسخه قدیمی و کاملا بدون سانسورش که مربوط به سال ۶۱ که توسط جناب بهره مند ترجمه شده است و حتی جنس کاغذشم از نوع کاغذ زرد و کاهی قدیمی است دقیقا چند صفحه است، یعنی دقیقا در حالت بدون سانسورش چند صفحه است، ممنون و خسته نباشین عزیزان

باسلام
نسخه قدیمی که مدنظر شماست ۳۶۸ صفحه است و ترجمه قابل قبولی هم هست

بنده ترجمه آقای بلوچ رو خوندم. نیمه ی اول کتاب ترجمه ی روان و خیلی خوبی داشت. نیمه ی دوم احساس کردم بعضی جاها سنگنین و کمی گنگه، که به نظرم به خاطر مفاهیم پیچیده تری بود که در اون قسمت ها مطرح شد.
در کل ترجمه ی آقای بلوچ به نظرم خوب و رسا بود و مشکلی باهاش نداشتم. و توی این مقایسات هم ترجمه ای به مراتب خوش خوان تر و رسا تر از سایر ترجمه ها داره گویا

با درود به نظرم ترجمه ی بلوچ رساتر و سیال تره.

ترجمه زهره زندیه اصلا خوب نیست پدرم در اومد تا بخونم کتابو البته اینقدر کتاب خوبه به هر زوری ک هست دارم میخونم

آقای دکتر صالح حسینی، از مترجمان قدیمی و شناخته شده هستند و سواد ایشان در ترجمه و شناخت زبان، (به ویژه که زبان انگلیسی رشته دانشگاهی ایشان هم بوده) بر کسی پوشیده نیست. اما ترجمه ای که آقای دکتر از ۱۹۸۴ کرده، نخستین بار در سال ۱۳۶۱ چاپ شده و ظاهرا خیلی هم در چاپ های بعدی ویرایش نشده است. (در واقع در دوران جوانی ایشان این کار انجام شده و قطعا اگر امروز ترجمه می کردند، بالکل متفاوت بود، هر چند در مقدمه چاپ ۱۳۹۱ هم گفته اند که خیلی ویرایش نکردند.) این ترجمه بسیار ترجمه ی ادبی و سخت خوانی است و به قول دوستمان که گفته بود باید مدام برگردی و جملات را مجدد بخوانی، بنده هم همین مشکل را در خواندن کتاب دارم. به نظرم ترجمه ی خوبی نیست خیلی مغلق است. ترجمه ی آقایان بلوچ و بهره مند روان تر و بهتر است. البته فکر می کنم کاوه میرعباسی از همه ی این سه بهتر باشد.

آقای حمیدرضا بلوچ شاهکار کرده تو این ترجمه. طبق خود داستان روان ونثر پیش رفته و بدون نیاز به مشکل کردن روند داستان با کلمات کمیاب که هیچ فایده ای که حتی به روان بودن داستان لطمه بزرگی میزنند. ایشون درست مثل خود نویسنده یعنی آقای جرج ارول مرحوم کتاب رو پیش برده. صددرصد این ترجمه رو به خوانندگان محترم پیشنهاد میکنم…

من ترجمه بهناز پیاده رو خوندم ترجمه روون و خوبی بود

روانی‌ ملاک خوبی برای ترجمه نیست!
اگر مترجمی فرانسوی تاریخ بیهقی را آنقد روان به فرانسه برگرداند که هرکسی آن را بفهمد و لذت ببرد ترجمه خوبی است؟
به دنبال ملاک های دیگری بگردیم

ترجمه ی مهدی بهره مند بهترین هست و کتاب هاش چاپ قدیم ۶۱ به صورت قاچاق و دست فروش میقروشتپن چون بی سانسوره مگر نه بقیه رو همرو سانسور کردن و چیزی کی میخونین فقط قطعه ای از حرف های اورل عزیزه

سلام من دارم ترجمه آقای “صالح حسینی” رو میخونم. به نظر من ترجمه خوبی نیست. جملات روان نیستند و خیلی اوقات نیازه برگردیم و از دوباره اون جمله رو بخونیم تا متوجه بشیم. ضمنا ایشون گاهی از کلمات خاصی در ترجمه استفاده میکنند که من هیچ وقت ندیدم و نشنیدم و نیازه به فرهنگ لغت مراجعه کنم(البته این میتونه از جهتی به بزرگتر شدن دایره لغات ما کمک کنه ولی منظورم اینه که ترجمه ی سختی هست). در کل فهم کتاب با این ترجمه انرژی زیادی میگیره.
من با مقایسه متون بالا حس کردم ترجمه آقای بلوچ بهتر باشه. حالا یه سوال: شما چطور و با چه معیاری ترجمه آقای حسینی رو بهتر از بقیه میدونید؟

سلام و خسته نباشید
ممنون از این مقاله خوب
من ترجمه ژیلا سازگار چاپ ۶۱ رو گرفتم
ولی کسی دربارش نظری نداده ممنون میشم اگه اطلاعاتی دارید در اختیارم قرار بدید
سپاسگزار

با سلام.من ترجمه کاوه میرعباسی رو از نشر چشمه پیشنهاد میدم.ولی باز هم بنظرم هیچ ترجمه ای نمیتونه کامل نظر خواننده پارسی این کتاب رو تامین کنه.

من ترجمه آقای صالح حسینی رو گرفتم اصلا خوب نیست و خیلی سخت میشه مطالعه کرد

سلام و عرض خستهنباشید به کافه بوک عزیز واقعا گل کاشتید با این سایتتون دمتون گرممممممم
یه خواهشی داشتم ترجمه کاوه میر عباسی رو بزارید ت مقایسه ها خواهشا خودتون میدونید که این کتاب چه شاهکاریه لطف کنید
من یکم گیج شدم کدوم رو بخرم بهتره حالا بین صالح حسینی و کاوه میرعباسی موندم
باتشکر

سلام – ممون از کلام انرژی بخش شما – منابع ما در کافه‌بوک محدود است اما تلاش می‌کنیم ترجمه کاوه میرعباسی را نیز در کنار سایر ترجمه ها قرار بدیم.

من در حال خواندن این کتاب با تر جمه خانم بهناز پیاده هستم به نظرم ترجمه روانی هست و می تونم با داستان ارتباط برقرار کنم

ترجمه اقای بلوچ از بقیه بهتر و روان تر بود به نظرم حتی من کتاب بادبادک باز هم با ترجمه ایشون خوندم واقعا نثر روان و راحتی دارن .

بهترین ترجمه این کتاب رو آقای کاوه میرعباسی در نشر چشمه به نگارش در آوردند

آقای میرعباسی مترجم توانایی هستند و این ترجمه از ایشان به تازگی وارد بازار شده است. حتما این ترجمه را نیز در مطلب و در کنار دیگر ترجمه ها قرار خواهیم داد. ممنون از تذکر شما.

به نظر من ترجمه بهناز پیاده بهترین ترجمه ای هست که برای این کتاب وجود داره. بدون تکلف و روان

کتاب خیلی خوب و تاثیر گذاری است ، همانند کتابهای دیگر جورج اورول

دوستانی که کتاب و مطالعه کردن کدوم ترجمه هم از نظر روانی هم ازنظر سانسور نداشتتن ترجمه بهتره و وفادارتری؟

من ترجمه آقای بلوچ رو بیشتر میپسندم. چون راحت تر میتونم با مطلب ارتباط برقرار کنم بقیه ترجمه ها به نظرم سنگین هستند و خوندن کتاب رو خسته کننده میکنند.

کاملا موافقم ، زیبایی و نثر زیباتری داره ، شاید باید اعتراف کرد که گاهی ترجمه لغت به لغت و وفادار موندن به متن ، در ترجمه، کار خیلی خوبی نیست !

به نظر من ترجمه آقای حمید رضا بلوچ کیفیت بهتری داره .

من ترجمه سیروس نورآبادی رو خوندم از طریق فیدیبو خریدم . ترجمه عالی و روانی داشت و خیلی دوست داشتم با‌ مقایسه ای که شما از متن گذاشتید بنظرم خیلی خوب و روان ترجمه کرده ولی نمی‌دونم چرا هیچ جا اسمی از ایشون بعنوان مترجم نیست .

من ترجمه ی مهدی بهره مند را خیلی بیشتر ترجیح میدهم به طوری که وقتی کتاب را به مدت کوتاهی گم کرده بودم و ناچار شدم از ترجمه های دیگر استفاده کنم اصلا به دلم ننشست و راحت نبودم و خوشبختانه کتابم پیدا شد و با همان ترجمه ی مهدی بهره مند ، مطالعه را ادامه دادم

من ترجمه آقا بهره مند که در سال ۱۳۶۱ چاپ شده رو خوندم نسبتا بدون سانسور بود ولی خب از لحاظ نوع فونت و اینکه بعضی کلمه ها رو سر هم نوشته بودن مشکل داره ولی گویا و راحته فهمیدنش
یکی از کتابای فوق العاده ای که تا الان تو زندگیم خوندم

ترجمه بلوچ به طور واضحی بهتره

با توجه به اینکه هر سه ترجمه از لحاظ وفاداری به متن در یک سطح هستن نظر من اینه ک ترجمه ای بهتره که همه نوع سواد و سطح فکری خوانایی داشته باشه و بتونه با حفظ بار ادبی مقصود مطلب رو ارائه بده و نظر بنده ترجمه آقای بلوچی است ^_^

کاوه میرعباسی عزیز هم در حال ترجمه این کتاب هستن ظاهرا، با شناختی که از کارهای ایشون دارم‌ به نظرم ترجمه خوبی خواهد بود.

بیشتر گیج شدم تا روشن.لطفا اگه نظر میدید با دلیل باشه

درمورد وفاداری به متن اطلاعی ندارم اما به نظرم از لحاظ روان بودن و سادگی و گیرایی متن ترجمه آقای حسینی مناسب نیست و ترجمه آقای بلوچ خیلی بهتره.

ممنون از قرار دادن این مطلب

با سلام، آیا این کتاب که با ترجمه بهره مند در کتابفروشی ها موجود است، همان متن سال ۶۱ (بدون ممیزی) است؟ با تشکر

سلام. کتابی که با ترجمه بهره مند وجود دارد چاپ افست هستش و به نظر میاد فقط قسمت های خاصی از کتاب سانسور شده.

ببخشید منظور از چاپ کتاب افست چیست و چه فرقی با سایر چاپ کتاب ها دارد؟
لطفا راهنمایی کنید من بین ترجمه آقای بلوچ و آقای بهره مند، مانده ام. اگر بدانم که ترجمه بهره مند که در کتابفروشی ها موجود است سانسور شده است، ترجمه بلوچ را خریداری میکنم. لطفا راهنمایی کنید. تشکر

دوست عزیز چاپ افست یک نوع چاپ خاص هستش که می تونم بگم غیررسمی هستش. به نظر ما ترجمه بهره مند از ترجمه اقای بلوچ بهتر است. اینکه کتاب بهره مند در کتاب فروشی ها پیدا می شود یا خیر، ما از این موضوع اطلاع نداریم.

چاپ افست دقیقا همین چاپی هست که توی چاپخونه روی کاغذ انجام میشه و در نهایت کتاب ازش خارج میشه

من واقعیتش ۱۹۸۴ با ترجمه اقای بهرمند خوندم و خیلیم هم لذت بردم خیلی ساده و روان و قابل فهم بودن و در رای دهی هم به ایشون رای میدم

من وقتی این کتاب رو بخونم حتما ترجمه صالح حسینی رو برای مطالعه انتخاب می‌کنم.

من ترجمه ی آقای صالح حسینی رو خوندم .هم سبک ترجمشون خوبه هم تاحدودزیاری وفاداریشون ب متن خوبه…

مرسى از زحمتى که براى این مقایسه کشیدید. واقعا عالى و کاربردى ه🍀

شما لطف دارید دوست بزرگوار

لطف میکنید درمورد ترجمه مرضیه صادقی هم توضیحی بدید؟

بنده ترجمه حمید رضا بلوچ رو دارم که ۲۸۰ ص هست اما کتابی که شما معرفی کردید بیش از ۳۰۰ صفحه بود

تعداد صفحات یک کتاب به عوامل زیادی بستگی دارد.
اندازه کتاب، تعداد خطوط در هر صفحه، اندازه فونت، تعداد صفحات مقدمه مترجم و…

من از ترجمه ی حمیدرضا بلوچ خیلی خوشم اومد .
مقاله ی مفیدی بود ، مخصوصا برای من که میخوام این کتابو بخرم و دوست دارم که ترجمش خیلی خوب باشه .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.