پس از تو

فروشگاه پاکت

پس از تو با عنوان اصلی After you اثر دیگری از جوجو مویز نویسنده و روزنامه‌نگاری انگلیسی است که از سال ۲۰۰۲ به نوشتن رمان‌های عاشقانه مشغول است. پس از تو ادامه کتاب من پیش از تو است.

اگر کتاب من پیش از تو را نخوانده‌اید، ممکن است مطالعه این مطلب برخی از ماجراها و قسمت‌های مختلف کتاب من پیش از تو را آشکار کند. همچنین پیشنهاد می‌کنیم اگر قصد خواندن پس از تو را دارید، فیلمی که بر اساس کتاب من پیش از تو ساخته شده است را نیز تماشا نکنید. در صورتی که فیلم را ببینید، هنگام خواندن پس از تو چهره‌ها و تصویرسازی‌های ذهن شما محدود به فیلم خواهد بود و این موضوع شاید برای همه افراد جالب نباشد. اگر فیلم را ندیده باشید می‌توانید هرآنچه را که دوست دارید تصویرسازی کنید.

پشت جلد کتاب پس از تو آمده است:

جوجو مویز روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی انگلیسی متولد ۱۹۶۹ لندن فارغ‌التحصیل دانشگاه لندن و یکی از معدود نویسندگانی است که دو بار موفق شده جایزه‌ی داستان بلند رمانتیک سال را از انجمن رمان‌نویسان رمانتیک دریافت کند. وی که حدود ده سال برای روزنامه ایندیپندنت مقاله نوشته، سال‌هاست که فقط به نوشتن رمان می‌پردازد. رمان من پیش از تو به قلم جوجو مویز در صدر پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار دارد و اقتباس سینمایی آن با نقش‌آفرینی دو بازیگر سرشناس انگلیسی، امیلیا کلارک و سام کلافلین ساخته شده است.

[ لینک: معرفی رمان‌های عاشقانه ]

خلاصه کتاب پس از تو

کتاب من پیش از تو به ماجرای زندگی لوئیزا کلارک قبل از اینکه ویل ترینر به زندگی او وارد شود اشاره می‌کند. در واقع در قسمت عمده کتاب من پیش از تو، لو زندگی خودش را داشت و تحت تاثیر ویل زندگی نمی‌کرد. اما در اواخر کتاب لو به کلی عاشق ویل شده بود. کتاب پس از تو به داستان زندگی لو بعد از اینکه ویل آن تصمیم مهم و حیاتی را می‌گیرد اشاره می‌کند.

این رمان هم مانند رمان اول با یک حادثه شروع می‌شود. حادثه‌ای که داستان کتاب پس از تو بر آن سوار است. حادثه‌ای که لو تا آخر کتاب تحت تاثیر آن قرار دارد.

لوئیزا بعد از آن اتفاق مهم در آخر کتاب من پیش از تو، اکنون به لندن آمده است و در آپارتمانی زندگی می‌کند که با پول ویل خریده است. پولی که ویل برای او گذاشته بود تا زندگی خود را تغییر دهد. تا شاید باعث شود لو به شیوه‌ای متفاوت زندگی کند، شیوه‌ای که ویل سعی کرده بود به لو یاد دهد.

لو در کافه فرودگاه مشغول به کار شده و مدام درگیر خاطرات ویل است، در ذهن خود با او گفتگو می‌کند و هنوز آن زندگی را که ویل از او خواسته بود در پیش نگرفته است. هنوز در حال هضم آن اتفاق است و احساس می‌کند توانایی ادامه زندگی را ندارد.

تو به من زندگی ندادی؟ دادی؟ در واقع نه. فقط این‌که زندگی قبلی‌ام را هم خراب کردی، درهم شکستی و تکه تکه‌اش کردی. حالا من به خرابه‌هایش چه کنم؟ پس کی می‌خواهد… دست‌هایم را به اطراف دراز می‌کنم. هوای خنک شبانه را روی پوستم حس می‌کنم. می‌بینم دوباره دارم گریه می‌کنم. «ویل، لعنت به تو». زیرلب زمزمه می‌کنم «لعنت به تو که تنهام گذاشتی.» (رمان پس از تو – صفحه ۱۷)

داستان کتاب با ملایمت پیش می‌رود تا اینکه اتفاق عجیبی در زندگی لوئیزا رخ می‌دهد. اتفاقی که زندگی او را به حاشیه می‌برد و این اتفاق تازه شروع داستان کتاب پس از تو است.

در قسمت دیگری از پشت جلد کتاب، داستان رمان به این شکل بیان می‌شود:

لوئیزا کلارک دختر پرستاری که درِ دنیای بزرگتری به رویش گشوده شده است، می‌رود تا زندگی را از سر بگیرد و آهنگی دیگر از بودنِ خویش بنوازد. لوئیزا که اینک تحول عظیمی در او رخ داده است با تجربه‌ی جدیدی روبه‌رو می‌شود و شرایط به گونه‌ای رقم می‌خورد که یک بار دیگر در آزمون زندگی شرکت می‌کند و بر سر دوراهی می‌ایستد. در نهایت مجبور می‌شود انتخابش را بکند و این شاید بزرگترین تصمیم زندگیش باشد که…

» معرفی چند رمان دیگر از جوجو مویز:

پس از تو

درباره رمان پس از تو

این کتاب، بسیار متفاوت‌تر از آن چیزی بود که انتظار داشتم. در کتاب من پیش از تو، ویل مدام به لو می‌گفت که برای زندگی خود نقشه‌های خوب داشته باشد و زندگی متفاوتی را تجربه کند. مدام او را راهنمایی می‌کرد و سعی داشت لو را به سمتی هدایت کند که از زندگی لذت ببرد.  تلاش می‌کرد کاری کند که لو دنیای بزرگ‌تری را تجربه کند و از یکنواختی خارج شود. قسمت‌های مختلفی از کتاب من پیش از تو هم به همین موضوع اشاره می‌کرد. از جمله این قسمت‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

–نگو شاید. کلارک باید روزی از این جا بروی. به من قول بده که باقی عمرت را توی این خراب شده نمانی.

–اصلا نمی‌توانم فکرش را بکنم که تو همه‌ی عمرت را این جا بمانی.

–آدم فقط یک بار دنیا می‌آید. واقعا وظیفه داری حتی‌الامکان بهترین زندگی را در پیش بگیری.

–به تو نمی‌گویم از ساختمان چندطبقه بپر پایین یا کنار نهنگ‌ها شنا کن یا این جور کارها (گرچه ته دلم دوست دارم از این کارها بکنی)، اما جسورانه زندگی کن، در زندگی‌ات شجاعت به خرج بده.

اما اتفاقات کتاب به نحوی پیش می‌رود که به لو فرصت یک زندگی ماجراجویانه را نمی‌دهد. به علاوه خود لو هم نمی‌داند چگونه با زندگی‌اش و زندگی که ویل برای او متصور بود روبه‌رو شود. همین موضوع باعث می‌شود که این کتاب مقداری خسته‌کننده باشد.

من به شخصه کتاب قبلی را بیشتر دوست داشتم، چرا که در آن کتاب هدف مشخص بود. شخصیت‌ها انگیزه‌های مشخص و واضح داشتند و داستان کتاب به خوبی پیش می‌رفت. اما در این کتاب هدف مشخصی وجود ندارد، بیشتر شخصیت‌ها سرگردان هستند و نمی‌دانند می‌خواهند با زندگی خود چیکار کنند. در این میان، مخاطب هم سرگردان است. نمی‌داند به چه کتابی روبه‌رو است و این حس بد به او منتقل می‌شود که نویسنده صرفا به خاطر موفقیت کتاب من پیش از تو، قصد داشته که ادامه آن را بنویسد.

در یک سوم پایانی اما، کتاب رفته رفته بهتر می‌شود و داستان انسجام بیشتری به خودش می‌گیرد. اما در کل این کتاب را بهتر از کتاب من پیش از تو نمی دانم. ترجمه این کتاب می‌توانست بهتر باشد اما با این حال مخاطب هنگام مطالعه با مشکل روبه‌رو نخواهد شد.

جملاتی از متن رمان پس از تو

حالا که روزمرگی‌مان را از دست داده بودیم، احساس سردرگمی می‌کردم. هفته‌ها طول کشید تا دست‌هایم که دیگر بدنش را لمس نمی‌کردند، احساس بی‌کفایتی نکنند؛ پیراهن لطیفش که دکمه‌اش را می‌بستم، دست‌های گرم و بی‌حرکتش که به آرامی می‌شستم، موهای ابریشمی‌اش که هنوز می‌توانستم لای انگشت‌هایم حسش کنم. دلم برای صدایش تنگ شده بود، برای برخورد تند و خشکش، خنده‌هایش که به سختی می‌توانست بخندد، کمرش که با انگشتم لمس می‌کردم، حالت پلک چشمانش وقتی خواب‌آلود می‌شد و روی هم می‌افتاد. (رمان پس از تو – صفحه ۳۷)

وقتی آدم درگیر قضیه‌ی فاجعه‌آمیزی می‌شود که زندگی‌اش را تغییر دهد، یک نکته این وسط مطرح می‌شود. در این گونه مواقع، آدم خیال می‌کند حتما باید با حادثه‌ی فاجعه‌آمیزی که زندگی‌اش را تغییر داده، رودررو شود؛ یادآوری گذشته؛ شب‌های بیخوابی، موضوع دائم توی ذهنتان می‌پیچد و از خودتان می‌پرسید آیا کار درستی کرده‌ام؟ آن چه را که باید به خودتان بگویید، می‌گویید. آیا اگر جور دیگری برخورد می‌کردید می‌توانستید حتی یک ذره هم شده تغییری در اوضاع ایجاد کنید؟ (رمان پس از تو – صفحه ۵۳)

می‌توانم بگویم از زندگی خودم تقریبا راضی بودم. این قدر در جمع‌هایی بودم بفهمم باید از شادی‌های کوچک زندگی هم خوشحال بود. سلامت بودم. دوباره خانواده‌ام را داشتم. کار می‌کردم. اگر هنوز با مرگ ویل کنار نیامده بودم، دست کم حس می‌کردم کم کم دارم از زیر سایه‌اش بیرون می‌آیم. (رمان پس از تو – صفحه ۱۷۷)

رقصیدیم و رقصیدیم، انگار هیچ کاری نداشتیم جز رقصیدن. وای خدای بزرگ، عالی بود. مدت‌ها بود که لذت زندگی کردن را از یاد برده بودم، لذت گم‌شدن در موسیقی، وسط ازدحامی از جمعیت، شور و هیجانی ناشی از تبدیل شدن به موجود زنده‌ای که قلبش می‌تپد. برای چند ساعت، در لحظاتی جانانه و رازگونه، خودم را از همه‌چیز رها کردم. مشکلاتم مثل بادکنک گازی از من دور شدند؛ شغل وحشتناک، رئیس ایرادگیر و درجا زدن‌ها. حالا چیز دیگری بودم، زنده، در جنب‌وجوش و شاد. (رمان پس از تو – صفحه ۲۰۴)

چرا باید بگذاری یک اشتباه کلِ زندگی‌ات را تغییر بدهد. (رمان پس از تو – صفحه ۳۷۸)

وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم، کسی که عاشقش هستیم، ظاهرا دیگر توان برنامه‌ریزی نداریم. گاهی افراد حس می‌کنند دیگه هیچ اعتمادی به آینده ندارند، گاهی هم خرافاتی می‌شوند. (رمان پس از تو – صفحه ۳۹۵)

کسی زیر سایه‌ی یک بت نمی‌تواند رشد کند. (رمان پس از تو – صفحه ۴۰۸)

با این که من خودم مادر نبودم، ولی چیزهایی درباره‌ی مادر بودن دستگیرم شده بود؛ هرکاری می‌کردی، احتمالا اشتباه بود. اگر سنگدل باشید، بی‌توجه یا غافل، به روح و روان بچه‌ای که تحت مسئولیت شماست، زخم‌هایی می‌زنید که هرگز التیام نمی‌یابند. اما اگر دلسوز و همدل باشید، مهربان و فداکار، اگر مایه‌ی دلگرمی آن‌ها باشید و به خاطر کوچک‌ترین موفقیتی که به دست می‌آورند، تشویقشان کنید، آن‌ها را به شکل دیگری به تباهی می‌کشانید و نابود می‌کنید. (رمان پس از تو – صفحه ۴۳۳)

گاهی به زندگی مردم دور و اطرافم نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم آیا سرنوشت ما انسان‌ها مقدر بر آن است که لطمه بخوریم و آسیب ببینیم. (رمان پس از تو – صفحه ۴۵۱)

مشخصات کتاب

عنوان: پس از تو
نویسنده: جوجو مویز
ترجمه: مریم مفتاحی
انتشارات: آموت
تعداد صفحات: ۵۴۴
قیمت چاپ یازدهم: ۳۶۵۰۰ تومان

نظر شما در مورد رمان پس از تو چیست؟ لطفا اگر این رمان را خوانده‌اید حتما نظرات ارزشمند خود را با ما به اشتراک بگذارید. از میان این رمان و رمان من پیش از تو کدام یک را قوی‌تر می‌دانید؟

[ اینستاگرام کافه‌بوک ]


» معرفی چند رمان عاشقانه دیگر:

  1. رمان ملت عشق
  2. رمان بلندی‌های بادگیر
  3. رمان آئورا
فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 712
دوست نداشتم: 361
میانگین امتیازات: 1.97

وینش

123 دیدگاه در “پس از تو

به نظرمن رمان من پیش ازتو خیلی پربارتر از رمان من پس از تو است ولی خود من به شخصه احتیاج داشتم تا بدونم لوییزا بعد از ویل با زندگیش چیکار میکنه ورمان دوم خیلی بهم کمک کرد ولی لحظاتی رو که بعد ازخوندن نامه ی ویل برای لوییزا تو جلد اول رمان تجربه کردم هیچوقت فراموش نکردم باورم نمیشد جملات یه کتاب بتونن به این سادگی اشکمو در بیان ومن عاشقش شدم

سلام.من واسه اینکه کتاب خوندن رو خیلی دوست دارم به رلم گفتم که برای تولدم کتاب بخره و اونم این کتاب رو برام گرفت دوماهه پیش.اول که شروعش کردم واقعا به نظرم خسته کننده بود چون من از رمان و مخصوصا رمان عاشقانه بدم میاد و وقتی دیدم پونصدو سی و‌ شش صفحس حتی فکرشم نمیکردم تو ۵روز تمومش کنم.پشت کتاب رو که خوندم نوشته بود (بخوانید و اشک بریزید)منم گفتم به همین خیال باش چون تحت تاثیر قرار نمیگیرم ولی وقتی نامه ی ویل رو شروع کردم و خوندم یکسره گریه کردم.به نظرم راجع ویل اینه که ویل آدم پرشوریه و قطعا نمیتونستی اون شرایطو تحمل کنه و همه ی حرفایی که توساحل به لوئیزا زد به نظرم درست بود.اره خب معلومه که آدم نمیتونن تحمل کنه یکی از عزیزان بخواد جلوی چشمش بمیره و حتی بهش کمک کنه ولی لوئیزا میتونست تواون شبی که تو اتاقش بود و بیرون نیومد خیلی بهتر به این موضوع فکر کنه وقتی با تمام خصوصیا ت ویل آشنا بود باید درک میکرد حتی اگه میمرد. به نظرم اینجور که داستان تموم شد بهتره چون هم لوئیزا میتونه خودشو پیدا کنه و‌هم ویل به آرامش میرسه. راستی کتابه (هنوز هم من )ادامه ی کتابه پس از تو هستش🌙✨

من بیشتر رمان های خانم مویز عزیز رو خوندم
خیلی بهشون علاقه دارم
چیزایی که مینویسه از ته و اعماق قلبش بیرون نیاد واقعا زیباست
رمان های من پیش از تو و پس از تو رو هم خوندم خیلی خوشگله ولی غم انگیز و ناراحت کننده
پیشنهاد میکنم رمان تک و تنها در پاریس رو هم بخونید قشنگه
با تشکر

من عاشق کتاب من پیش از تو شدم
اما ویل نباید این کار رو میکرد !! به نظرم تصمیم خیلی اشتباهی گرفت..
شرایط اون زمانش مثل زمانی نبود که شروع کرده بود به فکر در مورد خودکشی
لوییزا وارد زندگیش شده بود…

چرا من مدام فکر میکنم کتاب من پیش از تو ایده ی خود خانم مویز نبوده و از روی فیلمنامه فیلم دست نیافتنی ها نوشته شده؟!!!

سلام دوستان

منم کتاب من پیش از تو رو خوندم واقعا عالی بود
من خیلی گریه کردم وقتی ویل مرد 😭
ولی هنوز پس از تو رو نخوندم

راستی دوستان توصیه میکنم کتاب “سه شنبه ها با موری “رو بخونید و ببینید که دو انسان در موقعیت مشابه چه تصمیم های متفاوتی میتونن بگیرن

سلام من فیلم رو دیدم و به نظر من داستان عمیق نبود شخصیت ویل خودخواه و خیلی ضعیف و بر اساس آرمانهای سطحی و گذرای زندگی دنیا بود نه بر اساس مفاهیم عمیق و یا معنوی. ما همه انسانها در شرایطی شاید بدتر از ویل قرار بگیریم ولی اول به خاطر ایمان و توکل و صبر و بعد به خاطر آدمهایی که زندگی آنها بعد از ما سخت خواهد شد تحمل کرده و صبر پیشه میکنیم.و در این داستان ویل هیچ مفهوم واقعی وحقیقی از زندگی را نمیدانست مفاهیمی که شاید چند سال بعد بعد از گذراندن سرخوشی های سطحی زندگی خودش بهش میرسید.و دختره باید تلاش میکرد تا او را با چیزهایی فراتر از مادیات که پسره قبلا درکی ازشان نداشته آشنا کنه مفاهیمی مانند معنویت و فراتر از جسمانیت بودن و آشنا شدن با روح انسان که ارزش هر فردی وابسته به آنست.و فقط در آن صورت بود که پسره میتوانست در ارزشهایش تحدید نظر کند.

من پس از تو رمانی بود که منو درگیر خودش کرپه من خیلی گریه کردم 😭😪تا اخر عمر فراموشش نمیکنم 🖤🖤🖤💔 با اونجوری تموم شدنش زخم عمیقی به قلبم زد چرا ویل لوئیزا رو تنها گذاشت 🤦‍♀️

خیلی تلخ بود(من پیش از تو)
حجم این همه زیبایی وعشق ‌انگیزه که از دست رفت مخاطب رو ناامید کرد من که دیگه علاقه ای ندارم پس از تو رو بخونم😔
ای پسر فوق العاده بود
حیف بود……

کتاب من پیش از تو بسیار جذاب تر از من پس از تو بود.لوییزا عاشق ویل بود ولی ویل به اون اندازه که لو عاشقش بود عاشق لو نبود.ویل یه مرد مغرور هوسباز زنباره و جاه طلب بود که بسیار ماجرا جو و تنوع طلب و یاغی بود.هر چیزیو تجربه کرده بود و به همه جا سفر کرده بود.وقتی فلج کامل شد مقابل لو قرار گرفت دختری ساده با سقع ارزوهای خیلی کوتاه.بیشتر به نظرم ویل میخواست لو رو ازون زندگی یکنواخت در بیاره وگرنه عاشقش نشد.اینکه لو عاشق ویل شد و به همین دلیل ازش خواست خودشو نکشه خودخواهیه.چون ویل عذاب میکشید و حق داشت تمومش کنه.کتاب بعدی اصلا جذابیت کتاب اول رو نداشت و اخرشم معلق رها شد.اول کتاب خوانده بشه و بعد فیلم دیده بشه

منم دوس نداشتم ویل بمیره اما بنظرم پس از تو رو بخون

مدام دنبال یک روزنه ی امید میگشتم در داستان. مدام دنبال نقطه ی که ورق برگرده. و خیلی تدریجی و دیر گذشت. ویل کار خیلی اشتباهی انجام داد چون همراه خودش یه زن را هم کشت. من پس از تو رو نخوندم که ببینم چی شد اما میدونم یه زن دیگه نمیتونه سرپا بشه یا اگه هم بشه دیگه اون ادم سابق نمیشه بلکه یه مرده ی متحرک میشه. ویل میتونست بمونه و با لوییزا زندگی کنه. مهم نبود لوییزا تا کی عاشقش میمونه. خوندن این داستان حال منو خیلی بد کرد. هر کی روحیه ی حساسی داره بهش توصیه میکنم نخونه. اعتقاد به خدا چیز خوبیه که ویل نداشت.

ولی یه پایان تلخ همیشه بهتر از یه تلخی بی پایانه….

پایان تلخ رمان بهترین انتخاب بود و داستان رو جذاب تر کرده بود به همین دلیل باعث میشد آدم مدت ها بعد از خوندن رمان هم به اون فکر کنه

این دیدگاه که ویل بخاطر لو خودش رو کشت خیلی آرمانگرایانه و زیباس از عشقی فرازمینی….. در صورتی که قبل از اون تصمیم به این کار گرفته بود. و عشق و هر چیزی روش نتونست تأثیر بزاره… چیزی که من برداشت میکردم اینکه ویل اولویتش از زندگی خودش بود. و دوست داشت خودش تو بهترین حالت ببینه و با غرور به خودش افتخار کنه و آزادانه هرکاری که دوست داره رو انجام بده. باتوجه به شخصیتی که اوایل داستان از ویل اشاره کرد فردی بود که فوقولعاده مغرور بود و جاه طلب و دیدن خودش تو اون وضعیت خیلی وحشتناک بود. عشق لو براش کافی نبود، چون از آینده میترسید از اینکه الان لو بهش علاقه داره لذت میبرد، اما میترسید که همچین چیزی را بعدها تجربه نکنه. بنابراین ترجیح داد که در اوج قدرت و دوست داشته شدن بمیره.

خیلی ناراحت کننده بود من که کلی گریه کردم با خاطر ویل و یاد زندگی خودم افتادم که یادم رفته زندگی کنم

ولی اون بخاطر ویل خودش رو نکشت تصمیمش رو گرفته بود .وچون ادم یه دنده ای بود حتی واسه عشق که بوجود اومده بود هم نخواست تصمیمش رو عوض کنه

من با کسانی که گفتم پایانش زیبا نبود واقعا مخالفم.من یک شخصی هستم که اصلا احساسی نیستم و در آوردن اشک من غیر ممکنه!اما من تحسین می کنم تبحر جوجو مویز رو که انقدر ساده و آسون با جمله های ساده توانست مرا به گریه بیندازد.من عاشق بخشی هستم که ویل در نامه می گوید:«کلارک تو در قلبم ثبت شدی،از اون روز اولی که با آن لباس های خنده دار و لطیفه های مسخره ات وارد شدی و قادر نبودی کوچکترین چیزی را که احساس می کنی,بروز ندهی.تو زندگی مرا دگرگون کردی…»و من تصور می کنم وصف زندگی با یک ویلچر سخته،و سخت تر از اون اینه که ویل از شانه به پایین هیچ حرکتی نداشت،بخاطر همین خودکشی رو انتخاب کرد.من کاملا مطمئنم که کتاب خیلی خیلی زیبا تر از فیلم بود.به نظرم بهتره اول کتاب رو بخوانید(که حتما هم با ترجمه ی مریم مفتاحی باشه)تا بتونید خودتون لوئیزا و ویلیام رو تصور کنند،اگه اول فیلم رو به تماشا بنشینید و بعد کتاب را بخونید،کاملا تصورتون از این دو شخصیت,امیلیا کلارک و سم کالفتین میشه.من عاشق کتاب من پیش از تو هستم و هر چند بار هم باشه میخونم و به همه پیشنهاد می کنم.بخوانید و لذت ببرید.

عااااالی بعد از بر باد رفته این دومین کنابیه که عاشقشم

ولی من بعد از بد باد رفته کتابی قابل قیاس با اونو ندیدم

بنظرم رمان من پیش از تو عالی بود من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و گریه کردم

نمیدونم چراهمه ازاین کتاب تعریف میکنن حتی از فیلمش .من که اصلا خوشم نیومد خیلی مسخره بود و داستان ابکی بود.

من کتاب پیش از تو رو در کمتر از ۲۴ ساعت تموم کردم و تا مدتها فکر و ذهنم رو درگیر خودش کرده بود ولی کتاب پس از تو رو دوماهه دارم میخونم و اصلا هیچ حسی بهش ندارم واقعا کتابی بود که هیچ جذابیتی نداشت تا حالا همچین کتاب بیخودی نخونده بودم

به نظر من پایان کتاب هرچند بسیار تلخ بود اما بهترین پایان ممکن بود. عاشق این دیالوگ ویل شدم اونجایی که گفت لو من دوستت دارم اما من برای این زندگی ساخته نشدم. تنها چیزی که ویل را به زندگی امیدوار می کرد عشق لو بود. چه تضنیتی بود که لو همیشه عاشق ویل بماند؟ ویل آنقدر عاشق بود که نخواهد لو را اسیر خودش کند زیرا ویل لو را ازخودش بیشتر می خواست.. خیلی پیچیده ست این بحث. هر کدام از شخصیت های داستان به نوبه خودش ویل را دوست داشتند اما می‌خواستند برایش تصمیم بگیرند. کتاب به ما می آموزد که وقتی کسی را دوست داریم او را آنگونه که خودش می خواهد دوست داشته باشیم نه آنگونه که خودمان می خواهیم وبه تصمیماتش هرچند غیرمنطقی و احمقانه احترام بگذاریم. سهم هیچ پرنده ای قفس نیست. اگر پرنده ای را دوست داریم باید رهایش کنیم.

سلام. من خیلی اهل کتاب به خصوص رمان خوندن هستم. از بیشتر نویسنده ها تا حالا کتاب خوندم.. یه چند سالی هست که می بینم تو دست همه کتاب های جوجو مویز می چرخه.. و برام عجیب بود که چرا من هنوز نرفتم سمت این دو کتابش.. ولی دارم کتاب « پاریس برای یک نفر و داستان های دیگر از جوجو مویز» رو میخونم و می بینم که واقعا قلم خوبی داره این نویسنده . واقعیتش اینقدر قلم این نویسنده خوبه که برای موضوع پایان نامه ام انتخابش کردم. ببینید من دارم جامعه شناسی میخونم .. روی پایان نامه ارشدم دارم روی این موضوع کار میکنم.. البته تازه این دو کتابش رو دانلود کردم و میخوام از امروز شروع کنم به خوندنش .. تا یه چیزایی دستگیرم بشه.. میخواستم از تمام افرادی که این رمان رو خوندن، بپرسم که مضمون کتاب « پیش از تو و پس از تو » چی هست؟ آیا میتونیم بگیم که یه کتاب عاشقانه- اجتماعی هست یا فقط یه رمان عاشقانه است؟ یا عاشقانه- روانشناختی هست؟ آیا میشه اون رو به جامعه شناختی ربطش داد؟
ممنون میشم اگه کسی اطلاعی داره کمکم کنه تو این زمینه.

سلام به نظر من میتونه یه عاشقانه روانشناختی باشه، تعداد آدمایی که حاضرن خودشون رو فدا کنن شاید زندگی یه نفر دیگه رنگ تازه ای بگیره کم نیست! این موضوع می‌تونه علل مختلفی داشته باشه
و حتی شخصیت ویل که حاضر به ادامه ی زندگی نیست حتی با وجود لوییزا

به نظر من کتاب من پیش از تو بسیار زیباست وارزش خوندن داره من واقعا از خوندنش لذت بردم یه عشق واقعی دو نفر که حاظر بودن به خاطر عشقشون از خودشون بگذرن چقدر خوشبخت بودن که تونستن عاشق بشن هر چقدر کوتاه هر کسی لیاقت عاشق شدن رو نداره خودکشی ویل رو اصلا تایید نمیکنم فقط میتونم خیلی عذاب آوره که نتونی از زندگی لذت ببری واینکه دوست نداشت لو زندگیشو فداش کنه من که خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

ولی به نظر من تصمیم ویل به خاطر ضعف نبود.
برعکس تصمیم شجاعانه ای گرفت.
کتاب من پیش از تو برای من خیلی دلچسب بود.
مترجم به خوبی توانسته بود حس داستان را منتقل کند.
کتاب پس از تو را هنوز نخوندم.

به نظر من اندوه پایان پیش از تو رو فقط میتونه پس از تو عادی کنه بعد از تموم شدن پیش از تو من تمام ذهنم درگیر بود و واقعا غمگین بودم بلافاصله کتاب بعد رو شروع کردم و وارد ماجرای اون شدم و عادی شد

با وجود علاقه زیادم نسبت به پیش از تو ولی اصلا از پس از تو خوشم نیومد بنظرم اصلا جذابیت پیش از تو رو نداشت

سلام در جواب مهدی ترجمه خانم مریم مفتاحی نشر آموت از همه بهتر است بهتر‌که نه عالی تره

همانطور که پشت کتاب من پیش از تو نوشته شده به نظر من باید این کتاب را همراه با یک جعبه دستمال کاغذی فروخت .
باهمه ی این ها به نظر من رمانی عالی . دوست داشتنی و تحسین برانگیز بود .

اما به نظر من اخر این رمان عاشقانه باید طور دیگری تمام میشد .

زندگی ویل کاملا سخت بود من خودم امروز آن را تجربه کردم ویلچر نشینی برای یک ربع هم سخت است چه برسد به تمام عمر و سخت تر از این آن است که تو باید از دیگران بخواهی بیشتر کار هایت را انجام دهند .

واقعا خیلی سخت است

اگر انتهای داستان ویل امیدوار میشد و از تصمیمش با عشق منصرف میشد چیزی از ارزش و توانایی نویسنده کم نمیشد..
این حجم تلخی سهم خواننده کردن..انصاف نبود..
خوانندهدای که از ابتدا در تمام لحظات احساس طرفین رو با تمام وجود حس کرده بود حقش نبود در اوج ویل رو ضعیف ببینه..

رمان بسیار زیبایی بود اما درحد جذابیت رمانهایی چون برباد رفته ،تس و…

من پیش از تو رو تازه تموم کردم تاثیر زیادی روم گذاشت شخصیت ویل. و اینکه واقعا هستند کسانی که با وجود نا امیدی تمام وبدونن زمان زیادی برا زندگی ندارن درعین حال تلاش کنن شیوه خوب زندگی کردنو لذت بردن از زندگی رو یاد بقیه بدن! واقعا تحسین برانگیز بود

من پیش از نو انقدر جذاب بود که دیروز شروعش کردم امروز تموم شد .نتونستم کنارش بذارم

دقیقا کارتون اشتباه بود
کتاب رو اگ میخوای لذت ببری باید یواش یواش بخونی تا بتونی هضمش کنی و ازش لذت ببری
اون کاری ک شما کردی وظیفه ای بود نه لذتی
کتاب رو باید حسش کرد باید توش غرق شد
من خودم یک ماهه خوندمش و بازم میگم زود تمومش کردم
مثل خوردن غذای خوشمزس ک باید آروم آروم چشیدش ک تمام مزه هاش بیا زیر زبون
کتابم غذای روح باید همینکارو کرد
البته این نظر شخصی منه

چه ربطی داره من خودم حدودا ۱۸ساعته تمومش کردم ولی هر صفحه رو تونستم کامل بفهمم وواسش وقت بزارم و درکش کنم حتی بعضی متن هایی روک دوستشون داشتم ی گوشه واسه خودم نوشتم :/ربطی ب تایم خوندن نداره وظیفه ای هم برای کتاب وجود نداره فقط باید ببینی چطوری میتونی از هر کلمه اش لذت ببری

جزو بهترین رمان ها

بهترین رمان زندگیم بود (من پیش از تو)😍😍

در کتاب من قبل از تو ،بهتر نبود پایان کتاب اینطور می‌شد که ویل به خاطر عشق لوییز و زندگی جدید که بهش داده بود ،از تصمیمش صرف نظر می کرد ؟؟!!

به نظر من که پس از تو از من پیش از تو جذاب تر بود

سلام ویل در کتاب من پس از تو زنده است؟!

برای اتانازی رفت سوییس چطور زنده باشه 😐

نه عزیزم تو کتاب قبلی مرد

دوستان من میخوام رمان جای خالی سلوچ و پس از تو رو در قالب یه مقاله مقایسه کنم. به نظرتون گزینه هایی خوبی هستند برای مقایسه و بررسی تطبیقی؟

مندر کتاب من پیش از تو فصل آخر کلی غمگین شدم و گریه کردم . خیلیاز دست نویسنده دلخور شدم

واقعا متاسفم واسه نویسنده..فک نکرده اگه یه آدمهایی شبیه ویل این کتابو بخونن..چقدر ممکنه امیدشون کمتر بشه و سختتر با مشکلشون کنار بیان..و یا حتی فک کنن تصمیم ویل درست بوده..!!؟؟ من خودم بیمارم..واقعا انگیزمو از دست دادم

واقعا در مورد این موضوع متاسفم ولی این مجموعه به این اشاره داره که در تاریک ترین لحظات باز هم امید وجود داره و این به ما بستگی داره که چطوری باهاش رفتار کنیم به قعر دره ها کشیده بشیم یا راهمون رو توی زندگی پیدا کنیم و نا امید نشیم امیدوارم تو راه دومی رو انتخاب کنی

به نظر من کتاب من پیش از تو کتابی بود که در اوج ناامیدی داشت به امیدواری تشویقت میکرد مثل ویل که همش میخواست لوییزا کلارک به سراغ حرفه ای تازه برود و زندگی خوبی رو پیش رو داشته باشه ولی در اوج اون امیدواری ای که در موردش حرف میزد خودش کاملا ناامید بود و حاضر نبود حتی شرایط جدید زندگی اش رو ادامه بده مثل لو که بعد از کار کردن در کافه دیگه حاضر نبود در جایی دیگه ای کار کنه. به نوعی یه تناقض توی داستان وجود داشت البته در کل فوق العاده بود با اینکه آخر غم انگیزی داشت.

به نظر من کتاب جالبی هستن وآدمو تحت تاثیر خودش قرار میده

کتاب من پس از تو،ادامه ی کتاب من پیش از تو،اثر یک نویسنده معروف و دوست داشتن است که به خوی خود ،
نشان دهنده ی تلاش های یک دختر در برابر سختی های زندگی است.اگر خودمان را به جای شخصیت کلارک قرار دهیم،می توانیم به خوبی او را درک کنیم.چرا که او با درگیر شدن در افکار خود و با فکر کردن به انسانی که جایگاهی ویژه در زندگی او پیدا کرده بود،توانست به درجه های بهتری برسد و جهان را به گونه ای دیگر ببیند.
متن این کتاب روان،ساده و قابل فهم بود و نویسنده به خوبی با آن ارتباط برقرار می کرد.

من همین الان کتاب من پیش از تو رو تموم کردم،خییییلی غم اتگیز بود در صورتی ک داستان جوری نوشته شده بود ک ادم تا قسمت یکی مونده به اخر امید توی دلش موج میزد☹️

کتاب من پیش از تو اولش خوب بود ولی اخرش رو دوست نداشتم ….و الان مدتی تحت تاثیر اون هستم …

ویل رفت یک دنیای بهتر …مرگ که نا امیدی نیست

دقیقا منم چند وقته تحت تأثیر این کتاب و فیلم هستم
اصلا احساس امیدواری به من نداد من غمگین شدم

منم هر دو رو خوندم ،جالبه فکر می کردم با خوندن من پیش از تو فقط من انقدر تحت تاثیر قرار کرفتم و ذهنم تا مدتها مشغوله ولی ظاهرا همه همین حس و داشتن.من پس از تو اصلا به اندازه اولی جذاب نبود ولی باعث شد حالم یکم بهتر بشه

سلام.کتاب هنوز هم تو ادامه ی این دوجلده؟ و اینکه ترتیب خوندنشون چجوریه؟

سلام – بله کتاب هنوز هم من ادامه این دو کتاب هستش – ترتیب این سه جلد به این صورت می باشد: من پیش از تو، پس از تو، هنوز هم من

کتاب پیش از تو خیییییلی غم انگیز بود ومن شخصیت ویل رو بیشتر دوست داشتم.ولی خیییلی بد روم تاثیر گذاشته.افسرده ام کرده بااینکه روحیه خیلی خوبی دارم.وبرای بیماران و اونایی که روحیه خوبی ندارن توصیه نمیکنم.منکه اززندگی افتادم انگار لو من بودم.

سلام هردو کتاب عالی بود چون من نمیتوانستمبه راحتی کنارشان بگذارم ودوست داشتم سریع تمامش. رابخوانم.

سلام
فکر می کنم رمان” من پیش از او ” رئالتر از کتاب دوم جوجو مویز بوده باشه به شخصه خسته شدم تا کتاب دوم را تموم کردم ولی در مطالعه قسمت اولش این خستگی وجود نداشت مخصوصا زمانی که نویسنده به مباحث” محفل دوباره زندگی” می پرداخت به نظرم بیش از حد خسته کننده بود گاهی دلم می خواست مطالب این قسمت ها را نخونم و آخرش هم متوجه شدم واقعا چیزی را از دست نمی دادم. به نظرم نویسنده پایان کتاب دوم بیشتر به پایان فیلمی داستان نگاه می کرد آنجا که روی پشت بوم جشن گرفتند و همه شخصیت های رمان حضور داشتند.
امیدوارم بقیه رمانهای خانم مویز به شکل این یکی نباشند.

*خطر لو رفتن داستان

رمان پیش از تو منو دیوونه کرده.۲روزه مغزم درگیره خیلی گریه کردم دلم نمیخواست ویل خودکشی کنه.هیچوقت سراغ پس از تو نمیرم

وای که چقدر سردرگمم باخوندن کتاب پیش ازتو،کل وجودم به درد اومده…دلم میخواست آخرقصه خوب تموم بشه ولی نشد،خیلی چیزا ازاین کتاب یادگرفتم و واقعا این کتاب منو دگرگون کرد😔

من پیش از تو بهتر بود ولی اینم خوبهه بچه ها دختری که رهایش کردی هم بخونین

سلام
این کتاب توسط چندین نفر ترجمه و توسط ناشر های مختلفی چاپ شده. کدومشون بهتره؟
۱٫ مترجم ملیحه وفایی — ناشر الینا
۲٫ مترجم مریم مفتاحی — ناشر آموت
۳٫ مترجم فرزام حبیبی اصفهانی —- ناشر آتیسا
۴٫ مترجم شیدا رضایی —- ناشر نشر مصدق

مریم مفتاحی اموت من خوندم کاملا خوب و روون بود

سلام من کتاب من پیش از تو را دیشب تمام کردم واقعا احساس درد میکنم چرا مرد چرا خوب نشد واقعا احساس بدی دارم امیدوار بودم د
در من پس از تو منصرف از خودکشی شده باشه ولی الان میفهمم نه اخ من همراه با کتاب فیلمش هم دیدم خیلی قشنگ بود مخصوصا کسی که نقش ویلیام جان ترسند را بازی میکرداسمش Sam است درد را حس میکنم

گاهی وقتا یک جمله ساده به اندازه سیصد صفحه زیباست و پراحساس مثل حرف مهتاب که میکه دلم برا وبل تتگ شده. ساده و پراحساس که البته نشون میده جوجو مویز چقدر تاثیر گذارنوشته

منم خییییییییلی دلم وسه ویل تنگ شده😔😔😔

اخرشو اصلا دوست نداشتم.دوست داشتم بمونه و با سام زندگی کنه نه اینکه باز خودشو بسپره دست تقدیر

اگه قراره قسمتی از رمانو بگین یه اسپم اول نظرتون بذارین مزه رمان میره واس ما که نخوندین

من دلم واسه ویل تنگ شده
موقع خوندش یه حس عجیبی داشتم انگار خودم یکیو ازدست دادم وحالا دارم دربارش حرف میزنم

سلام.اول ممنون بابت سایت خوبتون.
من این کتابو خیلی دوست داشتم،متن روان و دلنشینی داشت.شخصیت ها صرفا چند تا کارکتر نبودن.یه انسان واقعی بودن که هم نقاط ضعف داشتن هم نقاط قوت؛بخاطر همین خواننده (که من باشم)خیلی راحت تر باهاشون ارتباط برقرار میکنه.
به مشکلاتی اشاره شده بود که تقریبا همه ی جوامع باهاش درگیرن و توی رمان ها کمتر دیدم که بهشون اشاره شده باشه.
این که مثل کتاب قبل یک خط مستقیم رو طی نمیکرد و معلوم نبود صفحه ی بعد قراره من و کارکتر هارو به کجا ببره؛جذابیتش رو بیشتر کرده بود.
و جوری نوشته شده بود که خیلی جاها بجای لوییزا خودم رو میدیدم،حدس میزنم واسه بقیه هم همین طور بوده.(؟)
در کل من این کتاب رو خیلی بیشتر از جلد اولش دوست داشتم،چون صرفا یه رمان واسه گذران وقت نبود و حرف های زیادی واسه گفتن داشت.

واقعا نمیدونم چرا اینقدر درمورد این کتاب نظرات منفی هست چون به نظر من پس از تو خیلی سرتر از پیش از تواه.سختی هایی که لوییزا بعد از از دست دادن ویل میکشه و مشکلاتی که برای شروع دوباره زندگیش داشت.از طرفیم لوییزا حق زندگی دوباره رو داره و قرار نیست که با مرگ ویل اونم بمیره.مگه غیر از اینه که خود ویل بهش گفت من نمیتونم تو رو از داشتن چیزایی که یه مرد دیگه بهت میده محروم کنم.در کل خیلی بی انصافیه که اینقدر درمورد این کتاب نظرات نادرست داده بشه چون واقعا کتاب قوی و عالیه شاید خیلی بهتر از پیش از تو.

تو این کتاب مسائلی آورده شده که از مشکلات اساسی همه ی جوامعه ، از دردهایی حرف زده که تو زندگی هر انسانی ممکنه وجود داشته باشه ، حتی نمیدونم چرا تعداد چاپش تا الان کمتر از کتاب قبلیه ، در صورتی که حق این کتاب خیلی بیشتر از ایناس ، جوجو مویز به خوبی از مشکلات اجتماعی این روزای آدما آگاهی داره و اون ها رو به طرزی حرفه ای وارد کتابش کرده . میدونم هر چقدر هم بنویسم نمیتونم حق مطلب رو ادا کنم ، فقط میتونم بگم عالی بود، بهترین و پر جاذبه ترین کتابی که تا الان خوندم.

سلام ، راستش میخواستم به همه ی دوستانی که نظرشون این بود که این کتاب به اندازه ی کتاب قبلی خوب نیست عرض کنم که از نظر من این کتاب وصف ناپذیره ، به نظرم کتاب قبلی کمی خسته کننده بود در صورتی که توی این کتاب هر صفحه که جلو تر میری حوادثی پیش میاد که یهو دهنت باز میمونه و کاملا غیر قابل پیش بینیه ، جوری درگیرش میشی که حتی حاضر نیستی یه لحظه بزاریش زمین

من خیلی احساساتی هستم یا شما هم بعد از خوندن من پیش از تو یه شب تا صبح گریه کردین؟

فکر می کنم احساسات شما خیلی قوی باشد…

سلام سارا
نه منم همینطور……دوست داشتم فریاد بکشم…..خصوصا اینکه مهمترین آدم ندگیم این کارو کرد….خودکشی

من هم که کتاب رو تموم کردم صورتم کاملا از اشک خیس بود

منم چند هفتس درگیرشم…به محض اینکه میخوام بیفتم روی دور تسلسل و تکرار،یادم میفته باید فقط خوب زندگی کنم.

دو سه تا از سکانس هاش واقعا گریه دار بود
مهمترین ش اونجایی بود که کامیلا ترینر وقتی با خودکشی اول ویل روبرو شده بود و به درگاه خدا استقاصه می‌کرد، اون جمله ش که می گفت همه چیز تو این دنیا حرکت میکنه جز دست و پاهای پسر من، خیلی منو تحت تاثیر قرار داد
و دومین سکانس وقتی بود که لو فهمید شکست خورده شب آخر مسافرت ش، لب ساحل
در کل کتاب جالبی بود

من چند روزه کتاب رو تمام کردم و اونقدر تحت تأثیرش قرار گرفتم که هرروز به ویل فکر میکنم و گریه میکنم…

من پیش از تورو پیشنهاد میکنم فیلمشو ببینید

سلام
نع ب هیچ وجه!
چون وقتی داری کتابو می خونی تخیلت مدام در حال تصویر سازیه وچون تصویر داره توی ذهنت شکل می گیره بهترین و زیباترین ابزار رو برای ساخت ی تصویر ب کار می بره بعدشم ابزار وزمان شما برای خوندن کتاب نامحدوده در حالی ک ابزار وزمان ی فیلم ساز بسیار محدوده!از طرفی دیگه وقتی شما دارین ی کتابو می خوانید ذات کمال طلب انسان فعال شده ‌بهترین چهره ها مکان ها لباس ها رو برای صفحه صفحه کتاب در نظر می گیره!
البته ن اینکه نظرم فقط ب این کتاب محدود باشه فیلم های غرور‌ وتعصب بلندی های بادگیر ربکا جین ایر بابالنگ دراز و…

نه من موافق نیستم ؛
به نظرم فیلمش به شدت ضعیف بود
ویل و لویسایی که در فیلم معرفی شدند زمین تا آسمون با شخصیت های کتاب فرق دارند
من اول فیلمش رو دیدم ، نظرم در مورد ویل یک آدم شکست خورده و گنگ بود و در مورد لوییسا فکر میکردم ی دختر سبک سر و احمقه
اما وقتی کتاب رو خوندم هر دو شخصیت برام ۱۸۰ تغییر کردن

شما دیدت نسبت به فیلم اشتباه بوده. درسته ویل شکست خرده بود ولی لو اصلا اهمق و سبک نبود :/
همه بهش میگفتن تو خیلی توانایی داری و اون عاشق مد بود… لباسای متفاوتش … نمیشه گفت چون لباسای اونطوری دوست داشت سبک بود
و اتفاقا خیلیم مهربون بود!

کتاب من پیش از تو فوق العاده بود.غم عجیبی داره پایان داستان .

من پیش از تو ، عالی بود. عاشقش شدم . باهاش زندگی کردم و شب زنده داری کردم تا تموم بشه . افسوس ک از اولش یکی بهم گفته بود آخرش… .با این حال جذابیت داستان خیلی بالا بود . هرچی بگم کم گفتم .یکی از بهترین هایی ک خوندم .بعدش هم ب همه پیشنهاد کردم بخونن. کتابم داره دست به دست می چرخه .ولی پس از تو رو دوس نداشتم . فقط اخراش ی کم بار مثبت داشت. حرفه ای امیدوار کننده . کلا رابطه لو با معشوقه جدیدش رو دوس نداشتم . شخصیت ها رو دوس نداشتم . ب نظرم اصلا قابل قیاس با نسخه اولش نبود . نه خوب نبود .

سلام من کتاب من پیش از تو را خواندم با ترجمه خانم ملیحه وفایی
به نظر شما فرق میکنه با ترجمه خانم مریم مفتاحی
چون زیاد داستان قابل هضم نبود

سلام دوست عزیز.
کافه بوک ترجمه ملیحه وفایی را با ترجمه مریم مفتاحی مقایسه نکرده، اما ترجمه خانم مفتاحی ترجمه خوب و روانی هستش.
ضمن اینکه کتاب پس از تو کتاب دشواری به لحاظ ترجمه نیست.

سلام.من فیلم من پیش از تورو دیدم،خیلی خوب بود، کتابشو نخوندم. میشه پس از تورو خوند؟! یا باید کتاب پیش از تورو حتما خونده باشم ؟؟؟!

اگر مایل بودید کتاب را هم بخوانید. چون کتاب بهتر از فیلم هستش اما اگر کتاب را هم نخواندید و سراغ کتاب پس از تو رفتید، مشکلی پیش نخواهد آمد.

دانلودشو ندارید؟؟؟؟؟؟؟؟

خیر دوست عزیز – در کافه بوک فقط به معرفی کتاب می پردازیم.

خوب شد به نظر سنجی ها اعتنا نکردم و خودم رفتم سراغ کتاب و تصمیم گرفتم با عقل خودم کتابو بررسی کنم. این کتاب خیلی قشنگتر از پیش از تو بود پر از خلاقیت خیلی راحت از موضوعات فرعی کتاب میشه دو تا فیلم جذاب درست کرد .
اخر کتاب اصلنم مثل فیلمای ایرانی تموم نمیشه .
من با خوندن این کتاب فهمیدم که جوجو مویز بلده .

تو این کتاب لو دوباره عاشق میشه؟ اگه واقعا دوباره عاشق میشه ترجیح میدم نخونمش …. و یا اینکه آخرش بد تموم میشه؟؟ اگه بد تموم میشه بازم ترجیح میدم کلا نخونمش و تصور کنم داستان تو جلد اول تموم شده :|||

اگه من پیش از تو رو هنوز نخوندید، نخونینش. هنوز اندوهش رو قلبم سنگینی میکنه. امیدوارم هیچ انسان فلجی نخوندش

سلام ببخشید من می‌خوام پس از تورو بخرم ولی می‌خوام بدونم آخرش بد تموم میشه یا نه آخه خیلی روم تاثیر بد میزاره .همین پیش از تو موندم هی تو فکر میرم ممنون میشم ک بگین آخرش خوب تموم میشه یا بد

سلام. جواب رو برای شما ایمیل کردیم…
نخواستیم در اینجا آخر کتاب فاش شود…

پیش از تو کتاب خوبی بود خوشحالم که این کتاب رو خوندم ای کاش آخرش ویل اون بلا رو سر خودش نمیاورد اینطور که تموم شد بد بود تمام زحمات لو از بین رفت.

انتظار نداشتم پیش از تو اونطوری تموم شه بخصوص که دوس داشتم دوباره ویل به زندگی برگرده و تلاشهای لو هدر نره .. خون به جگرمان کرد :))) تلخ و دوست نداشتنی!

سلام
من هرچه قدر عاشق پیش از تو شدم ، پس از تو رو دوست نداشتم و حتی باعث شد مقداری لذت اولی رو هم از دست بدم 🙁
خیلی هندی بود و آخرش هم مثل فیلم های ایرانی تموم شد

من پیش از تو واقعا عالی بود….خیلیی قشنگ بود♥️
اخراش فقط میخوندمو گریه میکردم.همش میگفتم شاید ی چیزی بشه ویل منصرف بشه…😪
پس از تو رو نخوندم هنوز ولی فکر نمیکنم جالب باشه..ویل بود ک داستانو جذابش کرده بود😞

اره واقعا قبول دارم منم میترسم برم سراغ پس از تو ببینم بدون ویل جذابیت نداره :/

در حینی که داشتم پیش از تو رو میخوندم مدام فکر میکردم کتاب قشنگیه و بعد از اینکه تموم بشه همون لحظه دوباره میخونمش اما وقتی صفحه ی اخر بغض گلومو گرفت نظرم عوض شد الان دارم فکر میکنم که من واقعا ی عوضی ام چون تا وقتی به پایان داستان چند ص بیشتر نمونده بود یادم نیفتاد ی دوست فلج دارم که شیش ماهه ندیدمش ?????

به نظر من اگر جلد دوم نبود رسالت جلد یک عقیم می موند من از جلد دو خیلی خوشم اومد و بسیار تاثیر گذار دیدمش و این حس همزاد پنداری که جلد دو بهم میداد بسیار در تاثیر گذاریش دخیل بود با تمام نواقص که هرتالیفی ممکنه داشته باشه ولی مزایای این هر دو جلد این کتاب و خوندنش به نواقصشو نخوندنش میکرده

اگه نخوندینش همین الان حاظر شید برید سر کوچه بخرید و شروع به هوندنش کنید. تا اواسطش زیاد قابل توجه نیس اما از یه جایی به بعد خییلییی قشنگه. من فکر کنم حدود ۵۰۰ باری خوندمش. وای وای… از فصل ۲۵ به بعد محشره. واقعا عالیه. به نظرم خیلی بهتر از من پیش از توعه. پس… همین الان بپرید بخرید بخونید. محشره محححححشششششرررررررررر

تلخه تلخ پس از تو ها رو خ دیدم تو جامعه کاش هممون اونطور که میخواییم زندگی کنیم زندگی خ کوتاهه

وقتی پیش از تو رو با گلی ذوق میخوندم واسم عالی بود و حتی ۵۰ صقحه ی عاخرش گریه میکردم
ولی پس از تو رو خوندم ب امید اینکه عاخرش یه چیز بهتری بشه
ولی حقیقتا نظرم اینه ک پس از تو مث هر جلد دوم کتابی گند زد به داستان
اینکه ما تو ذهنمون مرگ ویل رو باوز کنیم و واسه لوییزا یه داستان خوب بسازیم خیلی بهتر بود تا با پس از تو مواجه شیم
پس از تو رو ب اندازه من پیش از تو دوس نداشتم و حس مسکنم هیچ موضوع منسجمی نداشت برخلاف من پیش از تو
بچه ی ویل …سام ..لوییزا…همه ی این حوادث بینش باعث شد از اینکه هیچ موضوع منسجمی ک داستان پیش بره رو نداره و خوشم نیاد

من هر دو کتاب رو دوست داشتم
بارها و بارها حین خوندن فکر میکردم این کتاب خیلی ساده وپیش پا افتاده است و ارزش اینقدر معروف شدن رو نداره ولی وقتی به پایان جلد دوم رسیدم حسی رو که با تموم شدنش بهم دست داد و دوست داشتم
انرژی مثبتی در من ایجاد شد که متفاوت بود

رمان ” پیش از تو ” دیگه چه ادامه ای میتونه داشته باشه وقتی نقش اصلیش دیگه نیست
به نظرم حالا که ویل تو داستان نیست ” پس از تو ” ارزش خوندن نداره :|||

من فیلمشو دیدم و عاشقش شدم
تا اخر داستان اصلا فکر نمیکردم ویل اینکارو بکنه، واقعا غم انگیز بود، فقط امیدوار بودم انجامش نده!
ولی درنهایت شاید همین بود که به یه رمان جذاب تبدیلش کرد. چون متفاوت تموم شد..
فکر نمیکنم پس از تو زیاد جذاب باشه..چون اونیکه باید باشه توی داستان، نیست!:(

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.