من با این بخش واقعا مخالفم
او می‌گوید: «نوزاد هم همین‌طور! او چه‌طور می‌تواند شاد باشد درحالی‌که آگاه نیست و در اصل از خودش هم بی‌خبر است؟!
اگر به راستی نوزاد یا حتی کودک از شادی کردن خوش هیچ آگاهی نداشت پس چه طور ما دلمان برای شادی های عمیق دوران کودکی تنگ شده است؟!
این یعنی ما شادی دوران کودکی را با دل و جان حس کرده ایم که الان دلمان برایش تنگ شدست واگر آن شادی را آگاهانه حس نمیکردیم الان دل تنگش نبودیم چون اصلا یادمان نبود!