کافه‌بوک معرفی و پیشنهاد کتاب

رمان کنار دریا

رایا

رمان کنار دریا نوشته ورونیک اولمی است که برای او جایزه مشهور کتاب اولی های آلن فورنیه را به ارمغان آورد.

همچنین این کتاب، جزء پرفروش ترین کتاب های سال ۲۰۰۱ فرانسه و آلمان بوده و به ۱۵ زبان ترجمه شده است.

در قسمتی از پشت جلد این کتاب آمده است:

ورونیک اولمی، رمان نویس و نمایشنامه نویس توانای فرانسوی است که پیش از این رمانی از او در ایران منتشر نشده است. اولمی، کنار دریا را از خبر کوتاهی که در روزنامه خوانده بود الهام گرفت.

رمان کنار دریا از انتشارات چترنگ

رمان کنار دریا

این کتاب کم حجم – ۸۰ صفحه – داستان مادری است که می خواهد پسرانش را خوشحال کند، می خواهد به هر طریقی که شده آن ها را به دریا ببرد و لحظات خوبی را برای آن ها رقم بزند. به همین خاطر سفر خود را شبانه در هوای بارانی آغاز می کنند. سفری که از همان ابتدا تاریک به نظر می رسد.


با همه مشکلات و سختی هایی که وجود دارد – هوای بارانی، نداشتن پول، روبه رو شدن با شهر عجیب و… – مادر داستان تمام تلاش خود را می کند که پسرانش، کوین و استان بتوانند لبخند بزنند و راضی باشند، اما…



کتاب های دیگری از همین انتشارات:         کتاب سیر عشق     –     کتاب شکار و تاریکی

داستان رمان کنار دریا

درباره رمان کنار دریا

از همان ابتدا که شروع به خواندن کتاب کنید، متوجه می شوید که این داستان قرار نیست شما را سرگرم کند. قرار نیست برای شما روایت یک سفر جذاب به کنار دریا و خوش گذرانی های یک خانواده شاد یا هر چیز خوشحال کننده دیگر باشد.


رمان به شکل تلخ و تاریک، بدون هیچ روزنه ای از امید جلو می رود و کاری می کند که شما در کتاب غرق شوید و در آخر، کاملا شما را خفه می کند.


مطمئن باشید از خواندن این کتاب تلخ لذت نخواهید برد. اما کتاب شما را به فکر فرو می برد و تاثیر عمیقی روی شما خواهد داشت.


قسمت هایی از متن رمان کنار دریا

قسمت هایی از متن رمان کنار دریا

وقتی کوین دید که من بیدار شده ام از ته دل بلند گفت مامان! و نحوه صبح به خیر گفتن یک بچه، طوری که انگار تو شگفتی امروزش باشی، یا بهترین خبری باشی که تا حالا شنیده است، واقعا فوق العاده است. صبح ها انگار کوین دلش برایم تنگ شده است. با خودم فکر می کنم شب ها کجا می رود که حس می کند از راه خیلی دوری برگشته.

بزرگ ترین امید یک بچه بودن کار سختی است.

باید خودم را به چیزی متصل می کردم، به فکری، تصویری، چیزی که مرا از آن وضعیت نجات دهد. مثل ماشین درب و داغانی بودم که با کوچک ترین جنبشی به هر سمتی می رفت. با یک تکان اعصابم از جا می پرید، اعصاب اطراف چشم ها، دست ها و لب هایم که می جنبیدند، در خلا به هم می پیچیدند، به داخل برمی گشتند و همدیگر را گاز می گرفتند.

عجیب است که هیچ وقت در خیابان مردم را در حال گریه و زاری نمی بینم. بیشتر از اینکه گریه کنند، با تلفن صحبت می کنند. شاید اگر بیشتر گریه می کردیم کمتر از همدیگر متنفر بودیم.

فکر مثل جانور کوچک کثیفی است. بعضی وقت ها ترجیح می دهم سگ باشم. شرط می بندم سگ ها هیچ وقت نه با خودشان فکر می کنند کجا هستند، نه اینکه باید دنبال چه کسی بروند، فقط هوا را بو می کشند و همه ی این ها همان جا برای همیشه ثبت شده است. انسان ها حس بویایی ندارند. همین خطرناک است. 

مشخصات کتاب

  • رمان کنار دریا
  • نویسنده: ورونیک اولمی
  • ترجمه: آوا قائمی
  • انتشارات: چترنگ
  • تعداد صفحات: ۸۰
  • قیمت چاپ اول: ۹۵۰۰ تومان

نظر شما در مورد این کتاب چیست؟